براي مثال مادر به كودك مي گويد به پدر خود بي احترامي نكند اما شاهد بي احترامي مادر نسبت به پدر و يا برعكس مي شود و يا حتي ميبيند كه اگر نسبت به پدر خود بي ادبانه رفتار مي كند مورد رضايت مادر قرار گرفته و با لبخند او مواجه مي شود و كودك از اين طرز برخورد ها گيج مي شود و در واقع در بلاتكليفي قرار ميگيرد و نمي داند مورد تشويق قرار گرفته و يا تنبيه كه به اين امر بلاتكليفي رواني گفته مي شود.
حدیث مبارک ہے ”جو شخص مر گیا اور اس نے نہ جہاد کیا اور نہ ہی کبھی اس کی نیت کی تو وہ نفاق کی قسموں میں سے ایک قسم پر مرا“
ملا علی قاری رح نے لکھا ہے جہاد کا ارادہ اس کے لیے تیاری کرنا ہے ,
کیا آپ نے جہاد میں حصہ لیا ہے ۔۔؟ اپنے مال کو اللہ کی راہ میں لگایا ہے ۔۔؟ اگر عملا شرکت نہیں کرسکتے تو کیا نیت کی ہے ..؟ کیا آپ نے تیاری کی ہے ..؟ کیا آپ کو تیرنا آتا ہے ..؟ کیا آپ نشانہ باز ہیں۔۔؟ کیا اپ نے بندوق وغیرہ چلانا سیکھا ہے ..؟
معاصر محاذوں پر جانے کے لیے آپ کو تیراکی ضرور آنا چاہیے , اگر آپ کو تیراکی نہیں آتی تو آپ نے سیکھنے کا کوئی ارادہ کیا ہے یا نہیں ..؟ اگر نہیں تو جہاد کے لیے تمہارا تیاری کب ہوگی ۔۔؟
کیا آپ نے اسلحہ کبھی چلایا ہے ..؟ کیا آپ نشانہ پر گولی چلانے میں ماہر ہیں ..؟ اگر نہیں تو جہاد کی تیاری کب کرو گے ..؟
اگر آپ نے ابھی تک جنگی فنون نہیں سیکھے تو تمہارا ارادہ کب ہے اسے سیکھنے کا ..؟ اگر ارادہ نہیں تو کیا نفاق میں مرنا آپ کو پسند ہے ..؟
اے محمد صلی اللّٰہ علیہ وسلم کے پیروکاروں تمہارا پیغمبر تو گھڑ سوار تھا , نشانہ باز تھا , جنگی فنون کا ماہر تھا , اپنے پیغمبر کے جنگی سنتوں کو کب زندہ کرو گے ..؟ سو شہیدوں والا اجر جنگی فنون اور جنگی میدانوں میں بھی ہے کیا اسے تلاش نہیں کرو گے..؟ صحابہ کرام بہترین جنجگو تھے , ان ہی کے طرح بننے کا تو قرآنی حکم ہے , فنون حرب میں ان کی اتباع بھی ہدایت ہے , عزت ہے , افتخار ہے , دنیا پر حکمرانی کا راز ہے ,
پس اٹھو اور اپنے لیے راہیں تلاش کرو , جہاد میں حصہ ڈالو , نفس سے نا سہی مال سے تو حصہ ڈال سکتے ہو , تیاری تو کرسکتے ہو , فنون حرب سیکھو , جنگی چالیں سیکھو , دشمن پر جھپٹنا سیکھو , واپس پلٹ کر وار کرنا سیکھو , المؤمن القوی خیر واحب الی اللہ من المومن الضعیف قوی مومن اللہ کا محبوب ہوتا ہے , قوی مومن بہترین خیر والا ہوتا ہے , اسلام اور اہلیانِ اسلام کے لیے , معاشرہ کے لیے , اپنے اہل و عیال کے لیے , اللہ کا محبوب بندہ تو بن سکتے ہو قوی بن کر ,
یہی وقت ہے ؛ منافقوں والی زندگی سے نکل کر محمدی زندگی کی طرف سفر شروع کرلو …
ہم نے تیراکی سیکھنے کا آغاز کرلیا ہے قوی مومن جو بننا ہے, آپ بھی اپنے استطاعت کے مطابق غفلت کے زندگی کو خیر باد کہہ کر قوی مومن بننے کے اس مبارک سفر کو شروع کرلیں !
کشته شدن و زخمی شدن دستکم سه شهروند بلوچ از جمله یک زن و کودک توسط افراد مسلح ناشناس در اسکلهآباد واقع در شهرستان تفتان
بامداد امروز سهشنبه ۱۶ مرداد ماه ۱۴۰۲، در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس به سمت یک خودرو در اسکلهآباد واقع در شهرستان تفتان دو شهروند بلوچ حنفی مذهب از جمله یک زن و مرد با اصابت چندین گلوله به قتل رسیده و دستکم یک کودک خردسال نیز مجروح شده است.
هویت یکی از مقتولین، «ظاهر شهنوازی(سهرابزهی)» فرزند بلوچ متاهل و دارای فرزند، اهل و ساکن اسلام آباد شهرستان خاش احراز شده است..
بامداد امروز حوالی ساعت ۵:۰۰، ظاهر به همراه خانواده خود از منزل بستگان خارج شده و در پمپ بنزین اسکلهآباد توسط افراد مسلح ناشناس خودرو او مورد هدف گلوله پی در پی قرار گرفته که وی با اصابت چند گلوله در دم کشته شده و همسر و دستکم یک فرزند خردسال او بشدت مجروج شده و با انتقال به بیمارستان شهرستان خاش همسر وی وفات کرده و فرزند تحت مراقب است.
از هویت و انگیزه ضاربان تا لحظه تنظیم خبر اطلاعی در دست نیست اما آنچه واضح است اینکه تا زمانی گروههای مسلح بلوچ پاکستان نشین وجود دارند ناامنی هم وجود دارد.
.تنها در عرض یک شبانه روز:
دو نفر در راسک، یک نفر در چابهار، یک نفر در مگس، یک نفر در سوران، سه نفر در خاش، از جمله یک زن، یک نفردر سراوان، و یک نفر در زاهدان ،
همگی بلوچ حنفی مذهب توسط بلوچهای حنفی مذهب مسلحِ با ضرب گلوله به قتل رسیدند.
آری اینجا بلوچستان امثال مولوی عبدالحمید است که در مورد جنگ روسیه و اوکراین و سیاستهای حزایز قناری و مریخ و…. صحبت می کنند اما بر اساس مذهب خودمان در مورد گروههای سکولار و مرتد و همچنین گروههای متفرق به ظاهر اسلام گرای مسلح چیزی نمی گویند که از مسببین اصلی ناامنی در بلوچستان هستند.
آیا علاوه از بیان منهج صحیح اهل سنت و جماعت و خنثی کردن این گروههای متفرق و به حاشیه راندن این مولوی های عوام زده ی رسانه ای راهی برای مقابله وجود دارد؟
صلاحالدین ایوبی در نخستین سالهای کودکی و در دههی دوم و سوم جوانی خود با فضایل و صفات نیک تربیت شد و از طریق همنشینی با امیران و فرماندهان، عادات اصیل، مهارت نظامی، غیرت اسلامی و شجاعت جسمی و اخلاقی را کسب نمود، و این همین امر او را در زمرهی شخصیتهای برجستهای قرار داد که جهان را به لرزه درآورد و به ایجاد دوران مهمی از تاریخ بزرگ اسلامی واداشت.
صلاحالدین راه جلال و عزت را در پیش گرفت، جنگجوی ماهری شد و بر جنگ و جهاد تربیت شد و نیز به سیاست و ادارهی امور پرداخت، چنانکه شاعر میگوید:
«پسر نوجوان در میان ما به همان شیوهای که پدرش به او آموخته بزرگ میشود».
در مدتی که پس از تسلط نورالدین زنگی در دمشق گذراند، شخصیت منحصر به فرد صلاحالدین نمود پیدا کرد و مورد احترام و قدردانی قرار گرفت، بلکه از احترام و منزلت خودِ فرزند حاکم دمشق نیز برخوردار بود. او بهعنوان جوانی آرام، مؤدب، متدین که در آتش غیرت برای اسلام و مسلمین میسوخت و با اخلاقیاتی که توسط نورالدین در وجود او نقش بسته بود و جایگاه و منزلت خاصى برای او قائل بود در برابر مردم ظاهر شد.
شما امروز به فرزندان خود چه میآموزید؟
پسرم در مدرسه موفق باش و نمرات بالا بگیر تا بتوانی وارد دانشگاه معتبری شوی و شغلی پیدا کنی که درآمد خوبی داشته باشد، خانه بسازی، ماشین بخری، ازدواج کنی و بچهدار شوی، که اینها مایهی خوشبختی هستند!
شما آنها را فریب دادهاید که فکر کنند معنای واقعی زندگی حول محور مسافرت، برند، رستوران و هتل میچرخد و اگر بیمار شوید، کاری کنید که آنها احساس ظلم و بیعدالتی کنند زیرا نمیتوانید در خارج از کشور درمان شوید و اگر پولی برای گشتوگذار نداشته باشید، آن را از بحرانهای زندگی خود بدانید.
گویا اصل بر این است که داروی خود را در آزمایشگاه غریبهها جستجو کنید و جز در بوستانهای آنها آرام نمیگیرید؟!
آیا در روح فرزندان خود کاشتهاید که موفقیت شما در پزشکی، مهندسی، فیزیک، روانشناسی و سایر علوم، بخشی از انقلاب أمت و کشورهای مسلمان است؟! یا دغدغهی شما ایجاد تصویری از ثروت و تأثیرات آن در ذهنیت فرزندانتان است که در ذهن خودِ شما هم نقش بسته است؟
آیا حقیقت را فراموش کردهاید که چرا پروردگارتان شما را آفریده و رسالتتان در روی زمین چیست و چه سرنوشتی پیش رو دارید؟
کشته شدن یکی تاجر ان اهل روستای ناهوک واقع در شهرستان سراوان و ساکن چابهار توسط افراد مسلح ناشناس در شهرستان چابهار
بامداد امروز سهشنبه ۱۶ مرداد ماه ۱۴۰۲، یک تاجر سراوانی ساکن شهر چابهار در خیابان مدرس پس از خارج شدن از منزل توسط افراد مسلح ناشناس مورد هدف گلوله قرار گرفت و وفات کرد.
هویت این شهروند بلوچ حنفی مذهب، حاج «گلمحمد نصرتزهی» حدودا ۶۳ ساله متاهل دارای ۱۲ فرزند، اهل روستای ناهوک واقع در شهرستان سراوان و ساکن چابهار، توسط احراز شده است.
ببامداد امروز حاجگل محمد با خودرو شخصی از منزل خود در خیابان مدرس به مقصد ادای نماز صبح در مسجد خارج شده که توسط افراد مسلح ناشناس خودرو او مورد هدف گلوله پی در پی قرار گرفته که وی با اصابت چند گلوله وفات کرده است.
از هویت و انگیزه ضاربان تا لحظه تنظیم خبر اطلاعی در دست نیست.
قومیت گرایان نخودی مغز بلوچ و کُرد و… در پهنه ی ایران زمین
به قلم: بالاچ عُمَرزهی
به یاد دارم اولین بار که در کتابی معتبر اسلامی اسمی از بلوچ شنیدم اسم سیاهسوار بلوچ یکی از فرماندهان سپاه ساسانی بود که با مشورت را سربازان خود داوطلبانه مسلمان شد و همگی به سپاه اسلام پیوستند.
بلوچها مثل سایر قومیتهای ایرانی تبار از عهد باستان و قبل از اسلام تا زمان حاضر بخشی از حاکمیت بر ایران زمین بوده اند و مثل سایر قومیتها نیز دارای خوانین و حکومتهای محلی و فئودال بودند.
حالا عده ای قومیت گرای بلوچ اکثراً سکولار پیدا شده اند که دقیقاً پا جای پای کُردهای جاهل سکولار می گذارند، کُردهای سکولار خائنی که از سال 1324ش به دستور استالین اولین حزب سکولار و اولین جمهوری سکولار را در شهر مهاباد ساختند و تا کنون همچون فاحشه های سیاسی هر روز در بغل یکی از دشمنان قوم مسلمان کُرد هستند و بر علیه منافع و هویت اسلامی قوم باشرف کُرد در دو بخش جنگ روانی و مسلحانه در کنار دشمنان جهانی و منطقه ای قرار گرفته اند.
این جاهلهای به تاریخ و هویت اسلامی ملت خود حساسیت بر نام ایران آنچنان بر اذهانشان ریشه دوانده است که با معمولی ترین سخن برچسب خیانت و مزدوری بر افراد و علما و مخالفین خود وارد می کنند.
تعصب نژادی و ملی گرایی و ناسیونالیسم معضلی است که در بلاد اسلامی از جمله بلوچستان، نه تنها نتوانسته است مسلمانان را از ظلم و ستم حکام نجات دهد چه بسا دود آن بر چشم خود ستم دیدگان فرورفته است، اینها هویت خود را بر اساس شک و گمانهای تاریخی به جای هویت واقعی و آشکار اسلامی قرار داده اند و می خواهند همچون حیوانات، عده ای را حول محورعلف و زمین و چراگاه جمع کنند در حالی که اسلام انسانها را حول محور عقیده و دین جمع کرده است.
همین طرز فکر کوتاه بینانه ی قومیت گرائی به تدریج تبدیل به ایدئولوژی و جهانبینی در برابر جهانبینی اسلامی شده است و سبب شده است بلوچ های سکولار و سکولار زده راه نجات را در بلوچ گرایی و قومیت گرائی و اتحاد حول محور علف و چراگاه ببینند.
این واضح است که تقسیم سرزمینهای اسلامی و بخصوص سرزمینهای بلوچ نشین و جدا کردن آنها از ایران زمین کار مسلمین نبوده بلکه اربابان سکولار همین بلوچها و کُردهای سکولار و توسط سایکس و پیکو این جدا سازی را انجام دادند .
این بلوچها قومیت گرا مثل سایر منحرفین در میان تمام قومیتها بر این باورند که حاکم حتما باید یک بلوچ باشد، و غیر آن اگرچه یک پیامبر، مردود است.
در تاریخ صدر اسلام آمده است که مردی به نام طلحة النمری از اهل یمامه و از قبیله بنی حنیفه که از قبیله و خویشاوندان مسیلمه کذاب بود به نزدش آمد. او از مسلیمه پرسید: چه میبینی؟ گفت: پلیدی، تعفن، شرارت، فساد و تاریکی. گفت: آنها را در تاریکی میبینی یا در روشنی؟ گفت: در تاریکی. طلحه چون هم قبیله مسیلمه بود با او راحت صحبت میکرد، طلحه گفت: گواهی میدهم که تو کذاب و دروغگو هستی و محمد صادق و راستگوست. اما چرا با این وجود طلحه به مسیلمه ایمان آورد و تا آخرین لحظه همراه او بود و همراه او جنگید تا کشته شد؟ پاسخ این سؤال در ادامه سخن طلحه است که گفت: با وجود اینکه تو دروغگو و محمد راستگوست اما کذاب ربیعه (مسیلمه) نزد ما محبوبتر از صادق مضر (محمد) است. به عبارت دیگر یعنی او دروغگو باشد اما چون از قبیله ماست نزد ما محبوبتر است از کسی که راستگوست ولی از قوم و قبیله دیگر است.
این یک بیماری و آلودگی است و با اینهمه شناخت و آگاهیهای شرعی وقت آن رسیده که همگی با قاطعیت تمام در مقابل این مشکل و بیماری بایستیم، این بلوچهای قومیت گرا که اکثراً به عقاید سکولاریستی هم آلوده شده اند یا یک سکولار مرتد شده اند هرگز نه قابل احترام هستند نه قابل حمایت و پشتیبانی .
کشته و زخمی شدن یک مفتی و یک طلبه بلوچ حنفی مذهب اهل پیشن در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس در روستای گریکان از توابع شهرستان راسک
شامگاه دوشنبه ۱۵ مرداد ماه ۱۴۰۳، در پی تیراندازی افراد مسلح ناشناس که سرنشینان یک خودروی پژو پارس بودند به سمت یک خودرو پژو ۴۰۵ در روستای گریکان از توابع شهرستان راسک، یک طلبه بلوچ حنفی مذهب کشته و یک نفر دیگر زخمی شد.
هویت مفتی شهید شده، “محمد پرو”، ۲۵ ساله فرزند کریم و هویت طلبه مجروح “سعید درزاده”، فرزند لال محمد و هر دو اهل پیشن از توابع شهرستان راسک عنوان شده است.
گفته میشود که همراه این دو نفر یک شهروند بلوج حنفی مذهب دیگر نیز با نام “عبدالله بیجاد”، فرزند کریمداد و اهل پیشن بوده که توانسته بدون آسیب دیدگی از خودرو خارج شود.
این افراد با خودروی پژو ۴۰۵ خود در حال برگشت از یک مراسم تشییع از کیشکور سرباز بودند که افراد مسلح ناشناس با تیراندازی مستقیم رگباری باعث شدند یک نفر کشته و یک نفر دیگر زخمی شوند که فرد مجروح به بیمارستان منتقل شده است.
از هویت و انگیزه ضاربین تا لحظه تنظیم خبر اطلاعی در دست نیست.
کشته شدن یک شهروند بلوچ حنفی مذهب توسط افراد مسلح ناشناس در شهرک محمدشاهکرم در شهرستان زهک
شامگاه شنبه ۱۳ مرداد ماه ۱۴۰۳، یک شهروند بلوچ توسط افراد مسلح ناشناس در شهرک محمدشاهکرم در شهرستان زهک مورد هدف تیراندازی قرار گرفت و وفات کرد.
هویت این شهروند بلوچ حنفی مذهب، “یعقوب بدیچی”، ۲۸ ساله، فرزند انور و اهل شهرستان زهک عنوان شده است.
گفته میشود که افراد مسلح در شهرک محمدشاهکرم در شهرستان زهک یعقوب را مقابل درب منزل مورد هدف شلیک مستقیم قرار داده که وی با اصابت چند گلوله به قتل رسید.
از هویت و انگیزه ضاربین تا لحظه تنظیم گزارش اطلاعی در دست نیست.
مولوی گرامی: چرا «رکون» به ظالمین و مفسدین سکولار؟
به قلم: مجیب الرحمن بلوچ (دانشجو)
الله جل جلاله می فرماید: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ ۗ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ (انعام/21) چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ میبندد؟ یا دلائل او را تکذیب مینماید (و آیات قرآن و قوانین شریعت الله را نادیده میانگارد؟) . مسلّماً ستمکاران رستگار نمیشوند.
در زمانی که مردم مسلمان بلوچ بیشتر از 80 سال است که در پاکستان به مصیبت و بیماری سکولاریسم و جنایات و مفاسد سکولاریستهای بلوچ و غیر بلوچ گرفتار و آلوده شده است، و در زمانی که نزدیک به 20 سال است که عده ای معلوم الحال در حال تکرار این مفاسد عقیدتی و رفتاری و اخلاقی سکولاریستی در میان بلوچهای ایران هستند، و در حالی که چند سالی است به صورت منسجم جریانات سکولار و احزاب سکولار و لگورهای سکولار ابتدا توسط ماهواره ها و فضای مجازی و سپس از طریق یارگیری همچون یک آفت در میان مردم سرگردان بلوچ پخش شده اند، حمایت از این جریان فاسد و فاسد کننده چه نام دارد؟
امروزه به برکت وجود شبکه های مختلف و متعدد ماهواره ای و مجازی همه ی مردم ما با انواع فرهنگها و عقاید فاسد سکولاریستی آشنا هستیم و برای کسی عذری نمانده است که بگوید من نمی دانم سکولاریسم و فرهنگ و عقاید سکولاریستی چه هست؟
خطاب من به مولوی عبدالحمید امام جمعه و مدیر مدرسه ی مکی زاهدان است که هم تریبون دارد و هم رسانه: اینکه شما در برابر اینهمه افکار و عقاید سکولاریستی فاسد کننده که ملت مظلوم بلوچ را از دورن فاسد و نابود می کند سکوت کرده اید و هرگز از شما دیده نشده است که به صورت علمی و مستند به آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم عقاید و افکار سکولاریستی و فعالیتهای احزاب سکولار محلی را نقد کنید چه معنی می دهد؟ این سکوت شما نشانه ی چیست؟
مولوی گرامی: همه ی ما نه تنها سکوت تو را می بینیم بلکه بدتر از آن، حمایت تو از افراد و جریانات مختلف سکولار داخل ایران را نیز می بینیم و بدون آنکه کسی به سخنانت اهمیت بدهد منبر رسول الله صلی الله علیه وسلم را به یکی از تریبونهای جریانات و افراد سکولار و دارودسته ی منافقین و سکولار زده ها کرده ای و با سخنانی ضد و نقیض به حمایت لفظی از این سکولاریستها می پردازی.
مولوی گرامی یاد می آید نعره می زدی که : “من موافق این هستم که حتی یک فرد لائیک بتواند حکومت را بدست بگیرد!”
این سخنان غیر شرعی نابخردانه و چند پهلوی شما که خروجی آن جدا کردن مردم از قانون شریعت الله و سوق دادن و تشویق آنها برای پیوستن به افکار و جریانات سکولار و تایید فعالیتهای سکولاریستهاست چه معنی می دهد؟
الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِیَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ (هود/113) و به ظالمین تکیه مکنید (که اگر چنین کنید) آتش دوزخ شما را فرو میگیرد، و ( بدانید که) جز خدا دوستان و سرپرستانی ندارید ( تا بتوانند شما را در پناه خود دارند و شر و بلا و زیان و ضرر را از شما به دور نمایند) و پس از ( تکیه به کافران، دیگر از سوی خدا) یاری نمیگردید و ( بر دشمنان ) پیروز گردانده نمیشوید.
اگر تشویق مردم برای پیوستن به جریان سکولاریسم و در نهایت پیوستن جوانانی احساسی و جاهل به شریعت به صفوف احزاب سکولار «رکون» به ظالمین نیست، پس چیست؟!
مولوی گرامی : به میل عوام سرگردان و رسانه های دشمن کارنامه ات را پر نکن، بلکه کارنامه ات را بر اساس شریعت الله و فقه مذهب خودمات بنویس، چون بر اساس شریعت الله مورد محاسبه ای اهل سنت و جماعت و تاریخ و دادگاه الله قرار می گیری.
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ مردان ، سرپرست و نگهبان زنانند..
قیومیت ؛ مسوولیتی برای مرد و شرافت و عزتی برای زن است .
وقتی از قیومیت در مردان سخن گفته میشود ، شاید بیشتر همان رفتاری در ذهن آید که در جوامع ما دیده ایم ، ولی مفهوم و حقیقت قیومیت فراتر و جامع تر از همه برخورد ها ، آزار ها و نادیده گرفتن هایست که امروزه در قبال زن ، این مظلومترین موجود دنیا از عده ای بی درک و فهم که هیچ ارزشی برای خود و دیگران قائل نیستند ، سر میزند .
یکی از مفاهیم قیومیت را عثمان ابن عفان داماد رسول خدا صلی الله علیه وسلم اینگونه به تصویر میکشد: او نزد پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلّم میرود تا اجازه ای غیبت در غزوه بدر را از او بگیرد و تنها دلیلش پرستاری و غمگساری از همسر مریضش رقية دختر رسول الله صلیاللهعلیهوآلهوسلّم در حین درد و ناراحتی اوست ، و بلافاصله پیامبر هم به او اجازه میدهد و برایش امر میکند تا در کنار همسرش رقیه بماند و از او در حین درد و ناراحتی دلجویی کند.
عثمان با حیاء ترین مرد روی این زمین اینگونه قیومیت را در مردان به نمایش میگذارد ، امری که بسیاری از مردان از آن ابا میورزند و دلجویی و نشستن کنار زن را ضعف میپندارند و تنها نیاز خود در زن را بر یک امر خلاصه میکنند ، در حالیکه قیومیت در مرد همه سوی زندگی را در بر دارد که باید محکم و مستدام در برابر این مسؤولیت بایستد و اندکی جا خالی ندهد.
پس ای خواهرم تو هم با همسرت به نیکی رفتار کن تا به وجود تودر کنار خودش افتخار کند. هرگز خودت را باناشگری در نظر همسرت مغبوض مکن. عرقش را پاک کن قلبش را ارام کن بچه هایش را به طور شایسته تربیت کن مانند زنان جاهل مباش که با دیدن شوهرشان لب به گله و شکایت میگشایند. تو چنین مباش زیرا که تو موحده مجاهده عالمه هستی. پس عالمانه و عاقلانه رفتار کن. زیرا تو جایگاه خاصی در اسلام و نزد همسرت داری. بکوش تا جایگاهت را در نزد الله و رسول الله صلی الله علیه وسلم و همسرت بلند کنی. که رضایتشان فلاح و رستگاری دنیا و اخرت تو را رقم میزند.