در حالی که مرتدین سکولار گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

در حالی که مرتدین گروه رجوی در سیستان و بلوچستان بیانیه می دهند این النداء؟ (کجایند علمای حق؟)

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

سیستان و بلوچستان مرکب از اکثریتی حفنی مذهب و به دنبال آن شیعیان و اقلیتی بسیار اندک از گروه زکری ها است. در این ترکیب جمعیتی نزدیک به چند سال است در فضای مجازی و با نام این مردم گروه منافقین آشکار شده یا همان دارودسته ی سکولار و مرتد رجوی فعالیت داشتند، یا اثرات آنها را در بیانیه ها و ادبیات گفتمانی گروه تازه تاسیس «جبهه ی مبارزین مردمی» می دیدیم اما امروز شاهد روخوانی بیانیه ای توسط گروهی چند نفره بودیم که آشکارا خود را بخشی از اینس ازمان سکولار و مرتد معرفی کردند.

آیا منکر و بدعتی بالاتر از این گروههای سکولار و مرتد می تواند برای ایمان و قیامت مردم مسلمان وجود داشته باشد؟ پس چرا مولوی های ما هنوز سکوت کرده اند؟

در اینجا فراخوان غیرت دینی و مسئولیت شرعی علمای بلوچ در برابر انحرافات عقیدتی ضرورت دارد و سکوت نخبگان و علمای ربانی، پرسشی بزرگ در اذهان امت ایجاد خواهد کرد. تلبیس حق به باطل و تفسیر سکولار از آیات الهی، بدعتی است که اگر امروز با پاسخ علمی و قاطع مواجه نشود، فردا کیان ایمان مردم را به باد خواهد داد.

علمای بزرگوار بلوچستان، امروز که مفاهیم لیبرالیستی و زمزمه‌های خروج از حاکمیت الله تحت عنوان «آزادی و انسانیت» از تریبون‌های رسمی شنیده می‌شود، مصداق بارز ظهور بدعت است. سکوت در این مقطع، نه از باب مصلحت، بلکه به معنای پذیرش تدریجی انحراف است. کجایند وارثان سنت که در برابر این تحریفات قد علم کنند؟

استناد به آیه «لا إکراه فی الدین» برای توجیه نظام‌های کافر سکولار و زیر سوال بردن حدود الهی، تیشه زدن به ریشه فقه اسلامی است. علمای بلوچ که همواره به تمسک به سیره سلف صالح شناخته می‌شدند، نباید اجازه دهند افراد و گروهها با رویکردهای سیاسی، مسلمات دین را به بازی بگیرد.

آنهمه مولوی عبدالحمید در مورد حکومت سکولار  و زمینه سازی برای این تفکر ارتدادی صحبت کرد و آشکارا در برابر این جریان مخرب نایستادید تا اینکه مرتدینی سکولار چون گروه رجوی به خود جرئت داده اند در میان مردم سیستان و بلوچستان یارگیری کنند.

علمای گرامی، آیا پذیرش حاکمیت اکثریت و سکولاریسم در مقابل حاکمیت نص، با اصول عقیدتی اهل‌سنت سازگار است؟ چرا پاسخ مستند و فقهی خود را برای آگاهی جوانان منتشر نمی‌کنید؟

انحراف فکری امثال مولوی عبدالحمید و حبیب سربازی و سرخوش و BLA و امثالهم تنها یک موضع شخصی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر هویت مذهبی مردم غیور بلوچ از یک جامعه متشرع به یک جامعه سکولار و خنثی است. اگر امروز در برابر این «کفرگویی‌های سکولاریستی» ایستادگی نشود، فردا پاسخگویی به نسل‌های آینده که دینشان را در مسلخ مرتدین سکولار از دست داده‌اند، غیرممکن خواهد بود.

جامعه متدین بلوچستان منتظر است تا ببیند کدام عالم ربانی، رضایت الله را بر مصلحت‌های دنیوی و پیوندهای جناحی ترجیح می‌دهد. ما خواهان تشکیل جلسات نقد علمی، صدور بیانیه‌های روشنگرانه و مرزبندی صریح با افکاری هستیم که بوی شرک و نفاق و ارتداد از آن استشمام می‌شود.

ای علمای حق، «حق» ستودنی‌تر از اشخاص است. اگر امروز جلوی این انحراف عقیدتی سکولاریستهای مرتد در هر لباسی و با هر عنوانی گرفته نشود، فردا نام اسلام تنها پوششی برای نظام‌های طاغوتی و ارتدادی خواهد بود. برخیزید و با سلاح برهان و غیرت دینی، از حریم شریعت دفاع کنید که «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا».

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

سراب قانون سکولاریستی بین‌الملل و خیانت حکام دست‌نشانده در جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران

کاتب: محمد اسامه

اگر کسی قبل از این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر ایران در خیمه شب بازی نهادهای بین المللی سکولاریستی در حمایت از حقوق بشر و حاکمیتها و… شک داشت امروز برای امت اسلامی و تمامی آزادگان جهان، حقیقت پشت پرده‌ی مؤسسات ملل کفری و شعارهای پوچ سکولاریستی آن‌ها کاملاً روشن شده است.

امثال مولوی عبدالحمید که همیشه نهادهای بین المللی سکولاریستی را به جای مومنین و دارالاسلام و قرآن و شریعت الله به عنوان محک و میزان و عامل نظم دهنده و صلح و … معرفی می کنند لازم است بدانند که آنچه به عنوان نظم سکولاریستی جهانی و حقوق بشر فروخته می‌شود، جز ابزاری برای تثبیت اشغالگری کفار سکولار قدرت مند بر ملل دیگر نیست.

باید دانست که چیزی به نام «قانون بین‌الملل سکولاریستی» یا «احترام به حاکمیت کشورها» وجود خارجی ندارد. این‌ها اوهامی هستند که آگاهانه در برنامه‌های درسی فرزندان مسلمان و حتی در خطبه های گروه منافقین نیز گنجانده شده‌اند تا روحیه جهادی آنان را تضعیف کرده و آنان را مطیع و رام نظم کفری سکولاریستی سازند.

هم اکنون که دارالاسلام ایران در جنگ با آمریکا و صهیونیستها و شرکای جهانی و مزدوران منطقه ای آنهاست واقعیت میدان ساده و صریح است: در منطق کفار محارب و سکولار خارجی، هر که قدرت دارد، حق دارد تهدید کند، طغیان نماید و سرکشی کند. لذا بر والدین و مربیان و خطبای مساجد و سایر صاحبان رسانه واجب است که فرزندان خود و مردم جامعه را بر اساس فرمان الهی «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم» تربیت کنند؛ یعنی آمادگی همه‌جانبه برای مقابله با کفار محارب سکولار خارجی و شرکای آنها، به جای دل بستن به معاهدات فریبکارانه جهانی.

بزرگترین معضل جهان اسلام در سده‌های اخیر، وجود حکامی است که توسط همین ملل کفری سکولاریستی بر سرزمین‌های اسلامی تحمیل شده‌اند. وظیفه این حکام دست‌نشانده، چیزی جز تثبیت چنبره اشغالگران سکولار خارجی نیست. آن‌ها جاده‌صاف‌کن نفوذ آمریکا، صهیونیست‌ها، انگلیس، فرانسه و دیگر قدرت‌های استعماری سکولاریستی هستند تا منابع و جغرافیای مسلمین در خدمت اهداف کفر باقی بماند.

نمود عینی این خیانت بزرگ، اقدامات «آل‌سعود مرتد» است که امت اسلامی را شوک‌زده کرده است. آن‌ها سرزمین مکه و مدینه، یعنی قلب وحی الهی را در اشغال نظامی آمریکا قرار داده‌اند. امروز شاهدیم که نیروهای متجاوز آمریکایی با امنیت کامل در سرزمین وحی مستقر شده و از آنجا به عنوان پایگاهی برای طراحی و اجرای حملات علیه «دارالاسلام ایران» استفاده می‌کنند. این حضور کفر در مقدس‌ترین خاک اسلام، سندی بر سقوط اخلاقی و دینی حکامی است که قبله مسلمانان را به پایگاه نظامی شیاطین تبدیل کرده‌اند.

در کنار این حکام خائن حاکم بر سرزمینهای اسلامی کسانی در قالب خطیب و حتی عالم وجود دارند که این اشغالگری و خیانت آشکار را با بازی با منابع شرعی و با سوء استفاده از جایگاهی که نزد مسلمین پیدا کرده اند برای مومنین توجیه می کنند

وقت آن است که مسلمانان از فریب نهادهای ساخته‌دست کفار محارب و اشغالگر سکولار خارجی بیدار شوند. حقیقت این است که تا زمانی که حکام دست‌نشانده بر مقدرات بلاد اسلامی حاکم باشند، زنجیرهای اشغالگری آمریکا و صهیونیسم گسسته نخواهد شد. تنها راه عزت، بازگشت به قدرت ایمانی و نظامی و کوتاه کردن دست مزدوران کفار سکولار و اشغالگر خارجی از سرزمین‌های اسلامی است.

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

تاثیر آزمونها و آزمایشها و تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها بر مؤمنان

کاتب: ماهدیم بلوچ

امروز که دارالاسلام ایران در تهاجمی بی سابقه از سوی کفار محارب آمریکائی و صهیونیستی و شرکای جهانی و منطقه ای و محلی آنها قرار گرفته است باید همچون یک امتحان به آن نگاه کرد که باید با نمره ی عالی از آن بیرون آمد.

در این زمینه در فتح‌الباری، ۷/۳۴۷ نکته ی مهمی را دیدیم که با مرور چند باره ی آن باذن الله به ما کمک خواهد کرد نمره ی خوبی در کارنامه ی خود ثبت کنیم.

در این کتاب گرانمایه آمده است:

” در تأخیرِ پیروزی در برخی میدان‌ها، درسی‌ست برای فروتنی و شکستنِ غرور و تکبر نفس. 

مؤمنان در این ابتلا صبر پیشه می‌کنند و سرافراز می‌مانند، در حالی‌که منافقان بی‌تاب و سست می‌شوند.

نیز خداوند برای مؤمنان در سرای کرامت، مقام‌هایی در نظر گرفته که تنها با اعمال‌شان به آن نمی‌رسند؛ پس آن‌ها را در بوته‌ی آزمون‌ها و سختی‌ها قرار می‌دهد تا به جایگاهی که شایسته‌اش‌اند برسند.

و شهادت، که والاترین مرتبه‌ی اولیای خداست، در پرتو همین امتحانات، نصیب آنان می‌شود که لایق آن‌اند.”

هم اکنون که کفار محارب خارجی به دارالاسلام حمله آورده اند بر اساس فقه تمام مذاهب اسلامی، جهاد بر عموم مومنین فرض عین شده است مثل نماز.

ما نماز را برای خودمان و بدون اجازه ی دیگران برپا می داریم؛ جهاد در چنین حالتی هم مثل نماز است.

به کسی گوش نده و نگاه کن در جهاد با این کفار چه کاری از دستت برمی آید انجام بده و با الله جل جلاله معامله کن .

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

اهل سنت حنفی و شافعی ایران همصدا با خیابان و میدان و دولت، در جنگ تحمیلی 1404ش کفار محارب بر دارالاسلام ایران

کاتب: محمد اسامه

آنهائی که تابع رسانه ها و بخصوص رسانه های ماهواره ای هستند متاسفانه شناختی دقیق از اهل سنت ایران ندارند و تنها مولوی ها و خطبای رسانه ای چون مولوی عبدالحمید را می بینند که با سخنان متناقض خود همسو با سیاستهای لیبرال اسلام آمریکائی – صهیونی در حرکت هستند.

جریانی که امثال مولوی عبدالحمید نماینده ی آن هستند با آنکه ممکن است برای اهل سنت ایران و بخصوص برای حنفی مذهبی های بلوچ استان سیستان و بلوچستان پدیده ای تازه باشد اما برای جهان اسلام ویروسی قدیمی و مخربی است که چندین دهه است سرزمینهای مختلف اسلامی با مجریان این بیماری دست و پنجه نرم می کنند به گونه ای که چندین دهه قبل کسی چون سید قطب رحمه الله فکر و منهج و برنامه ی این افراد را «اسلام آمریکائی» نامید.

اسلام آمریکائی یعنی اسلامی که تنها به مسائل شخصی و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان کافر اشغالگر و طاغوتهای حاکم بر مسلمین می پردازد و اگر در مسائل حکومتی وسیاسی عمومی و اجتماعی هم صحبت کند همان «الرویبضه» هائی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بیشتر از 1400 قبل ماهیت آنها را برملاء کرده است.

به همین دلیل خروجی این مجریان جنگ روانی دشمنان و حاملان اسلام آمریکائی تماماً به نفع آمریکا و شرکایش است؛ اسلام لیبرال آمریکائی- صهیونی جدید هم چه در قالب مسلح خودش را نشان دهد چه در قالب فعالیتهای تبلیغی و مدنی محض، باز نتیجه ی تمام فعالیتهای عمده اش به نفع آمریکا و صهیونیستهاست.

در این جنگ تحمیلی رمضان 1404ش کفار محارب آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران مثل قبل از آن باز ما این حمالان اسلام آمریکائی را یا در تماشاچی و نظاره گر بودن و سیاست سکوت خائنانه دیدیم یا باز سخنان دوپهلوئی زدند که محرکی برای «فرض عین جهاد» در چنین موقعیتی، و بسیج و تحریک و تحریض مومنین به جهاد با این کفار محارب خارجی نبود.

در کنار این طیف، هم در میان شافغی ها و هم در میان حنفی های ایران ما شاهد سخنان و بیانیه های مختلفی درحمایت از دارالاسلام ایران و نیروهای نظامی و مردم حاضر در میدان بوده ایم که در زری به دو نمونه اشاره می کنیم:

مولوی بزمانی امام جمعه  حنفی مذهب ایرانشهر گفت: نقش مردم در تحولات منطقه کلیدی است و امروز اراده مردم است که زمان و چگونگی پایان این وضعیت را رقم می‌زند و درگیری‌های جاری موجب کاهش برخی مؤلفه‌های قدرت در منطقه شده و این شرایط، برتری نظامی و فناوری کشورهای مداخله‌گر را با چالش جدی مواجه کرده است.طی سال‌های اخیر توانمندی‌های دفاعی کشور افزایش یافته و زیرساخت‌های نظامی به شکل چشمگیری تقویت شده است.

امام جمعه ی شافعی مذهب بندر عباس نیز اعلام کرد که قدردان رشادت نیروهای مسلح هستیم و آرزوی همه ما رفع فتنه جنگ و ایجاد آرامش در کشوراست و در این مسیر از رشادت‌های نیروهای مسلح تشکر می کنیم.

با هم بودن مسلمین شیعه و سنی را در بطن جامعه باید دید نه در سخنان بیهوده ای که حتی کسانی چون نتانیابو که با این توهمات توانست ترامپ نیمه دیوانه ی نامتعادل را به مرداب جنگی بکشد که سرابی برایش مانده است و ناامیدی و شکست و آنهمه صدمه ای که دیده است.

آنها انتظار داشتند هرزه های سکولار و خائنین بعد از حملات مشترک آمریکا و صهیونیستها به خیبابانها یم ریزند و ظرف 72 ساعت حاکمیت ایران را با چند ضربه ی اساسی نابود می کنند؛ اما امروز و بعد از 28 روز از حضور مردم در میدانهای و خیابانها و دیپلماسی قدرتمند دولت، ما شاهد بودیم برای اولین بار در تاریخ آمریکا و به صورت فله ای و یکجا 500 نیروی نظامی آنها در خاک امارات و ساحل دُبی بر اثر حملات کوبنده ی نیروهای نظامی دارالاسلام ایران کشته و زخمی شدند و وزراری خارجه ی شرکا و مزدورانش از ترکیه و عربستان و مصر و پاکستان را در پاکستان بسیج کرده که راهی برای فرار آمریکا و صهیونیستها از این مهلکه پیدا کنند.

آیا نصرت الله را که بعد از قدرت نظامی دارالاسلام که در اتحاد مسلمین شیعه و سنی ایران است نمی بینید؟

البته امروز 8 فروردین 14104ش نیز اتحادیه ی شافعی ها و زیدی های یمن رسماً به جبهه ی جهاد بر علیه کفار محارب آمریکائی صهیونی پیوست و اولین حملات موشکی خود را به سرزمینهای اشغالی انجام داد.

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

در اوج حملات کفار محارب و اشغالگر خارجی، مفتی عام کشور لیبی فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران داد

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

مفتي عام ليبيا الشيخ المجاهد الصادق الغرياني گفت:

إيران -بغضِّ النظر عن النظام القائم بها- بلد يرفع فيها الأذان وتقام فيها صلوات الجماعة وأهلها يصلون ويصومون ويحجّون، فهي -في تعريفها الشرعي- بلد من بلاد الإسلام ومن أهل القبلة، رَضِي مَن رضي وكرِه مَن كره.

این فتوای مبنی بر دارالاسلام بودن ایران در فقه اهل سنت و جماعت به این معنی است که دفاع از آن و جهاد بر علیه کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی – صهیونی بر هر مسلمانی «فرض عین» است.

علمای اهل سنت و جماعت ایران هم لازم است با مراجعه به منابع فقهی خود مردم را این امر مهم آگاه کنند و این فرض عین را همچون نماز و روزه به آنها یاد دهند.

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

بلوچهای اهل سنت مواظب توطئه و سناریوهای تکراری دشمن در جنگ رمضان 1404ش باشند

کاتب: براهندک بلوچ

امروز 25 روز از جنگ رمضان 1404ش می گذرد، جنگی که آمریکا و صهیونیستها برای 72 ساعت برنامه ریزی کرده بودند که با کمک خائنین و مرتدین داخلی بتوانند نظام حاکم بر دارالاسلام ایران را از بین برده و همچون ونزوئلا و لیبی و عراق و سوریه و … استقلال به همراه نفت و سایر منابع نفتی آنرا بگیرند.

با این وجود همه دیدیم و می بینیم که به صورت پلکانی و مرحله به مرحله دارالاسلام ایران در حال نشان دادن قدرت روزافزون و شگفت انگیز خود و درهم کوبیدن دشمن آمریکائی – صهیونی و همپیمانان خائن عربی آن در منطقه است؛ همین ناکامی در جنگ و فشار میدانی بر دشمن، آنرا در تنگای قابل رویتی قرار داده به گونه ای که دنبال راهی برای نجات از این مردابی است که در آن افتاده است.

 در چنین شرایطی و جهت جبران شکستهایش دست به هر گونه جنگ روانی زده است، یا مکارانه دنبال آتش بس است، اما اصلی ترین و مهمترین موردی که با کودتای دی ماه 1404ش جرقه های آنرا زده بود و در این جنگ رمضان هم به آن دل بسته بود سناریوی بی ثبات کردن داخلی و تولید اغتشاش و قرار دادن دسته هائی از مردم در برابر حاکمیت به بهانه های مختلف و شعارهای رنگارنگ بوده است.

هم اکنون نیز باز با در نظر گرفتن اختلافات مذهبی و قومیتی و مشکلات اقتصادی موجود در دارالاسلام ایران (که یکی از مطالبات 5گانه ی دارالاسلام ایران جهت اتمام این جنگ هم رفع تمام تحریمها و برطرف شدن تدریجی مشکلات اقتصادی است)، دشمن سعی دارد با بهره گیری از ظرفیت اختلاف افکنی مذهبی و قومیتی در میان بلوچهای حنفی مذهب دست به توطئه ای جدید بزند و بلوچهای حنفی مذهب را خوراک و قربانی اهداف و شکستهای فاحش خود در جنگ کند.

با آنکه می بینم که گروههای همسو با جبهه ی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی در این مدت تنها در غدر و خیانت تفتان توانستند خائنانه چند نیروی دارالاسلام ایران را به نفع جبهه ی کفار محارب به قتل برسانند اما این حرکتهای ایزائی و خائنانه مثل همیشه تاثیری بر روند قدرت دارالاسلام ایران نداشته و نخواهد داشت، اما دشمن در توطئه ای جدید قصد دارد با تکرار سناریو هائی که قبلا در پاکستان و عراق و یمن و افغانستان و … انجام داده عملیاتهای مشکوکی را انجام دهد و آنها را به نیروهای دارالاسلام ایران نسبت دهد تا به این شکل بتواند با شوراندن مردم محلی بر علیه حاکمیت به اهداف خود برسد.

آمریکا بارها در پاکستان در مدارس و خیابانها و بازارها و اماکن عمومی دست به بمب گذاری می زد و سعی می کرد این عملیاتهای وحشیانه را به مجاهدین ضدآمریکائی نسبت دهد اما با بیانه هایی که امثال یحیی غادن(گادن) صادر می کردند و با شناختی که مردم از مجاهدین داشتند این نقشه های وحشیانه در پاکستان عقیم ماند.

در سال 2003 و در هنگام اشغال عراق توسط آمریکا و انگیس هم  مجاهدین شیعه و سنی متحدا بر علیه این اشغالگران در حال جهاد بودند به گونه ای که شخصی چون ابومصعب الزرقاوی در کنار نیروهای صدر در کربلا و نجف در یک سنگر بر علیه اشغالگران خارجی و مرتدین داخلی در حال جنگ بودند.

 این اتحاد به نفع کفار اشغالگر خارجی و خائنین و مرتدین داخلی همسو با آنها نبود به همین دلیل در مدارس و بازارها و خیابانها و اماکن عمومی و شلوغ متعلق به اهل سنت بمب گذاری و انفجارهائی انجام می دادند و یا شخصیتهای مختلف اهل سنت را ترور می کردند و آنرا به گردن شیعیان می انداختند و یا بلعکس، همین کارها را در امکان شیعیان و نسبت به شخصیتهای بزرگ و علمی شیعیان انجام می دادند و آنرا به گردن اهل سنت می انداختند.

با آنکه سربازان انگلیسی را با ریش مصنوعی و در بصره و مناطق دیگر و در حین بمب گذاری و انجام توطئه دستگیر کردند اما عملیاتهای تخریبی آنها به اندازه ی گسترده و وسیع بود که در نهایت موفق شدند اتحاد میان مجاهدین شیعه و سنی عراقی ها را بر هم بزنند و آنها را به جان هم بیاندازند و خودشان نفس راحتی بکشند.

این اختلاف افکنی ها و تولید جنگ داخلی در عراق تنها با اقدامات نظامی به پیش نرفت بلکه کسانی چون ابوبصیر طرطوسی و ابوقتاده فلسطینی و دهها سرباز بخش جنگ تبلیغی کفار محارب در انگلیس و کانادا و اردن و سرزمینهای عربی دیگر  با نام اهل سنت و دهها مورد دیگر از میان شیعیان انگلیسی نیز از نظر فکری و عقیدتی به این فتنه و آتش دامن می زدند و برای این جنگ مذهبی میان شیعه و سنی توجیهات عوام فریبانه تهیه می کردند.

این توطئه و سناریوی تکراری این کفار محارب در اکثر سرزمینهای اسلامی بوده است که به «تفرقه بیانداز و حکومت کن» مشهور شده و بر تمام مسلمین و بخصوص بلوچهای حنفی مذهب لازم است از این توطئه و اهداف پشت پرده ی دشمنان آگاهی یابند و به دشمنان کافر و محارب خارجی و مزدوران داخلی آنها اجازه ندهند مسائل مذهبی و قومیتی آنها را ابزاری جهت پیشبرد سناریوها و برنامه های خود کنند.

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

با پرهیز از اشتباه جنگ احد، از تنگه ی مرزهای ایران با پاکستان در جنگ رمضان 1404ش محافظت شود

کاتب: محمد اسامه

حکومت دست نشانده ی پاکستان که حتی حقوق نظامی ها و نیروهای امنیتی خود را از آمریکا و غلامان آمریکا چون آل سعود دریافت می کند و مجری پروژه های امنیتی و نظامی آمریکا در این بخش از سرزمینهای اسلامی است، مدتی قبل از شروع جنگ تحمیلی 12 روزه و رمضان 1404ش آمریکا و صهیونیستها بر دارالاسلام ایران، با حکومت خائن و مرتد آل سعود نیز پیمان امنیتی و دفاع مشترک بست.

همه ی ما در طول چند دهه ی گذشته متوجه شده ایم و حتی عده ای از نزدیک و به صورت میدانی تجربه کرده اند که قدرت دارالکفرهای اصلی اشغالگر آمریکائی و ناتو و صهیونیستها و امثالهم تنها در نیروی هوائی است و در جنگ زمینی همیشه در برابر مجاهدین شریعت گرا و حتی در برابر کفار منهجی و عقیدتی چون کفار کمونیست ویتنامی شکست خورده اند.

بر این اساس، در جنگ زمینی ، خائنین و مرتدین داخلی به همراه فریب خورده های فکری به عنوان بزرگترین بازوی زمینی این کفار محارب و اشغالگر خارجی به کار گرفته شده اند که نزدیکترین نمونه ی آن را در سوریه ی تحت حاکمیت جولانی دیدیم.

هم اکنون و در جنگ رمضان 1404ش که آمریکا و صهیونیستها در جنگ هوائی دچار شکست فاحشی در برابر دارالاسلام ایران شده اند و نه آمریکا و صهیونیستها بلکه حاکمیتهای خائن عرب نیز توان جنگ زمینی بر علیه دارالاسلام ایران را ندارند، مرزهای ایران و پاکستان در حکم تنگه ی پشت سر مجاهدین در غزوه ی اُحُد در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد.

با آنکه احزابی سکولار و بلوچ قومیت گرایی چون BLA و یا گروههایی چون TTP در پاکستان و ایالت بلوچستان پاکستان وجود دارند که با حکومت دست نشانده ی پاکستان و مزدوران آنها چون جیش العدل و… در حال جنگ هستند با این وجود خطر تکرار سناریوی جنگ افغانستان و گروههای 7گانه ی پیشاور تحت حمایت پاکستان به بهانه های مذهبی و حتی قومیتی برای ایران هم وجود دارد.

بر این اساس، و به صورت کلی می توانیم بگوئیم که مرزهای دارالاسلام ایران با دارالکفرطاری پاکستان و نیروهای در کمین نشسته ی موجود در پاکستان، ظرفیت تکرار سناریوی گروههای 7گانه ی پاکستان و تنگه ی اُحُد برای دارالاسلام ایران را دارد.

در این میان، اهل سنت و جماعت باید مواظب دارودسته ی منافقین باشند که با ادبیاتی شبه اسلامی و شبه جهادی سعی دارند در این فتنه برای کفار محارب اصلی و اشغالگر خارجی و مرتدین داخلی عده ای از اهل سنت را با شعارهای جهادی هیزم این جنگ کنند همچنانکه دهها خائن چون جولانی این کار را انجام داده اند.

اینها دسته هائی از مفسدین داخلی هستند که أبومحمدالجويني از شیخ الاسلام ابن تیمیه روایت می کند که: مبتدعین در اسلام و دروغ گویان و حدیث سازان از ملحدین بدترند، چون ملحدین از خارج قصد فاسد کردن دین را دارند و اینها از داخل چنین اقدامی را انجام می دهند، اینها مانند خودی های سرزمینی هستند که از داخل سعی در فاسد کردنش دارند و ملحدین مانند کسانی هستند که از خارج آنها را محاصره کرده اند، اما این مفسدین داخلی درهای قلعه را بر رویشان باز می کنند، پس اینها برای اسلام بدتر از کفار هستند. “[1]

این واقعیتی نیست که تنها مومنین به آن پی برده باشند بلکه کفاری که برای ملتشان- به درست یا غلط – مبارزه کرده اند گفته اند: اگر خواستی سرزمینت را آزاد کنی ده گلوله در تفنگت بگذار، که نُه گلوله برای خائنین و آدم فروشان و تنها یک گلوله برای دشمنت کافیست.

اهل سنت و جماعت به صورت عام و حنفی مذهبهای بلوچستان به صورت خاص لازم است هوشیار باشند که این خائنین داخلیِ میانِ مسلمین در واقع منافقینی هستند که با عقاید و باورهای سکولاریستی، به عنوان یک دشمنِ پنهانِ داخلی، ادای مسلمین را در پاره ای عبادات در می آورند و در واقع در همان جبهه ی کفار سکولار بر علیه دارالاسلام فعالیت دارند که الله تعالی در موردشان می فرماید: «… هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ…» (منافقون/4) «…ایشان دشمن اند؛ از آن ها حذر داشته باش و مواظب و هوشیار باش…»..

رهبران این گروه منافقین که ممکن است عده ای مسلمین و مومنین ضعیف الایمان را نیز دور خود جمع کرده باشند کفار پنهان داخلی هستند که حتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز از سخنان زیبا و سنجیده و شرعی آنها تعجب می کرد: «يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا …»

زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم از سخنان زیبای شبیه شریعت آنها تعجب می کرد باید این را نیز بپذیریم که در میان مسلمین نیز کسانی هستند که حرف های این ها را گوش می دهند و از ایشان حرف شنوی دارند: «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» (توبه/47)؛ به همین دلیل دسته هائی از مسلمین ضعیف الایمانی که در قلبهایشان بیماری وجود دارد را با انواع مکر و حیله های شبه اسلامی و قومیتی و شعارهای اقتصادی و … دور خود جمع کرده اند و از این فریب خورده ها خائن و قربانی تولید می کنند. بلا استثناء در جامعه ی مسلمین تمام خیانتهای به دارالاسلام نیز از سوی این دارودسته ی منافقین صورت می گیرد که در صورت نیاز حکم ستون پنجم را برای دشمنان خارجی دارند.

ای مسلمین، ای اهل سنت و جماعت:

بدانید که در این دو جبهه ای که در یک طرف آن کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی و مرتدین داخلی و گروه منافقین محلی قرار دارند و در طرف دیگر آن دارالاسلام ایران و گروههای جهادی همسو با آن قرار گرفته اند، حتی اگر با یک کلمه از این جبهه ی کفار محارب اشغالگر خارجی حمایت کنید و موجب تقویت جبهه ی این کفار محارب بر علیه دارالاسلام ایران و مومنین شوید از دایره ی اسلامی خارج شده و مرتد می شوید هر چند تمام عبادتهای شخصی دیگر ار نیز انجام دهید. این منهج اهل سنت و جماعت است که توسط تمام ائمه ی مذاهب اسلامی ما بیان شده است .

پس، اگر به ایمان و قیامت خودت اهمیت می دهید مواظب سخنان و اعمالت باش.


[1] ابن تیمیه، الصارم المسلول على شاتم الرسول (2/328 – 339)

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

فتوای شرعی و تبیین فقهی در باب «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» و حرمت هم‌سویی با جبهه‌ی آمریکاو صهیونیسم

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین. اما بعد:

اگر می بینیم که حکومت غلام و اجیر پاکستان به دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان حملات هوائی انجام می دهد و دهها مسلمان افغان را قتل عام کرده است و همزمان با آن و در سایه ی جنگ تحمیلی کفار محارب و اشغالگر آمریکائی و صهیونیستی بر دارالاسلام ایران گروههای مزدور را به دارالاسلام ایران می فرستد و در تفتان ولایت سیستان و بلوچستان ایران چند نیروی مسلح ایرانی را می کشد، در واقع جبهه ی آمریکا و صهیونیستها و غلامان ریز و درشت آنها در جنگ با دو دارالاسلام ایران و امارت اسلامی را می بینیم .

در این صورت، امت اسلام در این منطقه در یکی از حساس‌ترین برهه‌های تاریخی خود قرار گرفته و جبهه‌ی کفر سکولار جهانی به سرکردگی آمریکای متجاوز و رژیم اشغالگر صهیونیستی، چنگ بر پیکره‌ی بلاد مستقل اسلامی انداخته‌اند، و تبیین مرزهای ایمان و کفر و برائت از کفار سکولار اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و تمام غلامان این کفار مهاجم و محارب از منظر فقهی، ضرورتی انکارناپذیر است.

در فقه و عقیده‌ی اهل سنت و جماعت، «ولاء مومنین و براء از کفار سکولار» از ارکان توحید است.

 این برائت از مشرکین (کفار سکولار) غیر از به سرپرستی گرفتن کفار را نیز در بر می گیرد که الله جل جلاله در مورد آن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/ ۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به عنوانِ ولی و یاور و سرپرست خود نگیرید… و هر کس از شما آنان را به سرپرست بگیرد، از آنان خواهد بود.

ما علاوه بر آنکه هیچ یک از کفار پنج گانه ی: 1- الَّذِينَ هَادُوا [یهودی ها]2- وَالصَّابِئِينَ [مندائیان یا ستاره پرستان] 3- وَالنَّصَارَىٰ [مسیحی ها] 4- وَالْمَجُوسَ[زرتشتی ها] 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا [مشرکین= احزاب = سکولاریستها]  (حج/17) را به سرپرستی نمی گیریم از کفار سکولار برائت هم می جوئیم و این همان برائت از مشرکین است، مشرکینی که هم اکنون به پرچمداری آمریکا و صهیونیستها به دارالاسلام ایران حمله ور شده اند و سگهای ریز و درشت خود در پاکستان را نیز بر علیه دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان به کار گرفته اند.

در این صورت باید بگوئیم که از منظر فقهی، هرگونه هم مسیری سیاسی، نظامی و اطلاعاتی با دشمنان حربی اسلام (آمریکا و صهیونیسم) که منجر به تضعیف صفوف مسلمانان می شود، خروج از دایره‌ی «ولای ایمانی مومنین» و سقوط در پرتگاه «مظاهرة المشرکین» (یاری کافران  سکولارعلیه مسلمانان) و سقوط در دایره ی ارتداد است.

فقهای بزرگ اهل سنت و جماعت در طول تاریخ بر این «اجماع» داشته‌اند که: «هرگاه دشمن کافر به سرزمینی از بلاد اسلام حمله کند، بر تمام مسلمانان واجب و فرض عین است که از آن دفاع کنند.»

امروز که ایران به عنوان «دارالاسلام» و پیشقراول جهاد با آمریکا و صهیونیسم مورد هجوم قرار گرفته است، هرگونه هم‌سویی، سکوت تاییدآمیز یا همکاری با آمریکا و اسرائیل، از نظر فقهی «خیانت عظمی و ارتداد از اسلام» محسوب می‌شود.

علما تصریح کرده‌اند که «مُظاهَرَةُ الکُفّارِ عَلَی المُسلِمین» (پشتیبانی از کافران بر ضد مسلمانان) از نواقض اسلام است که فرد را از دایره ی اسلام خارج می‌سازد.

کسانی که در لباسِ شیخ، مفتی و و حتی رهبر جهادی، تا دیروز شعار اسلام می‌دادند و امروز در برابر جنایات آمریکا و صهیونیسم و غلامان آنها در برابر دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان سکوت کرده و با تماشاچی شدن خود علیه مدافعان اسلام (ایران و جبهه مقاومت و امارت اسلامی افغانستان) با دشمن هم‌صدا شده‌اند، همان « گروه منافقین» عصر حاضرند.

دلیل پنهان شدن و سکوت مرگ‌بار آنان در سوراخ‌های ذلت، «بیماری دل» است: يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ. می‌گویند می‌ترسیم حادثه‌ای ناگوار [از جانب غرب و مرتدین داخلی] به ما برسد.

آن‌ها از خشم آمریکا و صهیونیستها و کم شدن منابع مالی مزدوران و غلامان آنها می‌ترسند اما از قهر خدای جبار نمی‌هراسند. اینان همانند منافقان صدر اسلام، در انتظار شکست جبهه‌ی حق نشسته‌اند تا دوباره با نقاب جدید بر سر سفره‌ی قدرت بنشینند.

برادران و خواهرانِ اهل سنت دارالاسلام ایران:

بدانید که اسلام به ظاهر افراد و القاب «شیخ» و «امیر» و مفتی و مولوی و … نگاه نمی‌کند؛ بلکه ملاک، نصرت دین خدا و ایستادگی در برابر کفار محارب است. کسانی که در برابر این کفار محارب و اشغالگر و مرتدین همسو با آنها سکوت کرده اند راه تزویر را در پیش گرفته‌اند؛ وظیفه‌ی شرعی هر مسلمان است که از این «دین‌فروشان منافق» برائت جسته و در جبهه‌ی واحد اسلام علیه کفر جهانی (آمریکا و اسرائیل) بایستد.

حمایت از دارالاسمهای ایران و امارت اسلامی افغانستان و جبهه‌ی مقاومت اسلامی در برابر آمریکا و صهیونیسم و مرتدین میان مسلمین، «فریضه‌ی شرعی» است. و هرگونه همکاری با آمریکا و رژیم صهیونیستی تحت هر بهانه‌ای، « سقوط در نفاق» و خیانت به الله، رسول و مومنین است.وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَىٰ أَمْرِهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ (یوسف/ ۲۱) و خداوند بر کارِ خود چیره است، ولی بیشترِ مردم نمی‌دانند.

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

جنگ تحمیلی رمضان 1404ش بر دارالاسلام ایران و مروری بر ایمان پیش از قرآن؛ معیار گمشده در عصر مولوی نماها و شیخ‌نماها

کاتب: محمد اسامه

هم اکنون و در ماه مبارک رمضان که دارالاسلام ایران در زیر وحشیانه ترین جنگهای تحمیلی کفار محارب و اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و رژیم صهیونیستی است، اینکه مولوی عبدالحمید به همراه پسرش طیب خود را مخفی کرده و صدائی از آنها بلند نمی شود برای بسیاری از افراد طرفدار او جای تعجب است.  

مشکل امثال مولوی عبدالحمید و طرفداران احساسی او در کجاست؟

جُندب بن عبدالله رضی‌الله‌عنه می‌گوید: ما در نوجوانی، ایمان را پیش از قرآن از رسول‌الله صلی الله علیه وسلم آموختیم؛ سپس قرآن را فرا گرفتیم و ایمان‌مان افزوده شد.

این منهج نبوی است؛ ایمانِ ریشه‌دار، قبل از محفوظات و الفاظ.

مشکل امروز کجاست؟

امروز اما، بسیاری که به نام شیخ، مولوی و ملا شناخته می‌شوند، از همین اصلِ بنیادین بی‌خبرند.

قرآن می‌خوانند، اما ایمان نمی‌شناسند.

آیات را حفظ کرده‌اند، اما ولاء و براء را نفهمیده‌اند.

فقه می‌گویند، اما توحید حاکمیت در دل‌شان جا نگرفته است.

نتیجه‌ی ایمانِ نیاموخته

وقتی ایمان پیش از قرآن آموخته نشود، نتیجه روشن است:

  • کفر را با ایمان اشتباه می‌گیرند
  • آمریکا را قبله‌ی حکومتی و فکری خود می‌سازند
  • به‌جای برائت از سکولاریستها(مشرکین)، برایش توجیه شرعی می‌تراشند
  • حاکمان فاسد و مرتدِ مسلمان‌زاده را «ولی‌امر» می‌نامند
  • و اطاعت از ظلم را به نام «مصلحت» و «فقه» ترویج می‌کنند

این‌ها قرآن می‌خوانند، اما قرآن آن‌ها را نساخته است.

ایمان چیست که گم شده؟

ایمان فقط ذکر و تلاوت نیست؛ با در نظر گرفتن تعریف ایمان در حدیث جبرئیل و خروجی آن که قلب و زبان و عمل را در بر می گیرد، از مصداقهای ظاهری ایمان یعنی:

  •  تسلیم در برابر حکم خدا، نه نظم سکولاریستی آمریکا
  • وفاداری به اسلام، نه پروژه‌های سکولار
  • دشمن‌شناسی، نه هم‌سفره شدن با دشمن
  • تبعیت از حق، نه از قدرتهای کافر سکولار خارجی و داخلی

بازگشت به منهج نبوی

اگر ایمان، همان‌گونه که صحابه آموختند، پیش از قرآن در دل‌ها کاشته می‌شد:

  • نه قبله عوض می‌شد
  • نه طاغوت، ولی‌امر نام می‌گرفت
  • نه کفر، لباس اسلام می‌پوشید

قرآن وقتی ایمان می‌سازد که بر قلبِ موحّد نازل شود، نه بر زبانِ توجیه‌گر.

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

جنگ تحمیلی رمضان 1404 هشداری به بازگشت به منهج واقعی اهل‌سنت و جماعت در نبرد با کفار محارب آمریکائی – صهیونی

کاتب: محمد اسامه

امروز شانزده روز است که شاهد جنگ تحمیلی از سوی کفار محارب و اشغالگر خارجی آمریکائی و صهیونی بر دارالاسلام ایران هستیم شگفت‌زده‌ایم از کسانی در رسانه های ماهوراه ای چون کلمه و غیره و یا در فضای مجازی که در کشورهای غربی یا در امارات و عربستان و غیره ساکنند و خود را پرچمدار «اهل‌سنت و جماعت» می‌نامند، اما در عمل، پشت به قبله و رو به واشینگتن و تل‌آویو ایستاده‌اند.

این عده یا با زبان و دست در اختیار این جبهه ی کفار محارب برا علیه دارالاسلام هستند که جزو مرتدین به شمار می روند یا با خیانت «سکوت» خود به صورت تماشاچی و نظاره گر درآمده اند وعملا در این جبهه ایستاده اند که جزو گروه منافقین محسوب می شوند؛ در هر دو حالت اینها با «مومنین» نیستند.

 منهج امامان بزرگوار ما همچون امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل رحمهم الله  همواره بر حفظ کیان دارالاسلام و وحدت کلمه در برابر «کفار محارب» استوار بوده است. چگونه دم از سنت می‌زنید در حالی که صریح‌ترین دستور قرآن مبنی بر عدم «موالات» با دشمنان خدا را نادیده می‌گیرید؟

الله تعالی می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ (مائده/۵۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را به سرپرستی نگیرید؛ آنان دوستان و سرپرستان یکدیگرند. هر کس از شما آنها را به سرپرستی بگیرد، قطعاً از آنان است.

آیا حکمی صریحتر از این می خواهید؟

شماها تنها یهود و نصارا را به سرپرستی نگرفته اید بلکه کفار محارب سکولار(مشرک) را به سرپرستی گرفته اید که از حمایت بسیاری از یهودی زاده ها و مسیحی زاده ها و مسلمان زاده های مرتد و… هم برخوردارند.

ای کسانی که به دلیل اختلافات مذهبی با شیعه، چشمان خود را بر عقیده و منهج اهل سنت و جماعت و بر جنایات صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها بسته‌اید، منهج اهل‌سنت به ما آموخته است که اختلاف در فروعات و حتی برخی اصول، هرگز مجوزی برای هم‌پیمانی با «کفار محارب» علیه یک گروه از منسوبین به قبله و دارالاسلام نیست.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در بحث «دفع دشمن متجاوز» (العدو الصائل) تصریح می‌کند که وقتی دشمن کافر به بلاد مسلمین هجوم می‌آورد، دفع آن بر همه‌ی مسلمانان واجب است و اختلافات داخلی نباید مانع از جهاد علیه کفرِ اصلی شود. شما با بغض و بی‌انصافی، آرای سخیف خود را بر نصّ صریح قرآن مقدم داشته‌اید و در جبهه کسانی ایستاده‌اید که بمب‌هایشان بر سر کودکان غزه و لبنان و اکثر سرزمینهای اسلامی فرود می‌آید.

اتحاد با آمریکا و صهیونیسم تحت عناوین فریبنده‌ای چون «ائتلاف بین‌المللی» یا «مصلحت سیاسی»، از نظر فقهی لغزشگاهی است که به «موالات کبری» منتهی می‌شود. امامان اهل‌سنت «مظاهره الکفار علی المسلمین» (پشتیبانی از کافران علیه مسلمانان) را از موجبات خروج از اسلام دانسته‌اند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «المُسلِمُ أَخو المُسلِمِ، لا يَظلِمُهُ ولا يُسلِمُهُ» مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را در برابر دشمن رها نمی‌سازد.

شما نه تنها برادران خود را رها کرده‌اید، بلکه با گرا دادن به پهپادهای آمریکایی – صهیونیستی و خوشحالی از ضربات صهیونیست‌ها و آمریکائی ها به جبهه دارالاسلام و مسلمین، عملاً در خون مسلمانان شریک شده‌اید. این تمرد از راهنمایی‌های قرآن، سرانجامی جز تباهی و ارتداد نخواهد داشت.

بس است این همه دروغ و تلبیس، اهل‌سنت واقعی آن مجاهدی است که در قدس و یمن و ایران و سومالی و… لوله تفنگش به سمت اشغالگر است، نه آن مدعی عافیت‌طلبی که در رسانه‌ها، جاده‌صاف‌کن نقشه‌های پنتاگون و موساد شده است.

الله تعالی می فرماید:تَرَىٰ كَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ (مائده/ ۸۰) بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران را به سرپرستی می گیرند؛ چه بد است آنچه برای خود پیش فرستادند که خشم خدا بر آن‌هاست و در عذاب جاودانند.

ما به مدعیانی که تحت نام اهل‌سنت که در کشورهائی چون امارات و بحرین و عربستان و اردن و قطر و غیره ، آب به آسیاب صهیونیسم و آمریکا می‌ریزند، می‌گوییم: «وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا» و از همین چند دهه ی گذشته عبرت بگیرید. کسانی که به آمریکا و صهیونیستها تکیه کردند، جز خواری نصیبشان نشد. به منهج امامان خود بازگردید؛ به وحدت و انسجام در برابر دشمن مشترک (آمریکا و اسرائیل) ایمان بیاورید و اجازه ندهید تعصبات مذهبی، شما را به هیزم‌آور آتش کفر تبدیل کند. پیش از آنکه دیر شود و در محکمه مومنین و دادگاه الله به عنوان «خائنین به دین و امت» محاکمه شوید، توبه کنید.