مولوی های درهمی و دلاری رسانه ای و انکار حقیقت در مورد شکست طاغوت بزرگ در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش

مولوی های درهمی و دلاری رسانه ای و انکار حقیقت در مورد شکست طاغوت بزرگ در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش

به قلم: محمد اسامه

با آنکه هنوز تهدیدات آمریکا و صهیونیستها به پشتوانه ی کفار محارب غربی و دولتکهای مرتد و مزدور منطقه ای پس از جنگ 40 روزه ی جنگ تحمیلی رمضان 1404ش به پایان نرسیده است و در حالی که امروز بزرگترین استراتژیست‌های نظامی و سیاست‌مداران کهنه‌کار جهان به شکست هیمنه‌ی آمریکا و صهیونیسم در برابر «دارالاسلام ایران» اعتراف می‌کنند، پدیده‌ای عجیب در فضای رسانه‌ای و مذهبی خودنمایی می‌کند. عده‌ای از شیخ‌ها و ملاهای درباری که نقش سربازان بخش جنگ روانی وتبلیغی را در شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی بر عهده دارند، چنان چشم بر واقعیت بسته‌اند که گویی در دنیای دیگری زندگی می‌کنند. علت این لجاجت نه در جهل، بلکه در «دین‌فروشی و خیانت محض» ریشه دارد.

این شیوخ و مفتی‌های خودفروخته، سال‌هاست که ایمان خود را در مسلخ کفار محارب خارجی و مرتدین محلی قربانی کرده‌اند. برای کسی که سال‌ها نان درهم‌های سعودی و دلارهای آمریکایی را خورده است، پذیرش شکست ارباب، به معنای پایان اعتبار و ثروت اوست. آن‌ها نمی‌توانند بپذیرند که جبهه‌ی حق (دارالاسلام ایران) توانسته است نقشه‌های پیچیده‌ی آمریکا و غرب و صهیونیستها را نقش بر آب کند، زیرا در آن صورت، تمام «فتواهای فرمایشی» آن‌ها بی‌ارزش خواهد شد.

هدف اصلی آمریکا، صهیونیسم و غرب همسو با آنها و مزدوران منطقه‌ای آن‌ها همچون آل‌سعود مرتد و امارات متحده یهودی و امثالهم، ساقط کردن نظام حاکم بر دارالاسلام ایران و جایگزین کردن حاکمیتی ارتدادی و سکولار، تجزیه خاک ایران و ایجاد جنگ‌های داخلی و هرج و مرج و ضربه زدن به جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و مرتدین داخلی و منطقه ای بود. میدان نبرد اما حقیقتی دیگر را رقم زد. شکست مفتضحانه لشکریان آمریکا و صهیونیستها در جبهه‌های مختلف، لرزه بر اندام مزدوران محلی انداخته است. اما این «دین‌فروشان» به جای بازگشت به آغوش امت، همچنان با وقاحت تمام، پیروزی‌های جبهه ی  مسلمین را انکار می‌کنند.

متأسفانه این انحراف تنها محدود به رسانه‌های خارج‌نشین نیست. در داخل نیز شاهدیم که برخی چهره‌ها، مانند «مولوی عبدالحمید» و هم‌فکرانش، در بزنگاه‌های حساس که باید قدرت اسلام را فریاد بزنند، به زبان «ذلت و انفعال» روی می‌آورند.

سخنانی همچون «جنگ خوب نیست» یا «جنگ به مردم ضرر می‌زند»، در ظاهر فریبنده است، اما در باطن، تنها برای تضعیف روحیه‌ی مقاومت و تقویت جبهه نفاق و آمریکا و صهیونیستها بیان می‌شود. کسی که در برابر جنایات صهیونیستها و آمریکا و خیانت مرتدین حاکم بر سرزمینهای اسلامی حاشیه خلیج فارس و اردن سکوت می‌کند و هنگام پاسخ مقتدرانه‌ی دارالاسلام ایران و جبهه ی مقاومت اسلامی، دم از امتیاز دهی به این کفار و مرتدین می زند، در واقع جبهه ی کفار محارب خارجی و مزدوران آنها را تقویت می کند.

آنچه امروز از زبان این ماموستاها و مولوی‌های متمایل به غرب شنیده می‌شود، همان «اسلام انگلیسی و آمریکایی» است؛ اسلامی که در آن نه از برائت از مشرکین(سکولاریستها) خبری هست و نه از عزت مسلمین. آن‌ها نابودی دارالاسلام و تجزیه‌ی ایران و نابودی زیرساخت‌ها توسط آمریکا را به نفع مردم فاکتور می‌کنند، اما دفاع مقتدرانه از کیان اسلام را «ضرر به ملت» می‌نامند، این همان قلب واقعیت و خیانت به خون شهداست.

حقیقت میدان، بسیار روشن‌تر از آن است که با غبار تبلیغاتی چند شیخ و مولوی و آخوند درهمی و دلاری و ریالی پوشانده شود. طاغوت بزرگ (آمریکا) و غده سرطانی (اسرائیل) در برابر اراده‌ی ایمان شکست خورده‌اند. وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ (منافقون/ ۸) سکوت یا سخنان دوپهلوی برخی مدعیان مذهبی، تنها نام آن‌ها را در لیست سیاه خائنین به تاریخ اسلام ثبت خواهد کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *