چرا مولوی عبدالحمید از «فرض عین» جهاد در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی سخن نمی‌گوید؟

چرا مولوی عبدالحمید از «فرض عین» جهاد در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی سخن نمی‌گوید؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

سخنان و مواضع اخیر مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی مدیر مدرسه و خطیب مسجد مکی زاهدان، به‌ویژه تأکید بر مذاکره به شرط راضی کردن طرف آمریکائی و آتش‌بس با طرف‌هایی که جهان به میزان خیانتکار و جنایتکار بودن آنها شهادت می دهند، پرسشی بنیادین را در میان پیروان مکتب فقهی حنفی و دیگر مذاهب اهل سنت مطرح می‌سازد: چرا ایشان، در مقام یک خطیب حنفی، از احکام و رویکردهای فقهی امام ابوحنیفه رحمه‌الله و دیگر فقهای بزرگ حنفی در خصوص جهاد تدافعی علیه کفار اشغالگر و متجاوز سخنی به میان نمی‌آورند؟

در فقه امام ابوحنیفه رحمه‌الله و سایر بزرگان مذهب حنفی، هنگامی که سرزمین‌های اسلامی مورد هجوم و اشغال کفار قرار می‌گیرد، جهاد به صورت فرض عین بر تمامی مسلمانان آن منطقه  فرض و واجب می شود. این وجوب مثل نماز است و نه تنها منوط به اجازه حاکم نیست، بلکه حتی بر زن و مرد و برده نیز واجب می‌شود، در صورتی که توان دفاعی داشته باشند. اگر مسلمانان آن منطقه نتوانند از خود دفاع کنند، این فرض عین به نزدیک‌ترین مسلمانان و سپس به سایر بلاد اسلامی گسترش می‌یابد تا رفع اشغال صورت گیرد. کتاب‌هایی چون «المبسوط» سَرَخسی، «بدائع الصنائع» کاسانی و «رد المحتار» ابن عابدین، مملو از احکامی است که بر اهمیت و وجوب بی‌قید و شرط دفاع از دارالاسلام در برابر متجاوز تأکید دارند.

امروز، حضور نظامی آمریکا در مناطق مختلف اسلامی و حمایت بی‌چون‌وچرای این کشور از رژیم صهیونیستی که غاصب سرزمین فلسطین است، مصادیق بارز و آشکاری از اشغالگری و تجاوز به دارالاسلام محسوب می‌شوند. با این حال، شاهد آن هستیم که مولوی عبدالحمید در بیانات خود، نه تنها به این وجوب شرعی اشاره‌ای نمی‌کنند، بلکه با دعوت به «نگاه مثبت» به طرفین مذاکره و تأکید بر «رفع تحریم‌ها» از طریق سازش و راضی کردن طرف آمریکائی، مسیری را پیشنهاد می‌دهند که با روح جهاد در فقه مذهب حنفی در تعارض است.

انتظار می رود که ایشان و افراد دیگری همچون ایشان، از منبع غنی فقه حنفی در موضوع جهاد علیه متجاوز، برای تبیین وظیفه امت اسلامی استفاده کنند و مصلحت‌سنجی‌های سیاسی و عوام زدگی بر احکام شرعی مقدم نشوند و فراموش نکنند که یکی از اهداف اصلی جهاد، دفع فتنه و حفظ عزت و کرامت مسلمانان و سرزمین‌های اسلامی از شر متجاوزان است.

این سکوت امثال مولوی عبدالحمید در بیان فرض عین بودن جهاد، نه تنها با فقه مذهب حنفی، بلکه با سیره نبوی و سنت خلفای راشدین که هرگز در برابر تجاوز دشمن سکوت نکرده و امت را به دفاع از خود تشویق می‌نمودند، همخوانی ندارد.

تأکید بر مذاکره صرف و نادیده گرفتن ماهیت متجاوز و راضی کردن آن تحت هر شرایطی و بدون اشاره به وجوب اهمیت قدرت میدان و مردمی و لزوم اطاعت از اولی الامر حاکم بر دارالاسلام ، می‌تواند به تضعیف روحیه جهادی در میان مسلمانان و پذیرش ذلت در برابر دشمن منجر شود.

 این رویکرد، در نهایت، به دور شدن از منهج سلف صالح و علمای ربانی می‌انجامد که همواره بر حفظ عزت اسلام و مسلمانان و مقابله با تجاوز کفار تأکید داشته‌اند.

 امت اسلامی، در مواجهه با اشغالگری و ظلم، نیازمند یادآوری و تبیین روشن احکام جهاد دفاعی از سوی علمای خود است، نه توصیه‌هایی که بوی سازش و پذیرش ذلت و فراموشی عزب و حقوق حقه مسلمین را می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *