
زمانی که مولوی عبدالحمید در برابر جنگ تحمیلی رمضان 1404ش دارالاسلام ایران را به رفق و نرمی دعوت می کند(1)
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
ما در این جنگ رمضان 1404ش که کفار محارب آمریکائی – صهیونی با کمک حکومتهای خائن عربی بر دارالاسلام ایران تحمیل کرده اند و هنوز با محاصره ی دریائی به این جنگ ادامه می دهند عجایب زیادی دیدیم، از آشکار شدن ابرقدرت بودن دارالاسلام ایران گرفته تا زنده شدن مجدد مردم ایران تا آشکار شدن ثمره ی 37 سال ساختار سازی تا شکست فجیع دشمن تا روسیاهی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی و… و تا موضع گیری نزدیک به شریعت کسی چون پاپ در برابر آمریکا و صهیونیستها و موضع گیری ذلیلانه و منافقانه ی خطبائی چون مولوی عبدالحمید.
در اینجا به سخنان اخیر مولوی عبدالحمید در نماز جمعه زاهدان مبنی بر توصیه به «رفق و نرمی» برای همگان در این شرایط جنگی و توصیف دین اسلام به عنوان دینی که با نرمی و اخلاق گسترش یافته است، در حالی که اشاره به تلفات جانی و مالی کشور در این جنگ دارد، نیازمند یک بررسی دقیق و روشنگری فقهی از منظر قرآن و سنت نبوی است. این گونه تعمیمها میتواند به نادیده گرفتن بخشی از احکام شرعی و مصلحت دارالاسلام و حتی نادیده گرفتن آنهمه فداکاری نیروهای مسلح منجر شود.
مولوی عبدالحمید می گوید: “ما همه را به رفق و نرمی توصیه میکنیم. دین اسلام با نرمی و اخلاق و صداقت گسترش یافته است. کشور ما در این جنگ تلفات جانی و مالی زیادی متحمل شده است؛ مردم و مسئولان کشته شدهاند و زیرساختها و منابع تخریب شدهاند و همۀ اینها ایرانی و متعلق به ایران بودند.”
مولوی گرامی: شما بر رفق و نرمی برای «همه»” تأکید میکنید و آن را عامل گسترش اسلام میدانید. سؤال اینجاست که آیا این نرمی شامل کسانی هم میشود که مسئول کشتار مردم و مسئولین، تخریب زیرساختها و منابع کشور هستند؟ آیا اسلام با متجاوز، خائن، محارب و مفسد فیالارض نیز به رفق و نرمی برخورد میکند؟
الله متعال می فرماید: مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَى الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم ۖ ( فتح/ ۲۹) محمد، فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند، بر کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند. این آیه شریفه به صراحت یک اصل اساسی در روابط مؤمنان را تبیین میکند: شدت و قاطعیت در برابر دشمنان (کفار) و رحمت و نرمی در میان خودیها (مؤمنان).
علاوه بر این، اگر اسلام تنها با نرمی و اخلاق عمومی گسترش مییافت، پس احکام قصاص، حدود (مانند حد محاربه، حد سارق، حد زانی و… ) و تعزیرات اسلامی که برای مقابله با جرائم و حفظ نظم جامعه وضع شدهاند، چه معنایی میداشتند؟ این احکام، نشاندهنده قاطعیت شریعت در برابر کسانی است که امنیت، جان و مال مردم را به خطر میاندازند.
در آیه شریفه سوره فتح، واژه «الکفار» به کار رفته است. این «کافر» فقط به معنای یک بیگانه خارجی که دین متفاوتی دارد نیست، بلکه شامل هر کسی میشود که با اسلام و مسلمانان دشمنی ورزد، علیه دارالاسلام قیام کند و در زمین فساد به راه اندازد، چه این فرد کافر اصلی باشد، چه مرتد داخلی، و چه منافقی که در ظاهر خود را مسلمان مینمایاند اما در باطن به دشمنان خدمت میکند.
- کافر محارب خارجی همانند نیروهای متجاوز آمریکایی-صهیونیستی که آشکارا علیه منافع و امنیت دارالاسلام ایران توطئه و اقدام نظامی و اقتصادی میکنند.
- کافر مرتد داخلی کسانی چون موشه رضا پهلوی و حبیب سرزازی و سرخوش و سایر سکولاریستهائی که از دین اسلام خارج شده و علیه مسلمانان دست به اقدامات خصمانه ی جنگ سرد یا گرم میزنند. فقه امام ابوحنیفه نیز برای مرتد در صورت عدم توبه، حکم قتل را در نظر میگیرد.
- منافقین و خائنین داخلی نیز مثل کسانی چون مجریان شبکه ی کلمه که با دشمنان خارجی همکاری میکنند، دست به جاسوسی میزنند، در داخل کشور اغتشاش و ناامنی ایجاد میکنند، و با تخریب زیرساختها و کشتار مردم، در واقع محاربه و افساد فیالارض انجام میدهند. این گروه نیز در حکم و پیامد اعمالشان، در ردیف دشمنان قرار میگیرند و نمیتوان با آنها «نرمی» مطلق داشت.