جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

کاتب: محمد اسامه

احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کنند که مسلمین در مسیر حرکت خودشان بعد از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و دوران نبوت تا روز قیامت 3 گونه حکومت را خواهند دید:

 قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.

  1. خلافت مطابق منهج و روش رسول الله . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
  2. دوران پادشاهی که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه بودند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها علاوه بر آن با استبداد و خودکامگی (تحمیل عقاید خود بر دیگران) هم به مسیر خودشان ادامه دادند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
  3.  بازگشت خلافت مطابق منهج و روش رسول الله .خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

باید برای چندمین بار یادآور شویم که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم، حاکمیت بر «دارالاسلام» است نه دارالکفر. یعنی این شاهان و حاکمان هر چند خشونت گرا و مستبد باشند نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان و بر اساس «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء/59) از مومنین هستند «مِنكُمْ».

بر این اساس هر حاکمیت بر دارالاسلام مسلمین بین دو  «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» حکومتهای 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند؛ یعنی مطلوب شریعت نیستند و ممنوع هستند و «بدیل» «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» هستند و در حالت «اضطرار» از آنها استفاده می شود تا زمانی که به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» برسیم؛ «اسلامی» هستند چون دستور اسلام است که در حالت ضرورت و اضطرار جهت حفظ ضرورتهای خمسه از آنها استفاده کنیم .

در این صورت نه تنها ایران بلکه امارت اسلامی افغانستان و الشباب سومالی و تمام حاکمیتهای بر دارالاسلامهای کوچک و بزرگ که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا یکی از تفاسیر و جریانات اسلامی اداره می شوند حکومتهای : 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند و قیام بر علیه این حاکمیتها  زمانی صحیح است که مومنین دارالاسلام را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیکتر کند.

بر این اساس چون جنگ بر علیه دارالاسلام ایران کنونی باعث تشکیل دارالکفری سکولار و ارتدادی و حاکمیت سکولاریستهای مرتد می شود و مومنین را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیک نمی کند چنین قیامی غیر شرعی است و چنانچه شخص یا گروهی هماهنگ با حملات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار بگیرد از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود .

دقت داشته باشید: در زمانی که آمریکا و مرتدین جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند هم جبهه ای شدن با این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بزرگترین صدمات را به ایمان و قیامت شخص می زند .

منهج اهل سنت و جماعت بر این است که از «هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفر محارب و اشغالگر خارجی» حمایت می کند و برایش فرق دارد این دارالاسلام توسط امارت اسلامی افغانستان اداره شود یا ایران یا الشباب سومالی یا ….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *