
چرا خروج مسلحانه در سیستان و بلوچستان بازی در زمین استراتژیک آمریکا است؟ (1)
کاتب: مجیب الرحمن بلوچ (دانشجو)
در تحلیل تحولات سیاسی و امنیتی جنوب شرق ایران، مرزبندی میان مطالبات واقعی جامعه و تحرکات ایزائی به نفع دشمنان دین و ملت که آمریکا هم اکنون پرچمدار این دشمنان است یکی از کلیدیترین شاخصهای شناخت حقیقت است.
گروههای مسلحی چون جند الله و جیش العدل و انصارالفرقان و جبهه ی مبارزین مردمی و غیره که با عناوین گوناگون در سیستان و بلوچستان دست به سلاح برده اند، همواره تلاش کردهاند اَعمال خود را تحت لوای دادخواهی برای ملت بلوچ یا دفاع از حقوق مذهبی و قومی مشروعیت ببخشند. اما بازخوانی کالبدشکافانه روندها، منابع مالی، پوششهای رسانهای و مهمتر از همه، خروجی و پیامدهای عملکرد این جریانات، حقیقتی کاملاً معکوس را آشکار میسازد: کسانی که در میان بلوچها دست به جنگ مسلحانه میزنند، نه در جبهه مردم غیور بلوچ، بلکه به طور دقیق در پازل استراتژیک و جبهه عملیاتی آمریکا حرکت میکنند.
جامعه بلوچ، جامعهای اصیل، سنتی و پایبند به اصول اخلاقی، مذهبی و قواعد عرفی است. خواستهها و مطالبات به حق مردم این خطه اعم از توسعه زیرساختها، رفع محرومیتهای اقتصادی، اشتغالزایی و حفظ کرامت بومی، همواره از مسیرهای مسالمتآمیز، ریشسفیدی، گفتمانهای مدنی و تعاملات اجتماعی پیگیری شده است. در مقابل، رویکرد گروههای مسلحی نظیر جیشالعدل و ائتلاف نوظهور آنان، چیزی جز بمبگذاری، ترور مأموران بومی، ناامنسازی جادهها و گروگانگیری نبوده است.
این اقدامات خشن، بزرگترین ضربه استراتژیک را به امنیت و فرآیند سرمایهگذاری اقتصادی در منطقه وارد میسازد و با فراری دادن پزشکان، مهندسان و سرمایهگذاران، روند توسعه بلوچستان را به تعویق میاندازد. بنابراین، این جریانات با گروگان گرفتن آینده اقتصادی منطقه، عملاً علیه منافع و رفاه روزمره مردم بلوچ شمشیر کشیدهاند.
بررسی دکترین امنیت ملی آمریکا در قبال خاورمیانه و فلات ایران نشان میدهد که ایجاد تنشهای فرسایشی پیرامونی، دوقطبیسازیهای قومی-مذهبی و ناامنسازی کلیدورهای تجاری جنوب شرق (مانند بندر چابهار از محورهای اصلی سیاست خارجی واشنگتن برای مهار قدرت منطقهای ایران است. گروههای مسلح در بلوچستان با هدف قرار دادن زیرساختها و ایجاد آشوب، دقیقاً همان اهدافی را محقق میکنند که در اتاقهای فکر پنتاگون و سازمانهای اطلاعاتی غربی طراحی شده است.
حمایتهای رسانهای وسیع شبکههای وابسته به غرب از این جریانات و تلاش برای تروریستزدایی از چهره آنان در افکار عمومی جهان، سند محکمی بر این واقعیت است که این اسلحه، نه برای دفاع از مظلوم، بلکه به عنوان نیابت مأموریت از سوی کاخ سفید برای فشار بر حاکمیت مرکزی به کار گرفته شده است.
از منظر مذهبی نیز اکثریت قاطع اهلسنت بلوچستان پیرو فقه امام ابوحنیفه هستند که در آن حفظ امنیت عمومی جامعه اسلامی و نفی فتنه و تکفیر، از واجبات قطعی شریعت است. گروههای مسلح با فروافتادن در ورطه اندیشههای افراطی و خارجی، عملاً با مبانی فقهی و عرفی منطقه مرزبندی دارند. آنها با ترور مسلمانان شیعه و سنی و ایجاد تفرقه مذهبی، مصلحت امت اسلامی را فدای منافع جریانهای سلطهگر بینالمللی میکنند. سکوت یا حمایت از این اقدامات از سوی هر فرد یا تریبونی، بازی در زمین دشمنان اسلام و مخل عرض و دماء مسلمین است.