
سکولاریسم مزدور و توهم دوستی، وقتی قانون کفر سکولاریستی در پاکستان سخن میگوید
کاتب: مجیب الرحمن بلوچ (دانشجو)
هم اکنون و بعد از 26 روز از جنگ تحمیلی آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران که به جنگ رمضان 1404ش مشهور شده است می گذرد و قرار است دارالکفر طاری پاکستان واسطه ی رساندن پیام آمریکا در مذاکرات مشکوک و غیر صادقانه ی آمریکا شود.
لازم به ذکر است که همزمان با تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، گزارشها حاکی از آن است که قاضی فدرال در پاکستان، دولت ایران را «تروریستی» خوانده؛ حکمی که در فضای سیاسی امروز، با حمایت عملی دولت شهباز شریف و همراستا با منافع واشنگتن صادر شده است.
این رخداد، خواه در قالب حکم قضایی یا موضعسازی حقوقی، یک پیام روشن دارد:
وقتی قانون، قانون کفری سکولاریستی و حکومت، حکومت کافر سکولار مزدور باشد، خروجی آن چیزی جز همصدایی با پروژههای آمریکایی و صهیونیستی نیست.
اکنون باید صریح پرسید: آیا آنانی که در تهران برای پاکستان لابی میکنند تا روابط دارالاسلام افغانستان و ایران بر اساس دستورات اسلامآباد مدیریت شود، پاسخگو هستند؟
آیا هنوز میتوان ادعا کرد که پاکستان «دوست» یا حتی «بیطرف» است؛ در حالیکه در بزنگاهها، همنوا با فشار غرب علیه دارلاسلام های امارت اسلامی افغانستان و ایران موضع میگیرد؟
واقعیت پنهاننشدنی این است که پاکستان سکولار با ساختار سیاسی وابسته و قانونگذاری بریده از شریعت، نه امروز و نه دیروز، مدافع اسلام و سرزمینهای اسلامی نبوده است.
هرکس گمان کند «دارالکفر طاری پاکستان» دوست اسلام است یا دستکم بیطرف میماند، یا جاهل به معادلات قدرت است، یا نفوذی و گرفتار نفاق سیاسی.
این واقعه (یا موضعگیری) بار دیگر نشان داد که قانون غیرالهی در بزنگاهها علیه امت به کار میافتد و حکومتهای سکولار مزدور، حتی با شعارهای اسلامی، در صفبندی نهایی کنار آمریکا میایستند و توهم مدیریت روابط منطقهای از مسیر اسلامآباد، هزینهساز و گمراهکننده است.
وقت آن است که با عینک واقعگرایی ایمانی به صحنه نگاه کنیم: دوستی با اسلام، با موضع روشن در دفاع از امت سنجیده میشود؛ نه با لبخندهای دیپلماتیک و لابیهای پشتپرده.