جیش العدل نیز نقاب خود را با «جبهه مبارزین مردمی» برداشت

 جیش العدل نیز نقاب خود را با «جبهه مبارزین مردمی» برداشت

کاتب: براهندک بلوچ

از سالها قبل برای اهل سنت و جماعت بلوچستان روشن و واضح ساخته ایم که:

  1. جنگ مسلحانه ی جیش العدل در میان بلوچها از نگاه فقه اسلامی اهل سنت و جماعت و بخصوص از نگاه مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله توجیه شرعی ندارد و «قتال فتنه» است
  2. جیش العدل که در ایالت بلوچستان پاکستان و همسو با آمریکا دارای پایگاه است و در امنیت کامل به سر می برد از سوی نیروهای آمریکائی و با نفوذ دارودسته ی رجوی مدیریت و هدایت می شود و بخشی از جبهه ی اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران در خارج از کشور شده است که بلا استثناء همگی برای سکولاریسم و حاکمیتی سکولار در حال فعالیتند.

عده ای از مردم هنوز نتوانسته اند این حقیقت را بپذیرند، همچنانکه زمانی از سوی آگاهان اهل دعوت و جهاد و حتی از سوی حامیان سابق جولانی چون الشیخ ابومحمد المقدسی گفته می شد که ابومحمد جولانی در سوریه مزدور ترکیه و جاسوس آمریکا و انگیس و حافظ منافع غربی ها و صهیونیستهاست کسی این حقیقت را باور نمی کرد تا اینکه جولانی نقاب خود را برداشت و به همراه وزیر امور خارجه و رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ترکیه رسماً اعلام کرد از همان ابتدای شورش سوریه با ترکیه وغربی ها هماهنگ بوده و بر علیه گروههای به اصطلاح تروریستی چون القاعده و حماس و جهاد اسلامی و … همکاری کرده است و هم اکنون نیز رسماً به تحالف تحت پرچم آمریکا در مبارزه با تروریسم پیوسته . یعنی مبارزه با تمام دشمنان آمریکا و شرکای آمریکا از جمله حماس و جهاد اسلامی و … .

جیش العدل نیز قدم دوم خود را برداشته و با ادغام چند گروه مجازی و فرمالیته که در زمین واقع تاثیر و فعالیتی ندارند چهره ی خود را علنی تر کرد، و با دور ریختن تمام اصطلاحات شرعی چون مجاهد و با برداشتن لفظ «الله اکبر» از پرچم خود علناً خود را بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران اعلام کرد، و مشخص است که هدف و آرزوی این اپوزیسیون حکومت اسلامی و تطبیق شریعت الله بر اساس مذهب حنفی یا هیچ یک از مذاهب اسلامی نیست بلکه هدف آن تشکیل حاکمیت و جامعه ای سکولار است که در آن هیچ یک از مذاهب اسلامی و قانون شریعت الله هیچ ارزشی ندارد زمانی که مخالف قوانین سکولاریستی حاکم بر جامعه باشد.

بر این اساس هم، «اساسنامه ی» این گروه جدید « جبهه مبارزین مردمی » تدوین شده است و محمود بلوچ سخنگوی این جبهه در اولین سخنان خود بدون تعریفی از «آزادی» بیان می کند که:

“ما عمیقاً معتقدیم بیش از ۸۰میلیون شهروند ایرانی، که در چنگال این ساختار اسیر شده‌اند، راهی جز اتحاد و همبستگی برای رهایی ندارند… برای ما که آزادی را آرمان گمشده خود می‌دانیم، گفتگو، تسامح و تساهل تنها راه عبور از اختلافات و یافتن مسیر مشترک به سوی آزادی است. به همین دلیل، با حفظ اصل احترام متقابل، آغوش جبههٔ مبارزین مردمی به روی هر فرد و هر حزبی که واقعیت‌های میدانی را ، بر مرزبندی‌های سیاسی و شعارهای انتزاعی مقدم بداند، باز است.”

برای شناخت ماهیت این سخنان که مرز بین کفر ایمان و اسلام و ارتداد را برداشته نیازی به تجزیه و تحلیل نیست؛ گروه جیش العدل که با اسمی جدید خود را جزئی از احزاب مختلف اپوزیسیون مخالف ایرانی میداند، به فرض محال همین الان این حاکمیت برود و حاکمیت دست این احزاب اپوزیسیون بیافتد، به جای فقه شیعه جعفری موجود چه حاکمیتی را تشکیل می دهند؟ حاکمیتی بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمه الله؟ حاکمیتی بر اساس فقه امام شافعی رحمه الله و یا هر یک از مذاهب اسلامی؟ یا حاکمیتی کفری و ارتدادی بر اساس دین سکولاریسم و قوانین سکولاریستی؟

یعنی هنوز چهره ی واقعی جیش العدل برایتان آشکار نشده است؟

یعنی واقعاً برای یک اهل سنت و جماعت ننگ و کفر بواح و آشکار نیست که برای چنین هدفی، با چنین حزبی همسو شود؟

این گروه نقاب خود را برای کم هوشترین انسانها نیز برداشته است و هر مسلمانی می داند که دو جبهه بیشتر وجود ندارد که الله تعالی در مورد آن می فرماید: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

جیش العدل در کدام جبهه است؟ اجازه دهید رسول الله صلی الله علیه وسلم برایمان روشن کند که جیش العدل با نقاب جدیدش برای چه می جنگد و در کدام جبهه است: مَن قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هي العُلْيَا، فَهو في سَبيلِ اللَّهِ عزَّ وجلَّ.[1] هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است.

آیا با جنگ جیش العدل که بخشی از اپوزیسیون سکولار و مرتد ایران شده است در نهایت کلمه الله، یعنی حکم و قانون شریعت الله و حکومت اسلامی برتر می شود و یا کفر و ارتداد قوانین سکولاریستی و حاکمیتی سکولار؟

همین برای آگاهان کافی نیست تا بدانند جیش العدل قبلاً، و الان با این اسم جدید، دنبال چیست و برای چه هدف و چه اربابی کار می کند؟


[1]  بخاري 123 – مسلم 1904

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در جریان جنگ 12 روزه ایران با اسرائیل و آمریکا دیدیم که کشور سکولار هند از رژیم صهیونیستی حمایت کرد؛ کشور هند هم از بزرگترین تمویل کننده ها و هدایت کننده های گروههای سکولار بلوچ در ایالت بلوچستان پاکستان است.

هماهنگ با این اقدام کشور سکولار هند، باز مدتی قبل دیدیم که کشور سکولار چین و کشور سکولار و دست نشانده ی پاکستان طرحی به سازمان ملل ارائه دادند که طی آن گروه سکولار و مسلح  بلوچ  BLA  جزو گروههای تروریستی محسوب شود اما حکومت سکولار آمریکا این طرح را وتو کردند و اجازه ندادند این گروه سکولار جزو گروههای سکولار محسوب شود.

به این شکل و به صورت واضح می بینیم که این گروههای سکولار یا اسلامگرای موجود در ایالت بلوچستان پاکستان که در امنیت کامل و در کنار پایگاههای آمریکا به فعالیتهای خود بر علیه حکومت پاکستان و ایران می پردازند همگی به نحوی تحت حمایت و هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

در تازه ترین اقدام دیدیم که  گروه مرتد و سکولار بلوچBLA   زنی بلوچ به نام رزینه رفیق را در یک کار انتحاری بر نیروهای حکومت سکولار پاکستان منفجر کرد.

قوم مسلمان و با غیرت بلوچ در برابر دشمنان متجاوز حاضر است خودش را فدای ناموسش کند نه اینکه ناموسش را در برابر متجاوزین قرار دهد و ناموسش را فدای خودش کند.

سکولاریستهای بی غیرت و بی ناموس از لختی گری شروع به بازی با ناموس خود و مردم می کنند تا به اینجا می رسند که جسد تکه تکه ی زن بلوچ باید در اختیار نیروهای دشمن قرار بگیرد.

قوم مسلمان بلوچ باید بداند که جنگ گروههای به ظاهر اسلامگرا به همراه گروههای سکولار که با نام قومیت و خاک و یا با نام اسلام و اهل سنت و … در زیر پرچم آمریکا شروع کرده اند ربطی به قوم بلوچ ندارد بلکه قوم بلوچ را فدای اهداف و سیاستهای آمریکا و اسرائیل و هند می کنند.

رسانه ی امارت اسلامی افغانستان هم باید هوشیار باشد و دشمنی امارت اسلامی با پاکستان باعث نشود کفر و ارتداد این گروههای سکولار نادیده گرفته شود و چنین نشان داده شود که جنگ این مرتدین بلوچBLA  و این حمله انفجاری و انتحاری این زن بلوچ بر مرکز رژیم پاکستان در ایالت بلوچستان نتیجه ی ظلم پنجابی ها بر مردم قبایلی است چون همه ی دنیا می دانند اسکلت حکومتی و بخصوص امنیتی پاکستان در دست پشتونها است و در ایالت بلوچستان پاکستان هم باز اسکلت حاکمیت در اختیار پشتونها و بلوچهاست و جنگ مرتدین بلوچBLA  هم همچون جنگ ترکی و نجیب الله و دوستُم ربطی به قوم مسلمان و عقاید اسلامی مسلمین ندارد.

زمانی که مجاهدین پاکستان بر علیه مزدوران آمریکا جهاد می کنند جبهه ی جیش العدل کجاست؟

زمانی که مجاهدین پاکستان بر علیه مزدوران آمریکا جهاد می کنند جبهه ی جیش العدل کجاست؟

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

در دو کمین مرگبار مجاهدین شریعت گرای تحریک طالبان پاکستان [تی‌تی‌پی] در منطقه‌ای ماناتا ولسوالی کرم ایالت خیبرپختون‌خوا 6 نظامی حاکمیت دشت نشانده و مزدور پاکستان را به قتل رساندند. 4 نظامی دیگر نیز در این حملات زخمی شدند. مقام های پاکستانی نیز این رویداد را تائید کرده اند.

مجاهدین شریعت گرای تحریک طالبان پاکستان و اتحاد مجاهدین پاکستان و سایر جماعتهای شریعتگرا زمانی با این حاکمیت دست نشانده ی آمریکا در حال جهاد هستند که گروههایی چون جیش العدل در کنار نیروهای مزدور پاکستانی در امنیت و آرامش به سر می برند.

گروهی مسلح که خود را مجاهد و مسلمان بنامد اما در کنار دشمنان اسلام و مسلمین در امنیت به سر برد باید در ادعای او شک کرد. چنین گروهی نمی تواند در ادعای خود صادق باشد.

بدون شک اگر اهل دعوت و جهاد پاکستان بتوانند قدرت برتری به نسبت حاکمیت مزدوران آمریکا در پاکستان به دست بیاورند گروههایی چون جیش العدل نیز باید حساب اینهمه سازش و کنار آمدن با کفار محارب و اشغالگر خارجی و غلامان داخلی آنها را پس بدهند.

در جنگی که در پاکستان در جریان است دو  جبهه بیشتر وجود ندارد یا جبهه ای که در راه الله می جنگد یا جبهه ای که در راه طاغوت می جنگد چنانچه الله جل جلاله می فرماید:

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (نساء/76) ‏کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند ، و کسانی که کفرپیشه‌اند ، در راه شیطان می‌جنگند . پس با یاران شیطان بجنگید . بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است .‏

هم اکنون که در تمام سرزمینهای اسلامی جهاد بر علیه کفار محارب اسغالگر خارجی و بخصوص بر علیه آمریکا و مزدوران داخلی اش در جریان است و در پاکستان نیز شعله های جهاد سالهاست روشن است و جیش العدل نیز به عنوان گروهی مسلح در امنیت کامل حکومتی پاکستان به سر می برد جبهه ای او کدام یک است؟

فراموش نکنیم که جبهه ی آمریکا و مزدورانش کاملاْ در برابر مومنین شریعت گرا در سراسر سرزمینهای اسلامی روشن و واضح است. گروه مسلحی که در بغل نیروهای آمریکایی و در مناطق تحت کنترل نیروهای آمریکایی و مزدورانش آزادانه به سر برد  و بر علیه دشمنان آمریکا و صهیونیستها می جنگد جبهه اش بر علیه آمریکاست یا بر علیه دشمنان آمریکا؟

پاسخ کاملا واضح و آشکار است.

پس فریب نخوریم . جبهه ی جیش العدل و تمام گروههای پاکستان نشین همسو با سیاستهای آمریکا و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آمریکاست.

البته لازم است بدانیم که آمریکا بعد از دستگیری عبدالمالک ریگی گروه جند الله را در سال 2010 به لیست گروه های تروریستی خود اضافه کرد با این وجود پس مانده های جند الله که جیش العدل را تشکیل داده اند کوچکترین برخوردی نداشته است و به این شکل آمریکایی ها پیشاپیش برای اقدامات جیش العدل، به ظن خودشان راه فرار و انکار ارتباط با این گروه را باز کرده اند.

اینهم بدانیم که در سوریه نیز مزدوران حزب کارگران کردستان (PKK) در لیست گروههای تروریستی آمریکا هستند اما نزدیکترین مزدوران آمریکا در سوریه شده اند که امسال هم کنگره ی آمریکا بودجه ی چند ملیون دلاری برای تامین نیازهای آنها اختصاص داد.

ما با سیاستهای دغل بازانه ی چنین دشمن جهانی و با چنین مزدوران بومی طرفیم و نباید شعارهای شبه جهادی و قومیتی و اقتصادی و اجتماعی آنها باعث سرگردانی جوانان احساسی بلوچ شود.

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (7)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (7) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

4. از سکولارها در حد مناسب حمایت کنید. غرب باید آنها را تشویق کند که بنیادگرایی را به عنوان یک دشمن مشترک بشناسند و سکولارها را از اتحاد با نیروهای ضد آمریکایی منصرف کند. غرب همچنین باید آنها را تشویق کند تا درک کنند که دین و دولت در اسلام نیز می‌توانند از هم جدا باشند و این جدایی، ایمان را به خطر نمی‌اندازد و در واقع، ممکن است آن را تقویت کند.

۵. نهادها و برنامه‌های مدنی و فرهنگی سکولار را توسعه دهید. سازمان‌های غربی می‌توانند به توسعه سازمان‌های مدنی مستقل کمک کنند که می‌توانند فضایی را در جهان اسلام برای شهروندان عادی فراهم کنند تا در مورد روند سیاسی بیاموزند و دیدگاه‌های خود را بیان کنند. به دلیل احتمال واکنش شدید، باید با احتیاط با هر استراتژی از این نوع برخورد شود. ارتباط مقامات آمریکایی با مواضع خاص اسلامی می‌تواند هم خود گروه‌ها و هم افرادی را که غرب از آنها کمک می‌خواهد، به خطر بیندازد یا بی‌اعتبار کند.

مشارکت‌هایی که ممکن است در کوتاه‌مدت مناسب به نظر برسند، مانند اتحاد با سنت‌گرایان محافظه‌کار، می‌توانند در درازمدت نتیجه معکوس داشته باشند.

برای جلوگیری از این امر، غرب باید به طور مداوم و با وجدان به ارزش‌های اصلی خود یعنی دموکراسی، برابری و… در پی خنثی کردن این جریان باشد و…


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

بازی ص. فاروقی جیش العدل با مفاهیم جهاد فی سبیل الله

بازی ص. فاروقی جیش العدل با مفاهیم جهاد فی سبیل الله

کاتب: محمد اسامه

رسانه های گروه جیش العدل و همسو با آن در حال نشر سخنان ص.فاروقی سردسته گروه جیش العدل هستند که از احادیثی در فضل جهاد و تحریک جوانان به پیوستن به این گروه صحبت می کند.

در ابتدای امر باید روشن کرد زمانی که سرزمین اسلامی توسط کفار محارب خارجی اشغال شده و این کافر محارب و اشغالگر دسته هایی از مرتدین را بر این سرزمین اسلامی حاکم کرده و به همراه این مرتدین در حال جنگ و کشت و کشتار مسلمین است، هر گونه جنگ اهل قبله با مسلمینی که با این کفار محارب و اشغالگر در حال جهاد هستند باعث می شود شخص را در جبهه ی این کفار بر علیه مسلمین قرار دهد و او ظالمی می شود مثل همان کفار اشغالگر و محارب خارجی که مشمول این حکم الله جل جلاله می شود که می فرماید: وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائدة /51)  هرکس از شما (این کفار) را به سرپرستی بپذیرد بیگمان او از زمره ایشان بشمار می رود. و شکّ نیست که خداوند افراد ستمگر را ( به سوی ایمان ) هدایت نمی‌کند .‏

هم اکنون آمریکا در ولایت بلوچستان پاکستان پایگاه نظامی دارد و مسلمین اهل دعوت و جهاد صادق را به همراه کودکان و زنان و اهل آنها در پاکستان و افغانستان قتل عام می کند و حکومت مرتد و سکولار پاکستان را نیز بر این بخش از سرزمین اسلامی مسلط کرده است، و در کنار این، در سازمانهای مختلف بین المللی اجازه نمی دهد گروههای مرتد و سکولار بلوچ مثل BLA نیز به عنوان گروههای تروریستی معرفی شوند اما در عوض به دسته هایی از بلوچهای ایرانی اجازه داده است که در خاک پاکستان سکونت داشته باشند و آزادانه با شعارهای مختلف مذهبی و قومیتی و … با ایران که از دشمنان اصلی آمریکا و صهیونیستها است وارد جنگ شوند.

آیا همین برای من و شما علامت سوال درست نمی کند که:

  • چرا زمانی که آمریکا با تمام اهل دعوت و جهاد دنیا در حال جنگ است اما با گروهک جیش العدل و امثالهم کاری ندارد؟
  • چرا گروهک جیش العدل در خاک پاکستان با سایر مومنین اهل دعوت و جهاد که در حال جهاد با آمریکا و مرتدین داخلی هستند متحد نمی شود اما با رها کردن کفار اصلی و مرتدین داخلی جنگ خود را متوجه مسلمینی کرده که با تمام بدعتها و نارسایی هایی که دارند اما باز مسلمانند و در برابر این کفار محارب اشغالگر و مزدوران آنها ایستاده اند؟
  • چرا جیش العدل و انصارالفرقان و امثالهم با این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین بومی بر علیه مسلمین هم جبهه ای شده اند؟

اینجاست که متوجه می شویم هر چه امثال ص.فاروقی در مورد جهاد بگویند برعلیه خودشان است.

مثلاً در این کلیپهای جدید جیش العدل به این احادیث اشاره می شود که :

از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَغْزُ، وَلَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ بالغزو، مَاتَ عَلَی شُعْبَةٍ مِنْ نِفَاقٍ (مسلم 1910) هرکس بميرد و غزو (جهاد تهاجمی به کفار اصلی) نکند و نيت غزو هم نداشته باشد، بر شعبه ای از نفاق مرده است.

دقت کردید؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد «غزو» صحبت می کند و جهاد با کفار اصلی نه در مورد رها کردن کفار و جنگ با مسلمین. کسی که این اشتباه بزرگ را انجام دهد مشمول کسانی می شود که باز رسول الله صلی الله علیه وسلم در موردشان می فرماید:  يَقْتُلُونَ، أَهْلَ الإسْلَامِ، وَيَدَعُونَ أَهْلَ الأوْثَانِ (البخاري4351، ومسلم 1064). مسلمانان را می‌کشند و بت‌پرستان ( کفار سکولار) را (به حال خود) رها می‌کنند.

حدیث دیگری که به آن اشره کرده اند این است که از رسول الله صلى الله عليه و سلم سؤال شد: أيُّ العَمَلِ أفْضَلُ؟ فَقالَ: إيمَانٌ باللَّهِ ورَسولِهِ. قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: الجِهَادُ في سَبيلِ اللَّهِ قيلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ.(بخاری 26- مسلم83)  چه عملى بهترين است؟ گفت: ايمان آوردن به الله و رسولش – گفته شد سپس چه چيزى؟ گفت: جهاد در راه الله – گفته شد سپس چه چيزى؟ گفت: حج مقبول.

و پشت سر این حدیث، فوراً ص.فاروقی می گوید الحمد لله من و شما در این راه هستیم.

این بازی با احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم نیست پس چیست؟

باید به ص.فاروقی گفته شود تو مثل جولانی سوریه و سیاف و دوستًم افغانستان کفار اشغالگر اصلی و مرتدین داخلی را رها کرده ای و در جبهه ی آنها قرار گرفته ای و در حال قتال فی سبیل آمریکا و ناتو و صهیونیستها شده ای، شرم نداری از «غزو» صحبت می کنی؟ تو یکی از این اشغالگران و مزدوران آنها شده ای و خیال می کنی اهل سنت خبر ندارند؟

فقط کافی است ایستگاه خودت و تابلوی بالای سرت را نگاه کنی تا متوجه شوی که سوار چه قطاری شده ای و مقصدت کجاست؟ اینکه صندلی و واگن تو و گروهت جدای از واگن آمریکایی ها و ناتو و صهیونیستها و مرتدین داخلی است فرقی در هدف و مقصد شماها ندارد شماها یک مقصد و هدف مشترک دارید.

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک»

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (6)

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

۲. از سنت‌گرایان تا حد لازم برای حفظ بقای خود در برابر بنیادگرایان حمایت کنید (اگر آنها تنها گزینه باشند). در میان سنت‌گرایان، غرب باید کسانی را که نسبتاً برای جامعه مدنی مدرن مناسب‌تر هستند تشویق کند: سنت‌گرایان اصلاح‌طلب. غرب باید از سنت‌گرایان در برابر بنیادگرایان به روش‌های زیر حمایت کند:

* انتقاد سنت‌گرایان از خشونت و افراط‌گرایی بنیادگرایان را علنی کنید.

* اختلاف نظر بین سنت‌گرایان و بنیادگرایان را تشویق کنید.

* اتحاد بین سنت‌گرایان و بنیادگرایان را دلسرد کنید.

* همکاری بین مدرنیست‌ها و سنت‌گرایان اصلاح‌طلب را تشویق کنید.

* در صورت لزوم، سنت‌گرایان را در مورد نحوه بحث با بنیادگرایان آموزش دهید. بنیادگرایان اغلب متقاعدکننده‌تر هستند، در حالی که سنت‌گرایان یک «اسلام عامیانه» از نظر سیاسی نامفهوم را اجرا می‌کنند. در مکان‌هایی مانند آسیای مرکزی، سنت‌گرایان ممکن است برای دفاع از مواضع خود در برابر بنیادگرایان به آموزش در اسلام ارتدوکس نیاز داشته باشند.

* حضور و نفوذ مدرنیست‌ها را در نهادهای سنت‌گرایان افزایش دهید.

* سنت‌گرایانی را که به مذهب حنفی پایبند هستند، به عنوان راهی برای مقابله با وهابی‌های محافظه‌کاری که به مذهب حنبلی پایبند هستند، تشویق کنید. * تشویق محبوبیت و پذیرش تصوف، شکلی سنت‌گرایانه از عرفان اسلامی که نمایانگر تفسیری باز و روشنفکرانه از اسلام است.

۳. با حمله به نقاط ضعف دیدگاه‌های اسلامی و ایدئولوژیک بنیادگرایان، به طور فعال با آنها مخالفت کنید. افشای هر آنچه که نه آرمان‌گرایان جوان و نه سنت‌گرایان مؤمن نمی‌توانند در مورد بنیادگرایان ببخشند: فساد، ظلم، جهل، تعصب و اشتباهات آشکار آنها در پیروی از اسلام و ناتوانی آنها در رهبری. غرب باید با روش‌های زیر با بنیادگرایان مبارزه کند:

* تفسیر آنها از اسلام را بررسی و اشتباهات آنها را آشکار کند.

* پیوندهای آنها با گروه‌ها و فعالیت‌های غیرقانونی را شناسایی کند.

* پیامدهای اعمال خشونت‌آمیز آنها را علنی کند.

* شکست آنها در توسعه کشورها و جوامع خود را به شیوه‌ای مثبت نشان دهد.

* جوانان، سنت‌گرایان مؤمن، اقلیت‌های مسلمان در غرب و زنان را هدف قرار دهد.

* افراط‌گرایان خشونت‌طلب و تروریست‌ها را به عنوان افرادی بی‌ثبات و بزدل به تصویر بکشد، نه به عنوان قهرمان.

* روزنامه‌نگاران را تشویق کنید تا فساد، ریاکاری و بی‌اخلاقی را در محافل بنیادگرا و تروریستی بررسی کنند.

* تفرقه‌افکنی بین بنیادگرایان را تشویق کند.

یک استراتژی نویدبخش است. علیرغم موفقیت بنیادگرایی رادیکال در بسیج جوانان ناراضی، به ویژه مردان جوان، این بنیادگرایی ویژگی‌های بسیاری دارد که قطعاً جوانان را از خود دور می‌کند. این یک نقص جدی در استراتژی سیاسی بنیادگرایان است که تاکنون مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است.

اسلام رادیکال برای جان جوانان ارزش زیادی قائل نیست. اسلام رادیکال با دستکاری آرمان‌گرایی، نمایش و قهرمانی جوانان، جوانان را به طعمه‌های توپ و بمب‌گذاران انتحاری تبدیل می‌کند. مدرسه‌ها (مدارس بنیادگرا) به طور خاص پسران را برای مرگ در جوانی و تبدیل شدن به شهید آموزش می‌دهند. اگر جوانان مسلمان مانند جوانان غربی در دهه 1960 شروع به نگاه کردن به مسائل از طریق یک لنز نسلی می‌کردند، شروع به پرسیدن این سوال می‌کردند: “چرا اکثر بمب‌گذاران انتحاری زیر 30 سال سن دارند؟ لازم نیست جوان باشید تا کمربند انفجاری ببندید. اگر اینقدر خوب است، چرا افراد مسن‌تر این کار را نمی‌کنند؟”

به جناب مولانا عبدالحمیداسماعیل زهی مدیر و خطیب مسجد مکی: مبادا شما عامل خفّت و خواری اهل سنت باشید!

به جناب مولانا عبدالحمیداسماعیل زهی مدیر و خطیب مسجد مکی: مبادا شما عامل خفّت و خواری اهل سنت باشید!

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

حمد و سپاس خدایی را که به جهاد فرمان داد و از سازش با کفار محارب اشغالگر و مزتدین داخل یو اهل بغی سرکش و تفرقه انداز نهی کرد، و درود بر پیامبری که در راه خدا جهاد کرد تا لحظه وصال، و بر خاندان و اصحاب پاک‌سیرتش و آنان‌که راه او را پی گرفتند تا روز قیامت.

الله جل جلاله می‌فرماید: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ (آل عمران/ ۱۳۹) و سست نشوید و اندوهگین نگردید، که شما برترید اگر مومن هستید.

و باز فرمود: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ (محمد/ ۳۵) پس سستی نکنید و به صلح دعوت ننمایید در حالی‌که شما برترید و خدا با شماست.

جناب ملانا بزرگوار، در روزگاری که حاکمان کشورهای به ظاهر اهل سنت مانند مصر، اردن، امارات و سعودیو به تازگی سوریه دست در دست صهیونیست‌ها و آمریکا نهاده‌اند و علناً با دشمنان اسلام هم‌پیمان شده‌اند، از علمای اهل سنت انتظار می‌رود که پرچم حق را برافرازند، صدای مظلومین باشند، در برابر طاغوت بایستند و ذره‌ای در مقابل باطل کوتاه نیایند.

اما تأسف‌آور است که برخی از کسانی که در مقام عالم دینی ایستاده‌اند، از سازش، مذاکره، آزادی به سبک سکولاریستها و «صلح» با ظالمان سخن می‌گویند، در حالی‌که آمریکا و رژیم صهیونیستی با تمام وقاحت در تازه ترین اقدام خود در غزه  ۶۰ هزار اهل سنت رابه شهادت رسانده است و هم اکنون آمریکا به بهانه ی پوچ مواد مخدر در پی اشغال ونزوئلا است همچنانکه به بهانه مواد شیمایی و هسته ای و … عراق و افغانستان و سوریه و سومالی و مالی و لیبی و… را اشغال کرد و نفت و مواد معدنی آنها را به تارج برده است.

بزرگوار! آیا وقت آن نرسیده که در گفتار و مواضع‌تان بازنگری کنید؟ آیا نمی‌دانید که نرمش امروز، نوعی خیانت به امت اسلام است؟

امروز بسیاری از اهل سنت در کشورهای مختلف، به جمهوری اسلامی ایران تمایل پیدا کرده‌اند. نه به دلیل تشیع، بلکه به خاطر مواضع قاطع، ایستادگی، حمایت از مقاومت، و مقابله با طاغوت. وقتی اهل سنت می‌بیند که برخی علمای شیعه از قرآن و جهاد و دفاع از اهل سنت غزه و یمن دفاع می‌کنند و به خاطر این دفاع هم بزرگترین هزینه های جانی و مالی را می دهند، و در مقابل، امثال شما با لباس اهل سنت با واژگان نرم، امت را به سازش و تسلیم می‌خوانند، و خلاف قرآن. دعوت میکنند طبیعی‌ست که دلش از شما برگردد.

الله جل جلاله فرموده است: وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ (منافقون/ ۸) عزت برای خدا و پیامبر او و مؤمنان است.

شما عزت را کجا جستجو می کنید و به‌عنوان یک عالم اهل سنت، آیا سزاوار است که عامل تضعیف گفتمان اهل سنت باشید؟

آیا فراموش کرده‌اید که قرآن میفرماید عزت مسلمانان در ایمان و اتحاد با هم و ایستادگی است، نه در ذلت و دعوت به سازش با متجاوزان کافر اشغالگر خارجی؟

بنگرید به مجاهدین حماس، به علمای مقاومت در فلسطین و سرزمین های اسلامی، چگونه از حق دفاع می‌کنند. در مقابلِ آن‌ها، مواضع شما چگونه است؟ آیا نمی‌ترسید که گفتار شما توجیه‌گر سازش با دشمنان اسلام شود؟ توجه نداربد که کفار از کلام شما خوشحال میشوند؟

الله فرموده است: الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ (نساء/ ۷۶) مؤمنان در راه خدا می‌جنگند و کافران در راه طاغوت.

حال از شما می‌پرسیم: شما در کدام جبهه ایستاده‌اید؟

در پایان، با نهایت ادب و از روی دلسوزی برای حیثیت اهل سنت می‌گوییم:شما مسئولیت دارید. مردم شما را به‌عنوان یکی از نمادهای اهل سنت می‌شناسند. نگذارید نام اهل سنت در تاریخ به همراه خضوع و خواری ثبت شود. در این ایام که هنوز دل مسلمانان با موشک‌های ایران و \یروزی مقاومت اسلامی در غزه می‌تپد، از اهل سنت و اسلام دفاع کنید، رصد کنید ببینید اهل سنت چه میخواهد، ببینید قرآن چه میگوید.

اگر روزی فرزندان اهل سنت، جوانان غیور این امت، گرایش به چیزی غیر از شما و تفکرات شما و حتی به شیعیان ایران پیدا کردند و احساس کردند که عزت، غیرت، مقاومت، و صدای حق را در جای دیگری می‌یابند؛ این نه از روی انکار حقیقت اهل سنت، بلکه به دلیل عملکرد شیعیان ایران و شماست.

آری، مسئول این گرایش، عملکرد شیعیان ایران و شما هستید. شما که باید نماد عزت اهل سنت باشید اما سخن از خفت و تسلیم می‌گویید؛ شما که باید مدافع اهل دعوت و جهاد بر علیه آمریکا و صهیونیستها باشید، اما به‌جای فریاد حق، ازسازش و نرمش در برابر این دشمنان که تنها زبان اسلحه را می فهمند و از آزادی سکولاریستی حرف می‌زنید، آن هم در روزهایی که صدای مظلوم از فلسطین و اهل سنت بلند است، مانند حکام ظالم منتسب به اهل سنت به امت خیانت نکنید.

اگر اهل سنت از شما روگردان شدند و به‌سوی گفتمانی رفتند که عِزّت را در آن یافتند، این شما بودید که زمینه‌اش را ساختید.

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (5)


مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (5) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

دستور کار اصلاحات

برای شکوفایی این جوشش ایدئولوژیک، غرب هم به تعهدی راسخ به ارزش‌های غربی و هم به مجموعه‌ای از مواضع انعطاف‌پذیر که با ایده‌ها، مردم و کشورهای مختلف اسلامی سازگار باشد، نیاز دارد. این رویکرد می‌تواند با دادن انعطاف‌پذیری به غرب در برخورد با نگرش‌های مختلف، یک اسلام مدنی و دموکراتیک را ترویج دهد.

طرح کلی زیر، یک شکل ممکن از استراتژی را توصیف می‌کند. این طرح بر «پنج رکن دموکراسی» برای جهان اسلام استوار است. این ارکان مطابق با مواضعی است که غرب باید در رابطه با چهار گروه ایدئولوژیک و شهروندان عادی در کشورهای مسلمان اتخاذ کند.

1. اول، حمایت از مدرنیست‌ها با ترویج نسخه آنها از اسلام و ایجاد بستری گسترده برای بیان و انتشار واضح دیدگاه‌های آنها. انتخاب سنت‌گرایان به عنوان عوامل پیشگام برای ترویج اسلام دموکراتیک وسوسه‌انگیز خواهد بود و این مسیری است که غرب ممکن است تمایل به اتخاذ آن داشته باشد. با این حال، برخی مشکلات بسیار جدی مانع چنین مسیری می‌شوند. حمایت بیش از حد از سنت‌گرایان ممکن است اصلاحات داخلی جاری در اسلام را تضعیف کند و در نتیجه مانع مدرنیست‌ها شود، که ارزش‌های آنها کاملاً با ارزش‌های ما سازگار است. از میان تمام گروه‌های ذکر شده در بالا، مدرنیست‌ها بیشترین حمایت را از ارزش‌ها و روح یک جامعه دموکراتیک مدرن دارند. ما باید دیدگاه آنها از اسلام را بیش از ایده‌های سنت‌گرایان ترویج کنیم.

مدرنیسم، نه سنت‌گرایی، برای غرب مفید بوده است. این امر مستلزم عقب‌نشینی، تغییر و نادیده گرفتن گزینشی عناصر آموزه‌های اصلی دینی بوده است. عهد عتیق در تنظیم رفتار و حاوی بسیاری از قوانین و ارزش‌هایی که در جامعه مدرن غیرقابل تصور هستند، چه رسد به مشروعیت، تفاوت چندانی با قرآن ندارد.

این در غرب مشکلی ایجاد نمی‌کند زیرا امروزه کمتر کسی اصرار دارد که همه ما کاملاً طبق نص قانون بزرگان کتاب مقدس زندگی کنیم. در عوض، ما اجازه می‌دهیم که دیدگاه ما از جوهره واقعی یهودیت یا مسیحیت فراتر از متن تحت‌اللفظی باشد که ما به عنوان تاریخ و افسانه می‌پذیریم. این دقیقاً رویکردی است که مدرنیست‌های مسلمان ارائه می‌دهند.

سکولارها نیز از نظر ارزش‌ها و سیاست‌های خود به غرب نزدیک هستند. با این حال، برخی از سکولارها به دلیل ضد آمریکایی بودن و سایر مواضعشان برای غرب غیرقابل قبول هستند. آنها همچنین در جذب بخش سنتی مخاطبان مسلمان مشکل دارند. بنابراین، مدرنیست‌ها بهترین شرکا برای غرب هستند. متأسفانه، به طور کلی، آنها در موقعیت ضعیف‌تری نسبت به بنیادگرایان و سنت‌گرایان قرار دارند و فاقد حمایت قوی، منابع مالی، زیرساخت‌های مؤثر و تریبون عمومی هستند. بنابراین، رهبران غربی باید از مدرنیست‌ها به روش‌های زیر حمایت کنند:

* انتشار و توزیع آثار آنها با قیمت‌های یارانه‌ای.

* تشویق آنها به انتشار ادبیات برای مخاطبان انبوه و جوانان.

* گنجاندن دیدگاه‌های آنها در برنامه درسی آموزش مسلمانان.

* در دسترس قرار دادن باورها و نظرات مذهبی آنها برای مخاطبان انبوه تا با بنیادگرایان و سنت‌گرایانی که وب‌سایت‌ها، انتشارات، مدارس، مؤسسات و بسیاری از ابزارهای دیگر برای انتشار دیدگاه‌های خود دارند، رقابت کنند.

* ارائه موضع مدرنیسم و سکولاریسم به عنوان یک گزینه مقابل برای جوانان ناراضی اسلامی.

* استفاده از رسانه‌ها و برنامه‌های درسی آموزشی در کشورهای مربوطه برای ارتقای آگاهی از تاریخ و فرهنگ پیش از اسلام و غیراسلامی آنها.


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول

آیا مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منهج اهل‌سنت حنفی است یا به اندیشه‌های مرجئه و سکولاریسم نزدیک شده است؟

  آیا مولوی عبدالحمید زاهدانی بر منهج اهل‌سنت حنفی است یا به اندیشه‌های مرجئه و سکولاریسم نزدیک شده است؟

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

بعد از سخنرانی های مختلف مولوی عبدالحمید و بازتاب این سخنان در شبکه های مختلف ماهوراه ای و مجازی گروه منافقین و بخصوص رسانه های وابسته به امارات متحده عربی و آل سعود و سایر دشمنان اسلام، پرسشی جدی در میان بسیاری از طلاب، علمای اهل‌سنت، و مردم اهل‌غیرت مطرح شده است:

آیا مواضع و سخنان مولوی عبدالحمید هنوز در چارچوب منهج فقهای بزرگ حنفی، سلف امت و اصول اهل‌سنت است؟ یا این‌که در مسائل حساس ایمانی، سیاسی و اجتماعی، دیدگاه‌های او به اندیشه‌های مرجئه و سکولاریسم نزدیک شده است؟

می دانیم که فقهای حنفی و علمای سلف، عمل را بخشی از ایمان می‌دانند، اما در سال‌های اخیر، سخنان عبدالحمید بارها طوری بیان شده که اهمیت عمل در ایمان کمرنگ نشان داده می‌شود و معیارهای شرعی برای حکم بر اهل بغی و مرتدین سکولار و  تجاوزگر مبهم معرفی می‌شود و مسئولیت مسلمان در برابر اشغالگران کافر و محارب خارجی، ظلم، و طاغوت عملاً به سکوت و نصیحت زبانی کنایه آمیز دوپهلو و گاه متناقض محدود می‌شود. این دقیقاً همان چیزی است که علما آن را نزدیک‌شدن به مرجئه دانسته‌اند.

موضع دیگری که بسیار برجسته شده است نرم‌گیری شدید در برابر کفار محارب خارجی و مرتدین داخلی و تندی و زخم زبان زدن در برابر مسلمینی که مخالف اصلی این کفار اشغالگر و مرتدین داخلی باشند.

منهج حنفی مثل تمام مذاهب اسلامی دیگر همیشه همراه با عدالت‌خواهی، شجاعت در برابر کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی و دفاع از مظلوم بوده است. اما در مواضع اخیر مولوی عبدالحمید زاهدانی دیده می‌شود که نسبت به سیاست‌های جنایتکارانه ی آمریکا و صهیونیستها و حکومت‌های عربی دست نشانده ی آنها نرم‌ترین ادبیات به‌کار می‌رود و در برابر اشغال، کشتار و تجاوزی که توسط اینها انجام می شود، هیچ موضع صریح شرعی جهادی دیده نمی‌شود، اما در برابر جوانان، طلاب و منتقدان انقلابی، مجاهدین ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی تندترین عبارات بیان می‌شود. این روش نه در فقه ابوحنیفه دیده می‌شود و نه در سیرهٔ ائمهٔ اهل‌سنت.

واضح ترین واکنش منفی مولوی عبدالحمید به عدم بیان فتوای علمای برجسته ی حنفی مذهب و سایر مذاهب اسلامی در برابر جبههٔ کفر و اشغالگر مبنی بر فرض عین بودن جهاد تا نابودی یا بیرون راندن این کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی؛ و انتقاد تند و حتی افسارگسیخته از جریانات مقاومت اسلامی در برابر این کفار محارب و اشغالگر است.

وقتی سرزمین‌های اسلامی زیر اشغال قرار می‌گیرد، وقتی فلسطین در خون است، وقتی شام سال‌ها زخم‌خورده و هم اکنون با فروش جهاد و انقلابش به پایگاه اصلی آمریکا و صهیونیستها و مزدورانی چون جولانی تبدیل شده و زمانی که ملت‌های مسلمان سومالی و مالی و سودان و یمن و… زیر بمباران‌اند، منهج حنفی ایجاب می‌کند که عالم دین کنار مظلوم باشد، و بر علیه کافر اشغالگر و مرتدین محلی فتوای جهاد دهد، نه بی‌طرف.

اما مولوی عبدالحمید زاهدانی بارها نسبت به تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و امارات متحده عربی و آل سعود و ترکیه سکوت کرده یا بسیار نرم سخن گفته و به‌جای روشنگری علیه ظالمان، بر نصیحت‌های بی‌اثر و تکراری تکیه کرده، اما در برابر مقاومت‌های مشروع اسلامی مواضع مبهم یا انتقادی گرفته است. این رویکرد از نگاه بسیاری از اهل‌علم «روش مرجیانهٔ سیاسی» و سبک خطبه دهی دارودسته ی منافقین خوانده شده است.

در این صورت باید گفته شود حنفی‌بودن فقط لباس و عنوان نیست بلکه منهج و غیرت می‌خواهد. حنفی‌بودن یعنی حرکت بر اساس اولویتها و جهاد با کفار محارب و اشغالگر خارجی و دفاع از حق و ایستادگی در برابر باطل و موضع صریح در مقابل کفار محارب اشغالگر و حتی‌الامکان جلوگیری از فریب امت به‌وسیلهٔ کلمات دوپهلو و متناقض.

اگر عالمی این شاخص‌ها را ترک کند، رفتارش با منهج مرجئه شبیه‌تر از سلف حنفی خواهد بود.

با این توصیف برای همه ی طلبه ها و اهل علم روشن شده که مواضع مختلف مولوی عبدالحمید زاهدانی در سال‌های اخیر با معیارهای مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله فاصله گرفته و به دیدگاه‌های مرجئه و سکولار زده ها نزدیک‌تر شده است؛ خصوصاً در موضوع عمل، جهاد، عدالت و موضع‌گیری در برابر مرتدین و کفار محارب خارجی و مقاومت اسلامی در برابر این اشغالگران.

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (4)

مهم برای مسلمانان! معرفی برنامه‌های «اسلام دموکراتیک» (4) [1]

ترجمه و ارائه ی: محمد اسامه

مدرنیست‌ها می‌خواهند جهان اسلام را به عنوان بخشی از نظم مدرن جهانی ببینند. آنها به دنبال تغییر اسلام هستند تا با دوران مدرن همگام شود. آنها به طور فعال در پی ایجاد تغییرات اساسی در فهم و عمل ارتدکس فعلی از اسلام هستند. آنها می‌خواهند بار سنگین سنت‌های محلی و منطقه‌ای را که در طول قرن‌ها با اسلام در هم تنیده شده‌اند، از دوش خود بردارند.

آنها همچنین به تاریخی بودن اسلام اعتقاد دارند – اینکه اسلام آنطور که در زمان پیامبر اجرا می‌شد، حقایق ابدی و همچنین شرایط تاریخی متناسب با زمان خود را منعکس می‌کرد، اما دیگر معتبر نیست. آنها معتقدند که هسته اسلام نه تنها دست نخورده باقی می‌ماند، بلکه از طریق نوآوری، حتی پس از تغییرات قابل توجهی که منعکس کننده زمان‌های متغیر، شرایط اجتماعی و شرایط تاریخی است، تقویت خواهد شد. ارزش‌های اصلی آنها – اولویت آگاهی فردی و اجتماعی مبتنی بر مسئولیت اجتماعی، برابری و آزادی – با هنجارهای دموکراتیک مدرن سازگار است.

سکولارها خواستار آن هستند که جهان اسلام ایده جدایی مسجد از دولت را، مانند دموکراسی‌های صنعتی غربی، با واگذاری دین به حوزه خصوصی، اتخاذ کند.

آنها همچنین معتقدند که سنت‌های مذهبی باید با قانون زمین و حقوق بشر سازگار باشند. کمالیست‌های ترکیه که کنترل کامل دولت بر دین را برقرار کرده‌اند، الگویی از اسلام سکولار را نشان می‌دهند.

این مواضع را باید به عنوان بخش‌هایی با جهت‌گیری یکسان، نه دسته‌های متفاوت، در نظر گرفت. هیچ مرز مشخصی بین آنها وجود ندارد. برخی از سنت‌گرایان اشتراکات زیادی با بنیادگرایان دارند. مدرن‌ترین سنت‌گرایان تقریباً مدرنیست هستند و افراطی‌ترین مدرنیست‌ها مانند سکولارها هستند.

در عین حال، این گروه‌ها در مورد مسائلی که امروزه در جهان اسلام بحث‌برانگیز شده‌اند، از جمله آزادی سیاسی و شخصی، آموزش، جایگاه زنان، حقوق جزا، مشروعیت اصلاحات و نوآوری و نگرش به غرب، مواضع کاملاً متفاوتی اتخاذ می‌کنند.


[1]  مطالعه ی قسمتهای مختلف این مقاله جهت درک کل مطلب لازم است بخصوص قسمت اول