زنان، کودکان، پیر و جوانی که در شبهای لیلة القدر در غزه گرسنه کشته می‌شوند!

زنان، کودکان، پیر و جوانی که در شبهای لیلة القدر در غزه گرسنه کشته می‌شوند!

ارائه دهنده: داد الله بلوچ

جغرافیای کوچک غزه، این روزها صحنهِ خلق فجیع‌ترین و در عین حال شرم‌آورترین مناظر آخر الزمانی سورئالی، آن هم در قرن بیست و یکم و در روزگار اوج مانور نگرش‌های انسانگرایی و حقوق بشری است! مدت سه هفته است که اسرائیل با گردنکشی و گستاخی تمام و با بی‌اعتنایی به همهِ ارزش‌های حقوقی و تمدنی، همهٔ گذرگاه‌ها را به روی مردمان گرسنه و بی‌خانمان نوار غزه بسته است و اجازهِ ورود هیچ نوع مواد غذایی و دارویی را نمی‌دهد!

این در حالی است که اندک کالاهای موجود در انبارها نیز، به رغم صرفه‌جویی شدید، رو به اتمام است و گرسنگی در این منطقه، وارد مرحله بسیار خطرناک قحطی شده است؛ اما کشورها همگی در قبال رقص شوم ددمنشان و خون‌آشامان و درماندگی رقت‌انگیز و جگرسوز کودکان و زنان غزه، دچار نوعی بیهوشی و انفعال حیرت‌انگیز گشته و فقط نظاره‌گرند و جز محکومیت لفظی، هیچ فشاری بر اسرائیل برای باز کردن گذرگاه‌ها و اجازهِ ورود مواد غذایی نمی‌آورند! دیشب هم، تروئیکای اروپایی (فرانسه، آلمان و انگلیس)، بیانیهٔ شدید اللحنی در محکومیت مرحلهٔ تازهٔ یورش بر غزه و بستن گذرگاه‌ها صادر کرد، اما معطوف به اقدامی عملی نیست و در این فضای محرک سوءاستفاده، اسرائیل خیالش هم از جانب شرق و هم از غرب، بیش از هر زمانی آسوده گشته است و با افسار گسیخته و آبروی ریخته، کار خود را می‌کند!

مظلومستان غزه، اکنون نه فقط قتلگاه کودکان و زنان بی‌گناه، بلکه مسلخ انسانیت و قربانگاه اخلاق، حقوق، تمدن و نمایشگاه اهریمن مجهز به فناوری نیز شده است! عمق، حجم و نوع جنایات هولناکی که باند اهریمنی راستگرایان تندرو اسرائیلی در غزه و بر ضد اهالی بی‌پناه و فروکوفتهِ آن انجام می‌دهد، در تاریخ بشر بی‌سابقه است و دشوار بتوان در دوران باستان و قرون وسطی نیز، نمونه‌ای برای آن یافت؛ چه رسد به تاریخ معاصر و عصر تمدن، توسعه و پیشرفت!

کودکان، قربانیان اصلی این کشتار کور و ویرانگری بی‌نقاب و رقت‌بارند: یا همانند برگ‌های پاییزی به تاراج خزان می‌روند و پیکرهای خون‌آلود و تکه پاره‌شان در اوج مظلومیت بر زمین می‌افتد ــ چنان که در این سه روز 200 کودک خردسال قتل عام شده‌اند ــ یا یتیم و بی‌سرپرست و آواره می‌شوند و یا گرسنه، تشنه، مجروح و بیمار، ثانیه‌های زندگانی زهرگونه را در میانهٔ انواع رنج‌ها و مصیبت‌ها تجرع می‌کنند!

دیدن چهره تکیده و غمبار کودکان پابرهنه غزه در جستجوی دلهره‌آور غذا و آب دل هر دردمندی را به درد می‌آورد.

دیروز هم آخرین پناهگاه کودکان سرطانی نوار غزه، یعنی بیمارستان الصداقه در مرکز این منطقه آنلاین بمباران و منفجر گشت!

قطع غذا و دارو از بیش از دو میلیون نفر به ویژه کودکان و زنان، بمباران بیمارستان‌ها، چاه‌های آب و چادرهای آوارگان پس از 16 ماه جنگ ویرانگر و ریختن 90 هزار تن بمب (معادل 4 بمب اتم)، از این منطقهِ بسیار کوچک، بزرگ‌ترین کشتارگاه و شکنجه‌گاه را ساخته است که ساکنان آن پس از کاربست انواع شکنجه جسمی و روحی و روانی، سرانجام با بمباران و حملات توپخانه‌ای به کشتار سپرده می‌شوند! این نسل‌کشی آشکار، در ماه رمضان شکل جدیدی به خود گرفته است و حملات و قتل‌عام‌ها

غالباً یا هنگام سحری اتفاق می‌افتد یا افطار، تا اگر احیاناً تکه نانی یا اندک غذایی برای گرفتن روزه یا شکستن آن یا کم کردن آه و ناله کودکان گرسنه پیدا می‌کنند، یا جانشان ستانده شود و به شکم نرسد یا در فضای زوزهٔ هراس‌انگیز توپ‌ها و غرش موشک‌ها و انفجارها و در حالت آغشتگی به خون و باروت، مصرف شود.

این سطح از توحش و محاصره، حتی در 16 ماه جنگ هم سابقه نداشت؛ اما هم اکنون با حمایت دولت ترامپ اتفاق می‌افتد و هدف از آن نیز صرفاً آزاد کردن گروگان‌ها یا فشار بر حماس برای تسلیم نیست؛ بلکه راضی کردن تندروهای فاشسیت امثال بن گویر، ابقای نتانیاهو در قدرت، به حاشیه بردن بحران‌های داخلی و در نهایت، فراری دادن غزه‌ای‌ها از این منطقه است. اما گویا ایستادگی و تحمل این همه فاجعه و گرسنگی و کشتار، برای مردم غزه آسان‌تر از جلای وطن و خروج از آن است!

البته در روزهای اخیر، درخواست‌هایی در فضای مجازی عربی از حماس مطرح شده است که در واکنش به قطع غذا و دارو از ساکنان غزه، تصمیم مشابهی درباره بقیه گروگان‌های اسرائیلی که نظامی هم هستند، اتخاذ کند تا طرف اسرائیلی، مجبور به بازگشایی گذرگاه‌ها شود؛ اما حماس همچنان در مقابل این فشارها و درخواست‌ها مقاومت کرده است.

حال اگر چنین تصمیمی، چه در واکنش به محاصره غذایی غزه و یا مجبور ساختن اسرائیل به توقف حملات ‌گرفته می‌شد که البته تصمیم درستی هم نیست، آیا باز جهانِ قدرت، همین گونه ساکت می‌نشست؟! گویا اگر در برخی کشورها، شهروندان درجه دوم و سوم داریم، در عرصهٔ بین‌المللی اساساً برخی ملت‌ها را انسان هم به حساب نمی‌آورند!

آیا شیعیان در نقل آرائی که به نظر ما اشتباه است معذورند؟

آیا شیعیان در نقل آرائی که به نظر ما اشتباه است معذورند؟

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

کتاب «مِنهاجُ الکرامة فی مَعرفة الإمامَة» اثر ابو منصو، جمال الدین حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلّی‌ مشهور به علامه حلی (متوفای ۷۲۶ق) است که در آن با آوردن براهین عقلی و دلایل نقلی فراوان، به اثبات حقانیت مذهب شیعه و امامت علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) و فرزندانش پرداخته است.

شیخ الاسلام ابن تیمیه نیز کتاب «منهاج السّنة النبويّة فى نقض الشيعة القدرية» را در ردّ این کتاب ابن مطهر حلی نوشت، اما نکته ی جالب این است که شیخ الاسلام ابن تیمیه در مواضعی از منهاج السنة، شیخِ امامیه یعنی حلّی را در نقل‌هایی که به نظرابن تیمیه غلط است معذور به تقلید می‌داند.

این نکته ی مهمی در مورد تمام آثار مذاهب اسلامی است و چنانچه در این باب تشدد کنیم، باید تمام کتاب‌های علم مذاهب اسلامی را در صندوقی بیندازیم و قفل کنیم!

نکته ی دیگر اینکه، گاه پییروان یک مذهب در نقل از خودشان و مخالفینشان بسیار اشتباه کرده‌اند و این امور نیازی به تشدد و شلوغی ندارد!

بلکه از این بیشتر، ابن حجر هیتمی (974 ه‍ــ) در الفتاوی الحدیثیة (صص/81-80) نقل کرده که یکی از اهل کلام، قاضی عیاض (544 ه‍ــ) را در علم اصول دین تضعیف کرده است، زیرا فکر می‌کرده که قاضی عیاض عقیده‌ی علو و فوقیت الله را به بعضی از متکلمین اشعری نسبت داده است!

یا دیده می شود که ابن بزیزه (662 ه‍ــ) که از کبار علمای اشاعره است در شرح ارشاد جوینی (ص/225) نوشته است: «ومذهب المحدثين أنه في كل مكان، ذهب إليه البخاري وغيره من المتقدمين والمتأخرين!»، یعنی: مذهب محدثین این است که الله در همه‌جا هست، بخاری و غیر ایشان از متقدمین و متأخرین قائل به چنین چیزی هستند!

شکی نیست که مذهب محدثین و امام بخاری غیر از این است، اما کسی در علامه ابن بزیزه هم طعنه می‌زند و ایشان را به تدلیس و بهتان متهم می‌کند؟ یا می‌گویند که اشتباه کرده است و چنین نبوده که دروغ بگوید؟! اشتباه در نقل اقوال مذاهب بسیار رخ می‌دهد و لزوماً به سبب دروغگویی و تدلیس نیست.

پس، در برخورد با آراء مذاهب مختلف اسلامی حنفی، زیدی، جعفری، مالکی، شافعی، حنبلی و آثار مختلف علمای اسلامی، و با سعه ی صدر برخورد کنیم و چنانچه عذرمعتبر شرعی برای علماء و پیروان مذهب خود قائل هستیم برای علماء و پیروان سایر مذاهب اسلامی هم قائل شویم.

فوری، فتوای غافلگیر کننده ی صد نفر از علمای برجسته امت درباره‌ی موضع‌گیری در قبال وقایع غزه

فوری، فتوای غافلگیر کننده ی صد نفر از علمای برجسته امت درباره‌ی موضع‌گیری در قبال وقایع غزه

ارائه دهنده: سید محمد رخشانی

صد نفر از علمای برجسته امت، پس از بیانیه‌ی شیخ مفتی سلطنت عمان درباره‌ی موضع‌گیری در قبال وقایع غزه، فتوایی غافلگیرکننده صادر کردند.
در صدر این گروه، شیخ محمد الحسن الددو و رئیس هیئت علمای فلسطین در غزه، دکتر مروان أبو راس حضور دارند.
یک فراخوان جهانی تحت عنوان:
“ندای مسجدالاقصی و غزه”
این فراخوان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و مطالعه و درک اصطلاحات آن ضروری است. این پیام متناسب با گستردگی نبرد و شدت حمله به امت اسلامی است؛ بیانیه‌ای قاطع و محکم، با معنایی عمیق و ساختاری دقیق.
خداوند از ما و آنان بپذیرد و امت را به راه صواب هدایت فرماید.
متن بیانیه
بسم الله الرحمن الرحیم
ندای مسجدالاقصی و غزه
خداوند متعال می‌فرماید:
“همانا کسانی که دلایل روشن و هدایت الهی را که ما بر مردم در کتاب نازل کرده‌ایم، کتمان می‌کنند، خداوند آنان را لعنت می‌کند و لعنت‌کنندگان نیز لعنتشان می‌کنند.”
(سوره بقره – آیه ۱۵۹)
بر اساس این تکلیف الهی، و در اجرای مسئولیت شرعی، و به‌منظور اظهار حق و جهاد با کلمه، علمای امت، نخبگان، هیئت‌ها، شخصیت‌های عمومی و توده‌های مردم از سراسر جهان، بر اصول شرعی زیر تأکید می‌کنند:

۱. مشروعیت جهاد مقاومت


حمایت از مقاومت برای دفع تجاوز دشمنان علیه مسجدالاقصی و کل ملت فلسطین، جهاد مقدس و اوج قله‌ی اسلام است.

۲. حمایت از مقاومت فلسطین


حمایت از مقاومت شجاع فلسطین واجب است، آنان از ما هستند و ما از آنان. هر که با آنان دوستی ورزد، دوست ماست و هر که با آنان دشمنی کند، دشمن ماست. و هر کس که با یهودیان و مسیحیان دوستی ورزد و آنان را علیه مسلمانان یاری کند، از دین اسلام مرتد شده است.

۳. فلسطین، وقف اسلامی ابدی


سرزمین فلسطین وقف اسلامی است و هیچ‌کس حق ندارد حتی یک وجب از آن را واگذار کند. آزادسازی مسجدالاقصی و اهتمام به آن، یک اصل عقیدتی و حکم شرعی الهی است. فلسطین تا روز قیامت وقف اسلامی است و امت اسلامی بر حرمت هرگونه واگذاری آن به کفار اجماع دارد.

۴. ترک یاری غزه، گناهی بزرگ


کوتاهی در حمایت از غزه، فرار از جهاد است و بر تمام مردم این منطقه واجب عینی است که اقدام کنند. هیچ‌کس در این حکم مشورت نمی‌شود و هر کس از این مسئولیت شانه خالی کند، فراری از میدان نبرد است.

۵. وجوب جهاد دفاعی علیه اشغالگران


تجاوز یهودیان به قدس، مسجدالاقصی و فلسطین، مستلزم آن است که مسلمانان برای دفاع از دین، ناموس، زمین، جان و مال خود جهاد کنند. یکی از این موارد نیز برای وجوب جهاد کافی است.

۶. بستن گذرگاه‌ها، خیانت به خدا و رسول


دولت‌های همسایه باید مرزها را برای ورود نیروهای مجاهد و کمک‌های انسانی باز کنند. به‌ویژه گذرگاه رفح که شریان حیاتی غزه است، نباید در هیچ شرایطی بسته شود. بستن آن، خیانت به خدا، پیامبر و مؤمنان است. هر کس که مانع درمان مجروحان غزه شود و موجب مرگ آنان گردد، مسئول مستقیم این جنایت است.

۷. گسترش دامنه نبرد در سراسر جهان


اگر دشمن به تجاوز خود ادامه دهد و بلافاصله متوقف نشود، این حملات به تشدید بحران و گسترش دامنه جنگ منجر خواهد شد.

۸. اشغالگر، غیرنظامی محسوب نمی‌شود


هر شخصی که زمین‌های فلسطین را غصب کرده و تابع رژیم اشغالگر است، یک مهاجم و محارب محسوب می‌شود و غیرنظامی بی‌گناه نیست، فارغ از ملیت یا توصیف او.

۹. وجوب بسیج عمومی مسلمانان


بر تمامی مسلمانان واجب است که هر آنچه در توان دارند برای مقابله با دشمن انجام دهند. یا مستقیماً با دشمن درگیر شوند یا در مقابل سفارتخانه‌های رژیم اشغالگر و حامیانش اعتراض کنند.

۱۰. تحریم اقتصادی دشمن


خرید کالاها و محصولات رژیم صهیونیستی و تمام شرکت‌ها و کشورهایی که از آن حمایت می‌کنند، حرام است و باید به‌عنوان نوعی جهاد اقتصادی با آن مقابله کرد.

۱۱. بطلان توافقات سازش و عادی‌سازی روابط


تمامی توافق‌نامه‌های صلح و عادی‌سازی روابط که پیش از این حمله به غزه امضا شده‌اند، از نظر شرعی باطل و فاقد اعتبار هستند. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی صحیح فرمودند:
“تعهد مسلمانان یکی است، کم‌ترین فردشان نیز ملزم به آن است…” (صحیح بخاری و مسلم)


این بیانیه و فراخوان را در تمام شبکه‌های اجتماعی از جمله واتساپ، فیسبوک، اینستاگرام، ایکس (توییتر) و تلگرام منتشر کنید.
باشد که خداوند آن را در میزان حسنات شما قرار دهد و از شما بهره‌مند گرداند.
برادران خود را یاری کنید!

معجزه ی جوانان اصحاب کهف، دلگرمی برای توکل و اعتماد بر الله

معجزه ی جوانان اصحاب کهف، دلگرمی برای توکل و اعتماد بر الله

کاتب:  نذیر احمد بارکزایى

ایمان به الله بعد از کفر به طاغوت حاص می شود. یعنی بعد از کافر شدن به کفار. و بعد از شیطان کفار میان انسانها 5 دسته هستند: 1- الَّذِينَ هادُوا  2- وَ الصَّابِئِينَ 3- وَ النَّصارى‌ 4- وَ الْمَجُوسَ 5- وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/17) 1- یهودی ها 2- مندائی ها 3- مسیحی ها 4- زرتشتی ها 5- سکولاریستها

در جامعه ای که توسط کفار سکولار اداره می شد دسته ای از جوانان صاحب ایمان توحیدی شدند و اعلام کردند: رَبُّنَا رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ [الکهف: ۱۴] پروردگار ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است…

نه بت‌ها و مجسمه‌ها و شکل‌ها و پیکره‌هایی که از سنگ و چوب ساخته شده است  و نه قوانین و برنامه های بشری، ای قوم ما:لَن نَّدۡعُوَاْ مِن دُونِهِۦٓ إِلَٰهٗاۖ لَّقَدۡ قُلۡنَآ إِذٗا شَطَطًا [الکهف: ۱۴]. هرگز جز برای الله سجده نمی‌کنیم. (اگر چنین کنیم و کسی را جز او معبود بدانیم) در این صورت سخنی (گزاف) و دور از حق گفته‌ایم.

در اینجا واضح است که مشکل اصلی مومنین اهل توحید با کفار مشرک در توحید ربوبیت بوده است و بعد الوهیت و… به همین دلیل این جوانان اهل توحید، شجاعانه و بی‌پروا فریادشان را به همه جا و همه کس در بازارها و اجتماعات مردم می‌گفتند و پیامشان را به همه می‌رساندند و همین امر باعث شد توسط کفار سکولار تحت تعقیب قرار گیرد و به غاری پناه ببرند.

هنگامی که جوان مردان وارد غار شدند، هنگام عصر بود. با نزدیک شدن شب هنگام، یاران غار (اصحاب کهف) پس از خستگی احساس آرامش و راحتی و بعد از ترس و وحشت احساس اطمینان می‌کردند. از چشمانشان احساس آرامش مشخص بود. بعد از کمی استراحت و ماندن در غار کم‌کم خواب بر آن‌ها چیره شد و به خوابی عمیق فرو رفتند.

… در روز بعد خورشد طلوع کرد و نور زیبایش همه‌جا را روشن کرده بود. هر جنبنده‌ای به راه افتاد و به کار خویش مشغول شد، به جز یاران غار که در استراحت و خواب عمیق ماندند. خورشید در حرکت ظاهری خودش از مشرق به مغرب مسیر مشخصی دارد که از آن مسیر منحرف نمی‌شود و یک ذره در آن تغییر نمی‌کند: ذَٰلِكَ تَقۡدِيرُ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡعَلِيمِ [یس: ۳۸]. این، محاسبه و اندازه‌گیری و تعیین خدای بس چیره و توانا و آگاه و داناست.

انسان با ایمان همیشه در پناه خداوند است. نه می‌ترسد و نه اندوهگین می‌شود. هیچ‌گاه دل‌هره و اضطراب به خود راه نمی‌دهد و(در مقابل سختی‌ها و مشکلات) تسلیم نمی‌شود، اما انسان بی‌ایمان و کافر همیشه در خطر است و هر لحظه احساس ناامنی می‌کند و چون او راه راست و هدایت را گم کرده و از راه باطل پیروی می‌کند.

روزها پشت‌سرهم می‌آمدند و ماه‌ها و سال‌ها تکرار می‌گشتند و آنان همچنان در خواب عمیق به سر می‌بردند. چشمانشان باز و حدقه‌هایشان گشوده بود. نگاه‌هایشان به یک سو اندوخته شده بود. گویی تیری است که به سوی هدف نشانه‌گیری شده است. اجسامشان ثابت و هیچ‌گونه تحرکی نداشت. چنان می‌نمود که بیدارند، در حالی که خوابیده بودند. موی بدن و ریش و ناخن‌هایشان بلند شد و رنگ صورت‌هایشان تغییر کرد و نسبت به بعضی چیزهای دیگر زردتر می‌نمود، حال سگشان نیز چنین بود.

اگر کسی آنان را در این حال و وضع می‌دید، بلافاصه از دیدن این صحنه دلش پر از ترس و وحشت می‌شد و حتی لحظه‌ای توان ایستادن و نگریستن به این منظره را نداشت و بی‌درنگ پا به فرار می‌گذاشت. این در حالی بود که چرخش و حرکت آنان به چپ و راست و چرخیدن اجسامشان به اراده و خواست خداوند بود و آنان اصلاً احساسی نداشتند و نقشی را ایفا نمی‌نمودند.

این جوانان با چنین سرگذشتی الگوئی برای تمام مومنین تا روز قیامت شده اند تا با دلگرمی بیشتر بر الله توکل و اعتماد کنند و بعد از تهیه ی اسباب، همه چیز را به الله بسپارند.

.

توصیف گوشه هایی از زندگانی شهید ابوخالد محمد ضیف فرمانده گردانهای قسام توسط همسرش (2)

توصیف گوشه هایی از زندگانی شهید ابوخالد محمد ضیف فرمانده گردانهای قسام توسط همسرش (2)

ارائه دهنده: ماهدیم بلوچ

غیبت در همه جا

❌ضیف از مناسبت های خانوادگی دور بود، او در مراسم خاکسپاری شهادت همسر دوم و دو فرزندش شرکت نکرد و در مراسم خاکسپاری پدر و مادرش که سال ها قبل درگذشته بودند هم شرکت نکرد و از حضور در مراسم ولادت بچه ها هم غایب بود بر خلاف آنچه در پدران مرسوم است.

غدیر:

ضیف از فرصت ها استفاده می کرد تا فرزندانش را شاد کند و مقداری از غیبت خود را در کنار آنها جبران کند، مثلا او تصمیم می‌گرفت تولد آنها را در یک جشن بگیرد.

غدیر خاطرنشان کرد که غیبت ضیف در برخی مواقع به بیش از 50 روز می‌رسید که تهدیدات امنیتی بالا بود، اما او تأیید کرد:

✳️ابوخالد هیچگاه خود را مبدل نکرد و ظاهر خود را تغییر نداد.

❤️ضیف به فرزندانش توصیه میکرد که قرآن را حفظ کنند و بر پروژه ای مشابه برای اعضای تیپ قسام نظارت کرد و آنها را تشویق کرد تا برای تکمیل حفظ کتاب خدا، درک مفاهیم آن و عمل به آنها با یکدیگر رقابت کنند.

ام خالد لحظات مهم زندگی ضیف را به یاد می آورد و غم انگیزترین لحظات او را لحظه ای نام می‌برد که نیروهای اشغالگر عبادت کنندگان زن بیت المقدس را به حیاط مسجد الاقصی کشانده بودند و جمعیت او را صدا میزدند: «شمشیر را بر شمشیر بگذار، ما مردان محمد ضیف هستیم».

(خاطرات مربوط به سال 2021 و سیف القدس است و ضیف فریاد اهالی مسجدالاقصی را جواب داد)

❌یکی دیگر از لحظاتی که ضیف را غمگین کرد، شهادت یاسر طاها، فرمانده گردان های قسام در تابستان 2003 بود.

🔥در مقابل، ام خالد میگوید هرگز فرمانده کل گردان های قسام را به اندازه زمانی که زندانیان در معامله وفا الاحرار در سال 2011 آزاد کردند، خوشحال ندیده بود و او گفت: امروز ما مردگان را زنده کردیم.

با همه اینها، می بینید که ابوخالد به دور از تجمل زندگی می کرد، او عاشق غذاهای پرطرفدار ملوخیه، لوبیا، بامیه و انار بود و در پختن «مجدره» سرآمد بود

😁😁ضیف یک فوتبالیست خوب بود که جام جهانی را دنبال می کرد، هوادار بارسلونا و الاهلی بود و کارآگاه کونان را دنبال می کرد.”

ضیف خدمت به فقرا را بر عهده داشت و یک بار شخصاً پیگیر معالجه زن فقیری بود که بیماری سرطان مبتلا بود،  او بیشترین سهم خود از حقوق ماهانه را به نیازمندان اختصاص میداد و در یک سال او با حمایت گردان های قسام بر مرمت 270 خانه برای فقرا نظارت کرد

❤️❤️ضیف آرزو داشت آزادسازی مسجد الاقصی را ببیند و در شهر مقدس قدس خانه ای برای خود بسازد

او همه مصائب مردم فلسطین از جمله زندان، مجروحیت، از دست دادن همسر و فرزندان و سپس شهادت را کشید

همسر ضیف در طول سال‌هایی که با او گذرانده بود، خود را وقف مستندسازی سفر جهادی او کرده و به زودی آنها را در کتابی فاش خواهد کرد

توصیف گوشه هایی از زندگانی شهید ابوخالد محمد ضیف فرمانده گردانهای قسام توسط همسرش (1)

توصیف گوشه هایی از زندگانی شهید ابوخالد محمد ضیف فرمانده گردانهای قسام توسط همسرش (1)

ارائه دهنده: ماهدیم بلوچ

غدیر صیام، همسر ضیف، “ام خالد” در مصاحبه ای ویژه با الجزیره جزئیات زنده ماندن خود از چندین سوء قصد و توانایی ضیف را برای مخفی شدن و فرار از نیروهای اشغالگر به مدت 30 سال فاش کرد.

✳️عروسی مخفیانه

در تابستان 2001، ضیف با غدیر ازدواج کرد که به دلیل شغل شوهرش وارد مرحله جدیدی از زندگی شد که از نظر امنیتی پیچیده بود

غدیر نام خود را به مونا تغییر داد و به عنوان بخشی از تدابیر امنیتی، نام مستعاری که ضیف پس از ازدواج در خفا به خود اختصاص داد، به «ام فوزی» معروف شد.

غدیر می گوید: «ضیف فقط هزار دلار جهیزیه داشت و  مراسم عروسی تنها به ذبح گوسفندی محدود شد خانه ای نداشتیم و بدون ثبات مرتبط از جایی به جای دیگر نقل مکان می کردیم.»

غدیر به زهد شوهرش در زندگی اش اشاره می کند که در خانه شان فقط چهار تشک، یک حصیر و یک کمد پلاستیکی برای لباس هایشان وجود داشت.

🔥 وقتی شیخ احمد یاسین مبلغی را به مناسبت عروسی به او داد، آن را به گردان های قسام بخشید و تخت خواب دو نفره را که شهید صلاح شحاده به او داده بود به جوان دیگری داد تا ازدواجش را کامل کند.

🔴غدیر برای توجیه تنها بودنش به مردم وانمود می کرد که همسرش در خارج از کشور است و می افزاید:

بیشتر ملاقات ها با شوهرم بیرون از خانه ای بود که من در آن زندگی می کردم و او اغلب هفته ها بدون ارتباط ناپدید می شود.

❗️❗️همسر ضیف اغلب مراحل امنیتی دقیقی را پشت سر می گذاشت:

چشمم بسته می شد و از ماشینی به ماشین دیگر، از منطقه ای به منطقه دیگر منتقل می شدم تا بتوانم ضیف را ببینم!

الضیف در سال 2007 به اصرار مادر همسر اولش (مادر غدیر) پس از اینکه نتوانسته بود از دخترش بچه دار شود، ازدواج کرد اما مدتی پس از آن لحظاتی فرا رسید که همسر اول سه قلو باردار شد

🔥ام خالد چندین سوء قصد علیه ضیف را فاش می کند که در دو مورد از آنها مجروح شده است.

🔥2 ترور ضیف

1⃣ اولین مورد زمانی بود که نیروهای اشغالگر خودروی وی را در خیابان الجلاء در مرکز شهر غزه در سپتامبر 2002 هدف قرار دادند و در نتیجه چشم چپ خود را از دست داد

2⃣و دومی زمانی که یک خانه در سال 2006 هدف قرار گرفت و منجر به سوختگی شدید شد و شکستگی در کمرش که راه رفتن را برایش سخت کرده بود.

❗️ام خالد پس از مجروح شدن شوهرش اصول پرستاری را آموخت و پرستار خصوصی او شد و او را معالجه کرد و داروها و آمپول هایش را به موقع به او داد.

❤️فرمانده کل گردان های قسام در جریان تجاوز جنگ 2014 هدف حمله هوایی قرار گرفت، همسر دوم و دو فرزند دیگرش را از دست داد.

سخنان ابوعبیده سخنگوی نظامی گردان‌های القسام، بعد از پایان ۴۷۱ روز جهاد و آموزش ایمان و استقامت به امت اسلامی

سخنان ابوعبیده سخنگوی نظامی گردان‌های القسام، بعد از پایان ۴۷۱ روز جهاد و آموزش ایمان و استقامت به امت اسلامی:

*   ۴۷۱ روز از نبرد طوفان الاقصی تاریخی می‌گذرد که بدون شک میخ آخر را به تابوت اشغالگری کوبید.

*  عملیات طوفان الاقصی نمونه‌ای منحصر به فرد از ایستادگی و رقم‌زدنِ تاریخ را ارائه داد.

* نبرد طوفان الاقصی چهره منطقه را تغییر داد و معادلات جدیدی در نبرد با دشمن وارد کرد.

*  مردم ما برای آزادی و مقدسات و سرزمین خود قافله‌ای عظیم از شهدا را در طول بیش از ۱۵ ماه تقدیم کردند.

*  نبرد طوفان الاقصی ضربه‌ی بزرگی به دشمن وارد کرد و خسارات سنگینی به او تحمیل کرد.

* در نبرد طوفان الاقصی جبهه‌هایی علیه موجودیت دشمن گشوده شد و محاصره‌ی دریایی بر او تحمیل گردید.

* ملت‌های جهان به این نتیجه رسیدند که این اشغال، بزرگ‌ترین خطائی است که مرتکب شده‌اند.

* ما همراه با برادرانمان در تمامی گروه‌های مقاومت به صورت یکپارچه و با صلابت در تمام مناطق نوار غزه جنگیدیم.

*  ما از آغاز نبرد در شرایطی به نظر غیرممکن در محاسبات نظامی، می‌جنگیم.

*  ما با دشمنی مواجه بودیم، نه از نظر توانایی‌های رزمی و نه از نظر اخلاقیات جنگ با آن‌ها برابر نبودیم.

*  ما با ایمان، و با اندک سلاحی که داشتیم با دشمن خود مقابله کردیم؛ در حالیکه دشمن جنایتکار ما از قدرتمندترین کشورهای نظامی کمک گرفته و با تمام مهمات تجهیز شده بود.

* عظمت این نبرد در تقدیم رهبران طوفان الاقصی از قافله‌ی شهدا، از شهید هنیه تا صالح العاروری و یحیی السنوار نمایان است. 

* هرگونه تلاش برای ادغام این موجودیت در منطقه، با طوفان آگاهی و مقاومت ریشه‌دار و ملت‌های آزاد مواجه خواهد شد.

*  دشمن اسرائیلی جنایتکار اساسی و موجب شر در این منطقه است.

*  هدف ما از ماه‌ها پیش، رسیدن به توافق برای توقف تجاوز و جنگ نسل‌کشی علیه ملت ما بود.

* ما در طول این جنگ همواره در تلاش بودیم تا آن را سریعاً متوقف کنیم تا خون مردم و اهل‌مان حفظ شود.

*  ما با کمال احترام و قدردانی به کسانی که در مقابله با ظلم و ستم با ما همکاری کردند، سلام می‌فرستیم.

  • ملت برادر یمن را یادآور می‌شویم. کسانی که چقدر شبیه ما در کرامت و عزت هستند. کارهای آنها جهانیان را شگفت‌زده کرد و نمونه بی‌نظیر و تاریخی ارائه کردند.
  • به جمهوری اسلامی ایران سلام می‌فرستیم به خاطر پشتیبانی‌های پی در پی انجام دادند و عملیات وعده‌های صادق را اجرا کردند.

* ما به همه آزادگان جهان که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به نشانه‌ی حمایت از الگوی مقاومت و ایستادگی تظاهرات کردند، سلام می‌فرستیم.

داستانی واقعی از کسی که برای الله خودش را خالص کرده باشد

داستانی واقعی از کسی که برای الله خودش را خالص کرده باشد

ابن کثیر در کتاب ارزشمند خود «البدایة و النهایة » می آورد:

یک جوان از روم نزد نورالدین زنگی (رحمه‌الله) آمد، اسلام آورد و درخواست کرد که در سرزمین مسلمانان زندگی کند.

نورالدین زنگی از او پرسید: در چه زمینه‌ای مهارت داری؟

جوان رومی پاسخ داد: در طبابت، به‌ویژه جراحی.

زنگی گفت: آیا می‌توانی مسئولیت درمان سربازان زخمی ما را بر عهده بگیری؟ جوان رومی گفت: این هدف اصلی زندگی من است. برای همین آمده‌ام تا گناهانم را که در خدمت سربازان رومی انجام داده‌ام جبران کنم.

زنگی گفت: مطمئن باش که اسلام و توبه تمام گناهان گذشته را پاک می‌کند. اکنون تو یک جنایتکار نیستی، بلکه یک مسلمان پاک هستی.

زنگی پرسید: وسایل و داروهایت را از کجا تأمین می‌کنی؟

جوان رومی گفت: موادی که استفاده می‌کنم فقط در روم پیدا می‌شود.

زنگی گفت: ما نمی‌خواهیم زخمی‌هایمان را با موادی که از سرزمین دشمن می‌آید درمان کنیم. گروهی از سربازان را همراه خود ببر، به روم برو و گیاهانی که در داروهایت استفاده می‌کنی جمع‌آوری کن تا آنها را در سرزمین مسلمانان بکاریم.

جوان به روم رفت و پس از مدتی نمونه‌های لازم را آورد.

نورالدین زنگی مقداری طلا، قطعه‌ای زمین و چند دستیار به او داد و گفت: این گیاهان را در این زمین بکار و وقتی به ثمر رسیدند آنها را به من بیاور. اما حقوق دولتی برای او تعیین نکرد و گفت: بخشی از این زمین را برای خودت کشت کن و محصولش را برای خودت بردار.

جوان این کار را انجام داد و پس از مدتی محصولات پزشکی را به زنگی تحویل داد.

زنگی مکانی ویژه برای او اختصاص داد و گفت: در اینجا داروهایت را بساز و اگر به مواد اولیه نیاز داشتی، از خاک سرزمین اسلامی تهیه کن، نه از سرزمین دشمن.

او همچنین دستور داد گروهی از جوانان مسلمان نزد طبیب جدید طبابت بیاموزند تا در مواقع نیاز مجبور نباشیم دست نیاز به سوی دیگران دراز کنیم.

چند وقت بعد، جوان نزد زنگی آمد و گفت: ای امیر! من به بسیاری از جوانان مهارت‌های خود را آموختم و اکنون دیگر نیازی به من در معالجه نیست. اجازه دهید شمشیرم را بردارم و در برابر دشمنان خدا بجنگم، همان‌گونه که زمانی در کنار آنها علیه شما می‌جنگیدم. اکنون آرزوی بزرگ من شهادت در راه خداست.

زنگی گفت: وصیت‌نامه‌ات را بنویس و سلاح را با پول خودت بخر. من از بیت‌المال برایت سلاح نمی‌خرم.

جوان متعجب شد، اما گفت: شنیدم و اطاعت کردم.

او به ارتش مسلمانان پیوست و در برابر رومیان جنگید. چنان ضرباتی به دشمن وارد کرد که در میان آنها به “شیطان” مشهور شد. هر گروهی که به او می‌رسید می‌گفت: فرار کنید، شیطان آمد!

پس از پایان جنگ، زنگی به دنبال او گشت. او نه در میان زنده‌ها بود و نه زخمی‌ها. سرانجام او را در میان شهدا یافت. زنگی پیکر او را در آغوش گرفت و به‌شدت گریست. در جیب جوان نامه‌ای پیدا شد که نوشته بود:

> ای امیر! بخشی از مالم را به خانواده‌ام بدهید و باقی را برای تجهیز سپاه مسلمانان استفاده کنید تا پس از مرگم صدقه‌ای برای من باشد.

ای امیر! اکنون فهمیدم که چه چیزی برای من می‌خواستید و چه چیزی نمی‌خواستید. شما به‌جای حقوق، زمین به من دادید تا سربازان مسلمان از دسترنج خودشان بخورند، نه از بیت‌المال.

شما برای من سلاح نخریدید تا اسلحه‌ام شخصی باشد و پاداش آن کاملاً مال خودم شود.

شما مواد دارویی را از خاک سرزمین اسلامی فراهم کردید تا به امت این پیام را بدهید که پرچم مسلمانان تا زمانی که غذای‌شان از دسترنج خودشان نباشد و دارو و سلاح‌شان را خودشان نسازند، برافراشته نخواهد شد.

خداوند به شما در نیت و اراده‌تان پاداش دهد و از او می‌خواهم که در بهشت همراه شما باشم.

از صحابه بیاموزیم و به خود و جامعه و دینمان خدمت کنیم

از صحابه بیاموزیم و به خود و جامعه و دینمان خدمت کنیم

کاتب: محمد اسامه

عده ای خیال می کنند که برای یادگیری دین و عمل به دین باید سالهای سال درس بخوانند و مولوی شوند و … اما زندگی صحابه چیز دیگری را نشان می دهد.

صحابی گرانقدر سعد بن معاذ رضی الله عنه در سن سی سالگی به دین اسلام مشرف شد و در سن سی و هفت سالگی از دنیا رفت.

پیامبر اسلام ﷺ درباره ی او فرمودند:عرش خداوند ،رحمان برای مرگ سعد بن معاذ به لرزه درآمد (بخاری ۴۴۶۹)

کسانی که جسد سعد را حمل می کردند احساس کردند که بسیار سبک است!

سپس پیامبر ﷺ فرمودند: «فرشتگان او را حمل میکردند». (مسلم۶۲۹۵)

درود بر تو ای سعد چگونه توانسته ای در مدت هفت سال این چنین منزلتی در اسلام بیابی؟!

مطمئناً از آن مدت کوتاه به خوبی بهره گرفته و لحظه ای از آن را جز در راه به دین خدا صرف نکرده است.

پس به خود بیائیم و هم اکنون که کفار سکولار جهانی و رسانه های سکولار جهانی و محلی به همراه گروه منافقین و احزاب مختلف اهل تفرق چون جیش العدل الفرقان و… د دسته های مختلف گردنه گیر در حال تخریب معنوی و مادی جامعه ی ما هستند، ما باید به تکالیف خود در برابر دین و جامعه و آینده ی خودمان و فرزندانمان عمل کنیم.

از عبدالله بن عَمرو رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«بَلِّغُوا عَنِّي وَلَوْ آيَةً، ….، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ» از من [به دیگران] ابلاغ کنید اگرچه یک آیه باشد … و[لی] هرکس به عمد بر من دروغ ببندد باید که جایگاه خود را در دوزخ آماده سازد

پس اگر مطمئن شدی آیه ای یا حدیثی صحیح به تو رسیده است آنرا به دیگران برسان و به وظیفه ی خودت در برابر این دشمنان خارجی و داخلی عمل کن.

عبدالغفار نقشبندی هم به زباله دانی ناسیونالیستهای سکولار ملحق شد

عبدالغفار نقشبندی هم به زباله دانی ناسیونالیستهای سکولار ملحق شد

کاتب: عبدالرحمن براهویی

عبدالغفار نقشبندی زمانی از قرآن و سنت می گفت و شعارهای زیادی در دفاع از شریعت می داد تا اینکه چنان به خودش مغرور شد که در این اواخر از بلوچها درخواست می کند برای خاک خودشان را به کشتن بدهند، برای خاکی که در آن احزاب سکولار و مرتد حاکم شوند.

ای جوانان بلوچ: این کتاب الله است آیا در برابر و هم طراز قرآن،کتاب قانون دیگری پیدا کرده اید؟

تمام مساجد و تمام کتابهای ائمه ی مذاهب اسلامی را بگردید هیچ کتاب قانونی غیر از قانون شریعت الله در آنها پیدا نمی‌کنید که

يعني شخص مومن در هر جایی باشد باید به قرآن و سنت برایش حکم شود، سخن از هیچ چیز دیگر جز شرع الله نیست.

ما نباید به چیزی غیر از قانون شریعت الله راضی شویم حتی نباید به بخشی از آن راضی شویم و بخشی دیگر را کنار بزنیم.

شما نگاه کنید که الله قوم بنی اسرائیل را از فرعونیان نجات داد و در سرزمین سینا ابر را سایبان آنان کرد  وآنان را وارد فلسطین کرد ونعمت امنیت داد و خوراکی پاک و چشمه های آب زلال

ولی آنان کلام الله را تحریف کردند ،نعمت ها را هدر دادن و طغیان بر آن نعمت

و الله فرمود :آیا شما به جای غذای بهتر،غذای پست تر را میخواهید؟

این است رسوایی و ذلیلی برای قومی که چیز بهتر را با پست تر عوض کردند.

امروزه امثال نقشبندی می خواهند با سوء استفاده از احساسات جوانان ما و با شعارهای قومیتی و با برجسته کردن بعضی از نارسائی ها، ما را از دالاسلام و حرکت بر اساس قانون شریعت الله و ترقی دور کند و به سمت و سوی تفرق و قتال الفتنه و در نهایت تشکیل دارالکفری سکولار بکشاند.

ما نباید اجازه دهیم این اشخاص ما را در چنین راه پستی خرج کنند، راهی که با برنامه ریزی دشمنان ما طراحی و مدیریت می شود.