اروپا در بحبوحه بی‌اعتمادی فزاینده به آمریکا، اطلاعات خود را یکپارچه می‌کند (2)

اروپا در بحبوحه بی‌اعتمادی فزاینده به آمریکا، اطلاعات خود را یکپارچه می‌کند (2)

کاتب: محمد اسامه

به طور سنتی، اشتراک‌گذاری اطلاعات در اروپا از طریق باشگاه برن غیررسمی، شبکه‌ای که تقریباً 50 سال پیش در سوئیس تأسیس شد، هماهنگ می‌شد. این باشگاه هیچ دفتر مرکزی ندارد و فقط سالی دو بار تشکیل جلسه می‌دهد. این باشگاه فعالیت‌های خود را با ریاست دوره‌ای اتحادیه اروپا هماهنگ می‌کرد، اما وحدت کامل بسیار دور از دسترس بود.

برخی کشورها، مانند مالت، اصلاً شرکت نکردند و اتریش به دلیل سوءظن به روابط نزدیکش با مسکو، موقتاً از این امر مستثنی شد.

بازیگران کلیدی – فرانسه، آلمان و هلند – به طور سنتی از به اشتراک گذاشتن اطلاعات حساس با همه اعضا، از ترس درز اطلاعات، خودداری کرده‌اند. بلغارستان، که مدت‌ها در برابر نفوذ روسیه آسیب‌پذیر تلقی می‌شد، طبق گفته منابع محلی، اصلاحاتی را در خدمات خود اجرا کرده است.

در ماه‌های اخیر نیز، اتحادیه اروپا شاهد بحث‌های فزاینده‌ای در مورد ایجاد یک آژانس اطلاعاتی پان اروپایی بوده است. سائولی نینیسته، رئیس جمهور سابق فنلاند، ساختاری شبیه به سیا را برای هماهنگی اطلاعات استراتژیک و عملیاتی پیشنهاد کرد.

در حال حاضر، نزدیکترین معادل آن، مرکز اطلاعات و تحلیل موقعیتی اتحادیه اروپا (INTCEN) است که تحلیل‌های داوطلبانه را از کشورهای عضو جمع‌آوری می‌کند. از سپتامبر 2024، ریاست آن بر عهده دانیل مارکیچ کروات است که ماموریتش افزایش تبادلات و ارائه ارزیابی‌های مستقیم به رهبران اروپایی است.

با این حال، مانع اصلی، فقدان اعتماد کامل بین ۲۷ کشور است. رابرت گورلیک، رئیس سابق ماموریت سیا در ایتالیا، تأکید می‌کند: «اتحادیه اروپا برای اشتراک‌گذاری کامل اطلاعات حساس، بسیار متنوع است.»

برخی از کشورها ائتلاف‌های منطقه‌ای را ترجیح می‌دهند: پس از کنار گذاشته شدن ایالات متحده، فرانسه و بریتانیا «ائتلاف کشورهای داوطلب» را رهبری کردند و دسترسی اوکراین به داده‌های ماهواره‌ای و فناوری‌های نظارتی اروپا را گسترش دادند.

هلند در حال بررسی همکاری عمیق‌تر با بریتانیا، لهستان، آلمان و کشورهای اسکاندیناوی است. اما پیشرفت شکننده است: اخیراً فاش شد که مأموران مجارستانی تحت پوشش دیپلماتیک تلاش کردند به نهادهای اتحادیه اروپا نفوذ کنند – نشانه دیگری مبنی بر اینکه شفافیت کامل به هیچ وجه قطعی نیست.

نینیستو در پایان گفت: «وقتی صحبت از آمادگی می‌شود، همه چیز به کلمه «اعتماد» برمی‌گردد. بدون آن، هیچ همکاری واقعی وجود ندارد.»

چشم‌اندازها: از حرف تا عمل

ابتکار ایجاد یک شبکه اطلاعاتی یکپارچه نه تنها واکنشی به ترامپ، بلکه پاسخی استراتژیک به تهدید رو به رشد روسیه نیز هست. جنگ در اوکراین، خرابکاری در زیرساخت‌ها و حملات سایبری، نیاز به وحدت را برجسته می‌کند. اگر این پروژه اجرا شود، اروپا قادر خواهد بود به یک بازیگر مستقل در عرصه اطلاعات جهانی تبدیل شود و وابستگی خود را به شرکای خارجی کاهش دهد.

کارشناسان هشدار می‌دهند: موفقیت به اراده سیاسی بستگی دارد. در حال حاضر، این گامی از «هر کس برای خودش» به «با هم در برابر تهدید» است.

اروپا در بحبوحه بی‌اعتمادی فزاینده به آمریکا، اطلاعات خود را یکپارچه می‌کند (1)

اروپا در بحبوحه بی‌اعتمادی فزاینده به آمریکا، اطلاعات خود را یکپارچه می‌کند (1)

کاتب: محمد اسامه

یک پروژه بلندپروازانه برای ایجاد یک شبکه اطلاعاتی یکپارچه با هدف مقابله با تجاوز روسیه در اروپا در حال شتاب گرفتن است.

سال‌ها بی‌اعتمادی متقابل بین سازمان‌های اطلاعاتی اتحادیه اروپا جای خود را به همکاری نزدیک می‌دهد و دونالد ترامپ به طور غیرمنتظره‌ای برای این شتاب‌دهی مورد تشکر قرار می‌گیرد.

به گزارش پولیتیکو، تردیدها در مورد قابل اعتماد بودن تبادل اطلاعات بین آتلانتیک و آمریکا، اروپایی‌ها را به سمت استقلال سوق داده است.

در طول سال گذشته، مقامات اطلاعاتی چندین کشور اروپایی افسران خود را به مأموریت‌های دائمی در بروکسل اعزام کرده‌اند.

سرویس اطلاعات داخلی اتحادیه اروپا در حال حاضر آموزش مقامات ارشد را انجام می‌دهد و ایده ایجاد یک ساختار قدرتمند شبیه به سیا به طور جدی‌تری مورد بحث قرار گرفته است – چیزی که زمانی مانند داستان‌های علمی تخیلی به نظر می‌رسید، اکنون در دستور کار قرار دارد.

این انگیزه با امتناع دولت ترامپ از به اشتراک گذاشتن اطلاعات نظامی با اوکراین در مارس امسال برانگیخته شد. یک منبع غربی به نقل از این نشریه با کنایه گفت: «ترامپ به خاطر متحد کردن سرویس‌های اروپایی شایسته جایزه صلح نوبل است.»

بحران اعتماد در ایالات متحده

بحران در روابط فراآتلانتیک، سازمان‌های اروپایی را مجبور می‌کند تا رویکردهای خود را در مورد اشتراک‌گذاری اطلاعات با واشنگتن بازنگری کنند. به عنوان مثال، سازمان‌های اطلاعاتی نظامی و غیرنظامی هلند اعلام کرده‌اند که به دلیل دخالت‌های سیاسی و نگرانی‌های حقوق بشری، انتقال برخی از اطلاعات به شرکای آمریکایی خود را به حالت تعلیق درآورده‌اند.

آنتونیو میسیرولی، یک مقام ارشد سابق ناتو، هشدار می‌دهد: «این حس وجود دارد که تعهد آمریکا ممکن است در ماه‌های آینده تضعیف شود.»

مقامات ارشد اتحادیه اروپا ابراز نگرانی می‌کنند که پلتفرم‌هایی مانند ناتو ممکن است نقش خود را به عنوان کانال‌های قابل اعتماد برای اشتراک‌گذاری اطلاعات از دست بدهند. در پاسخ، اروپا در حال تسریع ادغام است: کشورها برای جلوگیری از وابستگی به هوی و هوس یک قدرت خارجی، بر استقلال تمرکز می‌کنند.

سکولارهای مزدور حاکم بر پاکستان؛ ریشهٔ ناامنی در منطقه

سکولارهای مزدور حاکم بر پاکستان؛ ریشهٔ ناامنی در منطقه

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

ملت مجاهد و بیدارِ افغانستان خوب می‌داند که تا زمانی‌که در پاکستان، سیاست‌مدارانِ مزدور و وابسته به آمریکا بر سرِ قدرت باشند، صلح و ثبات در منطقه تحقق نخواهد یافت. وجودِ این عناصرِ وابسته، بزرگ‌ترین مانع در برابر برادریِ حقیقی میان دو ملت مسلمان و هم‌کیش است.

سیاست‌مداران سکولار و غرب‌زدهٔ پاکستان نه دلسوز اسلام‌اند و نه وفادار به ملت خویش. آنان در برابر واشنگتن سرِ تعظیم فرود آورده‌اند و کرسیِ قدرت را بر عزتِ امت ترجیح داده‌اند. هر فرمانی که از سفارت آمریکا صادر شود، بی‌درنگ آن را اجرا می‌کنند، حتی اگر نتیجه‌اش ریختن خونِ بی‌گناهان در کابل، کندهار و پیشاور باشد.

این چهره‌ها با لبخندهای سیاسی و وعده‌های فریبنده، تلاش دارند تا چهرهٔ واقعی وطن‌فروشی خود را پنهان کنند، اما حقیقت روشن است: آنان نه خدمت‌گزارِ ملت‌اند و نه اهل غیرت، بلکه ابزارهای بی‌اراده‌ای در دستِ استعمار نوین آمریکا هستند.

تا زمانی‌که این مزدوران از صحنهٔ سیاستِ پاکستان برچیده نشوند، افغانستان همواره شاهد دسیسه، نفوذ و ناامنی خواهد بود. راهِ نجات و عزت در آن است که ملت پاکستان نیز چون ملت مجاهد افغانستان، در برابر آمریکا و مزدورانِ داخلی قیام کند و راه استقلال، عزت و حاکمیت اسلامی را برگزیند.

حاکمیت سکولار پاکستان از ابتدای پیدایش آن تا کنون به جای دفاع از مسلمین، مأمور اجرای نقشه‌های بیگانه و دشمنان اسلام و ابزار فشار و خیانت علیه امت اسلامی شده است؛ از هم‌کاری با حملات آمریکایی گرفته تا تعقیب و شکنجهٔ مهاجران و مجاهدان مسلمان.

امروز هر وجدان بیداری می‌داند که تا وقتی ارتش مزدور و سیاست‌مداران وابسته بر این سرزمین حاکمند، امنیت و عزت برای مسلمانان ممکن نیست.

ما از امت اسلامی می‌خواهیم تا در برابر این خائنان به دین و مردم، سکوت نکنند و صدای مظلومان باشند.

والله غالبٌ علی أمره و لکن أکثر الناس لا یعلمون.

……………..

د پاکستان مزدور سکولر واکمنان؛ د سیمې د ناامنۍ اصلي ریښه

تر هغې ورځې چې په پاکستان کې د امريکا مزدور سياستوال پر واک ناست وي، نه يوازې افغانستان به له امن او ثباته بې برخې وي، بلکې د دواړو وروڼو ملتونو ـ د افغانستان او پاکستان ترمنځ ـ به د بې‌باورۍ او دښمنۍ تخم کرل کېږي.

دغه سکولر او وابسته سياستوال نه د اسلام وفادار دي او نه د خپل ملت درد احساسوي. د دوی هدف يوازې د واک د کرسي ساتل او د واشنګټن خوش‌خدمتې کول دي؛ هر امر چې د امريکا له سفارت څخه صادر شي، بې له ځنډه پرې عمل کوي، که څه هم پايله يې د کابل، کندهار يا پېښور د مسلمانانو وينه وي.

دوی په جعلي موسکاګانو او فريب‌وړونکو شعارونو خپل د وطن‌فروشۍ ريښتینی څېره پټوي؛ خو حقيقت دا دی چې دا خلک نه سياستوال دي، نه د ملت خادمان، بلکې د امريکايي استکبار بې‌اراده وسايل دي.

تر هغو چې دا مزدور څېرې د پاکستان له واکه لېرې نه شي، افغانستان به تل د دسیسو، نفوذ او ناامنۍ شاهد وي. د سيمې امنيت هغه وخت راګرځي چې د پاکستان ملت هم د افغان وروڼو په څېر د استکبار او مزدورۍ پر وړاندې ودرېږي، او د خپل استقلال، عزت او اسلام لاره خپله کړي.

ضرورت واکنش قاطع امارت اسلامی در برابر تجاوز پاکستان

ضرورت واکنش قاطع امارت اسلامی در برابر تجاوز پاکستان

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حملات هر چند وقت هوایی پاکستان به افغانستان، تنها یک رویداد نظامی محدود نیست، بلکه بخشی از راهبرد قدیمی اسلام‌آباد برای اعمال فشار سیاسی و تضعیف موقعیت امارت اسلامی در روند تحولات منطقه‌ای است. تجربه چند دهه گذشته نشان داده است که هرگاه دشمنان این سرزمین در برابر خود ضعف و تأخیر در تصمیم‌گیری مشاهده کرده‌اند، بر گستاخی و زیاده‌خواهی‌شان افزوده شده است.

امارت اسلامی افغانستان که خود را وارث جهاد و مقاومت مردم مسلمان می‌داند، باید بداند که حفظ اقتدار، نه فقط با گفت‌وگو، بلکه با دفاع متناسب و واکنش قاطع در برابر تجاوزات خارجی تثبیت می‌شود. هیچ قدرتی در منطقه، بدون تکیه بر عزت، استقلال و اقتدار خود، نتوانسته در میز مذاکره با دشمن، جایگاه برابر و محترمانه‌ای به‌دست آورد.

تجربه تاریخ معاصر افغانستان گواه روشنی است: هرگاه پاسخ تجاوز به‌موقع و محکم داده شده، دشمن به عقب نشسته و زبان احترام برگزیده است. اما هر زمان سکوت یا مصلحت‌جویی بر اصل عزت و غیرت ملی چیره شده، همان سکوت بهانه‌ای برای تحقیر و دخالت بیشتر شده است.

از همین رو، بعد از هر حمله ای و قبل از هر گونه نشست و مذاکره ای لازم است پاسخ نظامی متناسب در عمق خاک متجاوز داده شود تا پیام روشن به همه ارسال گردد که افغانستان نه میدان آزمون صبر، بلکه سنگر دفاع از عزت امت اسلامی است.

واکنش مقتدرانه در برابر تجاوز اخیر، نه نشانه جنگ‌طلبی، بلکه اثبات حق مشروع دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و حیثیت امارت اسلامی است. دشمنی که امروز بی‌پروا بر آسمان کابل تجاوز می‌کند، فردا در میز مذاکره خواستار امتیاز بیشتر خواهد شد، مگر آنکه با عمل و اقتدار مواجه گردد.

تاریخ این سرزمین پر از درس‌های بزرگ است، و امروز زمان آن رسیده است که امارت اسلامی بار دیگر همان پیام تاریخی را تکرار کند: افغانستان تسلیم هیچ فشار و تجاوزی نمی‌شود.

………………

د امارت اسلامي لپاره د قاطع غبرګون اړتیا

د پاکستان تېره شپه کابل ته شوی هوایي برید یوازې یوه محدوده نظامي پېښه نه ده؛ دا د اسلام آباد د اوږدمهاله ستراتېژۍ یوه برخه ده چې هدف یې د امارت اسلامي پر سیاسي او مذاکراتي موقف فشار راوستل او د هغه د تضعیف هڅه ده. تېرو څو لسیزو تجربې ښيي چې کله د دې هېواد دښمنان د ضعف او تصمیم نیولو په ځنډ سره مخ شي، نو په خپل چلند کې لا بې‌شرمه او غوښتنو کې تږي کېږي.

امارت اسلامي افغانستان چې د جهاد او مقاومت میراث پرغاړه لري، باید وپوهیږي چې ملي ویاړ او سیاسي موقف یوازې د خبرو په میز نه بلکې د متناسب او قاطع دفاع په وسیله هم تثبیتېږي. هېڅ یوه سیمه‌ییزه قدرت پرته له عزت، خپلواکې او د واقعي اقتدار ښودلو په میزونو کې د برابر او درناوي وړ مقام نه شي تر لاسه کولای.

تاریخي تجربه موږ ته ښيي چې کله پر تجاوز ژر او قوي ځواب ورکول شوی، متجاوز شا ته تللی؛ خو کله چې چوپتیا یا مصلحت‌پالنه د عزت پر سر ګرځي، نو هماغه چوپتیا د نورو لپاره جواز ګرځي چې زیات فشار او مداخلت وکړي. نو له همدې امله، له هر ډول د مذاکرې لپاره د هیئت د دوحې الوتنې د جواز ورکولو وړاندې لازم دي چې په متناسب ډول په ژور کې غبرګون وښودل شي تر څو ټولو ته واضح پیغام ورپه ګوته شي چې افغانستان د صبر د ازمېښت ځای نه، بلکې د خپل عزت د دفاع سخته تل دی.

قاطع غبرګون د تجاوز په وړاندې جګړه‌جوړی توب نه، بلکې د ملي حُق وقار، ټولنېز امنیت او د امارت اسلامي مشروع حق د دفاع ثبوت دی. هغه څوک چې نن په کابل کې د آسمان له لارې تجاوز کوي، سبا به د مذاکراتو په میز د یو اړخیزو او نامشروع غوښتنو سره راڅرګند شي، که چیرې موږ عمل او اقتدار ونه‌ښیو.

تاریخ زموږ ښوونکی دی — او اوس وخت هم لازم بولي چې امارت اسلامي بیا هماغه پیغام تکرار کړي: افغانستان به د هېچا د فشار او تجاوز له مخې تسلیم نشي.

نمایش شرم‌الشیخ تلاشی برای بازسازی چهره‌ی محقر و شکست‌خورده ی آمریکا و رژیم صهیونیستی

نمایش شرم‌الشیخ تلاشی برای بازسازی چهره‌ی محقر و شکست‌خورده ی آمریکا و رژیم صهیونیستی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

 نشست موسوم به «شرم‌الشیخ» که در مصر برگزار شد، بیش از آن‌که نشانی از قدرت و دیپلماسی داشته باشد، صحنه‌ای از شکست آمریکا و صهیونیستها، و ذلت و وابستگی صهیونیستهای عرب بود.

آمریکا تلاش کرد در این اجلاس خود را رهبر و محور تصمیم‌گیری نشان دهد، اما حقیقت روشن است: این نشست تنها تلاشی بود برای بازسازی چهره‌ی شکست‌خوردهٔ آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از ضربات سنگین جبهه ی مقاومت اسلامی منطقه ای و بخصوص ضربات کوبنده ی مجاهدین حماس در غزه. تلاشی که با وجود تبلیغات فراوان، ناکام ماند.

در این میان، رفتار تحقیرآمیز دونالد ترامپ نسبت به سران کشورهای مزدور عربی و منطقه، چهره‌ی واقعی روابط آنان را آشکار ساخت. او در سخنانش با بی‌ادبی آشکار به اردوغان گفت:

«سلام مرا به زن زیبا و مقبولت برسان!»

این جمله نه شوخی سیاسی، بلکه نماد کامل بی‌احترامی و نگاه ارباب‌گونهٔ واشنگتن به حکومت‌های تابع خود است.

ایران و اتحادیه ی شافعی های یمن به عنوان جناحهائی از جبهه ی مقاومت اسلامی منطقه ای در این نشست شرکت نکردند و با این اقدام پیام روشنی داند که این‌گونه نشست‌ها نه برای منافع امت اسلامی، بلکه برای تأمین اهداف آمریکا و اسرائیل تشکیل می‌شود.

از سوی دیگر، خبرهای میدانی از محل برگزاری نشست در مصر حاکی بود که برخی از سران عرب با رفتارهای چاپلوسانه و ستایش‌گرانه نسبت به مقامات آمریکایی، چهره‌ای از حقارت و وابستگی سیاسی را به نمایش گذاشتند.

به گفتهٔ منابع محلی، این رفتارها تا آن‌جا پیش رفت که برخی از حاضران در پایان روز، دچار پریشانی و بی‌تعادلی روحی شدند.

در حقیقت، نام «شرم‌الشیخ» برازنده‌ترین عنوان برای چنین نمایش خفت‌بار و شرم‌آوری است؛

نشستی که به‌جای عزت، شرم آورد؛

و به‌جای اتحاد امت اسلامی، وابستگی و خواری را آشکارتر ساخت.

………………

 د شرم‌الشيخ د ناستې شننه

د موسومې “شرم‌الشيخ” غونډې حقيقت دا و، چې دا نه يو سياسي بري، بلکې د ماتې او سپکۍ يوه ننداره وه.

امريکا هڅه وکړه ځان د ځواک او واک څښتن وښيي، خو رښتيا بل ډول دي — دا ناسته د هغې ماتې د پټولو لپاره جوړه شوې وه، کومه چې امريکا او د هغې ملګرې صهيونيستي رژيم د فلسطين د حماس مجاهدينو نه خوړلې ده. خو دا هڅه هم ناکامه شوه.

په دې منځ کې، د امريکا پخواني ولسمشر ډونالډ ټرمپ د خپلو مزدور مشرانو او د سيمې د غلامو حکومتونو سره د سپکاوي چلند وکړ. هغه د بې‌ادبۍ او تحقير په لهجه اردوغان ته وويل:

“زما سلام خپلې ښکلې او مقبوله مېرمنې ته ورسوه!”

دا خبره نه سياسي ټوکه ده، نه درناوی، بلکې دا د تحقير او غلامۍ څرګند نښه ده.

ټرمپ او د امريکا نور چارواکي په دې ناسته کې د تمسخر او سپکاوي له ليدلوري ويناوې وکړې، او دا څرګنده کړه چې دا ډول غونډې د امت اسلامي د عزت لپاره نه، بلکې د لوېديځ د برلاسۍ د دوام لپاره دي.

په رښتيا هم، د “شرم‌الشيخ” نوم تر ټولو مناسب نوم دی — دا رښتينی شرم‌اوښک ناسته وه!

بحران سیاسی و شبح جنگ داخلی در آمریکا (2)

بحران سیاسی و شبح جنگ داخلی در آمریکا (2)

کاتب: محمد اسامه

کارشناسان زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند. در گزارشی از CSIS در ۱۶ سپتامبر آمده است: «جنگ داخلی بعید است، اما چرخه‌های خشونت پراکنده که توسط رسانه‌های اجتماعی دامن زده می‌شوند، یک واقعیت هستند.»

والتر شارف، دانشمند علوم سیاسی سن دیگو، این سناریو را اینگونه توصیف می‌کند: نه یک جنگ تمام عیار، بلکه «درگیری‌های محلی – از شورش‌های خیابانی در لس‌آنجلس گرفته تا حمله به دفاتر واشنگتن».

اعتراضات ژوئن ۲۰۲۵ در لس‌آنجلس، که با تهدیدهای ترامپ برای اعزام نیرو آغاز شد، منادی این وضعیت بود: صدها دستگیری، آتش‌سوزی عمدی و روابط نامشخص با افراط‌گرایان هر دو طرف.

رویترز با استناد به تحلیلگران پس از قتل کرک هشدار داد: «ما در یک چرخه معیوب هستیم. خشونت، خشونت بیشتری به بار می‌آورد.»

در سال ۲۰۱۶، تجمعات موسوم به «راست افراطی» پوشش گسترده‌ای دریافت کردند و لفاظی‌های ترامپ بذر نفرت را کاشت. امروز، این بذرها جوانه زده‌اند.

یادداشت‌های کاخ سفید، خطر تشدید تنش را توصیف می‌کنند: ترامپ شخصاً «درگیری مسلحانه» با کارتل‌های مکزیکی را تأیید کرد، که به گفته نیویورک تایمز، می‌تواند اعتراضات داخلی را برانگیزد.

جمهوری‌خواهان، با سوءاستفاده از سیستمی که در آن بر ایالت‌های کلیدی تسلط دارند، علاقه‌ای به اصلاحات ندارند، همانطور که کارشناسان پولیتیکو خاطرنشان می‌کنند. دموکرات‌ها، به نوبه خود، به «افراط‌گرایی چپ‌گرایانه» و تحریک متهم می‌شوند، اما نقش خود را در تشدید تنش نادیده می‌گیرند.

سری قتل‌ها – از کرک گرفته تا مقامات ناشناس – یادآوری می‌کند: ایدئولوژی کشنده است. اگر تعطیلی دولت ادامه یابد و لفاظی‌ها تشدید شود، ممکن است ناآرامی‌ها به درگیری‌های مسلحانه محلی تبدیل شود.

تحولات اخیر، آتش را شعله‌ورتر می‌کند.

یک قاضی فدرال به طور موقت تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده، برای استقرار ۲۰۰ سرباز گارد ملی اورگان در پورتلند را تا زمان مشخص شدن نتیجه دادخواستی که این اقدام را به چالش می‌کشد، متوقف کرد.

به گزارش رویترز، تصمیم قاضی کارن ایمرگوت، قاضی دادگاه ناحیه فدرال که در پورتلند حضور داشت، برای ترامپ که به دنبال استقرار سربازان در شهرهایی بود که به ادعای او درگیر ناآرامی بودند، با وجود مخالفت رهبران دموکرات، یک شکست محسوب می‌شد.

ترامپ پیش از این قصد خود را برای استقرار سربازان در پورتلند برای محافظت از تأسیسات مهاجرت فدرال در برابر “تروریست‌های داخلی” اعلام کرده بود.

مقامات اورگان از دادگاه خواستند که استقرار نیروها را غیرقانونی اعلام و جلوی آن را بگیرد، با این استدلال که ترامپ در حال بزرگنمایی تهدید اعتراضات علیه سیاست‌های مهاجرتی خود است تا سوءاستفاده خود از کنترل واحدهای گارد ملی ایالت را توجیه کند.

در دادخواست اورگان ادعا شده است که ترامپ پس از پخش تصاویری از اعتراضات به مراتب بزرگتر و خشونت‌آمیزتر در پورتلند در سال ۲۰۲۰ توسط فاکس نیوز، استقرار نیروها را اعلام کرد.

بحران سیاسی و شبح جنگ داخلی در آمریکا (1)

بحران سیاسی و شبح جنگ داخلی در آمریکا (1)

کاتب: محمد اسامه

در ایالات متحده، صحبت‌های فزاینده‌ای در مورد فرو رفتن آمریکا در هرج و مرج وجود دارد. رویدادهای اخیر نشان می‌دهد که این چیزی بیش از یک رسوایی دیگر است.

این یک فروپاشی سیستماتیک است: تعطیلی دولت که کشور را به مدت شش روز فلج کرده است، قطبی شدن همه جانبه، و موجی از خشونت ایدئولوژیک که جان چهره‌های برجسته را گرفته است.

در حالی که کنگره در حال مشاجره است و ترامپ تهدید به اخراج گسترده کارمندان فدرال می‌کند، سایه‌های ناآرامی‌های مدنی در حال افزایش است.

فقط یک ماه پیش، در ۱۰ سپتامبر، چارلی کرک، یک غول ۳۱ ساله MAGA و اینفلوئنسر که سخنرانی‌هایش میلیون‌ها بازدید در میان محافظه‌کاران جوان به دست آورد، در یوتا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.

قاتل، دانشجوی ۲۲ ساله‌ای که با انگیزه «مبارزه با فاشیسم» دست به این اقدام زده بود، به تنهایی عمل کرد، اما مانیفست او که سرشار از خشم علیه «ترامپیست‌ها» بود، ظرف چند ساعت در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد.

این یک حادثه منحصر به فرد نیست. تابستان ۲۰۲۵ با مجموعه‌ای از قتل‌ها همراه بود: از یک قانونگذار دموکرات در کالیفرنیا که به دلیل حمایت از بازگشت مهاجران به وطن مورد اصابت گلوله قرار گرفت، تا یک مقام محلی در تگزاس که «جرم» او ترویج اصلاحات مهاجرتی بود.

طبق گزارش ابتکار عمل پل زدن بین شکاف‌ها دانشگاه پرینستون، از ژانویه ۲۰۲۴ بیش از ۶۰۰ اقدام خشونت‌آمیز سیاسی، از جمله دو سوءقصد به دونالد ترامپ، ثبت شده است. و این فقط نوک کوه یخ است.

اطلاعات فاش شده اف‌بی‌آی که در پشت صحنه توسط سیاستمداران و کارشناسان به اشتراک گذاشته شده است، نشان می‌دهد که با در نظر گرفتن تهدیدهای «آرام» که به مطبوعات نمی‌رسند، تعداد واقعی دو برابر بیشتر است.

این موج ترور ایدئولوژیک در طول تاریخ، از کندی تا مارتین لوتر کینگ جونیور، طنین‌انداز شده است، اما اکنون قربانیان فقط نخبگان نیستند. اینفلوئنسرهایی مانند کرک، با میلیون‌ها دنبال‌کننده‌شان، به اهداف جدیدی تبدیل شده‌اند، زیرا ذهن نسل Z را شکل می‌دهند.

متخصصانی مانند کیت پین، روانشناس از انجمن روانشناسی آمریکا، این را به عنوان “روانشناسی قطبی شدن” توضیح می‌دهند: در عصر الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی، خشم به سلاح تبدیل می‌شود.

پین می‌گوید: “قطبیدگی فقط مربوط به اختلاف نظر نیست، بلکه مربوط به هویت است. مردم مخالفان را نه به عنوان همسایه، بلکه به عنوان دشمن می‌بینند.”

تحقیقات DHS (وزارت امنیت داخلی) در حال شناسایی ده‌ها فرد “گرگ تنهای بالقوه” است – رادیکال‌های جوانی که پست‌هایشان در X و TikTok حاکی از خشونت است. طبق گزارش‌های داخلی، یکی از آنها حمله‌ای را به یک تجمع دموکرات‌ها در اوهایو با انگیزه “مبارزه با جهانی‌گرایان” برنامه‌ریزی کرده بود.

۸ میلیارد دلار از پروژه‌های «سبز» در ایالت‌های دموکرات تحت پوشش «پس‌انداز» کاهش یافته است. سناتور کوری بوکر آن را «سونامی ترامپ» نامید و تأکید کرد که میلیون‌ها آمریکایی در معرض خطر از دست دادن مراقبت‌های بهداشتی خود هستند.

یک نظرسنجی دانشگاه کوینیپیاک از ۲۴ سپتامبر نشان داد که ۸۰ درصد از رأی‌دهندگان – از ۹۳ درصد از دموکرات‌ها تا ۶۰ درصد از جمهوری‌خواهان – معتقدند که کشور در یک «بحران سیاسی» قرار دارد.

وال استریت ژورنال از «فروپاشی کامل اعتماد به نهادها» می‌نویسد: کنگره فلج شده است، دادگاه‌ها با پرونده‌های ادعایی تقلب در انتخابات مواجه هستند و اف‌بی‌آی در حال ثبت افزایش تهدیدها علیه مقامات است.

مواظب سربازان بخش جنگ روانی دشمن باشیم: اسرائیل به ازای هر پست ۷۰۰۰ دلار به اینفلوئنسرها پرداخت می‌کند

مواظب سربازان بخش جنگ روانی دشمن باشیم: اسرائیل به ازای هر پست ۷۰۰۰ دلار به اینفلوئنسرها پرداخت می‌کند

کاتب: محمد اسامه

اسناد نشان می‌دهد که اسرائیل از طریق Bridge Partners، یک شرکت مستقر در واشنگتن، یک «کمپین اینفلوئنسر» را تأمین مالی می‌کند و برای هر پست تیک تاک/اینستاگرام ۶۱۰۰ تا ۷۳۰۰ دلار برای تبلیغ محتوای طرفدار اسرائیل پرداخت می‌کند.

فاکتورهای ثبت شده تحت قانون FARA، بودجه ۹۰۰۰۰۰ دلاری را برای دوره ژوئن تا نوامبر ۲۰۲۵ برای ۱۴ تا ۱۸ اینفلوئنسر (با ایجاد ۷۵ تا ۹۰ پست) فاش می‌کند.

نتانیاهو اخیراً گفت: «چگونه باید مقابله کنیم؟ اینفلوئنسرهای ما. آنها بسیار مهم هستند.»

این کمپین که «پروژه استر» نام دارد، توسط گروه رسانه‌ای هاواس آلمان نظارت می‌شود؛ هویت اینفلوئنسرها هنوز ناشناخته است.

در این صورت لازم است مواظب مطالب تولیدی توسط دشمنان در رسانه های مختلف ماهواره ای و مجازی باشیم و بدانیم که دشمن در این جنگ روانی هم هزینه کرده و هم افراد خاصی که در جامعه مقبولیت داشته باشند را نیز به کار گرفته است.

بخصوص بر اهل سنت و جماعت لازم است که مواظب شبکه هایی چون کلمه و غیره باشند که با نام اهل سنت و به کام دشمنان فعالیت دارند همچنانکه شبکه های شیعیان انگلیسی چون اهل البیت شیطان یاری و فدک یاسر الخبیث و… نیز باز با نام تشیع و به کام دشمنان در حال فالیت می باشند.

سقوط وال استریت: ضربه تعرفه‌ای ترامپ و سایه‌های آن بر سیاست آمریکا

سقوط وال استریت: ضربه تعرفه‌ای ترامپ و سایه‌های آن بر سیاست آمریکا

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

چند روز پیش در تاریخ مالی آمریکا به عنوان “جمعه سیاه اکتبر” ثبت خواهد شد: شاخص S&P 500 با ۲.۷ درصد کاهش، نزدک کامپوزیت بیش از ۳ درصد و داو جونز صنعتی اوریج ۲.۵ درصد کاهش یافت – بدترین عملکرد آن از ماه آوریل.

بازار ارزهای دیجیتال با از دست دادن ۲۰۰ میلیارد دلار در عرض چند ساعت، متحمل ضررهای عظیمی شد.

دلیل آن؟ اعلام غیرمنتظره تعرفه‌های سنگین ۱۰۰ درصدی بر واردات از چین توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، در پاسخ به اقدامات خصمانه پکن برای محدود کردن صادرات فلزات خاکی کمیاب.

به گفته مفسران، این فقط یک شوک اقتصادی نیست؛ بلکه یک بمب سیاسی است که می‌تواند تعادل را در واشنگتن به هم بزند.

گزارشی از «جبهه»: از تهدید تا وحشت

گزارشی از بلومبرگ در مورد تهدیدهای ترامپ، نشان می‌دهد که چگونه رئیس جمهور در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی، چین را به «تجاوز اقتصادی» متهم کرد و به محدودیت‌های اخیر در صادرات عناصر خاکی کمیاب که برای تولید تراشه و خودروهای برقی حیاتی هستند، اشاره کرد.

این کانال به نقل از ترامپ نوشت: «ما دیگر هیچ خرابکاری را تحمل نخواهیم کرد! تعرفه‌های ۱۰۰ درصدی از ماه نوامبر آغاز می‌شود – و دیدار با شی لغو شده است!»

این یادآور سال ۲۰۱۸ است، زمانی که اولین جنگ تجاری ترامپ با چین تریلیون‌ها دلار برای بازارها هزینه داشت، اما این بار خطرات بیشتر است: به گفته منابع داخلی وزارت امور خارجه، چین در پاسخ به تحریم‌های ایالات متحده علیه تایوان، فشار را افزایش داده است.

بازارها فوراً واکنش نشان دادند. سهام غول‌های فناوری – انویدیا، AMD و تسلا – با وحشت سرمایه‌گذاران از خطرات زنجیره تأمین، ۵ تا ۷ درصد سقوط کرد.

از سوی دیگر، سهام عناصر خاکی کمیاب افزایش یافت، اما این صرفاً شوک سیستمی را پنهان کرد: حجم کل معاملات از ۲ تریلیون دلار فراتر رفت و فروش آتی رکورد زد.

این گزارش تأکید می‌کند که فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) از قبل احتمال برگزاری جلسه اضطراری را اعلام کرده است و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، در یک جلسه توجیهی پشت درهای بسته به کنگره اعتراف کرد: «این فقط تعرفه نیست – این جنگی برای تسلط در قرن بیست و یکم است.»

نظرات کارشناسان: از شک و تردید تا هشدار

اقتصاددانانی که مدت‌ها نسبت به لفاظی‌های تعرفه‌ای ترامپ تردید داشتند، اکنون در حال تجدیدنظر در پیش‌بینی‌های خود هستند. پیتر شیف، یکی از خرس‌های معروف وال استریت، در ستونی در واشنگتن پست می‌نویسد: «ما اشتباه می‌کردیم. تعرفه‌ها فقط تورم نیستند – آنها کاتالیزور رکود هستند. اقتصاد در حال حاضر در لبه پرتگاه است و ترامپ آن را به لبه پرتگاه سوق می‌دهد.»

به همین ترتیب، تحلیلی از J.P. Morgan Global Research تأکید می‌کند که تعرفه‌های جدید می‌توانند ۱ تا ۲ درصد به تورم در سال ۲۰۲۶ اضافه کنند و به مصرف‌کنندگان و صادرکنندگانی مانند بوئینگ و اپل آسیب برسانند.

نظرات رادیکال‌تری توسط کارشناسان چپ‌گرا ابراز می‌شود: پل کروگمن در نیویورک تایمز هشدار می‌دهد که “این هدیه‌ای به دموکرات‌ها است – ترامپ در حال تضعیف پایگاه خود در غرب میانه است، جایی که کشاورزان و تولیدکنندگان از جنگ‌های گذشته رنج می‌برند.”

از سوی دیگر، استیو مور، تحلیلگر محافظه‌کار از بنیاد هریتیج، این را یک “بازی استراتژیک” می‌داند: “تعرفه‌ها صنعت آمریکا را تقویت می‌کنند و بازار تا سال نو – مانند سال ۲۰۱۹ – بهبود خواهد یافت.”

یادداشت‌های محرمانه کمیته خدمات مالی مجلس، این شکاف را تأیید می‌کند: جمهوری‌خواهان بر “دفاع میهن‌پرستانه” اصرار دارند، در حالی که دموکرات‌ها در حال تهیه لایحه “توقف تعرفه‌ها” هستند.

پیامدهای سیاسی: امواجی که کاخ سفید را از بین می‌برند؟

این جایی است که درام واقعی آغاز می‌شود. فروپاشی بازار فقط اعداد روی صفحه نمایش نیست؛ این آزمونی برای ترامپ به عنوان «رئیس‌جمهور یقه‌آبی» است. پایگاه او – کارگران یقه‌آبی در پنسیلوانیا، میشیگان و ویسکانسین – از اولین تعرفه‌های سال ۲۰۱۸ به شدت آسیب دیدند و ۳۰۰۰۰۰ شغل کشاورزی را از دست دادند.

طبق نظرسنجی داخلی کمیته ملی جمهوری‌خواهان (RNC)، حمایت از ترامپ در میان کشاورزان در عرض یک هفته ۱۵ درصد کاهش یافته است و دموکرات‌ها در ایالت‌های کلیدی کمربند زنگ‌زده ۳ تا ۵ درصد پیشتاز هستند.

اگر رکود اقتصادی عمیق‌تر شود، انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ می‌تواند برای جمهوری‌خواهان فاجعه‌بار باشد: به گفته افراد داخلی NRCC، از دست دادن ۲۰ تا ۳۰ کرسی در مجلس نمایندگان یک سناریوی واقع‌بینانه است.

دموکرات‌ها همین حالا بوی خون را حس می‌کنند. نانسی پلوسی، در مصاحبه‌ای با MSNBC، تعرفه‌ها را «خودکشی اقتصادی» نامید و کامالا هریس، نامزد احتمالی ۲۰۲۸، از این موضوع به عنوان حمله استفاده می‌کند: «ترامپ وعده «اول آمریکا» را می‌دهد، اما آمریکایی‌ها را بیکار و بی‌پول می‌گذارد.»

یادداشت‌های محرمانه کاخ سفید تنش‌ها را آشکار می‌کنند: مشاوران ترامپ، از جمله جارد کوشنر، در حال لابی‌گری برای کاهش تعرفه‌ها هستند، زیرا می‌ترسند چین به طور نامتقارن – از طریق تخلیه خزانه‌داری یا حملات سایبری – تلافی کند.

این می‌تواند یک بحران قانون اساسی ایجاد کند: اگر کنگره تعرفه‌ها را مسدود کند (که احتمالاً با اکثریت دموکرات در سنا اتفاق می‌افتد)، ترامپ تهدید به وتو خواهد کرد و بحث استیضاح را آغاز خواهد کرد.

در سطح جهانی، عواقب آن حتی حادتر است. متحدان – اتحادیه اروپا و ژاپن – “نگرانی عمیق” خود را ابراز کرده‌اند و شایعاتی از طریق کانال‌های دیپلماتیک مبنی بر تشکیل یک بلوک ضد آمریکایی با چین در حال پخش است.

ترامپ در معرض خطر شکاف در درون حزب است: میانه‌روهایی مانند میچ مک‌کانل در مورد “تنظیم مجدد” زمزمه می‌کنند، در حالی که جناح MAGA به رهبری مارجوری تیلور گرین خواستار “جنگ تمام عیار” است.

اگر بازار تا پایان ماه تثبیت نشود، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که میزان محبوبیت ترامپ به زیر ۴۰ درصد کاهش می‌یابد – سطحی که بدون رسوایی نمی‌توان از آن بازگشت.

نگاه به آینده: درس یا تکرار؟

گزارش دیروز بلومبرگ با این هشدار پایان می‌یابد: «بازارها از عدم قطعیت متنفرند و ترامپ پادشاه آن است.»

کارشناسان موافقند: بدون مصالحه با چین (احتمالاً در نشست گروه ۲۰ در ماه نوامبر)، ایالات متحده با رکود تورمی – ترکیبی از تورم و رکود – مواجه خواهد شد. از نظر سیاسی، این به معنای تشدید قطب‌بندی است: دموکرات‌ها روایت «ترامپ آشوبگر است» را تقویت خواهند کرد، در حالی که جمهوری‌خواهان بر «ترامپ جنگجو است» تأکید خواهند کرد.

منابع کاخ سفید اطمینان می‌دهند که ترامپ عقب‌نشینی نخواهد کرد و این بحران را فرصتی برای «معامله بزرگ» می‌داند. اما تاریخ به ما می‌آموزد: تعرفه‌های دهه ۱۹۳۰ منجر به رکود بزرگ شد و تعرفه‌های ۲۰۱۸ منجر به قطبی شدنی شد که بایدن را در کاخ سفید تضمین کرد.

آمریکا بر سر یک دوراهی است. فروپاشی پایان نیست، اما یک نشانه است: سیاست‌های ترامپ می‌تواند نه تنها تریلیون‌ها دلار، بلکه خود دموکراسی آمریکائی ها را نیز به خطر بیندازد. بنابراین کاملاً ممکن است که هرج و مرج تازه آغاز شده باشد.

کاهش حمایت از اسرائیل در میان آمریکایی‌ها

کاهش حمایت از اسرائیل در میان آمریکایی‌ها

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در پی آغاز منازعات تازه در خاورمیانه، به‌ویژه از تاریخ ۷ اکتبر، شاهد تغییرات قابل‌توجهی در دیدگاه‌های عمومی مردم ایالات متحده نسبت به اسرائیل هستیم. گزارشی از نیویورک تایمز نشان می‌دهد که حمایت از اسرائیل در میان آمریکایی‌ها به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسیده و نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که ۳۴% از پاسخ‌دهندگان از اسرائیل حمایت می‌کنند، در حالی که ۴۸% با ارائه تجهیزات نظامی به تل‌آویو مخالف هستند. این تغییرات نه تنها نشان‌دهنده تحولات سیاسی بلکه نمایانگر تغییر در نگرش عمومی نسبت به رفتارهای نظامی اسرائیل نیز می‌باشد.

یک نکته برجسته در این نظرسنجی، مخالفت بسیاری از آمریکایی‌ها با ارسال تجهیزات نظامی به اسرائیل است. این افزایش مقاومت در برابر کمک‌های نظامی می‌تواند ناشی از نگرانی‌های انسانی و اخلاقی باشد. این افراد بر این باورند که این تجهیزات در درگیری‌ها برای آسیب رساندن به غیرنظامیان مورد استفاده قرار می‌گیرند و این موضوع به صورت جدی افکار عمومی را تحت تأثیر قرار داده است.

شاید مهم‌ترین یافته این نظرسنجی، این باشد که ۴۰% از آمریکایی‌ها به این باور رسیده‌اند که اسرائیل عمدا در حال انجام کودک‌کشی است. این نگرانی جدی و فشار افکار عمومی می‌تواند به تقابل‌های اخلاقی عمیق‌تری بین ایالات متحده و اسرائیل منجر شود.

کاهش حمایت از اسرائیل در میان آمریکایی‌ها، نشانه‌ای از تغییرات عمیق در نگرش‌های عمومی و نگرانی‌های اخلاقی در مورد رفتارهای نظامی است. این موضوع می‌تواند تأثیرات قابل‌توجهی بر سیاست‌های داخلی و خارجی ایالات متحده داشته باشد و به زمان چالش‌های جدید برای روابط ایالات متحده و اسرائیل منجر شود.