در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

در ایران آتش زدن مساجد و قرآنها و کشتن نیروهای امنیتی یعنی اعتراض مدنی و رسماً توسط آمریکا تحریک و تشویق می شود اما در آمریکا حمله کلیسا و…

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

امروز 3 بهمن 1404ش در پاسخ به توییت جی دی ونس معاون رئیس جمهور آمریکا که خطاب به تظاهرکنندگان آمریکایی گفته است؛ «برنامهٔ ما بسیار ساده است: اگر به یک کلیسا یورش ببرید یا به یک مأمور فدرال حمله کنید، ما تمام کاری را که از دستمان برمی‌آید انجام می‌دهیم تا شما را روانهٔ زندان کنیم» آماری رسمی از میزان ویرانی‌ها و تلفات ناشی از آشوب و جنگ شهری اغتشاشگران سکولار دی ماه 1404ش که تحت عنوان اعتراض مدنی مستقیماً مورد حمایت آمریکا قرار می گرفت دیدم که بسیار تکان دهنده بود.  

در گزارش خسارات وارد شده آمده است:

۳۰۵ دستگاه آمبولانس و اتوبوس

۲۴ جایگاه سوخت

۷۰۰ فروشگاه محلی (خواربارفروشی)

۳۰۰ واحد مسکونی خصوصی

۷۵۰ بانک

۴۱۴ ساختمان دولتی

۷۴۹ کلانتری

۱۲۰ مرکز بسیج

۲۰۰ مدرسه

۳۵۰ مسجد

۱۵ کتابخانه

۲ کلیسای ارامنه

۲۵۳ ایستگاه اتوبوس

۶۰۰ دستگاه خودپرداز

۸۰۰ خودروی شخصی

مجموع کشته‌شدگان: ۳٬۱۱۷ نفر

شهروندان و نیروهای امنیتی: ۲٬۴۲۷ نفر

آشوب طلبان اغتشاشگر: ۶۹۰ نفر

تمام این تخریبات و صدمات جانی در حالی از سوی آمریکا مورد حمایت قرار می گرفت که معاون اول ترامپ به معترضان آمریکایی می گوید: به پلیس یا کلیسا حمله کنید، با تمام ابزار فدرال زندانی‌تان می‌کنیم

مایک پنس گفت: اگر به مأموران اجرای قانون حمله کنید، یا اعتراض‌ها از حالت مسالمت‌آمیز خارج شود، دولت فدرال با تمام توان وارد عمل می‌شود. حمله به کلیسا و نقض حق عبادت مردم قابل تحمل نیست و با آن به‌شدت برخورد خواهد شد.

نکته ی مهم و قابل توجه این است که آمریکا و کشورهای غربی نه تنها اغتشاش و جنگ شهری مسلحانه و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی توسط این اغتشاشگران و نفوذی های آمریکا و رژیم صهیونیستی، حمله به مساجد و آتش زدن مساجد و قرآنها و حتی کلیساهاو تخریب آتش زدن اموال عمومی در ایران را محکوم نمی کنند بلکه در مواردی آشکارا یا تلویحاً مردم را به چنین اقداماتی تشویق می‌کنند و آن را «اعتراض مدنی» می‌نامند.

شما اسم چنین سیاستی چه می گذارید؟

آیا این کفار محارب و اشغالگر خارجی زبانی غیر از زبان زور را متوجه می شوند؟

آیا غیر از «قدرت نظامی» عاملی «بازدارنده» در برابر این دشمنان وجود دارد؟

بدانید که سخن الله حق است و ترساندن دشمنان با قدرت نظامی به عنوان تنها عامل بازدارنده تنها گزینه ی مادی بعد از ایمان و نصرت الله است که می فرماید: وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُم وَآخَرينَ مِن دونِهِم لا تَعلَمونَهُمُ اللَّهُ يَعلَمُهُمۚ(انفال/60)  برای (مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی نظامی و اسبهای ورزیده آماده سازید، تا به وسیله ی آن دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را  هم به هراس اندازید که آنها را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال/60) آنچه از قدرت در توان تان است، برای جنگ با آنان آماده سازيد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم در توضیح اضافه کرد: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است. یکی از معجزه های این آیه و حدیث به کارگیری کلمات «قُوَّةٍ = قدرت و نیرو» و « الرَّميُ = تیر اندازی» است که با گذشت زمان و تغییر تکنولوژی های مختلف از تیرو کمان و شمشیر به انواع سلاحهای مختلف و مدرن کاربرد دارند.


[1]  مسلم1917

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (3)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

یک هفته پس از مرگ شوهرش، بیوه‌ی او هنوز هیچ تماسی دریافت نکرده است. نه از ICE. نه از GEO Group، شرکت زندان خصوصی که بازداشتگاه را اداره می‌کند. نه از دفتر پزشکی قانونی میشیگان که کالبدشکافی را انجام می‌دهد. از او خواسته نشد جسد را شناسایی کند. از او در مورد اعمال مذهبی‌اش سؤالی پرسیده نشد. از او برای کالبدشکافی اجازه گرفته نشد.

جین ویلسون بروتوس، مهاجر ۴۱ ساله اهل هائیتی، در ۱۱ دسامبر پس از آزادی از زندان شهرستانی، به بازداشت اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) منتقل شد. او به دلیل خسارت مالی دستگیر شد. او روز بعد پس از یک “حادثه پزشکی” درگذشت.

دلوین فرانسیسکو رودریگز، ۳۹ ساله، اهل نیکاراگوئه. فواد سعید عبدالقادر، ۴۶ ساله، اهل اریتره. اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) اعلام کرد که دو نفر به “علل طبیعی” و دو نفر به دلیل “عوارض پزشکی” جان خود را از دست داده‌اند.

جنیفر ایبانیز ویتلاک از مرکز ملی حقوق مهاجرت می‌گوید: “امسال چندین مورد مرگ در عرض چند روز پس از بازداشت افراد توسط اداره مهاجرت و گمرک آمریکا رخ داده است. این موضوع نگرانی‌هایی را در مورد سطح آسیب‌های روحی که افراد از لحظه دستگیری تجربه می‌کنند، ایجاد می‌کند.”

“هیچ افزایش ناگهانی در مرگ و میر وجود ندارد”

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا در بیانیه‌های مطبوعاتی ادعا می‌کند: “مرگ و میر در بازداشت در سال گذشته به طور متوسط کمتر از ۱٪ بوده است – کمترین میزان در تاریخ اداره مهاجرت و گمرک آمریکا.” این آژانس جزئیاتی در مورد نحوه محاسبه این رقم ارائه نکرده است.

اما ۳۰ مورد مرگ بیشتر از کل همه‌گیری کووید-۱۹ است.

تریشیا مک‌لافلین، معاون وزیر امنیت داخلی، روز شنبه اظهار داشت: «هیچ افزایشی در مرگ و میر رخ نداده است. همزمان با گسترش بازداشتگاه‌هایمان، استانداردهای مراقبتی بالاتری را نسبت به اکثر زندان‌ها برای شهروندان آمریکایی حفظ می‌کنیم – از جمله دسترسی به مراقبت‌های پزشکی کافی.»

در این دادخواست‌ها ادعا می‌شود که بازداشت‌شدگان در شرایط بسیار شلوغی نگهداری می‌شوند، گاهی اوقات بدون تخت، دوش، مراقبت‌های پزشکی کافی یا غذای باکیفیت.

دبورا فلیشیکر، رئیس موقت ستاد ICE در دوران ریاست جمهوری بایدن، خاطرنشان کرد که افزایش مرگ و میر «سوالاتی را در مورد کیفیت بازداشت مطرح می‌کند، اما بدون اطلاعات بیشتر پاسخ کاملی ارائه نمی‌دهد.»

کریستین ساویج از مرکز حقوق مهاجران میشیگان معتقد است که مرگ گانچف «قابل پیشگیری بود و نشان دهنده یک الگوی بزرگتر است.»

در بیانیه کتبی آمده است: «مرگ آقای گانچف متأسفانه نشان می‌دهد که چگونه دولت ترامپ در حال تشدید شرایط غیرقابل قبول در سیستم بازداشتی است که ثابت شده اساساً غیرانسانی است. به طرز تکان دهنده‌ای، این بیست و نهمین مرگ در بازداشت ICE از زمان تحلیف ترامپ است، بالاترین تعداد مرگ و میر در یک سال تقویمی از زمانی که مدافعان در سال ۲۰۰۶ شروع به پیگیری کردند.

در مقایسه، ۲۶ نفر در طول چهار سال دولت بایدن در بازداشت ICE جان خود را از دست داده‌اند.»

ماشینی که هرگز متوقف نمی‌شود

یک سیستم بازداشت که بدون نظارت مؤثر کار می‌کند. شرکت‌های خصوصی که از حبس سود می‌برند. سهمیه‌های دستگیری. مصونیت از مجازات برای کارمندان. مرگ‌هایی که «طبیعی» نامیده می‌شوند.

تاریخ قرن بیستم به ما آموخته است: وقتی سازمان‌های امنیتی دولتی از کنترل قانون خارج می‌شوند، وقتی اقدامات آنها دیگر قابل پیگرد قانونی نیست، وقتی به «دولتی در درون دولت» تبدیل می‌شوند، این دستورالعملی برای فاجعه است.

اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) در حال حاضر حدود ۱۱۰۰ نفر را در روز دستگیر می‌کند. دولت هدف ۳۰۰۰ نفر در روز را تعیین کرده است. مراکز بیش از حد شلوغ هستند. مردم در حال مرگ هستند. هیچ پاسخگویی وجود ندارد.

کاخ سفید قول می‌دهد: «دستگیری‌ها و اخراج‌ها ادامه خواهد یافت.»

ننکو گانچف سی سال را صرف ساختن رویای آمریکایی کرد. او می‌خواست شهروند شود. با یک آمریکایی ازدواج کرد. او برای قانونی کردن وضعیت خود به خدمات مهاجرتی مراجعه کرد.

جسد او در کف سلولش پیدا شد. علت مرگ «در دست بررسی» است. اما این سیستم قبلاً او را «یک مجرم ۵۶ ساله و بیگانه غیرقانونی از بلغارستان» اعلام کرده بود.

در سال ۱۹۴۶، کشیش آلمانی مارتین نیمولر، از بازماندگان اردوگاه‌های کار اجباری نازی‌ها، نوشت:

“اول سراغ سوسیالیست‌ها آمدند و من سکوت کردم – چون سوسیالیست نبودم. بعد سراغ اتحادیه‌های کارگری آمدند و من سکوت کردم – چون من عضو اتحادیه کارگری نبودم. بعد سراغ یهودیان آمدند و من سکوت کردم – چون یهودی نبودم. بعد سراغ من آمدند – و دیگر کسی نمانده بود که از من دفاع کند.”

ماشین خرد کردن انسان به حرکت درآمده است. امروز – مهاجران. و فردا؟

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (2)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (2)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

آینه تمامیت‌خواهی

گشتاپو تا پایان سال ۱۹۴۴ تقریباً ۳۲۰۰۰ کارمند داشت. این سازمان برای انجام تحقیقات خود به اعلام جرم‌های محلی متکی بود. ICE تقریباً ۲۱۰۰۰ کارمند دارد، اما این آژانس به طور فعال به کمک سایر آژانس‌ها – گشت مرزی، سرویس مخفی، اداره مبارزه با مواد مخدر (DEA) و حتی سرویس درآمد داخلی (IRS) – متکی است.

گشتاپو “بدون محدودیت‌های مدنی” عمل می‌کرد. این سازمان قدرت دستگیری پیشگیرانه را داشت. اقدامات آن مشمول بررسی قضایی نبود. هزاران چپ‌گرا، روشنفکر، یهودی و عضو اتحادیه‌های کارگری پس از دستگیری به سادگی در اردوگاه‌های کار اجباری ناپدید شدند.

در دهه ۱۹۳۰، NKVD سیستم گولاگ را کنترل می‌کرد و بزرگترین کارفرما در اتحاد جماهیر شوروی محسوب می‌شد. این سازمان اعدام‌های دسته‌جمعی انجام می‌داد و می‌توانست مردم را بدون محاکمه به زندان محکوم کند.

تا سال ۱۹۸۹، اشتازی به شبکه‌ای متشکل از ۵۰۰۰۰۰ تا ۲ میلیون خبرچین متکی بود. این سازمان پرونده‌هایی از ۶ میلیون شهروند – یک سوم جمعیت جمهوری دموکراتیک آلمان – را نگهداری می‌کرد.

پلیس آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید، “لوله‌گذاری” – نوعی شکنجه شامل خفگی با کیسه پلاستیکی روی سر – را انجام می‌داد. پس از پایان آپارتاید در سال ۱۹۹۴، قانون اساسی دموکراتیک جدید صراحتاً شکنجه را ممنوع کرد.

با این حال، تجزیه و تحلیل داده‌ها از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳ نشان داد که به طور متوسط سه نفر در هفته از استفاده از “لوله‌گذاری” توسط پلیس شکایت می‌کنند. از ۱۷۰۰ شکایت، تنها یک افسر اخراج شد (که بعداً به کار خود بازگشت). شش افسر در دادگاه محکوم شدند.

“آنها با او مانند یک حیوان رفتار کردند”

ننکو گانچف از دیابت نوع ۲ رنج می‌برد. در زندان نورث لیک در میشیگان – یک زندان خصوصی که توسط گروه GEO و تحت قرارداد با ICE اداره می‌شود – رژیم غذایی خاصی به او داده نشد.

آنا، دوست نزدیک خانواده، می‌گوید: “رژیم غذایی خاصی وجود نداشت. غذایی که به بازداشت‌شدگان می‌دادند برای حفظ سطح قند خون او کافی نبود. بنابراین ما از طریق سیستم آنها پول ارسال کردیم تا او بتواند از ایستگاه پلیس غذا بخرد.”

استرس این وضعیت را تشدید کرد. “برای افراد دیابتی، به ویژه نوع ۲، حتی با یک رژیم غذایی معمولی، خود استرس می‌تواند باعث افزایش ناگهانی قند خون شود. وضعیت او بدتر می‌شد. به تدریج، بدتر و بدتر.”

در ماه نوامبر، یک قاضی فدرال در شیکاگو دستور آزادی صدها نفر از افرادی را که بدون حکم بازداشت شده بودند، از جمله گانچف، به قید وثیقه صادر کرد. این دستگیری‌ها حکم رضایت – حکم دادگاهی که اختیارات ICE را محدود می‌کرد – را نقض می‌کرد. خود مقامات فدرال اذعان کردند که آزادی گانچف تهدیدی برای امنیت عمومی ایجاد نمی‌کند.

اما دادگاه تجدیدنظر حوزه هفتم این تصمیم را مسدود کرد. گانچف با یک انتخاب روبرو بود: تبعید داوطلبانه به بلغارستان یا ادامه بازداشت به امید گرفتن وثیقه.

همسرش، شهروند آمریکایی که از ترس انتقام نخواست نامش فاش شود، به یاد می‌آورد: «به او گفتم، ‘تصمیم با توست، اما لطفا مرا اینجا تنها نگذار’».

عصر ۱۴ دسامبر، او تماس تلفنی معمول شوهرش را دریافت نکرد. وب‌سایت ICE او را «آزاد» اعلام کرد.

صبح ۱۵ دسامبر – هشتمین سالگرد ازدواجشان – از سفارت بلغارستان با او تماس گرفته شد. ننکو گانچف مرده بود.

بیوه‌اش می‌گوید: «می‌خواهم مردم بدانند چه اتفاقی برای او افتاده است. مردی که ۳۰ سال اینجا زندگی کرد، کار کرد، مالیات پرداخت کرد. و آنها با او مثل یک حیوان رفتار کردند. با او خیلی بی‌ادب بودند… با او مثل یک قاتل رفتار کردند.»

صنعت مرگ

وب‌سایت ICE یک بیانیه استاندارد در مورد مرگ گانچف منتشر کرد. این آژانس او را «یک مجرم ۵۶ ساله، تبعه غیرقانونی بلغارستان» توصیف کرد. علت مرگ «مشکوک به علل طبیعی» بود.

این توصیف مردی است که ۳۰ سال در آمریکا زندگی کرده، با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده و صاحب یک شرکت حمل و نقل کامیونی بوده است. تخلفات رانندگی «جنایی» تلقی می‌شدند – گانچف هیچ اتهام جدی نداشت. علت مرگ، یک فرد دیابتی که ماه‌ها از مراقبت‌های پزشکی محروم بود، «طبیعی» ذکر شده است.

به گفته‌ی ICE، گانچف «در حین یک معاینه‌ی روتین، بیهوش روی کف سلولش پیدا شد.» کادر پزشکی در این مرکز احیای قلبی ریوی (CPR) را آغاز کردند. یک آمبولانس رسید و احیای قلبی ریوی را ادامه داد. یک پزشک مرگ او را اعلام کرد.

وزارت امنیت داخلی علت مرگ را «طبیعی فرضی» اعلام کرد. علت رسمی «هنوز در دست بررسی است.»

اما دلیا رامیرز، نماینده‌ی کنگره، خواستار «تحقیقات فوری و شفاف در مورد شرایط مرگ آقای گانچف، از جمله بررسی گزارش‌های سایر بازداشت‌شدگان مبنی بر اینکه او درخواست مراقبت‌های پزشکی کرده و به موقع آن را برای نجات جان خود دریافت نکرده است» شد.

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (1)

اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده (IMC) پا جای پای NKVD و گشتاپو می‌گذارد (1)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

مطبوعات ترکیه توجه را به مصونیت گسترده و خشونت کنترل نشده برخی از آژانس‌های امنیتی ایالات متحده که کشور را فرا گرفته است، جلب کرده‌اند. این به اصطلاح “پلیس مهاجرت” اشاره دارد.

وقتی یک سازمان اجرای قانون حق بازداشت افراد بدون حکم را به دست می‌آورد، وقتی اقداماتش مشمول بررسی قضایی نمی‌شود، وقتی مردم در سلول‌هایش می‌میرند و هیچ کس پاسخگو نیست – این یک خلاء قانونی نامیده می‌شود. تاریخ نمونه‌های زیادی از چنین ساختارهایی را می‌شناسد.

ننکو گانچف ۵۶ ساله به مدت سه دهه در شیکاگو زندگی کرد. او صاحب یک شرکت حمل و نقل بود، مالیات پرداخت می‌کرد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. در ۲۳ سپتامبر، او برای مصاحبه کارت سبز به یک اداره مهاجرت رفت. او همانجا در ساختمان دستگیر شد – مأموران ICE او را در کمین گرفتند.

گانچف کمتر از سه ماه بعد درگذشت. او که دیابت داشت، در بازداشتگاه از رژیم غذایی ویژه محروم شد. مردی که به گفته سایر بازداشت‌شدگان، درخواست مراقبت‌های پزشکی کرده بود اما به موقع آن را دریافت نکرد. جسد او در کف سلولش پیدا شد.

این یک حادثه غم‌انگیز نیست. این یک سوءاستفاده سیستماتیک است.

سی مرگ در یک سال

سال ۲۰۲۵ مرگبارترین سال برای مهاجران در بازداشتگاه‌های ICE (اداره مهاجرت و گمرک) در دو دهه گذشته بود. سی نفر. چهار نفر در اواسط دسامبر در چهار روز جان باختند.

یونیس چو از پروژه ملی زندان اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا گفت: “چهار مرگ در بازداشتگاه‌ها در یک هفته، بحران آهن داغ است.”

پرامیلا جایاپال، نماینده کنگره، در رسانه‌های اجتماعی نوشت: “در عرض ۱۵ دقیقه، دو مورد مرگ در مراکز ICE دریافت کردم.” یک ساعت و نیم بعد، دو مورد دیگر نیز رسیدند.

امروز ۶۶۰۰۰ نفر در مراکز ICE نگهداری می‌شوند – که بالاترین میزان در تاریخ است. دولت ترامپ ۴۵ میلیارد دلار برای گسترش سیستم بازداشت درخواست کرده است. دستگیری‌ها با نرخ ۱۱۰۰ نفر در روز رخ می‌دهد.

ساختاری بدون نظارت

در ماه مارس، دولت ترامپ تلاش کرد دو نهاد نظارتی را که شرایط بازداشتگاه‌ها را رصد می‌کردند و شکایات بازداشت‌شدگان را بررسی می‌کردند، لغو کند. تحت فشار، این تصمیم لغو شد، اما مدافعان مهاجران استدلال می‌کنند که نظارت مؤثر به طرز چشمگیری تضعیف شده است و شرایط در مراکز همچنان رو به وخامت است.

شباهت‌های تاریخی اجتناب‌ناپذیر است. اشتازی در آلمان شرقی، گشتاپو در آلمان نازی و ان‌کی‌وی‌دی در اتحاد جماهیر شوروی – همه این آژانس‌ها یک چیز مشترک داشتند: آنها خارج از بررسی قضایی عمل می‌کردند. تصمیمات آنها قابل تجدیدنظر نبود. آنها قدرت “بازداشت پیشگیرانه” را داشتند.

ICE de facto نیز همین اختیارات را دارد. این آژانس دستگیری‌های گسترده را بدون حکم انجام می‌دهد. در شیکاگو، یک قاضی فدرال دستور آزادی ۶۰۰ نفر را که به این روش دستگیر شده بودند، صادر کرد. در واشنگتن، دادگاهی نیز پس از موجی از بازداشت‌ها، دستگیری‌های بدون حکم را متوقف کرد.

اما دستگیری‌ها ادامه دارد.

ابیگیل جکسون، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «با وجود تعداد بی‌سابقه‌ای از چالش‌های حقوقی و احکام غیرقانونی دادگاه‌های بدوی، دستگیری‌ها و اخراج‌ها ادامه خواهد یافت.»

«تئاتر پاک»

خوزه پانیاگوا کالدرون در جریان دستگیری‌اش در ونکوور، واشنگتن، در حالی که یک خودروی شاسی‌بلند نقره‌ای ICE از روی پاهایش رد می‌شد، از درد فریاد می‌زد. ویدیوی تلفن‌های شاهدان نشان می‌دهد که این خودرو در حالی که او روی زمین افتاده بود، از روی اندام‌هایش رد شده است.

خانواده‌اش ادعا می‌کنند که مأموران از رسیدگی پزشکی به او خودداری کرده و او را مجبور به سوار شدن به خودرو کرده‌اند.

پاسخ تریشیا مک‌لافلین، سخنگوی وزارت امنیت داخلی، به شرح زیر بود: «پس از دستبند زدن توسط مأموران ICE، پانیاگوا نمایشی در حد اسکار اجرا کرد و در حالی که مأموران به سادگی ماشینش را از جاده خارج می‌کردند، به طرز چشمگیری فریاد می‌زد.

او بلافاصله پس از آن به طور عادی راه رفت و معاینه پزشکی کامل، از جمله عکس‌برداری با اشعه ایکس، انجام داد که هیچ شکستگی، دررفتگی یا جراحتی را نشان نداد. صحنه‌سازی محض. هیچ جراحتی.»

این یک بیانیه رسمی بود و از طرف یک سازمان دولتی صادر شد.

مورد دیگر: ویلمر تولدو-مارتینز، ساکن ونکوور که در سن ۱۵ سالگی به ایالات متحده آمد و با یک شهروند آمریکایی ازدواج کرده بود. سناتور پتی موری دستگیری او را «حمله‌ای وحشیانه و غیرقابل توجیه» خواند.

به گفته او، یک سگ بویاب ICE به سمت تولدو-مارتینز رها شد، اگرچه او هیچ مقاومتی یا تلاشی برای فرار نکرد. او حتی برای ساعت‌ها از مراقبت‌های پزشکی اولیه نیز محروم شد.

آمریکا و شرکایش در اغتشاشات دی 1404 دنبال تولید خشم و عصبانی کردن مردم از حاکمیت دینی هستند

آمریکا و شرکایش در اغتشاشات دی 1404 دنبال تولید خشم و عصبانی کردن مردم از حاکمیت دینی هستند

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در روزهای 18 و 19 دی ماه 1404 در تهران و برخی از شهرهای شیعه نشین ایران شاهد خشونتی افسارگسیخته از سوی افرادی خاص در میان معترضین و اغتشاشگران بودیم که به سادگی می توانستیم «پروژه ی کشته سازی» از همین معترضین و اغتشاشگران را توسط این عده ی خاص ببینیم.

برای مردمی که از دور نگاه می کردند جای سوال بود چرا تا این حد خشونت بار؟ هدف چیست؟

هدف این بود که با نسبت دادن این پروژه به نیروهای حافظ امنیت کشور، خشم و نفرت نسبت به حاکمیت را در میان مردم ایران افزایش دهند، و با این خشم، به قول ترامپ خیابانها را رها نکنند و قیامی گسترده را ترتیب دهند و ابتدا مراکز دولتی را تسخیر کنند و… در نهایت اسلام و انقلاب مورد هدف قرار گیرد.

این توهمی بود که آمریکا و صهیونیستها برای این خائنین ساخته بودند و در نهایت از زبان ترامپ برملا شد.

از زمان جنگ 12 روزه تا کنون و از کانال شبکه های مختلف ماهواره ای و مجازی دشمنان آمریکائی – صهیونیستی وارد جنگ روانی و تبلیغی و زمینه سازی رسانه ای گسترده ای جهت تولید این نفرت و خشم در میان مردم بودند که موفق نشدند، اما با سوار شدن بر اعتراضات اقتصادی و معیشتی مردم و تبدیل آن به اغتشاش و پیاده کردن «پروژه ی کشته سازی» از همین معترضین و با وعده های توخالی امثال ترامپ سعی داشتند شکست جنگ 12 روزه را با انتقام از مردم ایران و ضربه زدن به اصل نظام و انقلاب و حرکت به سوی سکولاریسم جبران کنند.

به این شکل می توان گفت با آنهمه کشتاری که این خائنین طی «پروژه ی کشته سازی» از مردم ایران انجام دادند یک روز به جنگ 12 روزه اضافه شد.

در اینجا وظیفه ی علمای اسلامی و بخصوص علمای اهل سنت و جماعت این است که قبل از هرچیزی این توطئه ی دشمنان را برملا کنند و سپس با تزریق امید به مردم جامعه اعتماد عمومی به اصلاحات و آینده ای بهتر و عبور از این مشکلات اقتصادی و معیشتی را بالا ببرند.

نهادهای اجرائی حکومتی هم زمانی که اینهمه دشمن خارجی و داخلی بی رحم و جنایتکار در کمین نشسته را می بینند، و همچنین می بینند که مردم با تمام صدماتی که از این مزدوران نفوذی و خائنین داخلی دیده اند با دور ریختن این تفاله ها از خود به آینده ی شکوفای کشور دل بسته اند، باید با «خودانتقادی» در پی ساختن و جبران برای این مردم شریف باشند.

مردمی که از این اغتشاشگران خائن فاصله گرفتند و با آنها همراهی نکردند و در کنار کشور و انقلاب خود ایستادند نباید احساس بی پناهی کنند و باید به انتظارات و مطالبات صحیح آنها پاسخ داده شود .

انتظار مردم این است همچنانکه آنها از مفسدین و محاربین فاصله گرفتند مسئولین اجرائی و نظارتی نیز در مبارزه با فساد اقتصادی و اجرائی جدی باشند و بار سنگین این فشار معیشتی سنگینی  که وجود دارد را به اندازه ی توان و امکانات کشور از روی دوش مردم بردارند.

این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

آنچه این روزها در خیابان‌های ایران و خبرها می‌بینیم، نتیجه ی مستقیم سیاست اعتماد به آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی است؛ همان مسیری که برخی ملاها و شیخ‌نماها سال‌ها با عنوان «سازش»، «تعامل» و «همسویی» تبلیغ کردند.

 در اینجا نظری به  نمونه‌های آشکار از واقعیت میدان در خیابنهای ایران بیندازیم:

• هشدار نهادهای امنیتی ایران درباره تحرکات مشکوک موتورسواران اطراف اماکن حساس، در اوج تنش ایران–آمریکا–اسرائیل.

• حمله ی معترض‌نمای اغتشاشگر سکولار به داروخانه‌ای در قزوین به نام اعتراض به گرانی.

• آتش‌زدن قرآن و ادعیه در همدان؛ توهین آشکار به مقدسات.

• درخواست خانواده‌های قربانیان لردگان برای مجازات اغتشاشگران؛ اعتراف به سوءاستفاده ی دشمن از شرایط.

• حمله به حافظان امنیت در همدان و ایرانشهر و…

• گزارش رسانه ی اسرائیلی از آمادگی برای جنگ هم‌زمان در چند جبهه (ایران، لبنان، کرانه ی باختری). البته با توجه به آمادگی های ایران و احتمال حمله ی به صهیونیستها کانال 14 اسرائیل اعلام کرد: به وزرای اسرائیلی دستور داده شده است که هیچ اظهار نظری در مورد مسئله ایران نکنند

پس این‌ها اعتراضِ مسالمت آمیز و قانونمدار مردمی نیست بلکه اغتشاش و پروژه ی بی‌ثبات‌سازی است که توسط دشمنان خارجی کارگردانی می شود و مشتی نفوذی و خائن داخلی به همراه گله ای از فریب خورده ها بازیگران این پروژه هستند.

به جاست که بار دیگر خطاب به مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و دیگر ملاهایی که از سازش می‌گویند این نکته را یادآوری کنیم که این همان چیزی است که دشمن می‌خواست، همان مسیری که شما تبلیغ کردید یعنی اعتماد به آمریکا و غرب.

حالا بگویید: این یعنی چه؟

آیا هنوز هم می‌گویید «گفت‌وگو» و «همکاری»؟ وقتی نتیجه‌اش غدر و خیانت و اغتشاش، توهین به قرآن، ناامنی و ریختن خون بی‌گناهان است و حتی تهدید به مداخله ی نظامی این کفار محارب خارجی به بهانه ی جنایات این اغتشاشگران خائن داخلی و پروژه ی کشته سازی که در جریان است؟

شما که خود را «شیخ» و «مولوی» می‌نامید، آیا تجربه ی امت اسلامی را که آمریکا و شرکای آمریکا در آن دخالت کرده اند ندیده‌اید؟

• افغانستان: اشغال، تحقیر، ویرانی.

• عراق: جنگ، تفرقه، خون‌ریزی.

• سومالی و مالی و نیجر و سودان : تخریب، قتل عام وحشیانه، آوارگی.

• یمن: محاصره و قحطی و جنگهای نیابتی.

• لیبی: فروپاشی.

• غزهٔ باعزت: قتل‌عام و محاصره.

بگویید: آمریکا و غرب چه خیری برای امت اسلامی آورده‌اند که ما ندیده‌ایم؟ جز کشتار، اشغال، ویرانی، تحقیر، و توهین به خدا، رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن چه مانده است؟

پس ای مولوی و شیخ و ماموستا و آخوند گرامی این را به یقین بدانید که: 

• اعتماد به دشمن، امنیت نمی‌آورد؛ فتنه می‌آورد.

• سازش با غرب، معیشت نمی‌آورد؛ تحقیر می‌آورد.

• سکوت در برابر توهین به مقدسات، دیانت نیست؛ بی‌موضعی است.

امروز که اغتشاشگران به خیابانها ریخته اند و آمریکا تهدید به مداخله به نفع این اغتشاشگران سکولار کرده است دیگر زمان شفافیت صف‌هاست، یا کنار ایمان، قرآن و کرامت امت می‌ایستید، یا—خواسته یا ناخواسته—در مسیر پروژه‌ای ویرانگر و خیانتبار قدم می‌گذارید که نتیجه‌اش را همه دیدند.

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

انتشار ناموفق پرونده‌های سانسور شده صرفاً نشانه‌ای از بی‌کفایتی اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از چگونگی محافظت شبکه‌های نخبگان از خود است.

شبکه اپستین – از ارتباط روسیه، خانواده حاکم قطر، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل گرفته تا روسای جمهور آمریکا – به عملیات اطلاعاتی و اعمال نفوذ اشاره دارد که فراتر از جرایم جنسی ساده است.

با پنهان کردن کل پرونده‌ها، دولت ترامپ همان ابهامی را که به اپستین اجازه پیشرفت داده بود، حفظ می‌کند و عدالت را از قربانیان سلب می‌کند و از پاسخگویی به جامعه خودداری می‌کند.

از نظر سیاسی، انتشار فایل‌های سانسور شده به عنوان یک عامل حواس‌پرتی تلقی می‌شود. متحدان ترامپ مشتاقانه از عکس کلینتون استفاده کردند و نظراتی مانند “خدای من!” را منتشر کردند، در حالی که ارتباطات ترامپ با اپستین و عکس‌های حذف شده را نادیده گرفتند.

اردوگاه کلینتون با حمله متقابل، تصاویر را “منسوخ” خواند و دولت را به قربانی کردن ارتباطات ترامپ متهم کرد. این تبادل ضربات، توجه را از نکته اصلی منحرف می‌کند: چرا حقایق به این شدت و به طور علنی پنهان می‌شوند، در حالی که قانون خلاف آن را الزامی می‌داند؟

ویرایش خام پرونده‌های اپستین توسط دولت ترامپ نشان می‌دهد که چگونه دولت حقایق را تحریف می‌کند و جستجوی عدالت را به یک بازی افشاگری‌های گزینشی تبدیل می‌کند. قربانیان با آنچه منتشر شده احساس “تبرئه” می‌کنند، اما عدالت واقعی مستلزم حقیقت کامل است.

اساساً، کنگره باید کاخ سفید را از طریق احضاریه‌ها، تحقیقات و بی‌اعتنایی به اتهامات دادگاه، مجبور به رعایت قانون کند. با این حال، تردیدهای جدی وجود دارد که هنوز نیروهایی در ایالات متحده باقی مانده باشند که بتوانند آشکارا مافیای پورنوگرافی و کودک‌آزاری را که در تمام ساختارهای قدرت آمریکا ریشه دوانده است، به چالش بکشند.

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

جهان امروز وارد مرحله‌ای خطرناک و بی‌سابقه شده است؛

مرحله‌ای که در آن، قانون، اخلاق، انسانیت و مرزهای بین‌المللی تنها ابزار تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر هستند، نه اصولی الزام‌آور.

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با صراحت هشدار می‌دهد که نظام جهانی کنونی به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که تنها منطق حاکم، منطق زور، فشار و تحمیل است.

  • افشای واقعیت نظم سکولار جهانی

امریکا، جهان غرب و صهیونیسم بین‌الملل:

▪️ قانون را فقط زمانی می‌پذیرند که در خدمت منافع‌شان باشد

▪️ از «حقوق بشر» برای توجیه تحریم، اشغال و تجاوز استفاده می‌کنند

▪️ دولت‌ها و ملت‌های مستقل را با تهدید، فشار اقتصادی و عملیات امنیتی هدف قرار می‌دهند

آن‌چه امروز در ونزوئلا رخ می‌دهد، نمونه‌ای روشن از این رویکرد تجاوزکارانه است؛ و فردا می‌تواند هر کشور مستقل دیگری هدف قرار گیرد.

  • پیام هشدار به ملت‌ها

تجربه‌ی تاریخ معاصر نشان داده است:

• ضعف، کشورها را قربانی می‌کند

• وابستگی، استقلال را می‌بلعد

• و اعتماد به وعده‌های قدرت‌های سلطه‌گر، خطای راهبردی است

در جهان سکولاری که قانون تابع قدرت شده، تنها ملت‌های آگاه، مستقل و متکی بر توان خود می‌توانند از عزت و موجودیت‌شان محافظت کنند.

  • مسئولیت ملت‌های آزاده

ملت‌ها باید:

 ▪️ فریب شعارهای بزک‌شده‌ی غرب سکولار را نخورند

▪️ استقلال سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کنند

▪️ در برابر تحمیل و فشار، هوشیار و متحد باشند

زیرا در این جهان، آن‌که قدرت دفاع از خود را نداشته باشد، موضوع معامله قدرت‌ها می‌شود.

بدون شک این یک دعوت به جنگ نیست؛ این هشدار عقلانی به بیداری، خوداتکایی و ایستادگی سیاسی است.

جهان امروز، جهان ساده‌لوحی نیست. یا ملت‌ها واقعیت را می‌بینند و خود را آماده می‌کنند، یا قربانی نظمی سکولار می‌شوند که رحم نمی‌شناسد.

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

کاتب: محمد اسامه

ونزوئلا کشوری است در شمال آمریکای جنوبی با پایتختی کاراکاس و جمعیتی حدود ۲۸ میلیون نفر. نظام سیاسی آن جمهوری سوسیالیستی است، دین غالب مردم مسیحیت و زبان رسمی‌شان اسپانیایی است. اقتصاد این کشور به‌شدت به نفت وابسته است و سال‌هاست که زیر فشار تحریم‌های سنگین آمریکا و هم‌پیمانانش قرار دارد؛ تحریم‌هایی که نتیجه‌اش تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول، کمبود کالاهای اساسی و مهاجرت میلیونی مردم بوده است.

آمریکا که همواره خود را مدافع «حقوق بشر» و «صلح جهانی» معرفی می‌کند، با ربودن مادورو که خیانتکاران داخلی او را تحویلش دادند بار دیگر نشان داد این شعارها چیزی جز نقاب فریبکارانه نیست و تنها از زبان زور و قانون جنگل تبعیت می کند.

البته تاریخ معاصر به‌روشنی گواهی می‌دهد که آمریکا هرگاه منافعش اقتضا کند، با بهانه‌های تکراری به کشورهای مستقل به‌ویژه کشورهای نفت‌خیز و دارای منابع معدنی یورش برده است مثلا:

  •  در ونزوئلا با ادعای مبارزه با مواد مخدر
  • در عراق با دروغ سلاح‌های کشتار جمعی
  • در افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم
  • در ایران با ادعای تهدید هسته‌ای
  • و در فلسطین با حمایت مطلق از اشغالگری صهیونیستی

این ادعاها  و اتهامات و ویرانگری ها هرگز از سر دلسوزی برای ملت‌ها نبوده است بلکه پوششی برای غارت منابع، تغییر رژیم‌های مستقل و تسلط ژئوپلیتیک بوده و هست.

آنچه امروز در ونزوئلا می‌گذرد، آیینه‌ای از نقشه دائمی آمریکا و غرب سکولار است؛ نقشه‌ای که اگر فرصت یابد، فردا در هر سرزمین دیگری از جمله سرزمین‌های اسلامی تکرار خواهد شد.

در این صورت واضح است که با تمام ادعایی که آمریکا و کسانی که کاخ سفید قبله ی آنها شده است دارند اما آمریکا حافظ صلح نیست بلکه بزرگ‌ترین تهدید صلح جهانی است.

در همین اعتراضاتی که در ایران توسط مزدوران داخلی تبدیل به اغتشاش شد باز دیدیم که آمریکا و صهیونیستها از اغتشاشگران حمایت کردند و حتی وعده ی حمایت از این اغتشاشگران سکولار را دادند و چنانچه از قدرت نظامی ایران نمی ترسیدند قطعا دست به هر جنایتی می زدند و از انجام هیچ جنایتی دریغ نمی کردند.

اینجاست که امثال مولوی عبدالحمید باید متوجه شوند که قدرت هسته ای ایران که برای امور علمی استفاده می شود برای این کفار تنها بهانه است مثل بهانه های مختلفی که برای نابودی کشورهای مختلف به کار برده اند هر چند این کشورها مثل عراق و لیبی و امارت اسلامی افغانستان و … بری از اتهامات وارده بوده باشند.

در برابر این بهانه جویی ها و تخریبات آمریکا هم تنها یک قاعده و تنها یک اصل بازدارنده وجود که الله تعالی در مورد آن می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( مادی و معنوی ) و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

پی دشمن وحشی آمریکایی از ادب و علم ما نمی ترسد بلکه تنها از اسلحه ی ما می ترسد مثل یک دزد نابکار که هیچ نصیحی او را از دزدی منع نمی کند اما یک اسلحه ی ساده مانع دزدی او می شود.

با دیدین چنین واقعیتهایی وای بر آن ملاها، شیخ‌ها و مولوی و مفتی‌هایی که یا از سر نادانی یا از سر وابستگی، هنوز نسخه اعتماد به آمریکا و غرب را برای امت می‌پیچند و نسخه ی عقب نشینی و امتیاز دادن و دست کشیدن از قدرت نظامی و بازدارنده را برای جاهلها ارایه می دهند.

هر جا آمریکا احساس کرده که می تواند با کمک خیانتکاران داخلی وارد سرزمینی شود قطعا این کار را انجام خواهد داد اما هرجا آمریکا قدم گذاشت، ویرانی، تجزیه، فقر و تحقیر به‌جا گذاشت و هرجا وعده داد، خیانت کرد و هرجا دخالت کرد، ایمان، امنیت و استقلال را نشانه گرفت.

امت اسلامی و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران باید بیدار باشد. دشمن، دشمن است؛ چه با بمب، چه با تحریم، چه با رسانه و چه با لبخند دیپلماتیک و چه با یک مولوی که مجوز هم مسیری با کفار محارب خارجی را با دامن زدن به اغتشاشات داخلی می دهد.

آنان که هنوز از آمریکا و غرب تصویر «منجی» می‌سازند، یا تاریخ نمی‌دانند یا در صف فریبکاران ایستاده‌اند.

آیا وقت عبرت گرفتن نرسیده است؟

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

علیرغم ویرایش‌ها، مطالب منتشر شده تصویری تکان‌دهنده از «دنیای اپستین» ترسیم می‌کنند که تجمل را با هرزگی ترکیب می‌کند و به دسیسه‌های بین‌المللی اشاره دارد.

روزنامه‌نگاران و محققانی که پرونده‌ها را بررسی کردند، مجموعه‌ای از عکس‌ها و اسناد را کشف کردند که در بهترین حالت عجیب و غریب هستند و در بدترین حالت به شبکه‌های عمیق‌تر استثمار اشاره دارند.

از جمله نگران‌کننده‌ترین تصاویر، تصاویری با مضامین ژئوپلیتیکی هستند: اپستین با مردانی با لباس نظامی روسیه در کنار یک شیخ قطری، که به ارتباط با قدرت‌های خارجی اشاره دارد.

عکس دیگری او را با تی‌شرت ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که سوالاتی را در مورد روابط احتمالی «اسرائیلی» در بحبوحه ارتباطات شناخته‌شده اپستین با اطلاعات مطرح می‌کند.

تصاویر اپستین که توسط کودکان خردسال احاطه شده، دستورالعمل‌هایی برای «ماساژ کودکان»، فهرست دختران مسکو برای «مشتریان» و سفارش کتاب‌هایی در مورد برده‌داری جنسی، حتی نگران‌کننده‌تر هستند.

یک تصویر به‌خصوص عجیب و غریب، مجسمه‌ای از یک زن سیاه‌پوست است که با طناب آویزان شده و مضامین خشونت نژادی و شیطان‌پرستی را تداعی می‌کند.

بیل کلینتون به طور برجسته‌ای در این عکس‌ها دیده می‌شود: عکس‌های بدون تاریخ از او بدون پیراهن در جکوزی، شنا در استخر با گیسلاین مکسول و یک زن خط‌خطی شده، معاشرت با مایکل جکسون و دایانا راس، و حتی با اپستین در شام.

تصاویر بیشتر، کلینتون را در سفرهای آسیایی نشان می‌دهد که روابط او با اپستین را بیشتر تقویت می‌کند. افراد مشهور دیگری نیز در این عکس‌ها دیده می‌شوند: میک جگر در کنار کلینتون، کریس تاکر در کنار مکسول روی صحنه، پرنس اندرو (که به عنوان اندرو مونتباتن-ویندزور شناخته می‌شود) که روی پاهای خط‌خطی شده با مکسول لم داده است.

این تصاویر، دسترسی اپستین به نخبگان جهانی و سهولت جذب آنها به شبکه جنسی خود را برجسته می‌کند.

نکته مهم این است که عناصر نگران‌کننده پرونده‌ها – مکاتبات مربوط به ایجاد یک “حرمسرا جنسی”، شکایات اولیه به اف‌بی‌آی از سال ۱۹۹۶ – بر شکست‌های سیستماتیک تحقیقات اولیه اپستین تأکید می‌کنند.

با این حال، ماهیت جزئی آنها باعث گمانه‌زنی می‌شود: چه چیزی در بخش‌های خط خورده پنهان است؟ تمرکز دولت بر توزیع عکس‌های کلینتون در رسانه‌های اجتماعی در حالی که دیگران را نادیده می‌گیرد، نشان دهنده تعصب حزبی به جای عدالت بی‌طرفانه است.