
اتحاد اسلامی با حفظ مذاهب، پایان جنگهای داخلی و حرکت بر محور مشترکات (1)
به قلم: محمد اسامه
وقتی از اتحاد اسلامی سخن میگوییم، منظور این نیست که حنفی باید شافعی شود، شافعی باید مالکی شود، شیعه جعفری باید مذهب خود را کنار بگذارد یا زیدی و حنبلی از هویت مذهبی خود دست بکشند.
اتحاد به این معناست که مسلمانان، با حفظ مذهب و باورهای خود، اختلافات را به دشمنی و جنگ تبدیل نکنند و در مسائل مشترک، در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
اگر به تاریخ مسلمانان نگاه کنیم، درمییابیم که بخشی از تلخترین صدماتی که جوامع اسلامی دیدهاند، از زمانی آغاز شده که اختلافات مذهبی با رقابتهای سیاسی، قدرت حکومتی و تعصب اجتماعی درآمیخته و از اختلاف علمی به نزاع و خشونت تبدیل شده است.
این اختلافات هم فقط متعلق به دهههای اخیر نیست. در شهرها و دورههای مختلف اسلامی، میان پیروان مذاهب گوناگون رقابت و درگیری وجود داشته است.
برای نمونه، پژوهشهای تاریخی درباره اصفهان در دورههای پنجم تا هفتم هجری از رقابت و درگیری میان حنفیان و شافعیان سخن میگویند؛ رقابتی که تنها علمی نبود و با ساختارهای اجتماعی، سیاسی، قضایی و آموزشی شهر نیز ارتباط پیدا کرده بود.
درباره ری نیز پژوهشهای تاریخی از شکلگیری محلههای جداگانه حنفی، شافعی و درگیریهای میان گروههای مذهبی گزارش کردهاند؛ بهگونهای که این کشمکشها بر همبستگی اجتماعی شهر تأثیر گذاشت.
بنابراین، تاریخ نشان میدهد که وقتی اختلاف مذهبی از محدوده بحث علمی خارج شود و به رقابت اجتماعی و سیاسی تبدیل گردد، میتواند خسارتهای سنگینی ایجاد کند.
امام شافعی رحمهالله در مصر توسط طرفداران یک عالم مالکی مورد ضربوشتم قرار گرفت و بر اثر همان جراحات وفات کرد. غیر از این نمونههای متعدد و مستند دیگری از نزاعهای مذهبی در تاریخ وجود دارد که اصل بحث را نشان میدهد.
یکی از مهمترین نمونهها، رقابت میان صفویان شیعه ی حیدری مذهب (چیزی شبیه علی اللهی ها و یزیدی ها و علوی های امروز) و عثمانیان سنی است.
شاه اسماعیل صفوی در سال ۱۵۰۱ میلادی با آنکه خودش حیری مذهب و از غلاة همسو با اسماعیلی ها بود اما به دلیل فقر در عالم و منابع مذهبی به ناچار تشیع دوازدهامامی را مذهب رسمی حکومت صفوی اعلام کرد. این اقدام به شکلگیری یک مرز مذهبی و سیاسی پایدار میان ایران صفوی و همسایگان سنی آن کمک کرد. در مقابل، عثمانیان نیز خود را مدافع اهلسنت میدانستند و رقابت با صفویان ابعاد مذهبی و سیاسی پیدا کرد.
جنگ چالدران در سال ۱۵۱۴ یکی از مشهورترین نتایج این رقابت بود و پس از آن نیز جنگها و رقابتهای متعددی میان دو قدرت ادامه یافت.
اما نکته مهم این است که نباید این جنگها را صرفاً «جنگ مذهبی» دانست؛ قدرت، سرزمین، نفوذ منطقهای و سیاست نیز در کنار مذهب نقش داشتند.
در دوره صفوی تا پایان قاجارها اهلسنت با فشار و خشونت روبهرو شدند. دانشنامه ایرانیکا از آزار، خشونت و مهاجرت اجباری بخشی از جمعیت سنی خراسان در دوره شاه اسماعیل گزارش میکند و از برخورد خشونتآمیز با اهلسنت در هرات و دیگر مناطق سخن میگوید.
همچنین منابع تاریخی درباره فشار بر برخی جریانهای شیعی خارج از چارچوب رسمی تشیع در دوره صفوی نیز گزارشهایی دارند.
این تجربه تاریخی یک درس مهم دارد: وقتی حکومت، مذهب را به ابزار حذف رقیب تبدیل کند، اختلاف مذهبی میتواند به بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.