
ندای گروه منافقان و اسلام آمریکایی در مسجد مکی زاهدان و شبکه ی کلمه، توطئهای جهت مشروعیتبخشی به ظلم کفار خارجی و مرتدان داخلی (1)
کاتب: نذیر احمد بارکزایى
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه اجمعین.
اینکه بارها از زبان مولوی عبدالحمید در تنازل و ذلیلی نشان دادن در برابر کفار محارب آمریکائی – صهیونی و مزدوران عرب آنها سخنانی می شنویم و حتی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی که تاریخی سراسر خیانت را طی کرده به عنوان بخشی از مردم ایران نشان داده و ارتداد و خیانت را برای مسلمین عادی سازی می کند خبر از جریانی دارد که به اسلام آمریکائی – صهیونی جدید مشهور شده است.
به همین دلیل شاهدیم که جریانهای نفاق و ذلیلی، با چهرهای حقبهجانب و در لباس مذهب حنفیت و مسجد و شبکه های ماهواره ای، آشکارا علیه اسلام و مسلمین موضعگیری میکنند. تازهترین نمونه، اظهارات تأسفبارِ به اصطلاح «استاد عبدالقادر ترشابی» از شبکهی کلمه است که با مهر تأیید خود، مشروعیت حکومتِ کفار و مرتدانی مانند ربع پهلوی را تأیید کرده است و بلند گوی این مرتد خائن بی غیرت شده است.
ترشابی قبلا به عنوان یک مجری با تفکرات نجدیت در شبکه ی ماهواره ای رسمی شارجه فعالیت داشته و صاحب انتشاراتی حرمین با گرایشات نجدی بوده و در شبکه ی کلمه هم از همین تفکر حمایت می کند و آشکارا می داند که این موضع گیری او ارتداد آشکار است.
پس این سخنان ترشابی و سایر هم مسیرانش به دلیل جهل نیست، بلکه از روی آگاهی و برنامهریزیِ دقیق دشمنانِ اسلام بیان میشود. اینجا، سخن از یک اشتباه فردی نیست؛ بلکه سخن از توطئهای هماهنگ است که توسط «اسلام آمریکایی» و هوادارانش بر علیه مومنین مجاهد و دشمنان آمریکا و صهیونیستها به پیش برده میشود.
منافقان همیشه با زبان، ادعای ایمان و محبت به مومنین میکنند، اما در عمل، در صف دشمنان ایستادهاند. این جریانها امروز نیز با نامهای مختلف و با ادعای دفاع از اسلام، در حال تخریب بنیانهای اعتقادی امت هستند.
نکتهی مهم این است که منافقان امروز بر خلاف منافقین زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، دیگر نفاق خود را پنهان نمیکنند؛ آنان علناً از کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدان داخلی دفاع کرده و برای آنان مشروعیت میسازند. این، نشانهی نهایت شیطنت و پستی آنان است.
حمایت از افرادی مانند «ظاهر شاه» (بازماندهی خاندان سلطنتی افغانستان) و «پهلویها» (خاندان خائن ایران)، بخشی از یک پروژهی بزرگ است که اهداف زیر را دنبال میکند:
۱. احیای حکومتهای طاغوتی: دشمنان اسلام میخواهند با ایجاد مشروعیت برای این خاندانها، بار دیگر ملتهای مسلمان را به دوران استبداد و وابستگی بازگردانند.
۲. تفرقهافکنی میان مسلمانان: آنان با حمایت از جریانهای مرتد و وابسته، به دنبال ایجاد شکاف میان امت اسلامی هستند.
۳. تثبیت نفوذ آمریکا و غرب: تمام این تلاشها، در راستای منافع آمریکا، اسرائیل و آل سعود صورت میگیرد.
الله جل جلاله خطاب به امثال مولوی عبدالحمید و ترشابی و عبدالغفار نقشبندی و امثالهم می فرماید: الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا (نساء/ ۱۳۹) کسانی که کافران را به جای مؤمنان، دوست میگیرند، آیا عزت را نزد آنان میجویند؟ پس همانا عزت، همه از آنِ خداست.
اگر دقت کنیم، عامل اصلی و پشت پردهی این توطئهها، جریانهایی قرار دارند که با نام «اسلام» و با استفاده از «تفکر نجدیت» (وهابیت)، به مقابله با مذاهب اسلامی و ارزشهای اصیل برخاستهاند.
آنان دم از توحید و ایمان میزنند، اما در عمل، علیه اسلام و مسلمین عمل میکنند و با تحریف مفهوم «توحید» و «جهاد»، به تکفیر نابجای مسلمانان پرداخته و راه را برای نفوذ دشمنان خارجی و مرتدین داخلی باز میکنند به همین دلیل می بینیم که با بزرگنمایی اختلافات مذهبی و حمایت از جریانهای خائن و ضد اسلامی، وحدت امت اسلامی را هدف قرار دادهاند
این تفکر نجدیت درباری آل سعود که امثال عبدالحمید گوشه ای از آن را نشر می دهند و امثال ترشابی و کیانی و خدمتی گوشه هایی دیگر را، ریشه در توطئههای استعمار انگلیس دارد که برای تضعیف خلافت عثمانی و ایجاد تفرقه در جهان اسلام، آنها از کانال آل سعود ایجاد شد. امروز نیز این جریانها با حمایت مالی و سیاسی آمریکا و آل سعود، در سراسر جهان اسلام و از جمله در میان بلوچها و افغانی ها به فعالیت مشغولند.
دشمنان اسلام، امروز علیه ایران، فردا علیه افغانستان و پسفردا علیه هر کشور اسلامی دیگر وارد عمل میشوند. آنان با استفاده از ابزارهای مختلف مانند رسانهها، شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی، به دنبال ترویج اسلام آمریکایی، مشروعیتبخشی به کفار و تضعیف روحیهی جهاد و مقاومت در میان مسلمانان هستند.
از اهداف اصلی این توطئه ها جایگزینی اسلام مذاهب اسلامی با اسلام آمریکایی و حرکت به سوی اسلام سکولار و سازشکار و مشروعیتبخشی به حکومتهای کافر و مرتد و ترویج قانون سکولاریسم کفری، همان قانون مشرکان قریش در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم است.