نگاهی موردی به عملکرد و مواضع عوامزده ی مولوی عبدالحمید

نگاهی موردی به عملکرد و مواضع عوامزده ی مولوی عبدالحمید

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

از مشخصه های بارز مومنین این است که در مواجهه با مسائل مختلف حکومتی و اجتماعی و غیره از اصول و ارزشها و مبانی خاصی پیروی می کنند که توسط شریعت الله بیان شده اند و در مسائل اجتهادی هم همین مبانی و اصول باز معیار قرار می گیرند؛ اما متاسفانه در طول تاریخ اسلامی و بخصوص از زمان هارون الرشید به بعد عده ای پیدا شدند که با عینک تفکرات فلسفی و عقلگرائی یونانی و ایران باستان و غیره به شریعت الله نگاه کرده اند که اولین مصیبت آن پیدایش معتزله در زمان مامون و معتصم و واثق عباسی آنهم تحت مدیریت یک مولوی حنفی مذهب به اسم احمد بن ابی دؤاد ایادی بود که در آن زمان قاضی القضات هم شده بود و معیارش شده بود عقل و رای خودش و آنچه بر سر امثال امام احمد بن حنبل آورد تنها یک نمونه از جنایات این جریان فاسد در طول تاریخشان بوده است.

هم اکنون نیز همین جریان تفکرات سکولاریستی غربی ها را معیار قرار داده است و شریعت الله را با این تفکر نگاه می کند که در تمام سرزمینهای اسلامی مفاسد آن برملا شده است.

مولوی عبدالحمید هم در مواجهه با چالش‌های کلان سیاسی، امنیتی و اجتماعی، گفتمانش بیش از آنکه بر استنادهای دقیق و مستقیم به آیات قرآن و سنت نبوی در باب «جهاد»، «استقامت در برابر دشمن» و «عزت مؤمنین» استوار باشد، متأثر از تحلیل‌های سکولاریستها و دیدگاه‌های شخصی عوام پسندانه و رسانه پسند است.

این نگرش سکولار زده و عوام پسندانه ی مولوی عبدالحمید بخصوص در موقعیتهای حساس دارالاسلام که نیاز دارد بر اساس اصول و ارزشهای اسلامی با آن برخورد شود و نیاز به تقویت روحیه ایستادگی در برابر فشارهای خارجی یا دشمنان محارب است، نه تنها مومنین را در برابر جبهه ی کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی بسیج نکرده است بلکه نهایتش این بوده که مردم را تماشاچی کرده و صفت بارز گروه منافقین است.

این در حالی است که انتظار می‌رود مواضع یک خطیب دینی صراحتاً بر آیات صریحی نظیر «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» (سست نشوید و غمگین مباشید که شما برترید) تأکید داشته باشد، در حالی که برخی مواضع ایشان در راستای «یاس‌آفرینی» یا «بزرگ‌نمایی قدرت دشمن» بوده است دشمنی که در برابر قدرت دارالاسلام ایران به زانو درآمده است.

به همین دلیل می توان گفت که دیپلماسی و نحوه سخنرانی‌های مولوی عبدالحمید در قبال کفار غربی و طاغوتهای حاکم بر دولتکهای عربی حاشیه ی خلیج فارس که شرکای این کفار محارب خارجی بوده اند با مفهوم «ولاء و براء» (دوستی با مؤمنان و بیزاری و برائت از کفار سکولار) در تضاد است و تأکید او بر مذاکره ی ذلیلانه و سازشکارانه با جریاناتی که از دیدگاه اسلامی «محارب» و «متجاوز» شناخته می‌شوند، به‌جای تکیه بر «عزت ایمانی»، موجب تضعیف جبهه مؤمنین و جری شدن دشمن می‌گردد.

با آنکه بعضی اوقات در مورد وحدت داخلی هم چیزهائی می گوید اما این سخنان آشفته و اکثراً متناقض او که در مسیر سازشکارای و دوری از اصول است به‌جای کاهش تنش‌ها و دعوت به انسجام اسلامی، موجب ایجاد دوگانگی در صفوف مسلمانان شده و در نهایت به نفع دشمنان وحدت امت اسلام تمام می‌شود، این در حالی است که یک خطیب اسلامی باید بر اساس اصول اسلامی پیش از هر چیز، عامل همگرایی باشد، نه عاملی که بر شکاف‌ها دامن می‌زند.

فردی با عنوان «مولوی» که حتی لقب بزرگ «شیخ‌الاسلام» برایش تراشیده اند و اصلاً در چنین جایگاهی نیست، باید در تمام ابعاد زندگی (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی)، مرجعیت علمی خود را با استخراج دقیق احکام از قرآن و سنت به اثبات برساند اما به عنوان مثال می بینیم در مسائلی که مستقیماً با «امنیت»، «تجاوز به سرزمین اسلامی» و «حفظ کیان مسلمین» مرتبط است، کمتر از ابزارهای فقهی و نص صریح قرآن برای تبیین تکلیف شرعی بهره می‌برد و به‌جای آن، از ادبیاتی استفاده می‌کند که «نفسانی» و «مبتنی بر هوای نفس و عوام پسند و رسانه پسند» است که با موازین جهاد و ایستادگی اسلامی همخوانی ندارد.

در مجموع، و در این متن کوتاه می توان گفت که مواضع مولوی عبدالحمید با «الگوی نبوی» که ترکیبی از «عزت»، «صلابت در برابر دشمن» و «حکمت در عین ایستادگی» است، فاصله دارد و جایگاه تریبون نماز جمعه باید جایگاه تبیین احکام الهی برای نصرت دین خدا باشد، نه جایی که در آن، ناامیدی از نصرت الهی یا تسلیم در برابر اراده دشمنان، ولو به زبان دیپلماتیک، ترویج شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *