درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

درس سلف در معرکه تحمیلی 1404 رمضان در دارالاسلام ایران:  وحدت صفوف و وجوب جهاد عینی علیه کفار محارب اشغالگر خارجی

به قلم: سلیمان عبدالرحمن

امروز 13 روز از معرکه تحمیلی 1404 رمضان کفار آمریکائی و صهیونیست بر دارالاسلام و سرزمین اسلامی ایران می گذرد، در چنین حالتی که چنین سرزمینی اینهمه روز و در جلو چشم تمام مسلمین و کفار جهان در پی حملات ددمنشانه صهیونیستی-آمریکایی در آتش و خون است، بازخوانی تکلیف شرعی مومنین و سلف صالح بیش از هر زمانی ضرورت دارد؛ چون در زمانی که دشمن حربی به خاک اسلام قدم می‌گذارد، دیگر جایی برای درنگ، سکوت و یا مشغول شدن به اختلافات فرعی نیست.

از منظر فقهِ اصیل اسلامی و اجماع امت، هنگامی که دشمن کافر محارب خارجی به سرزمین مسلمین هجوم می‌آورد، جهاد از حالت «فرض کفایی» خارج شده و به «فرض عینی» تبدیل می‌شود.

در این حالت، همان‌گونه که هیچ مؤمنی نمی‌تواند نماز و روزه رمضان را به بهانه اشتغال دیگران ترک کند، دفاع از کیان اسلام نیز بر تک‌تک آحادِ امت واجب می‌گردد. خطبا و مولوی‌هایی که در این شرایط بر طبل اختلافات ریز فقهی می‌کوبند و از تبیین این فرض بزرگ سر باز می‌زنند، در پیشگاه خدا مسئول و در حق امت ستمکارند. اما بدانیم که کوتاهی خواص، رافعِ تکلیف عوام نیست.

سکوت در برابر منکری به بزرگی اشغالگری و کشتار مظلومان، طبق نص صریح حدیث نبوی، مقدمه فروپاشی کل جامعه است. رسول‌الله صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: إِنَّ الله عز وجل لاَ يُعَذِّبُ الْعَامَّةَ بِعَمَلِ الْخَاصَّةِ، حَتَّى يَرُوا الْمُنْكَرَ بَيْنَ ظَهْرَانِيْهِمْ وَهُمْ قَادِرُونَ عَلَى أَنْ يُنْكِرُوهُ… فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَذَّبَ اللهُ الخاصةَ والعامةَ (رواه احمد).

وقتی منکر آشکاری چون نابودی زیرساخت‌های مسلمین و ریختن خون زنان و کودکان توسط کفار محارب رخ می‌دهد، هر کس به قدر توان خود (از زبان و قلم گرفته تا حضور در میدان) اگر انکار و مقابله نکند، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این منکر بزرگ، چشمی برای دیدن و گوشی برای شنیدن می‌خواهد که متأسفانه برخی مدعیان علم، آن را از دست داده‌اند.

تاریخِ سلف امت سرشار از درس‌های شکوه و عزت است. در زمان هجوم صلیبی‌ها و یا فتنه تاتار و مغولهای سکولار، سلف صالح و علمای ربانی چگونه عمل کردند؟

آنان اصل را بر فرع ترجیح دادند و تمام اختلافات مذهبی و کلامی را در صندوقچه‌ها نهادند و در برابر «دشمن متجاوز» (العدو الصائل) که به هیچ‌کس رحم نمی‌کرد، جبهه‌ای واحد تشکیل دادند.

به عنوان مثال ابن تیمیه رحمه الله در جریان هجوم مغولهای سکولار فتوا داد که در برابر دشمن مهاجم، حتی اگر لشکریانی با بدعت‌ها و گناهانی در صف مسلمین باشند، باید با آن‌ها متحد شد و علیه کفر حربی جنگید؛ چرا که ضرر سلطه کفر بر سرزمین اسلام، بسیار بزرگ‌تر از اختلافات داخلی است.

سلف صالح امت می‌دانستند که در وقت هجوم کفار محارب خارجی، «تفرقه» بزرگ‌ترین منکر و «وحدت» بزرگ‌ترین واجب است. آن‌ها مشت واحدی بودند که اجازه نمی‌دادند دشمن از شکاف بین مذاهب برای نفوذ استفاده کند.

مؤمنان بیدار، نباید منتظر اذن کسانی ماند که در تشخیص منکر آشکار صهیونیسم و آمریکای وحشی ناتوان‌اند. وقتی دشمن بر خانه و کاشانه شما می‌تازد، دفاع تکلیف مستقیمِ شماست.

امروز دارالاسلامِ ایران، سنگر اول دفاع از حیثیت قرآن و سنت در برابر جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستهاست. هر گونه اهمال، همسویی با اهداف جبهه کفر است. ما موظفیم با نیت خالص و تکیه بر قدرت لایزال الهی، دوشادوش نیروهای نظامی و با مشارکت همگانی، فتنه این اشغالگران کافر و محارب خارجی را دفع کنیم.

آنان که دلی برای فهمیدن و چشمی برای دیدن دارند، می‌دانند که جنگ رمضان ۱۴۰۴ش، نبرد میانِ تمام کفر و تمام اسلام است. ما به سیره سلف بازمی‌گردیم؛ اختلافات را در برابر دشمنِ مشترک کنار می‌گذاریم و با وحدتی پولادین، به فرمان الهی برای دفعِ تجاوز کفار محارب لبیک می‌گوییم.

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

عدالت در قضاوت؛ پادزهر فتنه‌های مذهبی در عصر تقابل با کفرمهاجم آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان

کاتب: محمد اسامه

با آنکه همه ی دنیا در جریان حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران هستند اما در سکوتی خبری باز ما شاهد حملات حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی هستیم که بعد از دیدار مقامات آل سعود و پاکستان در عربستان صورت گرفت.

در چنین شرایطی که جهان اسلام با یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تقابل تاریخی خود با جبهه کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی روبروست، انسجام داخلی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی اساسی است. با این حال، شاهد هستیم که گاه اصواتی از درون امت بلند می‌شود که با تکیه بر اختلافات کهن فقهی یا مذهبی، بر پیکر واحد اسلام زخم می‌زنند.

در این زمینه ی خاص می توانیم بگوئیم که نقطه عزیمت هر تحلیل اسلامی در باب وحدت، باید آیه ۸ سوره مبارکه مائده باشد: که الله جل جلاله می فرماید: وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (مائده/8) و دشمنانگی قومی شما را بر آن ندارد که (با آنها) عدالت نکنید. عدالت کنید که عدالت (به ویژه با دشمنان کافر) به پرهیزگاری نزدیکتراست . الله نهی فرمود که مؤمنان بغض و نفرتشان بر کفّار باعث شود عدالت را کنار بگذارند. پس امر الله چگونه است که اگر بغض کنید بر کسی که مسلمانی فاسق باشد یا اهل بدعتی که تأویل می کند و از اهل ایمان باشد؟! در این صورت اولی تر این است که بر مومن واجب باشد که کینه او را وادار نکند به مؤمنی عدالت نکند اگرچه آن مؤمن نسبت به او ظلم کرده و ظالم بوده است.

این آیه، صرفاً یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ بلکه یک «فرمان راهبردی» است.

 الله جل جلاله هشدار می‌دهد که حتی دشمنی یا اختلاف با یک گروه، نباید مجوز خروج از جاده عدل و انصاف باشد. در فضای فتنه‌های مذهبی، «بی‌عدالتی» زمانی رخ می‌دهد که یک جریان، به دلیل اختلافات کلامی یا فقهی، تمام مجاهدت‌ها، خون‌های ریخته شده و هم‌سنگری برادران دینی خود در برابر کفر را نادیده بگیرد.

در این صورت طبق نص صریح قرآن، تقوا نه در تکفیر و تفسیق، بلکه در «عدالت در قضاوت» نهفته است.

در تحلیل رفتارسنجی کسانی که در زمانه نبرد با کفر، به اختلافات داخلی دامن می‌زنند، دو عامل اصلی قابل شناسایی است:

  • جهل به «واجب زمان»: عدم درک اولویت‌ها (فقه الاولویات) باعث می‌شود برخی افراد مسائل فرعی را بر مسئله اصلی که حفظ کیان اسلام است، مقدم بدارند. این همان «جاهلیت کهنه ی تکراری» است که در لباس مذهب ظاهر می‌شود.
  • بازی در زمین دشمن: تاریخ نشان داده است که استعمار همواره از گسل‌های مذهبی برای تضعیف قدرت مسلمانان استفاده کرده است. دامن زدن به فتنه در شرایط فعلی، آگاهانه یا ناآگاهانه، ریختن آب به آسیاب جبهه کفر است.

برخی به اشتباه تصور می‌کنند وحدت اسلامی یک مانور سیاسی یا یک تاکتیک موقت است. اما با بازگشت به سنت نبوی، درمی‌یابیم که «امت واحد» یک حقیقت وجودی است. رسول الله صلی الله علیه وسلم مؤمنان را به یک «پیکر» تشبیه کرده‌اند. در یک پیکر، اگر عضوی دچار ضعف شود، سایر اعضا به یاری او می‌شتابند، نه اینکه با سرزنش و بی‌عدالتی، عضو رنجور را قطع کنند.

بی‌عدالتی در حق برادران دینی که در خط مقدم مقابله با کفر هستند، خروج از دایره ایمان واقعی و افتادن در دام فتنه‌ای است که پایان آن جز شکست عمومی امت نخواهد بود.

برای گذار از این وضعیت و رسیدن به «تقوای جمعی»، اقدامات زیر ضروری است:

  1.  حاکمیت نگاه منصفانه: نخبگان و عموم مسلمین باید بیاموزند که اختلافات فکری را در کرسی‌های علمی نگاه دارند و در عرصه میدان و اجتماع، بر اساس مشترکات عمل کنند.
  2. بصیرت‌افزایی نسبت به نقشه دشمن: تبیین این واقعیت که دشمن آمریکائی – صهیونیستی و شرکای کافر و مرتد آنها فرقی میان مذاهب اسلامی قائل نیستند و هدفشان نابودی کل قوانین شریعت اسلام بر اساس تمام مذاهب اسلامی است نه فقط بر اساس فقه حنفی امارت اسلامی یا فقه شیعه ایران یا فقه نجدی فرقه نجدی دوله (داعش) و یا فقه اخوانی حماس و… .
  3. ترویج اخلاق قرآنی: بازگشت به سیره سلف صالح در برخورد کریمانه با مخالفان فکری.

در این صورت اگر به دنبال «تقوای الهی» هستیم، باید بدانیم که مسیر آن از ایستگاه «عدالت» می‌گذرد. هر صدایی که به نام مذهب، عدالت را ذبح کند و با ایجاد تفرقه، جبهه حق را تضعیف نماید، صدایی بیگانه با روح قرآن است. امروز، دفاع از دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان در برابر جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی و حکتم دست نشانده و مرتد منطقه ای و مرتدین سکولار و ایستادگی در برابر کفر و ارتداد، بزرگترین آزمون عدالت برای امت اسلام است. ما موظفیم با سلاح «بصیرت» و «انصاف»، شعله‌های فتنه‌ای را که ریشه در جهل دارد، خاموش کنیم.

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

جایگاه حاکمیت بر دارالاسلام ایران در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم و دلیل اصلی غیر شرعی بودن قیام بر علیه آن

کاتب: محمد اسامه

احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم روشن می کنند که مسلمین در مسیر حرکت خودشان بعد از زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم و دوران نبوت تا روز قیامت 3 گونه حکومت را خواهند دید:

 قال رسول الله صلى الله عليه وسلم :

تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ الله ُأَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً ، فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ، ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ، ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ، ُثمَّ سَكَتَ.

  1. خلافت مطابق منهج و روش رسول الله . خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ.
  2. دوران پادشاهی که به دو دسته ی کلان تقسیم می شود، که بعضی تنها با خشونت همراه بودند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا، و بعضی ها علاوه بر آن با استبداد و خودکامگی (تحمیل عقاید خود بر دیگران) هم به مسیر خودشان ادامه دادند، ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيّاً
  3.  بازگشت خلافت مطابق منهج و روش رسول الله .خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ

باید برای چندمین بار یادآور شویم که منظور رسول الله صلی الله علیه وسلم، حاکمیت بر «دارالاسلام» است نه دارالکفر. یعنی این شاهان و حاکمان هر چند خشونت گرا و مستبد باشند نیز تابع قانون شریعت الله و مجری قوانین شریعت الله و مسلمان و بر اساس «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» (نساء/59) از مومنین هستند «مِنكُمْ».

بر این اساس هر حاکمیت بر دارالاسلام مسلمین بین دو  «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» حکومتهای 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند؛ یعنی مطلوب شریعت نیستند و ممنوع هستند و «بدیل» «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» هستند و در حالت «اضطرار» از آنها استفاده می شود تا زمانی که به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» برسیم؛ «اسلامی» هستند چون دستور اسلام است که در حالت ضرورت و اضطرار جهت حفظ ضرورتهای خمسه از آنها استفاده کنیم .

در این صورت نه تنها ایران بلکه امارت اسلامی افغانستان و الشباب سومالی و تمام حاکمیتهای بر دارالاسلامهای کوچک و بزرگ که بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی یا یکی از تفاسیر و جریانات اسلامی اداره می شوند حکومتهای : 1- بدیل 2- اضطراری 3- اسلامی هستند و قیام بر علیه این حاکمیتها  زمانی صحیح است که مومنین دارالاسلام را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیکتر کند.

بر این اساس چون جنگ بر علیه دارالاسلام ایران کنونی باعث تشکیل دارالکفری سکولار و ارتدادی و حاکمیت سکولاریستهای مرتد می شود و مومنین را به «خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» نزدیک نمی کند چنین قیامی غیر شرعی است و چنانچه شخص یا گروهی هماهنگ با حملات آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران در جبهه ی این کفار محارب و اشغالگر خارجی قرار بگیرد از دایره ی اسلام خارج شده و مرتد می شود .

دقت داشته باشید: در زمانی که آمریکا و مرتدین جبهه ی واحدی را تشکیل داده اند هم جبهه ای شدن با این کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی بزرگترین صدمات را به ایمان و قیامت شخص می زند .

منهج اهل سنت و جماعت بر این است که از «هر دارالاسلامی بر علیه هر دارالکفر محارب و اشغالگر خارجی» حمایت می کند و برایش فرق دارد این دارالاسلام توسط امارت اسلامی افغانستان اداره شود یا ایران یا الشباب سومالی یا ….

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

هشدار شرعی درباره انحراف خطرناکِ جنگ مذهبی در مقطع حساس

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

تهدیدات کنونی آمریکا و صهیونیستها و شرکای غربی آنها در برابر ایران بر کسی پوشیده نیست . در چنین وضعیتی که نگاه‌ها به تحولات سرنوشت‌ساز منطقه دوخته شده و تمرکز جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان باید بر اصلاح، عدالت و مهار ظلم ساختاری حکومت و جهاد با آمریکا و مزدورانش باشد، ناگهان زمزمه‌های مشکوکی از جنگ مذهبی، درگیری با تشیع، و کشاندن نزاع به پرونده‌هایی چون پاراچنار و کشمیر به گوش می‌رسد. این هم‌زمانی تصادفی نیست؛ بلکه نشانه‌ای روشن از فتنه‌ای برنامه‌ریزی‌شده است.

این زمزمه ها زمانی به گوش می رسد که شیعیان پاراچنار و کشمیر به دفاع از ایران در جهاد با آمریکا و سایر کفار محارب و اشغالگر خارجی دست به اعتراضات علنی و راهپیمایی گسترده زدند. کاری که هر مومنی از تمام مذاهب اسلامی باید به عنوان حداقل حمایت خود از یک مسلمان در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی باید نشان می داد.

تجربه تاریخی امت اسلام به‌روشنی می‌گوید هرگاه دشمنان اسلام در فشار قرار گرفته‌اند، آتش تفرقه مذهبی را شعله‌ور کرده‌اند تا صف مجاهدان و مصلحان از هم بپاشد. این همان نسخه کهنه‌ای است که بارها در عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان آزموده شده و جز ویرانی، خون مسلمان و تقویت دشمن خارجی ثمری نداشته است.

در همین روزها، جریان‌های سکولار و ملحدِ بلوچ در بلوچستان دست به درگیری زده‌اند؛ اما عجیب آن است که به‌جای تمرکز بر ریشه‌های این آشوب‌ها، عده‌ای مجهول‌الحال، آدرس را عوض می‌کنند و نزاع مذهبی را پیش می‌کشند. این تغییر میدان، دقیقاً همان چیزی است که دشمن می‌خواهد.

خطاب ما به جریان‌های شریعت‌گرا در پاکستان روشن است و آنهم این است اگر واقعاً دغدغه‌ی حاکمیت اسلامی، عدالت شرعی و نجات امت را دارید، از جنگ مذهبی بپرهیزید. راهِ شما راهِ وحدت بر اصول و تمرکز جهاد بر آمریکا و مزدوران آن و تمام مرتدین سکولار داخلی است، نه افتادن در دام نزاع‌های فرسایشی مذهبی. الگوی خردمندانه، همان رویکردی است که امارت اسلامی افغانستان در قبال تشیع در پیش گرفته است: مدیریت اختلاف، جلوگیری از خون‌ریزی، و سدّ کردن راه فتنه.

هوشیار باشید کسانی که امروز پرونده‌ی پاراچنار و کشمیر را با زبان تحریک مذهبی باز می‌کنند، دوست امت نیستند. آنان یا آگاهانه یا ناآگاهانه، پازل دشمنان اسلام را کامل می‌کنند. دشمن اصلی، از تفرقه‌ی شما تغذیه می‌کند؛ و هر قطره خون مسلمان، سرمایه‌ای برای اوست.

وحدتِ امت، خواستِ خدا و رسول اوست؛ و تفرقه‌ی مذهبی، راهی است که به رضایت دشمن می‌انجامد، نه به اقامه‌ی دین. امروز، زمانِ بیداری، بصیرت و ایستادن در یک صف بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار است؛ نه افتادن در دام فتنه‌ای که پایانش جز حسرت نخواهد بود.

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

در صیانت از حدود شرع، دادخواهی جمعی از متدینین اهل‌سنت ایران در قبال بدعت‌های مولوی عبدالحمید و نفی حاکمیت اسلامی توسط ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا (نساء/59)

خطاب به:

مراجع محترم قضایی، محاکم صالحه شرعی و مسئولان عالی‌رتبه دارالاسلام ایران

مقدمه

ما جمعی از آحاد متدین اهل‌سنت ایران، در چارچوب فریضه‌ی قطعی امر به معروف و نهی از منکر و با التزام به مبانی مسلّم فقه اهل‌سنت، بدین‌وسیله مراتب اعتراض و دادخواهی شرعی خود را نسبت به مواضع و اظهارات اخیر آقای مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی خطیب مسجد مکی زاهدان اعلام می‌داریم. موارد زیر به‌منظور بررسی فقهی و قضایی تقدیم می‌شود:

۱) نفی حاکمیت الهی و ترویج سکولاریسم

از منظر شریعت اسلام، حاکمیت مطلق از آنِ خداوند متعال است و مشروعیت هر نظام سیاسی در گرو التزام به احکام الهی می‌باشد. هرگونه دعوت به جدایی دین از حاکمیت یا ترجیح قوانین بشری بر شریعت، نفی ضروریات حکمرانی اسلامی و موجب تشویش اذهان مؤمنین است. اظهارات نامبرده که متضمن تضعیف حاکمیت اسلامی و جایگزینی الگوهای غیراسلامی است، از حیث فقهی موجب فتنه و اخلال در نظم دینی جامعه تلقی می‌گردد.

۲) انحراف از اصول فقهی اهل‌سنت و تضعیف بیعت

در فقه اصیل اهل‌سنت—به‌ویژه فقه حنفی—حفظ انتظام جامعه اسلامی و پایبندی به بیعت با حاکمیتی که مجری حدود الهی است، واجب شرعی شمرده شده است. تضعیف پایه‌های نظام اسلامی و هم‌صدایی با جریان‌های معاند، بدعت مذموم بوده و زمینه‌ساز تفرقه، ناامنی و تضعیف دارالاسلام است.

۳) تبیین فقهی شائبه‌های اعتقادی در حوزه حکمرانی

بر اساس متون معتبر فقهی، انکار آگاهانه‌ی حاکمیت احکام الهی یا ترجیح نظام‌های غیرالهی بر نظام اسلامی، موجب تزلزل مرزهای اعتقادی می‌گردد. اظهاراتی که شائبه‌ی نفی شریعت و پذیرش الگوهای سکولار را القا کند، از دیدگاه بسیاری از علما دارای تبعات سنگین فقهی است و نیازمند رسیدگی تخصصی و قضایی می‌باشد.

۴) خواسته‌ها و مطالبات شرعی

ما اهل سنت و جماعت ایران، ضمن اعلام برائت از دیدگاه‌های انحرافی یادشده، از قوه قضائیه و محاکم شرعی دارالاسلام ایران تقاضا داریم:

• با رسیدگی دقیق فقهی و حقوقی به این مواضع، از تکرار بدعت‌هایی که عقیده و اصل اسلام را مورد هدف قرار داده جلوگیری شود؛

• با اقدام قاطع و عادلانه، از کیان شریعت، امنیت دینی اهل سنت و جماعت و سایر مسلمین و وحدت امت صیانت گردد؛

• نتیجه رسیدگی به‌صورت شفاف اعلام شود تا تشویش اذهان عمومی رفع گردد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جمعی از متدینین و دغدغه‌مندان اهل‌سنت و جماعت ایران

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

ندای قرآن به اهل سنت بلوچ: غیرت دینی و مطالبه ی دفاع از حقّ قرآن که توسط اغتشاشگران سکولار ایرانی هتک حرمت شد کجاست؟

کاتب: محمد اسامه

ای مردم اهل سنت و جماعت بلوچ، شما که به غیرت، شجاعت و پایبندی به دین شهره‌اید، بعد از اعتراضاتی که در ایران تبدیل به اغتشاش و آشوب طلبی شد توسط این هرزه های اغتشاشگرسکولار اتفاقاتی رخ داد که یک پرسش روشن و بی‌پرده پیشِ روی شما و هر مومنی در سراسر ایران و جهان قرار داده است و آنهم اینکه:  

  • چرا از شیخ‌ها، مفتی‌ها و مولوی‌های خود حقّ قرآن را مطالبه نمی‌کنید؟
  • چرا در برابر قرآن‌سوزی و بی‌حرمتی به کلام‌الله، سکوت حاکم شده است؟

قرآنی که معجزه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم و کلام الله جل جلاله و قانون زندگی ما است؛ کتابی که الله متعال درباره‌اش فرمود: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ (حشر/ ۲۱)

کتابی که اگر بر کوه نازل می‌شد، از خشیت خدا متلاشی می‌گشت؛ اما امروز، گروه‌هایی سکولار و ضد شریعت الله با شعار اعتراض، در ایران دست به هتک حرمت قرآن زدند و آن را سوزاندند و سکوتِ برخی مدعیان دین، درد را دوچندان کرد.

آیا ما حق نداریم از خطبائی چون مولوی عبدالحمید که رسانه دارند و از علمائی که قادر به دفاع از حرمت قرآن هستند بپرسیم:

  • چرا در برابر این جنایتِ آشکار علیه شعائر الهی، موضع صریح گرفته نشد؟
  • چرا به‌جای دفاع روشن از قرآن، ابهام و سکوت دیده شد؟
  • و چرا برخی، به‌جای محکوم‌کردن هتک قرآن، در کنار آشوبگران ایستادند؟

الله متعال هشدار داده است: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ (احزاب/ ۵۷)

علمای اهل سنت و جماعت گفته‌اند: اهانت به قرآن، آزار خدا و رسول اوست؛ زیرا قرآن، کلام مستقیم الله جل جلاله است.

و اما شما ای مردم اهل سنت بلوچ، بدانید که مطالبه حقّ قرآن، وظیفه ایمانی است و سکوت در برابر بی‌حرمتی به کلام‌الله، با ادعای اهل‌سنت بودن و با غیرت بودن جمع نمی‌شود.

اگر به خدا، قیامت و آنچه رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آورده ایمان دارید،از علما پاسخ روشن بخواهید: محکومیت صریح قرآن‌سوزی، بدون اما و اگر.

این را نیز بدانید که دفاع از قرآن، ربطی به سیاست بازی های رایج ندارد، بلکه دین است؛ و بی‌تفاوتی در برابر هتک آن، نه نشانه عقلانیت و میانه روی و شل روی رایج شده توسط گروه منافقین، بلکه زنگ خطر برای ایمان و غیرت است.

فقط کافی است به یاد بیاورید که سلوان مومیکا عراقی در سال 2023 چند برگه قرآن را در سوئد آتش زد و در تمام دنیا بر علیه آن راهپیمائی شد و در نهایت این معلون در سال 2025 توسط مومنین در قلب اروپا به درک واصل شد.

سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، خواستار اعدام سلوان مومیکا شد. امارت اسلامی افغانستان تمامی فعالیت‌های سوئدی‌ها در افغانستان را که شامل گروه‌های امدادگر سوئدی نیز می‌شود، به حالت تعلیق درآورد و گفت که این ممنوعیت تا زمانی که سوئد از اقدامات آنها عذرخواهی نکند، فعال خواهد بود

آیا ما باید با اغتشاشگران سکولاری که در ایران صدها قرآن را لگد مال کرده و سوزاندن باید چکار کنیم؟

آیا برای دفاع از قرآن و مجازات قرآن سوزها یک راهپیمائی انجام دادیم؟

کمی تفکر برای اهل ایمان و غیرت لازم است.

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

تفاوت میان تائب، منیب و أوّاب چیست؟

 ابن علّان صدیقی رحمه‌الله می‌ گوید:

کسی که از نافرمانی‌ها به خاطر ترس از عذاب خداوند متعال بازگردد = تائب است،

و کسی که از روی حیا بازگردد = منیب است،

و کسی که به خاطر بزرگداشت و عظمت جلال خداوند متعال بازگردد = أوّاب است.

دلیل الفالحین، جـ ۱، صـ ۹۰

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

مطالبه ی اهل سنت بلوچستان از «جم» و انصارالفرقان و…: شما برای چه می جنگید؟ دارالاسلامی بهتر از این یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

کاتب: محمد اسامه

یکی از مکر و فریبهای گروههای کمونیستی چون حکمتیستها و بخصوص شخصی چون حمید تقوایی این است که می گویند ما می خواهیم نماینده ی «نه» مردم باشیم و نمی خواهیم در مورد آینده و چیزهایی که می خواهیم صحبت کنیم تا زمانی که به قدرت برسیم و آنوقت با همین قدرت حکومتی «بله» و خواسته های خود را در جامعه بیان و اجرا می کنیم.

البته این دقیقا اسلوب تمام حقه بازان سکولاری است که ابتدا با شعارهای فریبنده ی ای چون نان، کار، آزادی، عدالت، برابری و… به میان مردم می آیند بدون آنکه تعریف روشنی از آزادی، عدالت، برابری و… را به مردم مسلمان نشان دهند و قصد دارند با همین کلی گویی ها و بسیج مسلمین به قدرت برسند و پس از کسب قدرت همان دیکتاتوران سکولار چپ و یا لیبرال غربزده ای هستند که هر کدام به سبک خودشان دیکتاتوری قوانین سکولاریستی را بر مسلمین تحمیل می کنند که در این دیکتاتوری هیچ جایی برای قوانین شریعت الله که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.  

در فقه مذاهب اهل سنت و جماعت هم هر جامعه‌ای که احکام اسلامی در آن اجرا نشود، دارالکفر نامیده می‌شود و هر جایی که احکام اسلامی در آن‌جا ظهور و بروز داشته باشد، آن‌جا دارالاسلام خوانده می‌شود.[1]

اینجاست که قبل از هرچیزی باید از گروههایی سکولار چون «جم» (تغییر شکل جیش العدل) که بخشی از اپوزیسیون سکولار و ارتدادی ایران است و از گروههایی اسلامگرا چون انصارالفرقان پرسید بدیل و جایگزین دقیق و تعریف شده ی شما برای این دارالاسلام کنونی ایران چیست؟

خروجی و نتیجه ی نهایی فعالیتهای ضد حکومتی شما به چه حاکمیتی ختم می شود؟

ساده تر بگوییم: تصور کنید به فرض محال همین الان این نظام حاکم بر دارالاسلام ایران برود، چه حاکمیتی جایگزین آن می شود؟ دارالاسلامی بر اساس فقه یکی از مذاهب اهل سنت و جماعت یا دارالکفری سکولار و ارتدادی؟

نیازی به فکر کردن ندارید چون این سوال را از هر انسانی با هر سطحی از هوش بپرسی به شما خواهد گفت که خواست آمریکا و غرب و صهیونیستها و اپوزیسیون سکولار ومرتد ایران حاکمیتی سکولار و ارتدادی و دارالکفری سکولار است که در آن هیچ جایگاهی برای قوانین شریعت الله مادام که مخالف قوانین سکولاریستی آنها باشد وجود ندارد.

در اینجا دارالکفری طاری و سکولار و ارتدادی شکل می گیرد که فورا تبدیل به «دارالحرب» نیز می شود، چون جهاد در چنین حالتی بر مومنین «فرض عین» می شود تا زمانی که نجاست این حاکمیت ارتدادی را از جامعه پاک کنند.

بر همین مبنا است که سید قطب تقبله الله می گوید:

وطن: سرایی است که عقیده، مَنْهَجِ زندگی، و شریعتِ الهی بر آن حاکم است. این است معنای وطنی که شایسته‌ی انسان است.

و تابعیت: عقیده و مَنْهَجِ زندگی است. و این است آن پیوندی که شایسته‌ی آدمیان است.

همچنین، شایسته نیست که در دل‌های داعیانِ راه خدا، آن تردیدهای سطحی درباره‌ی حقیقتِ جاهلیت و حقیقتِ اسلام، و در مورد ماهیتِ دارالحرب و دارالاسلام شکل بگیرد… چرا که بسیاری از آنان دقیقاً از همین نقطه در تصورات و یقین‌شان آسیب می‌بینند. باید بدانند که در سرزمینی که اسلام بر آن حکم نمی‌راند و شریعتش در آن برپا نیست، «اسلام» وجود ندارد؛ و «دارالاسلامی» نیست مگر آن سرایی که اسلام با مَنْهَج و قانونش بر آن سیطره دارد. و ورای ایمان چیزی جز کفر نیست، و پایین‌تر از اسلام چیزی جز جاهلیت نیست… و پس از حق، چیزی جز گمراهی وجود ندارد.

پس ای «جم» یا انصارالفرقان و سایر گروههایی که در پوشش اهل سنت در حال «قتال الفتنه» هستید بدانید که ما اهل سنت و جماعت شک نداریم که شماها برای دارالاسلامی بهتر از این که هست و برای تطبیق شریعت و منهج الله نمی جنگید بلکه برای کفر و ارتداد و حکومتی سکولار و ارتدادی در حال مبارزه هستید، برای جاهلیت و گمراهی تلاش می کنید.

این نتیجه ای است که هر انسانی با هر سطحی از هوش و آگاهی آنرا متوجه می شود.


[1] علی بن نایف الشحود،  المفصل فی فقه الجهاد، بی‌نا، بی‌جا، (1433ق)، ج1 ص586.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (6)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (6)

کاتب: محمد اسامه

مولوی گرامی، اعتراض، در تعریفی که ارائه شده است مطالبه عدالت است؛ اما آنچه ما در آشوب و جنگ مسلحانه ی شهری اغتاشگران دیدیم، جنگ و فتنه ای سازماندهی شده از خارج جهت ضربه زدن به دارالاسلام و حرکت به سوی دارالکفری ارتدادی و سکولار و خنجری بر اسلام، و ضربه زدن به ایمان مردم و ریشه‌های فرهنگی این سرزمین بود .

در این ایام فتنه، کشتارهای وحشیانه از ایرانی ها ( که اکثراً معترضین فریب خورده بودند) و آتش زدن مساجد و قرآنها بیانیه ای آشکار از نیت واقعی این آشوب طلبان و مزدوران سکولار آمریکا و صهیونیستها بود.

به همین دلیل تصادفی نبود که ترامپ به صراحت از این خائنین آشوب طلب مجری جنگ مسلحانه ی شهری حمایت می کرد و سفارش ماندن در خیابانها و میدانها و تسخیر نهادهای حکومتی را به آنها می داد و حتی وعده ی «کمک» و مداخله در ایران را می داد و رسانه‌های صهیونیستی و آمریکایی و احزاب سکولار ومرتد داخلی به همراه دارودسته ی منافقین با ولع تمام، این اغتشاشات و آشوب گری ها و این جنگ شهری را پوشش می‌دادند.

پس این‌ها را نباید زندانی سیاسی عادی نامید که به خاطر داشتن فکر مخالف زنداین شده باشند، بلکه اینهائی که در این جنگ شهری و آشوب طلبی پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی پرونده ی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها ثابت شده فرزندان همان پروژه قدیمی‌اند که سال‌هاست برای سکولاریزه‌کردن ایران و حرکت به سوی حاکمیتی سکولاریستی و ارتدادی و بریدن پیوند مسلمین با قانون شریعت الله طراحی شده است.

بدون شک مشکلات اقتصادی مردم ایران واقعی است همچنانکه مشکلات اقتصادی مومنین در محاصره ی اقتصادی و اجتماعی در شعب ابی طالب و همچنین مشکلات اقتصادی اصحاب صفه در مدینه واقعی بود، اما سوءاستفاده از رنج مردم برای تخریب دین و ضربه زدن به دارالاسلام و حاکم کردن قوانین کفری و ارتدادی سکولاریستی، خیانتی مضاعف است.

حمله به مساجد و سوزاندن قرآن به بهانه ی وجود مشکلات اقتصادی و حتی به بهانه ی مفاسد اداری و اجرائی فلان مسئول و یا حتی فلان حاکمیت، فریاد عدالت‌خواهی نیست، چون این مساجد و این قرآنها متعلق به الله هستند و تمام مومنین دنیا «ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» و ملک شخصی این مسئولین نیستند و توهین به آنها توهین به تمام مومنین دنیاست؛ پس این آشوب طلبی ها و توهینهای مفسدین عربده ی سکولاریسم بی‌ریشه در میان مسلمین و پروژه ی ملحدان سکولار هرزه‌ای است که پشتوانه‌شان آمریکا و اسرائیل صهیونیستی است.

اهل سنت و همه مسلمانان باید بیدار باشند، شرکت در ادامه ی این فتنه به هر بهانه ای که باشد، اجرای نقشه دشمنان دین و امت اسلامی است و در برابر این نقشه‌ها، آگاهی و دوری از اغتشاشگران و فتنه ای که برپا کرده اند اولین وظیفه ی دینی ماست.

پس مولوی گرامی لطف کنید و متوجه شوید که تحریک مردم به جبهه ی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی با نام «اعتراض مسالمت آمیز و قانونی» که در دوران فتنه اصلاً وجود ندارد، بازی با شعور مخطابینت می باشد و همچنین با نام زندانی سیاسی نادیده گرفتن جرم مفسدین فی الارض و محاربینی که  پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی پرونده ی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها ثابت شده ظلمی است در حق امنیت جامعه و دارالاسلام و خدمتی است به جبهه ی کفار سکولار و محارب خارجی و مرتدین سکولار محلی.

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (5)

مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگ‌افروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (5)

کاتب: محمد اسامه

با این وجود می بینیم که مولوی عبدالحمید از آزادی کسانی تحت عنوان زندانی سیاسی صحبت می کند که لیدرهای این اغتشاشات و جنگ مسلحانه ی شهری و بخشی از جبهه ی آمریکا و اسرائیل و غربی ها در ضربه زدن به امنیت جامعه جهت فراهم ساختن زمینه های مداخله ی کفار محارب و اشغالگر خارجی بودند.

البته مولوی عبدالحمید جهت سرپوش گذاشتن بر ارتباط لیدرها با کفار محارب و اشغالگر خارجی و «پروژه ی کشته سازی» آنها از مردم معترضی که ایران آنها را شهید معرفی کرده می گوید:

“متاسفانه در جریان اعتراضات مهسا و بعد از آن حادثه بسیار تلخ و ناگوار هشتم مهر زاهدان، برخی همان زمان گفتند که گروهکها و تجزیه طلبها در این حوادث مردم را کشتند، اما در نتیجه ی صبر مردم و حفظ امنیت و دفاع از واقعیت، حقایق آشکار شد که در این حوادث هیچ گروهک و تجزیه طلبی نقش نداشته است.”

آیا حمایتها و حتی تهدیدهای آشکار ترامپ را ندیدی یا نشنیدی؟ آیا گواهی مسئولین آمریکائی مبنی بر وجود اعضای موساد اسرائیلی در میان آشوب طلبان را ندیدی؟ آیا همین افراد خائن سکولار و هم جبهه ای با آمریکا و صهیونیستها را ندیدی که با اسلحه های گرم و سر چه جنایاتی به وجود آوردند؟

پس مولوی گرامی، این افراد که پروسه ی شرعی و دقیق و عادلانه ی قانونی آنها در محاکم قضائی طی شده و جرم آنها مبنی بر قتل بی گناهان و «مفسد فی الارض» و «محارب» بودنشان ثابت شده شایسته ی مجازات بر اساس حکم شریعت الله در هر یک از مذاهب اسلامی هستند نه اینکه برای آنها درخواست آزادی و بخشش شود.

بخشش را اربابان آنها چون ترامپ و نتانیاهو باید درخواست کنند که با وعده های توخالی و هارت و پورت و حرف مفت و بی جهت زدن، این خائنین را به ایران فرستادند و یا در ایران هدایت و حتی تجهیز کردند و حالا که محاسبات آنها بار دیگر غلط از آب درآمد و این خائنین وطن فروش شایسته ی مجازات شده اند باید با ادعای دروغین بخشش و لغو اعدام 800 نفر از آنها  این خفت خود را بپوشانند، و البته خائنین وطن فروش سکولار را نیز مثل دستمال توالت استفاده شده رها کنند.

دوباره لازم است به شما یادآوری کنیم زمانی که در همین نماز جمعه می گوئی که:

“بنده بارها گفته ام که برگزاری اعتراضات سالم حق مردم است. البته این اعغتراضات نباید به خشونت کشیده شود؛ کسی مغازه ای را آتش نزند و شیشه ای را نشکند و به کسی دیگر حمله نکند، بلکه حرفش را بزند و خواسته هایش را مطرح کند.”

 اما مولوی عبدالحمید گرامی تو خودت با چشم سر دیدی آنچه در روزهای دی ماه 1404ش در برخی خیابان‌ها به نام «اعتراض» جریان داشت هیچ ربطی به خوستهای اقتصادی و معیشتی و مسالمت آمیز و قانونی بودن نداشت بلکه بعد چند روز از اعتراضات که حاکمیت هم آنرا تأئید کرد و حتی نیروهای امنیتی هم محافظ این معترضین بودند به ناگاه آشوب طلبان اغتشاشگر بر موج سوار شده و آنرا تبدیل به جنگ شهری کردند که ذبح و زنده سوزاندن و مثله کردن شهروندان ایرانی و پیاده کردن پروژه ی کشته سازی جهت تولید تنفر عمومی و زمینه سازی برای حملات خارجی ها اقدامات این مخربین قبل از آتش زدن مساجد و قرآنها و اموال عمومی و حتی خصوصی مردم ایران بود.