
ثمرهی تلخ «سکوت و سخن» مولوی ها و اصحاب رسانه در برابر دارالاسلام ایران
کاتب: نذیر احمد بارکزایى
وزارت اطلاعات دارالاسلام ایران اعلام کرد: “«۳ تروریست کشته، ۹ نفر دستگیر و ۳ هسته در استان سیستان و بلوچستان منهدم شدند.»این عملیات نشانهی ایستادگی نظام اسلامی با تروریسم و مزدوران آمریکا و صهیونیسم است.”
چرا مولوی ها در برابر کسانی که این جوانان بلوچ را در راه اهداف آمریکا و صهیونیستها خرج می کنند سکوت کرده اند؟
جبهه یمبارزین مردمی با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی متحد شده است. می دانید این یعنی چه؟ یعنی فرقی بین اینها با مرتدین ربع پهلوی و سایر احزاب سکولار و مرتد میان شیعه ها و سنی ها وجود ندارد.
آیا خطرناکتر از این برای ایمان جوانان اهل سنت بلوچ وجود دارد؟ پس سکوت این مولوی ها تا کی؟ برای چه؟
ثمره ی تلخ این سکوت چیست؟ یا کشته شدن این جوانان فریب خورده ای که با کفار محارب آمریکائی – صهیونی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی «هم جبهه ای» شده اند ثمرهی چه سخنانی است؟
همین خبر، تلخترین ثمرهی سخنانی است که از مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی شنیده یا نقل میشود، سخنانی که به نام «انتقاد» آغاز میشود، اما در شرایط جنگ امنیتی و رسانهای آمریکا و صهیونیستها علیه ایران، به زبان تأیید جبههی سکولار و معاند تبدیل میشود.
وقتی کسی در آستانهی این عملیاتها، جوانان بلوچ را به جای دفاع از کیان اسلامی به سمت احزاب سکولار و تجزیهطلب محلی میفرستد و کشتهشدن آنها را «مبارزه و نجات» معرفی میکند، بدان معناست که پیوستن به جبههی آمریکا و صهیونیسم را ارتداد و کفر نمیداند و برای آنها از آیات ارتداد و ولایت کفار چیزی نمیگوید.
شریعت الله جل جلاله در این باره میفرماید:
- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ(ممتحنه/1)
- وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ(مائده/51)
یعنی اگر کسی با جبههی سکولار و ضداسلامیِ مزدور آمریکا همراهی کند — حتی با سخن و سکوتِ تأییدگرانه — در همین زمره قرار میگیرد.
اما نگاه کنید که چه کسانی به نام قوم، زبان و مذهب و حتی در قالب احزاب سکولار و مرتد با این جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی هم مسیر شده اند؟
اسلام هرگز با عدالت و حقوق اقوام مخالف نیست، اما استفادهی ابزاری از «قوم بلوچ»، «زبان» و «مذهب» برای جدا کردن بخشی از امت اسلامی و پیوند با جبههی کفر، خیانت به اسلام و مسلمانان است.
دقت کنید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مسلمین چه می فرماید: از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: مَنْ خَرَجَ مِنَ الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ . [1]هر كه از اطاعت [حاكم بر دارالاسلام] خارج شود و خود را از جماعت [مسلمانان] جدا نماید و [در اين حالت] بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است؛ و هركس زیر پرچم مجهولى بجنگد که براى ايل و تبار خشمگین شود يا به سوى ايل و تبار فرابخواند يا از باب تعصب نسبت به ایل و تبار آن را یاری کند و (در این مسیر) كشته شد، كشته شدنش جاهلی است (در مسیر جاهليت مرده است)؛ و هر كسى بر امتم قيام كند و نيكوكار و بدكار را بزند و از عاقبت چنین رفتاری با مومنان نترسد و پروا نکند و به عهد و پيمان صاحب عهد وفا نكند، او از من نيست و من از او نيستم.
آیا این حکم شریعت الله نیست؟
پس نگاه کنید چه کسانی در میان قوم بلوچ به چنین فتنه و مصیبتی دعوت می دهند و چه کسانی در برابر فتنه گران سکوت کرده اند؟
[1] صحیح مسلم – 1848