چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

چرا یک بلوچ مسلمان نمی تواند یک مبارز قومیت گرا باشد؟

به قلم: مولوی محمد رخشانی بادینی

اخیرا مولوی هبة الله رهبر امارت اسلامی افغانستان هر گونه دامن زدن به اختلافات قومیتی را ممنوع کردند، این به چه معنا است؟ آیا یک مسلمان باید از قوم خودش دست بکشد؟ آیا یک مسلمان قوم خودش را دوست ندارد؟

در مفکوره ی اسلامی وجود سلمان فارسی و بلال حبشی و صهیب رومی و عمر و ابوبکر عربی و غیره تضادی با برادری اسلامی و « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ » (حجرات:10) ندارد.

زمانی که شخص برای قانون شریعت الله تلاش و کوشش می کند این شریعت تمام حقوق قومی او را به او می دهد و تلاش برای تطبیق قانون شریعت الله نه تنها تردید محبت با وطن و سرزمین و هویت تاریخی نیست بلکه تساوی حقوقی قومیتها و رسیدن به حقوق شریعی تمام مومنین است؛. هنگامی که می گوییم جهاد در راه الله، یعنی دفاع از قانون شریعت الله که دفاع از عرض و ناموس و عقیده و سرزمین و مال و زبان خویش.

به همین دلیل، مومن، اسلام را محور فعالیت و مبارزه خود می داند؛ و اسلام هیچگونه مخالفتی با قوم دوستی و محبت با سرزمین اعلام ننموده اند. این اصل در تاریخ اسلام  کاملا متبلور است و وجود اینهمه زبان و لهجه ی تاریخی و آزادی قومیتهای مختلف و حتی آزادی در انتخاب زبان جدید توسط مسلمین امر یعادی بوده است.

سکولاریستها که هویت اسلامی را نفی کرده و بر هویت نژادی تأکید دارند و تماما در حال تولید کینه و نفرت میان نژادهای مختلف و تولید توهم خودبزرگ بینی و قوم پرستی جاهلی هستند می خواهند چنین نشان دهند که مومنین نسبت به قوم وز بان و فرهنگ و لباس و تاریخ خود بی تفاوت هستند در حالی که این لباس و زبان و هویت اسلامی ما توسط مسلمین و علمای دینی به ما رسیده است نه توسط سکولاریستها

این افراد لگور سکولار، می خواهند که مومنین آنهمه مبانی شریعت را کنار بگذارند و مثل آنها به نژادی افتخار کنند که از طریق آلت تناسلی پدران به انسان می رسد! اگر شخص مثل آنها آلت تناسلی پدرش را جایگزین آنهمه آیه و حدیث و فقه اسلامی کرد و مثل آنها انسانی بی ارزش و نفهم شد آنوقت مدافع قوم بلوچ و کُرد و تُرک و عرب و اوزبیک و پشتو و غیره می شود و آنوقت یکی مثل همین سکولارهای لگور می شود و این لگورها از او راضی می شوند.  

رسول الله صلی الله علیه وسلم با وجود آنهمه محبتی که به زادگاهش مکه داشت می گوید:مَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أوْ يَدْعُو إلى عَصَبَةٍ، أوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فقِتْلَةٌ جاهِلِيَّةٌ» [مسلم ۱۸۴۸] هرکس زير پرچم مجهولی بجنگد که خشم وی جهت تعصب قومی و قبیله ای است یا به آن دعوت می دهد یا آن را ياری می کند و در اين راه کشته شود، در مسیر جاهليت مرده است.

پس، اسلام اجازه ی این قومیت گرائی کثیف را به مومنین نمی دهد و یک مسلمان متعهد و مومن نمی تواند وارد این گنداب شود .

به صراحت بگویم: قوگرائی در واقع یعنی فداکردن منابع اسلامی و فقهی و ارزشهای اسلامی به خاطر آلت تناسلی پدر است که نژاد را به ما رسانده، پس اینکه شخص مسلمان با مردم و سرزمین و تاریخ اسلامی خودش احساس دوستی و محبت داشته باشد و حماسه های اسلامی ملتش را بازگو کند و در راه سعادت و امنیت و آرامش و خوشبختی مردمش تلاش کند قومگرائی نیست بلکه انجام دستورات شریعت الله است.

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

ای جیش العدل و انصارالفرقان و… «جهاد دفع» در جایی است که لم دادی نه…

به قلم: محمد اسامه

فرقه بازهای پاکستان نشینی که هر چند وقت یکبار دست به عملیاتهای کور و ایزایی در ایران می زنند و پیام آور نا امنی و رواج انواع راهزنی ها و قتلهای کور و آدم ربایی برای ملت بلوچ ایرانی شده اند با بازی با اصطلاحات شرعی می خواهند قتال الفتنه ی خودشان در لباس «جهاد دفع» به مردم نشان دهند.

اینها خوب می دانند «جهاد دفع» یعنی چه، اما شعور مخاطبین خود را به بازیچه گرفته اند.

از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ میلادی، بعد از خیانت‌های پشت پرده دولت سکولار و مرتد پاکستان، اکنون آشکارا افواج سکولار – صهیونی بر سرزمین اِشغالی پاکستان قدم گذاشته و گشت و گزار می کنند.

سوال پرسیده می‌شد که چرا جهاد در افغانستان فرض است؟ در جواب گفته می شد؛ افواج سکولار- صهیونی به رهبری آمریکا در افغانستان قدم گذاشته و به خاک این کشور تجاوز کرده‌اند لذا به همین خاطر جهاد فرض بود «جهاد دفع».

ما نیز اکنون می پرسیم اگر اینگونه است بنابراین چرا در پاکستان جهاد فرض نیست ؟ آیا مگر افواج کافر سکولار اشغالگر در پاکستان نیامده‌اند ؟ نیروی‌های آمریکایی در پاکستان نیز آمده اند، فتوی چگونه خواهد بود، یا هنوز نیز می خواهند باطل را با حق بیامیزند. «الساکت عن الحق شیطان اخرس».

به جیش العدل و گروه الفرقان و محازی های حرافی چون نقشبندی و گروه مجازی ج.د.ا و سایر فرقه های پاکستان می گوئیم :

«جهاد دفع» در همانجاست و آنچه شما در ایران انجام می دهید قتال الفتنه است .

اهل سنت و جماعت اجازه ندهیم با تعریف وارونه از اصطلاحات شرعی فریبمان دهند.

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

برای آگاهی بخشی صحیح و دور کردن بلوچها از فرقه ها و احزاب متفرق به پا خیزیم

نویسنده: نذیر احمد بارکزایى

مدت زیادی است که پی برده ایم اینهمه سهل انگاری اهل دعوت در تلف شدن جوانان ما توسط گروههای و فرقه های مسلح مدعی اسلام و احزاب سکولار بلوچ و گردنه گیرهایی چون اسماعیل شه بخش که مافیاهای کوچکی با شعارهای به ظاهر مردمگرایانه و قومیتی و اقتصادی می دهند لکه ی ننگی بر تاریخ اینها در میان این مردم بی پناه سرگردان خواهد شد. 

همیشه زمانی که وضعیت برادران اهل سنت و جماعت که منهج صحیح اسلامی «اهل جماعت» در ایران را نگاه می کنم می بینم افراد ثابتی وجود دارند که همیشه تلاش می کنند و با وجود مشکلات زیاد و با تهمتها و برچسبهای متعددی که به آنها وارد می شود مثل امام احمد بن حنبل با فداکاری دعوت، و بخصوص دعوت به «اهل جماعت شدن» و دوری از فرقه بازی و تفرق و پرهیز از قتال الفتنه را ترک نمی کنند و روزانه  چند پست جور کرده و نشرات می‌کنند.

خب این یک چیز خوشحال کننده است

پس چرا ناراحت باشیم؟

به این خاطر باید ناراحت باشیم که خیلی کم اتفاق می‌افتد که افراد دیگر در داخل این میدان بیایند و حتی اگر بیایند، مدتی کم در این راه هستند و ثابت قدم نیستند.

خب سوال این است مگر این دین متعلق به همه‌ی ما نیست؟ پس چرا همه‌ی ما نسبت به آن احساس مسئولیت نداریم؟

آیا این قوم و این جوانان سرگردانی که روزانه قربانی جهالت و با شعارهای شبه جهادی و یا با شعارهای سکولاریستیی و قومیتی و اقتصادی قربانی گروههای مختلف لگور پاکستان نشین می شوند بخشی از ما نیستند؟ پس چرا نسبت به اینهمه فجایع تنها نظاره گر باشیم؟

بله، در بلوچستان آشکارا منهج اهل سنت و اهل جماعت را بیان کنی فورا انواع برچسبها را می خوری و حتی درصد حذف فیزیکی روشنگران هم هست اما وارد شدن به میدان دعوت و وارد شدن به میدان جنگ روانی در اینترنت و فضای مجازی هیچ بهانه ای برای کسی باقی نمی گذارد.

ملت ما در این تهاجم وسیع روانی و تبلیغ ابتدا نیاز به روشنگری دارد.

آیا فکر میکنید همینکه در گروه‌ها و دیگر صفحات اینترنتی وقت خود را هدر دهید و بر ۵ پست تعلیق بزنید و الله اکبر بگویید کافی است؟

نه، ما نیاز به ارتباط با مردم خود داریم و در گروههای مختلف با آنها وارد گفتگو شویم و منبری بزرگتر از منبر مساجد را در اختیار داشته باشیم.

سبحان الله!!

قلب انسان به درد می آید از این همه بی مسئولیتی و سهل انگاری

کسی که منهج اهل سنت و جماعت و دوری از اهل الفرقه و ضرار سازها و حزب بازها برایش روشن شده می تواند چند دقیقه زا وقت خودش را با گوشی که در دست دارد به رساندن این حق به ملت بلوچ سرگردان و بی صاحب خود برساند.

عبدالله بن عمرو بن العاص – رضى الله عنهما – روايت مى كند كه پیامبر – صلى الله عليه و سلم – فرموده اند: بَلِّغُوا عَنِّي ولو آيَةً(بخاری/3641) پیام من را ابلاغ كنيد اگر چه يک آيه باشد.

این افراد سهل انگار که ادعای مومن بودن دارند چگونه می‌خواهند مال، جان و خانواده خود را در راه الله متعال همه چیز خود را فدا کنند؛ درحالی که حوصله فوروارد یک پیام اساسی با یک کلیک کردن در گروههای مختلف را  ندارند؟

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

اهل سنت و جماعت بلوچستان و اهل تفرق

به قلم: نذیر احمد بارکزایى

اهل سنت و جماعت بلوچستان به اندازه ی توانائی خود آشکارا منهج اهل سنت و جماعت در مورد گروههای اهل تفرق و فرقه باز کوچک و بزرگ مسلح و غیر مسلح در دارالاسلام ایران را اعلام کرده اند و یک روز هم دیدگاه خود را درباره ضرارسازها و حزب بازان و پیروان و طرفداران سرگردانشان پنهان نکرده اند و از همان روزهای ابتدای فعالیتشان در بلوچستان اعلام کردند که فرقه بازی و تفرق عذاب و مصیبت است که باید بر اساس دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم از تمام این فرقه ها دوری کرد« فاعتزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّها »( صحيح الجامع 2994)  

همچنین آشکارا پیام رسول الله صلی الله علیه وسلم را اعلام کرده ایم که سران و سردمداران این فرقه های متفرق رنگارنگ در کنار ضرار سازها  دعوتگران به سوی آتش و جهنم هستند و هر کسی دعوت آنها را اجابت کند او را در آتش جهنم می اندازند « دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» (بخاری7084) .

چرا در آتش جهنم؟ چون باعث ریخته شدن به ناحق خون خودشان و سایر انسانها می شود و الله هرگز کسی که خون به ناحق بریزد را نمی بخشد و به اندازه ای که خودش می داند چند سال است او را در آتش جهنم می اندازد و اگر مسلمان باشد به اذن الله بعد از عذاب دیدن از جهنم بیرون آورده می شود.

با چشم سر می بینیم که این فرقه های مختلف پیام آور قتال الفتنه و عادی سازی قتل به ناحق در میان مردم ما بوده اند.

استاد من بیان می کرد که قبل از انقلاب 57 یک نفر را در خارج از سراوان کشته بودند همه ی مردم هراسان بودند که الله بر سر ما بلائی نازل نکند، و اگر قاتل به زنی پناه می برد به خاطر آن زن یک بلوچ به او نزدیک نمی شد، اما الان در داخل سراوان یک زن را به خاطر گوشواره و چند مثقال طلا می کشند و کشتن انسانها اینهمه عادی شده است.

مدتی قبل پشت دانشگاه ما یک جوان را با شلیک به سرش کشته بودند و هنوز در حال جان دادن بود که مردم به سر جسدش رسیدند.

واقعاً فاجعه است، و تمام این فجایع به خاطر وجود این گروههای مختلف مسلح و قتال الفتنه ی آنها و عادی سازی کشتن انسانها به بهانه های جاهلی و اینهمه نا امنی است که این گروهها تولید کرده اند. منبع فتنه اینها هستند؛ باید جهت درمان اینهمه جنایت، این منبع را نابود کرد.

من مدتی پیش که یکی از سرداران منطقه به این گروهها و افراد تولید کننده ی ناامنی و قتل و دزدی هشدار جدی داده بود که اگر اموال سرقتی را برنگردانند او آنها را سرکوب می کند از هر قوم و قبیله ای که باشند.

در سخنان این سردار دو نکته وجود دارد:

همه می دانند که این قاتلین و دزدها و گردنه گیرها از خود بلوچها هستند و اگر هر یک از سرادران مختلف بخواهند می تواند این جریان پست قتلهای جاهلانه و دزدی ها و گردنه گیری ها را در قوم و قبیله ی خود ریشه کن کند و به این شکل ما شاهد اهلی شدن این منحرفین در تمام بلوچستان خواهیم شد.

این سرداران به جای اقدام خود سرانه، مثل تمام کشورهای مدرن و پیشرفته ی دنیا که مورد تائید اسلام هم هست، باید با نهادهای امنیتی هماهنگ شوند و امنیت را قانونمند برقرار کنند.

ما اهل سنت و جماعت بلوچستان در کنار هر فرد و جریان و نیرویی هستی

دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

دشمن مشترک قوم بلوچ و تمام مومنین دنیا

به قلم: بالاچ عمًرزهی

آیا هنوز سردرگم هستی و فرق دوست و دشمن را نمیدانی؟ به دلیل قوم گرایی جاهلانه و لجبازی چشمان ات را بستی و گوش هایت را گرفتی و از حقایق فرار میکنی؟

دشمن کیست؟

اگر در کنار اهل سنت بودن اهل جماعت هم هستی دشمن تو تمام اهل تفرق هستند و بخصوص دشمن تو و من همان سکولار و همان مولوی و قلم به دست دین فروشی است که در اختیار این سکولار خارجی و بومی درآمده است.

دشمن تو همان سکولار پنجابی و بلوچی است که هستاد سال است در بلوچستان پاکستان فدرال یک ایالت خودمختار تشکیل داده اند و هر چه جنایت از دستشان برآمده در حق قوم بلوچ مسلمان انجام داده اند.

دشمن من و تو آمریکا و ناتو سکولار است که از این جانیان حمایت می کنند و این جانیان هم هر جنایتی را که دلش بخواهد در حق تو و برادر و خواهران مسلمان ات انجام می دهند.‌

آیا هنوز هم آنها را هموطن خود می دانی؟ کسانی که با نادیده گرفتن قوانین شریعت الله به الله و بهترین خلق الله سیدنا محمد صلی الله علیه وسلم و تمام مومنین توهین می کنند؛ آیا آبرو و فرهنگ و عرض و ناموس بلوچها و برادران مسلمان ات از شر آنها در امان مانده و خواهد ماند؟

آیا صحبت ها و شعارهای آنها را باور میکنی، در حالی که کل دین سکولاریسم بر کنار زدن قوانین شریعت الله در زندگی اجتماعی و خانوادگی و جتی فردی انسانها استوار است؟

مسلمانان راستین، در دین خود با کسی مسامحه نمیکنند و نهج آنها با کسانی که از دین خارج شدند همانند نهج صحابه رضی الله عنهم اجمعین خواهد بود.

پس با این احزاب و گروههای سکولار و با این مولوی هایی که با سکوت خائنانه ی خود زمینه را برای رشد این سکولاریستهای مرتد فراهم کرده اند و حتی مردم را به همزیستی با این سکولاریستها دعوت می دهند مثل یک دشمن داخلی برخورد کنید.

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

از موانع جوامع اسلامی وجود تفرق و احزاب متفرق با انگیزه و عقاید مختلف (2)

کاتب : مولوی محمد رخشانی بادینی

ای احزاب بیایید به اصل توحید و وحدت و یکپارچگی  و از شرک فرقه گرائی و تفرق دوری کنید همانا تفرق و ذلیل کردن مسلمانان و شرک گناهی نابخشودنی است… الله جل جلاله می فرماید:

مَّا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلَا الْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍ مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (سوره بقره آیه 105)

ترجمه: کافران اهل کتاب و همچنین مشرکان، دوست نمی‌دارند خیر و برکتی از جانب خدایتان بر شما نازل گردد و به شما دست دهد، در حالی که خداوند (به خواست و آرزوی ایشان توجّهی نمی‌کند و) به هرکس که بخواهد رحمت خویش را اختصاص می‌دهد، و خدا دارای فضل سترگ و بخشش بزرگ است.

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (سوره بقره آیه 256)

اجبار و اکراهی در (قبول) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخّص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت (شیطان و بتها و معبودهای پوشالی و هر موجودی که بر عقل بشورد و آن را از حق منصرف کند) نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد، به محکم‌ترین دستاویز درآویخته است (و او را از سقوط و هلاکت می‌رهاند و) اصلاً گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است (و سخنان پنهان و آشکار مردمان را می‌شنود و از کردار کوچک و بزرگ همگان آگاهی دارد).

وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (سوره زمر آیه 17)

کسانی که از عبادت طاغوت دوری می‌گزینند، و (با توبه و استغفار) به سوی خدا باز می‌گردند، ایشان را بشارت باد (به اجر و پاداش عظیم خداوندی). مژده بده به بندگانم.

الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا (سوره نساء آیه 76)

کسانی که ایمان آورده‌اند، در راه یزدان می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بیگمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.

وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (سوره مائده آیه 47)

(ما پس از نزول انجیل بر عیسی، به طرفداران او دستور دادیم که) باید پیروان انجیل به چیزی (از احکام) حکم کنند که خدا در انجیل نازل کرده است، و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند، او و امثال او متمرّد (از شریعت خدا) هستند.

وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره مائده آیه 45)

و کسی که بدانچه خداوند نازل کرده است حکم نکند (اعم از قصاص و غیره) او و امثال او ستمگر بشمارند.

حالا از خودمان بپرسیم چه کسی به این آیات و احکام عمل می کند؟ مجاهدان شریعت گرا و یا احزاب بدعتگرا؟

ای احناف که در حزب جماعت تبلیغ هستید امام ابوحنیفه در فقه اکبر می فرماید: هر کس حرام را حلال بداند کافر است؛ آیا تابحال میدانستید؟ اگر میدانستید پس چطور ملاهای حزب شما حکومتهای طاغوت را که هزاران حرام را حلال میدانند و هزاران حلال را حرام، تایید وهمکاری میکنند؟

وهمچنین به اخوان الشیاطین میگویم شما به کدام آیات الله عمل کردید و شما دارای چه عقیده ای می باشید که برعکس آیات الله است؟!!

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

فرقه های مسلح و غیر مسلح بلوچ دعوتگران به آتش هستند در راههای آنها نروید

به قلم: مُلا نور احمد (کوټه)

در بین بلوچهای ایران جماعة ها و منظماتی وجود دارند  کی در ظاهر   پرچم های جهاد و دفاع از اهل سنت بلوچ و یا دفاع از قومیت بلوچ را حمل میکند و شعارش هم مجاهدانه و قومیت گرایانه میباشد اما دعوتگران به سوی آتش جهنم هستند که هر کسی به دعوت آنها جواب نثبت بدهد در آتش می افتد:  دُعَاةٌ إلى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أَجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا.

این جماعة ها و منظمات در مسیر تفرق و ذلیلی و هرج و مرج و مبارزه با اهل جماعت قدم برمی دارند اینها دلسوز قون بلوچ نیستند بلکه فرقه هایی هستند که باید از آنها دوری شود.

این احزاب و فرقه ها که نواقض ایمان و تنزلات از احکام الله میکنند و بر مجاهدین اهل جماعتی که ثابت میماند و از ذره ای شریعت و احکام الله متعال تنزل نمیکند به کافر،کافر میګوید به منافق،منافق میګوید،به مرتد،مرتد میګوید و همرایش همان معاملات انجام میدهد که رسول الله و صحابه کرام انجام میدادند  تهمت تندرو،ظالم و سختګیر و مدافع ظلمها و ستمهای مجریان حکومتی میزنند.

شناخت این ګروهای اهل تفرق که باید از آنها دوری کرد از مؤحدین واقعی اهل جماعت واقعا سخت است.

پس ای بلوچها دقت کنید:

۱. ایران دارالاسلام است و مثل حاکمیت سکولار چرکستان بر پاکستان نیست پس : تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وإمَامَهُمْ. در غیر معصیت الله تابع حاکمیت و رهبر آن شوید.

۲. در راهای این دعوتگران به سوی جهنم نروید و از آنها کناره گیری کنید چون رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:  فَاعْتَزِلْ تِلكَ الفِرَقَ كُلَّهَا، ولو أَنْ تَعَضَّ بأَصْلِ شَجَرَةٍ، حتَّى يُدْرِكَكَ المَوْتُ وأَنْتَ علَى ذلكَ..

پس، کسی خیال نکند که منظور از این اهل تفرق و «منفردین از سه ابزار و الجماعة» که اکثراً به سوی آتش جهنم دعوت می دهند غیر مسلمین هستند بلکه اهل نماز و روزه « وإن صلَّى وصامَ» و مسلمان و به قول رسول الله صلی الله علیه وسلم: «هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا، وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا» هستند اما اموری شایسته را با اموری ناشایسته و غیر شرعی مخلوط کرده اند و از راهنمائی هائی غیر از راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم استفاده می کنند «قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ» و اینگونه با ترک سنت الجماعة و با ترک راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم و چنگ زدن به بدعت فرقه گرائی و ریختن به ناحق خون انسانها و طی کردن مسیر انحرافی، مومنین را به جهنم دعوت می کنند؛ چون الله تعالی هرگز از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند، این به اضافه ی دهها جرم دیگری که این فرقه ها و گروهها مرتکب می شوند شخص را مستحق عذاب دیدن در جهنم به اندازه ی جرمش می کند « دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا» به همین دلیل اگر راهی برای ملحق شدن به جماعت مسلمانان و رهبر آنها «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» پیدا نکرده ای «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1]ازتمام گروه ها و فرقه ها دوری کن، و خیال نکن فقط کفار مسلمین را به سوی جهنم دعوت می کنند بلکه دعوتگرانی در میان مسلمین نیز وجود دارند که اگر به دعوتشان جواب مثبت دادی و به آن عمل کردی تو را به آتش جهنم راهنمائی می کنند.

أخـــوکم فی الله

[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (184

رسوایی مریدان جولانی سوریه و جولانی های ایرانی با بدیل سکولاریستی کفری برای دارالاسلام

رسوایی مریدان جولانی سوریه و جولانی های ایرانی با بدیل سکولاریستی کفری برای دارالاسلام

به قلم: محمد اسامه

برای سالها و دقیقاً بعد از خیانت جولانی به ابوبکر بغدادی بسیاری از برادران آگاه به منهج جهادی و اوضاع گروههای سوری اعلام کردند که جولانی و جبهه ی همسو با آن فی سبیل آمریکا و ناتو در حال قتال هستند و جنگ آنها ربطی به شیعه و سنی ندارد، اما مریدان جولانی و عده ای که جهالت و احساسات وجودشان را تسخیر کرده بود کورکورانه از این خائن به دین و جهاد و ملت و خاک سوریه حمایت می کردند تا اینکه با چشم سر دیدند که جولانی مرتدی است که نه تنها حاکمیتی سکولاریستی را تشکیل داده بلکه سرباز آمریکا و تحالف آمریکائی نیز شده و در حال جنگ با مجاهدین صادق و دشمنان آمریکا است.

الان دیگر تلبیس و مصلحت‌تراشی‌های پس مانده های شکست خورده و لجبازش و تلاش مذبوحانه‌ آنها برای تطهیرِ جریان‌های سکولار در نزد اهل سنتِ ایران و افغانستان، نه تنها راه به جایی نمی‌برد، بلکه پرده از نفاق درونی این جریان خائن برداشته است. آنها با شعار «مصلحت»، دین خدا را به بازی گرفته‌اند و با توجیه حاکمیت سکولاریستی، در حال ترویج کفر صریح هستند.

الله جل جلاله می فرماید: إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/ ۴۰) حکم تنها از آن الله است. کسی که برای حکومت سکولار جولانی یا سایر نظام‌های سکولار، مصلحت‌تراشی می‌کند و شریعت را فدای سیاست‌های کفری می‌نماید، در واقع در حال تشریع قانون در مقابل شارع مقدس است. این عین طغیان و کفر است؛ چنانکه الله جل جلاله می‌فرماید:أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/۵۰). مصلحت‌تراشی جریان جولانی چون مُلافتاحی برای حاکمیت سکولار، همان «حکم جاهلیت» است که بر آن اصرار می‌ورزند.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرمایند: يَكونُ بَعدي أئِمَّةٌ لا يَهتَدونَ بهُدايَ، ولا يَستَنُّونَ بسُنَّتي، وسَيَقومُ فيهم رِجالٌ قُلوبُهم قُلوبُ الشَّياطينِ في جُثمانِ إنسٍ، قال: قُلتُ: كيفَ أصنَعُ يا رَسولَ اللهِ، إن أدرَكتُ ذلك؟ قال: تَسمَعُ وتُطيعُ للأميرِ [تسمَعُ وتُطيعُ للأميرِ الأعظَمِ [1]]، وإن ضُرِبَ ظَهرُكَ، وأُخِذَ مالُكَ، فاسمَعْ وأطِعْ.[2]

در برابر کسانی چون ملا فتاحی و مولوی عبدالحمید و گردانندگان شبکه هایی چون شبکه ی ماهوراه ای که  قلب‌های شیاطین دارند که برای ترویج سکولاریسم کفری، تلبیس و نیرنگ به کار می‌برند تا مردم مسلمان ایران و افغانستان را از حاکمیت شریعت دور کنند، بهترین گزینه اطاعت از امیر و رهبر دارالاسلام است هر چند این امیر و رهبر مسلمان به ما ظلم هم کرده باشد و این بهتر از افتادن در فتنه ای است که این رهبران گروهها و جریانات متفرق مردم را به سوی آن می کشانند.

در همین راستا و جهت روشنتر شدن این حدیث باز می بینیم که حذیفه رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: قَوْمٌ يَهْدُونَ بِغَيْرِ هَدْيِي، تَعْرِفُ مِنْهُمْ وَتُنْكِرُ، قومي خواهد آمد كه به غير از هدايت من، ديگران را راهنمايي مي كند، برخي از کارهای شان خوب ومعروف و برخي ديگر از کارهایشان زشت و منكر است؛ گفتم: آيا بعد از آن خير، شري خواهد آمد؟ فرمود : نَعَمْ، دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، بله، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ[3] در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی .

این چیزی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را از آن حذر داده و باید هوشیار باشیم بخصوص از کسانی چون ملافتاحی و مولوی عبدالحمید که کفر آشکار سکولاریسم را عادی سازی می کنند چون دعوت به سکولاریسم، دعوت به کنار گذاشتن الله از صحنه‌ی مدیریت جامعه است و این «کفر بواح» است.


[1]  الطبراني، المعجم الأوسط 3/190

[2]  صحيح مسلم 1847

[3] متفق علیه / أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994

در برابر تهدیدات و حملات کفار آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران شرعی فکر و عمل کنیم

در برابر تهدیدات و حملات کفار آمریکائی – صهیونی بر دارالاسلام ایران شرعی فکر و عمل کنیم

کاتب: خالد سیف الله السملول

هم دیروز جمعه 5تیر و هم امشب 6تیر1405ش باز دیدیم که آمریکای کافر محارب به سیریک و جزیره ی قشم حمله کرد، یعنی زبان این کافر محارب سکولار مثل تمام سکولاریستها همیشه زور و جنگ بوده است تا اینکه اگر بتوانند ما را مجبور به کنار زدن 1- قدرت حکومتی 2- قوانین و برنامه های شریعت 3- اطاعت از این حاکمیت و قوانین 4- مجازات و پاداش بر اساس این قوانین و توسط این حاکمیت کنند که در واقع خالی کردن دین از مفاهیم و محتوای 4گانه ی آن و دور کردن دین از زندگی دنیوی ماست .

الله می فرماید: وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا ۚ (بقره/217)  و (مشرکان = سکولاریستها) همواره با شما می جنگند تا شما را اگر بتوانند از دینتان برگردانند.

به همین دلیل دیدیم که دارالاسلام ایران هم با زبانی که می فهمند و با قدرت نظامی پاسخ این جنایتکاران متجاوز را داد.

لازم به یادآوری است که در مورد تجاوز به سرزمین‌های اسلامی و مقابله با کفار محارب، قرآن و سنت دستورات صریح و محکمی دارند که بر ایستادگی، عدم تسلیم و توکل بر الله تأکید می‌کنند. تضعیف روحیه مؤمنین، ایجاد یاس و ناامیدی و بزرگ جلوه دادن دشمن، در تضاد با این آموزه‌ها است.

کریم در مورد مقابله با متجاوزین می‌فرماید: وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (بقره/190) و در راه الله با کسانی که با شما می جنگند بجنگید، و [هنگام جنگ از حدود الهی] تجاوز نکنید، که خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.

البته به عنوان مقدمه و به عنوان تنها عامل دنیوی بازدارنده برای دارالاسلام و جماعت مومنین امر می کند که: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان دارید از نیرو [و نفرات و ساز و برگ جنگی] و اسبان ورزیده [برای جنگ] آماده کنید تا به وسیله آنها دشمن الله و دشمن خودتان ودشمنانی غیر ایشان را که نمی شناسید، ولی الله آنان را می شناسد بترسانید.

از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»[1] بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است.

پس الله تنها عامل بازدارنده را تیر انداختن می داند حالا زمانی تیر کمان بوده و زمانی تیر برنو و کلاشینکف و الان تیر موشک و پهبادها و…

این فکر شرعی و اسلامی است که باید در قلب و وجود ما رشد و تقویت کند.

تنها به این فکر کنید که اگر دارالاسلام ایران به این حکم شریعت الله که تنها عامل بازدارنده ی دنیوی است عمل نمی کرد چه چیزی وجود داشت که حیوانهای وحشی چون آمریکا و صهیونیستها را از لیبی و عراقی و سومالی کردن ایران باز می داشت؟

بعد از نصرت الله و با چنین زمینه سازی هائی که دارالاسلام ایران تهیه دیده است باید با ایمانی راسخ به این موارد هم ایمان داشت که:

 وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (آل عمران/139) و [در انجام فرمان های الله و در جهاد با دشمن] سستی نکنید و [از پیش آمدها و حوادث و سختی هایی که به شما می رسد] اندوهگین مشوید که شما اگر مؤمن باشید، برترید.

آیا مومنید؟ این سوالی است که باید از خودتان بپرسید؛ چون الله فرموده «اگر» مومن باشید. اگر مومن هم نباشید بگذار تا زمان مرگتان در سرگردانی و سستی و تماشاچی بودن و غم و اندوه و اضطراب بپوسید.

    آیات و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم به وضوح بر حفظ روحیه، عدم ناامیدی و توکل بر نصرت الهی تأکید دارند، که در تقابل با هرگونه گفتمانی از سوی شکست خوردگان روحی و گروه منافقین است که به تضعیف روحیه مؤمنین یا بزرگنمایی دشمن منجر شود.

گفتمان یک عالم دین باید تقویت‌کننده ایمان و وحدت صفوف مسلمانان باشد، نه اینکه به گونه‌ای سخن گفته شود که موجب خشنودی دشمنان اسلام و تضعیف جبهه حق گردد.

بر اساس آموزه‌های قرآن و سنت، عالمان دین وظیفه دارند که در تمام خطبه‌ها و رهنمودهای خود، اصول و احکام شریعت را با استناد به آیات الهی و احادیث نبوی بیان کنند تا مومن تولید کنند. در مواجهه با تجاوزات، روحیه ایستادگی، جهاد، صبر و توکل بر الله را در دل مؤمنین زنده نگه دارند و هرگز به ناامیدی، تسلیم یا تضعیف صفوف مسلمانان دامن نزنند. سخنانی که خارج از این چارچوب و بدون استناد به وحی و سنت باشد، از اعتبار ساقط است و نمی‌تواند هدایت‌گر امت اسلامی باشد.


[1]  مسلم 1917

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

 مولوی عبدالکریم حسین‌پور در شهرستان سراوان و بیان اهمیت امنیت در منطقه

کاتب: عبدالرحمن براهویی

مولوی عبدالکریم حسین‌پور در سراوان با تأکید بر ضرورت حفظ امنیت، نقش بزرگان و مردم در مقابله با ناامنی را مهم دانست و خواستار تلاش بیشتر مسئولان برای رفع مشکلات اقتصادی و خدمت‌رسانی به مردم شد.

این مولوی در سخنان خود می گوید: “از شما نمازگزاران محترم و همچنین از جناب استاندار محترم، نمایندگان و همه مسئولانی که شبانه‌روز برای رفاه و امنیت این ملت بزرگوار تلاش می‌کنند، قدردانی و تشکر داریم. این ملت، ملتی همیشه در صحنه و وفادار به کشور بوده و هست و ان‌شاءالله امنیت و رفاه آنان بیش از پیش تأمین گردد.

عزیزی که درباره ناامنی سخن گفت، سخنش بحق بود؛ چرا که در منطقه سراوان گاهی امنیت برهم زده می‌شود. اما آنچه بسیار اهمیت دارد این است که من و شما نیز در حفظ امنیت نقش خود را ایفا کنیم. کسانی که امنیت را برهم می‌زنند، غالباً از میان خود ما هستند؛ فرزند من و شما، هم‌طایفه و هم‌محله ما. البته ممکن است افرادی در پشت صحنه باشند و برخی افراد را تحریک کنند، اما در نهایت این افراد به جامعه ما وابسته‌اند.

اگر بزرگان، معتمدان و ریش‌سفیدان با همکاری یکدیگر این افراد را شناسایی کرده و مانع اقدامات آنان شوند، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. و اگر لازم شد، می‌توان از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی نیز کمک گرفت تا جلوی کسانی که به دنبال خون‌ریزی و برهم زدن امنیت مردم هستند گرفته شود.

امیدواریم مسئولان محترم، به‌ویژه جناب استاندار بومی و محبوب، همان‌گونه که تاکنون تلاش کرده‌اند، تلاش مضاعفی نیز داشته باشند. همچنین نماینده محترم و هر مسئولی که در هر بخشی از این کشور مسئولیتی برعهده دارد، وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد و برای خدمت به مردم بکوشد.”

این سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور در ضرورت رعایت مسائل امنیتی واقعیتی است که همه یما می بینیم اما گاه با فراافکنی سعی داریم ناامنی به وجود آمده توسط گروههای مسلح و جاهلین میان بلوچها را انکار کنیم؛ این سیاست فریبکارانه هیچ دردی از ما درمان نخواهد کرد، چون مردم ایران در همان قدم اول می گویند چرا سایر استانها امنیت دارند اما استان سیستان و بلوچستان اینهمه ناامنی در آن وجود دارد؟

نمی توان این نا امنی را به مسائل قومیتی و مذهبی ربط داد چون در ایران بیشتر از 28 قومیت کوچک و بزرگ و نزدیک به 180 لهجه وجود دارد و علاوه برآن استانهای مختلف ایران دارای پیروان مذاهب اهل سنت و جماعت هستند و تنها بلوچستان نیست که مذهب اهل سنت دارد؛ پس سخنان مولوی عبدالکریم حسین‌پور عین واقعیت است و مشکل ناامنی به خود بلوچها برمی گردد و بلوچهای حنی مذهب باید با کمک نیروهای امنیتی و انتظامی بر این مشکل فائق آیند.