کسانی هستند که زنانگی را توجه به زینت و آراستگی میدانند.
و کسانی هم هستند که زنانگی را به رفتار و برخورد یک زن با شوهرش -عشوهگری و ناز- محدود میکنند.
این دو دسته از افراد با این کار خود به زنانگی ظلم کردهاند و آن را بسیار محدود ساخته و به درستی درک نکردهاند.
و اما زینت و آراستگی که طبق نص قرآن به مردان دستور داده شده است: {يَٰبَنِيٓ ءَادَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمۡ عِندَ كُلِّ مَسۡجِدٖ وَكُلُواْ وَٱشۡرَبُواْ وَلَا تُسۡرِفُوٓاْۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلۡمُسۡرِفِينَ}
«ای آدمیزادگان! در هر نمازگاه و عبادتگاهی، خود را با لباس مادی که عورت شما را بپوشاند، و با لباس معنوی که تقوا نام دارد بیارائید، و بخورید و بنوشید ولی اسراف و زیادهروی مکنید که خداوند مسرفان و زیادهرویکنندگان را دوست نمیدارد».
ابنعباس رضیاللهعنه نیز فرموده است: «من دوست دارم خودم را برای همسرم زینت دهم چنانکه دوست دارم او نیز خود را برای من زینت دهد».
بنابراین؛ زینت نماد زنانگی نیست زیرا فقط مختص به زنان نیست، چنانچه مرد نیز خود را برای رفتن به مسجد آراسته و زینت میدهد، برای همسرش نیز خود را میآراید همانگونه که زن خود را برای او زینت میدهد.
اما زنانگی، آن چیزی است که مخصوص توست، آن رفتاری است که بهخاطر زن بودنت انجام میدهید و اگر از آن منحرف شوید، زنانگی خود را از دست میدهید و به راستی ما از آن عدول کردهایم مگر کسیکه پروردگارم به او رحم کرده باشد.
زنانگی این است که شما قبل از بیرون رفتن از خانه بهیاد بیاورید که زن هستید و زن هیچگاه شبیه مرد نیست، پس خودتان را بپوشانید.
زنانگی این است؛ وقتی در خیابان راه میروید بهیاد آورید که یک زن هستید و زن هیچگاه مانند مرد نیست، پس در وسط راه مردان قرار نگیرید و تا جایی که ممکن است از دید آنها فاصله بگیرید و با شرم و حیا قدم بردارید.
زنانگی یعنی وقتی غریبهای وارد دنیای شما میشود یا با شما همانطور رفتار میکند که با مردان رفتار میکند، میخندد و شوخی میکند، رفتار دیگری در مقابل خود ببیند که به او یادآوری کند شما جنسیتی متفاوت از او دارید، پس او مانند یک مرد نیست که با او بخندم و شوخی کنم و هر طور که دلم خواست با او صحبت کنم، بلکه او جنسیتی غیر از جنسیت من است، او یک زن است. پس با خنده با من رفتار نمیکند، بلکه بسیار محجوب است و لحن کنترل شده و سخنان کوتاه و نیکی دارد.
به طور خلاصه، زنانگی رفتاری است که بر تمام اعمال شما حاکم است، اینها کارهایی است که شما انجام میدهید زیرا میفهمید که شما یک زن هستید و مرد هیچگاه شبیه زن نیست.
پس اگر آن را به زیباسازی محدود کنید، مانند بسیاری از زنان این دور و زمانه خواهید شد، زنمردنمای فاقد زنانگی که لباس و زینت زنانه میپوشد نه کمتر و نه بیشتر.
📝شروع یادگیری دو زبان در کودکان میتواند تأثیرات زیادی بر رشد زبانی و شناختی آنها داشته باشد. بهترین زمان برای معرفی یک زبان دوم به کودک به شرح زیر است :
1⃣سنین ابتدایی (0 تا 3 سال): در این دوره، کودکان قادرند بهطور طبیعی و بدون تلاش خاصی زبانهای مختلف را یاد بگیرند. محیطهای زبانی غنی و تعاملات روزانه میتواند به یادگیری مؤثر زبان دوم کمک کند.
2⃣سنین پیشدبستانی (3 تا 6 سال): کودکان در این سنین همچنان میتوانند زبان دوم را بهطور مؤثر یاد بگیرند. تواناییهای زبانی و شناختی در این دوره بسیار انعطافپذیر است و آموزش زبان دوم در این سن میتواند به تقویت مهارتهای زبانی و اجتماعی کودک کمک کند.
3⃣سنین مدرسهای (6 سال به بالا): اگرچه یادگیری زبان دوم در این سنین نیز ممکن است، اما ممکن است کودکان در مقایسه با سنین پایینتر با چالشهای بیشتری روبرو شوند. با این حال، آموزش زبان دوم در این سن میتواند به تقویت مهارتهای تحصیلی و اجتماعی کودک کمک کند.
نکات کلیدی:
– 🔅 زبان دوم را بهطور طبیعی معرفی کنید: سعی کنید زبان دوم را از طریق بازی، کتاب، و مکالمات روزمره معرفی کنید.
🔅محیط زبانی را غنی کنید: قرار دادن کودک در محیطهای زبانی که در آنها زبان دوم صحبت میشود، به یادگیری مؤثر کمک میکند.
🔅صبر و انگیزه: یادگیری دو زبان نیاز به صبر و انگیزه دارد. با ایجاد یک محیط مثبت و تشویق کودک، میتوانید به یادگیری موفق زبان دوم کمک کنید.
لج بازی با زنانگی هرگز با هم جمع نمی شوند و پایههای عشق و محبت و امکان زندگی را در هم می کوبد و از بین می برد
کاتب: محمد سرور نجار ترجمه: استاد فدیبا کریم نژاد حفظها الله ارائه: ماهدیم بلوچ
لجاجت و زنانگی هرگز با هم جمع نمیشوند. یک زن لجباز سهم زیادی از مردانگی را در خود دارد و یک مرد هرگز نمیتواند چنین شخصیتی را تحمل کند.
اگر لجاجت و سنگدلی وارد زندگی زناشویی شود، محبت و عاطفه بلافاصله از پنجره بیرون میرود و هیچ مردی نیست که اجازه دهد مرد دیگری در خانهاش کلمه به کلمه با او جر و بحث کند.
در نهایت، مهم نیست که یک زن چقدر زیبا باشد یا جایگاه والایی در قلب شوهرش داشته باشد، لجاجت کافی است تا پایههای عشق و محبت و امکان زندگی را در هم بکوبد و از بین ببرد.
یک بار برای همیشه هم در فضای مجازی و هم فضای واقعیت، در را بر روی جامعهی زنان ببندید.
کاتب: أبو عمر القاوشی ترجمه: استاذ فریبا کریم نژاد حفظها الله ارائه: ماهدیم بلوچ
“من دختری محجبه از خانوادهای خوب هستم و همه از اخلاقم تعریف میکنند، در پیامرسان با مرد جوانی آشنا شدم و پس از مدتی صحبت کردن به شدت به او وابسته شدم، اما میدانم کاری که انجام میدهم حرام است و جایز نیست.”
ای برادر! بهخاطر خدا با خودت روراست باش و شما نیز ای خواهرم با خودت روراست باش!
چندین بار چنین داستانهای واقعگرایانهای را شنیدهاید! من خودم بارها آن را در بیش از یک تریبون و پلتفرم شنیدهام و دلیلش این است که مرد یا زن ملتزم فریب تعهد و التزام خود را میخورد و به نام تبادل اطلاعات مفید دینی، کلیپهای صوتی شیوخ و مواردی از این قبیل، باب ارتباط با خواهران را میگشاید.
مردان جوانی را مییابید که دوستی با زنان را به هزینهی خودش تحت عنوان «نیت من خوب است و او را میشناسم» میپذیرد، تا اینکه دختر بیچاره خود را به آن جوان وابسته میبیند و در خودش نیاز به صحبت با او پیدا میکند و شیفتهی سبك صحبت کردنش شده است.
بنابراین، بهترین درمان این است که یک بار برای همیشه هم در فضای مجازی و هم فضای واقعیت، در را بر روی جامعهی زنان ببندید.
بدانید که بهترین راه مقابله با پلیدی دشمنان فطرت و مقابله با زیادهخواهی آنان، مراقبت از خانواده و تربیت نیکوی فرزندان است. آیا شاهد اقدامات، ترفندها و نقشههای دشمنان هستید؟! همگی اینها ضعیف هستند و تقریباً میتوان گفت نمیتواند خانوادههای مسلمانان را تحتتاثیر خود قرار دهد :
اگر یوتیوب، شبکههای اجتماعی و وایفای، به راحتی در دسترس نباشند.
اگر والدین، فرزندان خود را از مکانهای گمراهکننده دور نگه دارند.
اگر والدین برای فرزندان خود وقت بگذرانند، با آنها بنشینند و به سؤالاتشان پاسخ دهند و به صحبتهای آنان گوش دهند.
اگر با آنها رابطهی خوبی برقرار کنند، برای بازی با آنها وقت بگذارند، به آنها ابراز محبت کنند و توجه فرزندانشان را به خود جلب کنند.
اگر در دوران کودکی و نوجوانی به آنها آموزش دهند و همت خود را به کار گیرند که آنها را به کتاب پروردگار و احادیث پیامبر صلیاللهعلیهوسلم وابسته کنند.
اگر مادر در خانه بنشیند، فرزندان خود را در آغوش بگیرد و برای آنها انرژی و وقت بگذارد، احساس دوستداشتن و توجه را در آنها ایجاد کند و ارزشهای مهم زندگی را به آنها القا کند به جای اینکه شیاطین اینترنتی که صفحات بزرگ و تصاویر عجیب برای القای این ارزشها دارند!
اگر خانواده هنگام شام دور یک غذای ساده با هم جمع شوند و از پدرشان بهخاطر کار بیرون از خانه و مادرشان بهخاطر زحماتش در خانه تشکر کنند.
با همین نکات ساده میتوان معنای زنانگی و مردانگی، زیبایی خانواده و زندگی، معنای پدر و مادر بودن، معجزهی خداوند در آفرینش ما بدین شیوه و بنا نهادن جامعه و امت را نهادینه ساخت. اگر فرزندان با این احساس زندگی کنند که هر چه دارند نعمتی از جانب خداوند، روزیدهنده، دانا و حکیم است، کسی که فقط او سزاوار امر و نهی است و اوامرش اجرا شود، کسیکه هر چه بخواهد انجام میدهد و بر همهی مخلوقات داناست. بنابراین هیچ آرزو و خواستهایی مهم نیست، مگر آنچه مطابق با خواست پروردگار متعال باشد. اگر هر کودک در یک محیط مسلمان از برادران خود و از مربیانی که او را بهخاطر رضای خدا دوست دارند و نسبت به او از خدا میترسند و دشمن او نیستند و از دشمنان امت او هم نیستند که سعی و تلاششان بر این است که افکار او را از نو بنا سازند، دین او را ریشهکن کنند و آن را با تقدیس خواستههای جدید خود پر کنند، بیاموزند. آنگاه فرزند با قدرت و صلابت از خانه خارج میشود و بهعنوان یک نوجوان و جوان از عوامل گمراهکننده در امان میماند که به سختی میتوان او را منحرف کرد و نفسش مانع او میگردد و افکارش ثابت و شبهاتش نیز کم میشود. من نمیگویم که امکان گمراهی اصلاً وجود ندارد، اما از این طریق به حداقل میرسد و تعداد کسانی که به بیراهه میروند و ضایع میشوند به شدت کاهش مییابد و نیز احتمال بازگشتشان به مسیر صحیح و واقعی، بیشتر و نیز آسانتر خواهد بود. خلاصه، با اقدام و همت خود در تربیت فرزندان در خانههایمان، میتوانیم امتحان فرزندان خود را آسانتر کنیم و با وجود همهی گمراهیهایی که به جهان رخنه کرده، نیکیها را به آنها نزدیکتر کنیم. ما میتوانیم برای مواجهه با شر و پلیدیها با کار روی خودمان، خانههایمان، روابطمان با همسر و فرزندانمان و درک مسئولیتهایمان و انجام آنها به بهترین شکل ممکن، شروع کنیم. هر خانوادهای میتواند سرآغاز قوت و خیر برای امت باشد تا با هم بتوانیم در مقابل شر و گمراهی و پلیدی به مقابله برخیزیم و یک نسل آگاه و فهمیده نسبت به نقش و مسئولیت خود در برابر توطئههایی که علیهشان به کار گرفته میشود پرورش دهیم. بنابراین، آغاز همان کاری است که از جانب دشمنان فطرت در نظر ما دست کم گرفته میشود و با چشم تحقیر به آن مینگریم؛ مانند نقش مادری و پدری، صفت زنانگی و مردانگی واقعی، وحدت خانواده و محوریت آن و درک عظمت وظایف فردی خود که در خانواده برعهده داریم. و ما بر خداوند توکل نمودهایم…
پیامی برای معلم و مربیان در نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی جدید تحصیلی
ترجمه : استاد فریبا کریم نژاد حفظها الله
ارائه: ماهدیم بلوچ
نامەای در آغاز سال تحصیلی جدید که آن را از طرف خودم، پدران و مادران برای برادران و خواهران معلم مینویسم و از الله برایشان خواستار توفیق و یاری در ادای هر چه کاملتر این مسئولیت سنگینشان هستم.
به شما میگوییم: شتابان بسوی شما آمدەایم! با پسران و دخترانمان به نزدتان آمدەایم به همراه این قلبهای پاکیزه و فطرتهای سالم نزدتان آمدەایم تا بتوانیم آنان را به دور از مظاهر فسادی که در جامعه هستند پرورش دهیم و اینکه با فرستادنشان به مدارسِ بهتر نزد الله عذری داشته باشیم.
مدارس و مهدکودکهای نزدیك خانەهایمان را ترک کرده و شهریەهای بیشتر و سنگینی را متحمل شدەایم؛ زیرا میخواهیم فرزندانمان در مدارس الگوهایی را ببینند که آثار نیکوی آن همواره در زندگیشان باقی بماند.
خواهر معلمم؛ هنگامیکه در حجاب خود با پوشیدن مانتویی تنگ یا رنگارنگ و یا اصلاً نپوشیدن آن! سهلانگاری میکنید، در ضمنِ این ظاهر خود چه پیامی به ذهن دختران ما مخابره میکنید حال آنکه شما را میبینند که از شعائر اسلام سر باز میزنید؟!
اگر شما ظاهر اسلامی را دوست ندارید پس چگونه محبت آن را در قلب دخترم نهادینه میسازید؟! و به قول معروف؛ “کسی که چیزی در بساط ندارد چیزی هم برای بخشیدن ندارد”.
خواهر مربی؛ اگر دخترم شما را ببیند در حالی که به هر نحوی از حجاب صحیح سر باز میزنید پس جز یکی از این دو نتیجەی تلخ را در پی نخواهد داشت :
یا اینکه از شما تقلید نموده و هنگامی که مکلف شد، حجاب صحیح را رعایت نکرده که با این کار گناه خودتان و تمامی آن دخترانی که از شما متأثر شدەاند را بر دوش خواهید کشید.
یا اینکه الگو بودن را در نزد این دختر از دست میدهید و دیگر سخنان شما تاثیری بر آنان نخواهد داشت و بلکه از شما چند شخصیتی را میآموزد؛ چرا که از طرفی اشعار محبت خدا و پیامبرش را بدانان یاد میدهید و آنان را به خواندن کتابِ الله که امر و نهی و امیداری در آن موجود است، سپس سر باز زدن از فرمان الله را از شما مشاهده میکنند.
آیا این حجم از چند شخصیتی و نفاقی که در جوامعان هست کافی نیست؟! آیا میخواهید آن را به پسران و دخترانمان از همین ابتدای تربیتشان بیاموزید؟!
هنگامیکه حجاب شرعی را ترک میکنید مشکل تنها در حد یک سرپیچی از فرمان الله نیست، بلکه مصیبت بزرگتر، آثار تربیتی و روحی است که بر دختران خردسالی که در اطراف شما هستند بر جای میگذارید.
شما از همان لحظەای که تصمیم گرفتید مربی باشید، تمامی رفتارهایتان زیر ذرەبین است! در اطراف شما دەها چشمِ کوچک مشغول هستند و رفتارهایتان را به دقت زیر نظر دارند و تناقضهای موجود در آن را کشف میکنند.
مربیان گرامی، در دستان شما همان نسلی است که امید بستەایم که آنان تغییر را ایجاد کنند و به ذلت و غفلتی که امت ما در آن غوطەور است پایان دهند.
از شما خواهشمندیم بزرگی این امانتی که به شما سپرده شده است را همواره در ذهن داشته باشید.
«ایرادی ندارد که زن در مورد آنچه دوست دارد و ندارد رك و راست با شوهرش صحبت کند، به شرط اینکه با بیانی نیکو، زبانی خوش و سبكی زیبا انجام شود».
اگر این کار نکند در بدترین و شومترین آرزو و هدف شیطان بعد از شرك، که تخریب خانهی مسلمانان و جدایی همسران است با شیطان همکار شده است.
از جابر بن عبدالله رضیاللهعنه روایت است که رسولخدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند:
«شیطان تخت پادشاهی خود را روی آب میگذارد سپس لشکريانش را میفرستد تا مردم را دچار فتنه کنند، و کسی از ميان لشکریانش به شیطان نزديکتر است که فتنهی بزرگتری ايجاد کند. بعد از آن، يکی از لشکريانش میآيد و میگويد: فلان و فلان کار را انجام دادم، ابليس به او میگويد: کار مهمی انجام ندادهای، تا اینکه يکی دیگر از شیاطین میآيد و میگويد: فلانی را رها نکردم تا اينکه او و همسرش را از يکديگر جدا کردم.
ابليس او را به خودش نزديک میکند و میگويد: تو چه فرد نيکی هستی که آرزوی مرا محقق ساختی».