خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

خیانت جبهه داخلی دارالاسلام ایران و رسوایی «علماء السوء» و دین‌فروشان در معرکه رمضان ۱۴۰۴ش

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در گیرودار نبرد سرنوشت‌ساز رمضان ۱۴۰۴ش، که جبهه کفر حربی  به رهبری آمریکا و صهیونیسم  کیان دارالاسلام ایران را هدف قرار داده است، شاهد ظهور پدیده‌ای شوم‌تر از بمب‌های دشمن هستیم: «سربازان عمامه‌به‌سر و کراواتی دشمن در سنگر رسانه». کسانی که با نام دین و مذهب، دقیقاً در پازل جنگ روانی و تبلیغی کفار محارب و اشغالگر خارج و مرتدین داخلی بازی می‌کنند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه (رح) با دقتی بی‌نظیر، مرز میان «دشمن خارجی» و «نفوذی داخلی» را تبیین کرده است. او معتقد است که رسوا کردن پیشوایان بدعت و کسانی که سخنانشان در تضاد با کتاب و سنت است، یک «واجب عینی» بر تمام مسلمانان است.

ایشان می گوید: دفع گمراهی و تجاوز این‌گونه افراد برای تمامی مسلمانان فرض عین است… زیرا هنگامی که دشمن سرزمین‌ها را تصرف می‌کند، نمی‌تواند قلوب مسلمانان را فاسد گرداند؛ اما اهل گمراهی و بدعت از همان ابتدا قلوب را فاسد می‌گردانند.

این یک قاعده طلایی است؛ دشمن آمریکایی خاک را هدف گرفته، اما «عالم سوء» و رسانه‌هایی چون «کلمه»، ریشه و ایمان را هدف قرار داده‌اند. فساد این دین‌فروشان از فساد تانک‌های دشمن بیشتر است، چرا که آن‌ها جاده‌صاف‌کن تسلیم و ذلت هستند.

امروز شخصیت‌هایی نظیر ترشابی، خدمتی، کیانی، ملازهی، احراری و امثالهم در شبکه ماهواره‌ای «کلمه»، نقاب از چهره برافکنده‌اند. آن‌ها نه در کنار مردم مظلوم ایران و نه در کنار جبهه حق، بلکه علناً در کنار اپوزیسیون سکولار مرتد و جریان‌های وابسته به سازمان‌های جاسوسی غرب ایستاده‌اند.

• خیانتِ اول: سکوت در برابر جنایات صهیونیسم علیه زیرساخت‌های مسلمین.

• خیانتِ دوم: تضعیف روحیه مقاومت امت در برابر کافر حربی.

• خیانتِ سوم: مشروعیت‌بخشی به تهاجم آمریکا تحت پوشش شعارهای مذهبی.

طبق دستور شرع، «رسوا کردن» (تشهیر) این افراد، نه یک انتخاب، بلکه یک تکلیف شرعی است تا امت از شرّ نفاق آن‌ها ایمن بماند.

عمل دیگری که دسته ای از به ظاهر مسلمانان را در جبهه ی کفار و محارب خارجی و مرتدین آشکار شده قرار می دهد  سکوت مرگبار و همسویی با دشمن در پوشش بی‌طرفی است که ابتدا شخص را جزو گروه منافقین (سکولار زده ها) قرار می دهد و بعد در این جبهه ی دشمنان آشکار قرار می گیرد.

همین الان و در جنگ تحمیلی رمضان 1404 کفار محارب آمریکا  و صهیونیستها و شرکایشان بر دارالاسلام ایران می بینیم این است که در کنار مزدورانِ صریح، شاهد «صامتان مصلحت‌بین» در داخل هستیم. برخی مولوی‌ها همچون مولوی عبدالحمید که در مسائل پیش‌پاافتاده فریادشان بلند است، اکنون در برابر تجاوز آشکار صهیونیسم سکوت کرده‌اند.

یادآوری می‌شود که در وقت هجوم کافر حربی بر دارالاسلام، بی‌طرفی معنا ندارد. سکوت عالم در این مقطع، به معنای تایید ظلم است. همان‌طور که ابن‌تیمیه اشاره می‌کند، اگر الله متعال افرادی را برای دفع شر این مفسدان (چه با زبان و چه با شمشیر) برنمی‌انگیخت، دین فاسد می‌شد.

مؤمنان باید بدانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ تنها در مرزها نیست، بلکه در «قلب‌ها و اندیشه‌ها» نیز جریان دارد.

وظیفه ما آگاه‌سازی عموم مسلمین نسبت به ماهیت واقعی این شبکه‌ها و سخنوران مزدوری که دلارهای عبری-عربی را به بهای فروشِ سرزمین و مذهب خود دریافت می‌کنند.

باید تبیین کرد که چگونه این افراد، آیات الهی را برای خدمت به اهداف آمریکا و صهیونیستها تحریف می‌کنند همچنانکه الله تعالی می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (توبه/ ۷۳) جهاد علیه کفار آشکار و منافقان (نفوذی‌ها) دوشادوش هم واجب است.

دشمن کافر محارب و اشغالگر خارجی را می‌توان با سلاح نظامی دفع کرد همچنانکه همین الان دارالاسلام با قدرت و به صورت فراگیر این کار را انجام می دهد، اما دشمن منافق و «عالم سوء» را باید با «رسوایی و روشنگری» از میان برداشت. همان‌گونه که سلف امت در برابر گمراهان ایستادند، امروز نیز بر ماست که با مشتی واحد، هم در برابر بمب‌های آمریکایی – صهیونیستی بایستیم و هم در برابر سموم تبلیغاتی دین‌فروشان رسانه‌ای.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *