عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

‏جالب است بدانید ابولهب، عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و ابوجهل نیز پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم و نضر بن حارث هم پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.

 هر سه از سرسخت ترین دشمنان اسلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم، پس اگر یکی از هم زبانان یا هم محله ای یا از اقوام و اطرافیان خود را دیدید که از سکولاریسم دفاع می کند و با بهانه های پوچ و بی ارزش در برابر قانون شریعت الله ایستاده است اصلاً تعجب نکنید.  

نضر بن حارث شخصی بود که داستانها عبرت آموز موجود در قرآن را افسانه های قدیمی می دانست که ابن عبارس رضی الله عنهما می گوید: هشت آیه از آیات سوره‌ی قلم درباره‌ی او نازل شده است، به‌ویژه این آیه که می‌فرماید: إِذا تُتْلی‌ عَلَیْهِ آیاتُنا قال أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (قلم/15) چون آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید اسطوره‌های نخستین است.[1]

بر این اساس بود که نضر بن حارث (پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم) به منظور بازداشتن مردم از رفتن به حضور رسول الله صلی الله علیه و سلم و تشکیک در آیات قرآن و رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، داستانهایی از رستم و اسفندیار و… از ایران باستان را می خرید و برای مردم می گفت.

الله جل جلاله این تاریخ باستان و داستانها را سخنان پوچ و یاوه می داند و در این زمینه در قرآن کریم می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ ‏(لقمان/6) در میان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان پوچ و یاوه‌اند (مانند: خرافات، افسانه‌های بیفایده، حرفهای مضحک و…) تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند . آنان عذاب خوار و رسوا کننده‌ای دارند.‏

پس شک نداشته باشیم که تمام افسانه ها و حتی تاریخ باستان ایران که از تیسفون عراق تا خراسان بزرگ و مرزهای چین و بخشهای بزرگی از آسیای میانه گسترش داشت جزو سخنان بیهوده و یاگوئی است، حالا چه فاشیستهای باستان پرست ایرانی خوششان بیاید یا نیاید؛ البته این به معنی تبرئه ی افسانه ها و یاگوئی های سایر ملل نیست بلکه چون بحث ما منحصراً در مورد این یاوه ها و بیهوده گوئی هائیست که آیه ی قرآن هم آنرا تأئید کرده، بر ایران باستان تاکید داریم.

تا کنون کسی نیامده که افسانه های موجود مثلاً در شاهنامه ی فردوسی را مبنای تاریخی قرار دهد مگر کسی که خودش را مورد تمسخر قرار داده باشد، به همین دلیل در هیچ یک از دانشگاههای ایران و جهان هم شاهنامه ی فردوسی به عنوان منبع تاریخی معرفی نشده است.

غیر از این، تاریخ ایران باستان را نیز نگاه کنیم، اکثریت مطالب آنچه به عنوان منبع در دانشگاههای ایران و جهان معرفی می شوند بر اساس ظن و گمان است؛به عنوان مثال، دیاکونوف مولف تاریخ مادها، رومن گيرشمن مولف تاریخ خاخام منشی ها (هخامنشی ها)، کالج، مالکوم کالج مولف تاریخ اشکانیان(پارتیان)، آرتور کریستنسن مولف تاریخ در مورد ساسانیان را نگاه کنیم بر اساس ظن و گمان مطالب خود را نوشته اند نه یقینی؛ حالا چه رسد به مطالب امثال هرودوت که هم به عنوان پدر تاریخ شناخته شده هم پدر دروغ یا مطالب تحریف شده ی تورات در مورد خامام منشی ها و پارتها و…

الله جل جلاله در مورد ظن و گمان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات/12] ‏ای کسانی که ایمان آورده‌اید ! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، که برخی از گمانها گناه است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: إيَّاكُمْ والظَّنَّ، فإنَّ الظَّنَّ أكْذَبُ الحَديثِ.(متفق علیه) از گمان برحذر باشید و پرهیز کنید، زیرا گمان دروغ‌ترین سخن است.

این حکم صریح اسلام در مورد تاریخی است که بر اساس ظن و گمان درست شده است حالا چه رسد به افسانه هائی که هیچ قیمت و ارزش تاریخی هم ندارند و الله تعالی آنها را «لَهْوَ الْحَدِیثِ» سخنان پوچ و یاوه‌ نامیده است.

با این وصف، عدوالله (حبیب سربازی) سکولار و مرتد با چنگ زدن به افسانه های گفته شده توسط شاهنامه ی فردوسی می خواهد ثابت کند و به مخاطب خود بفهماند که بلوچهای باغیرت و باشرف جزو مزدکی هائی بودند که مال و زنان خود را به اشتراک گذاشته اند و….

این شخص سکولار و مرتد می گوید: “مزدکیان/ بلوچ‌ها را می‌توان نخستین جنبش‌ سوسیالیستی  دانست. بر اساس منابع تاریخی، تنها مردمی که به‌طور آشکار به‌دلیل پیروی از آیین مزدک مورد کشتار قرار گرفتند، بلوچ‌ها بودند. مزدک جنبشی عدالت‌خواه و ضد نظام طبقاتی بنیان گذاشت و بر برابری زن و مرد تأکید داشت.”

در تائید دروغ و اتهام خودش به قوم باشرف بلوچ به این شعر فردوسی استناد می کند که در داستان کشتار مزدکی ها توسط نوشن روان (انوشیروان) آمده است: ببود ایمن از رنج شاه جهان ….  بلوچى نماند آشکار و نهان.

این اتهام بزرگ عدوالله سربازی با آنکه هیچ مبناری تاریخ ندارد،چیزی جز عادی سازی فرهنگ بی بندوباری اخلاقی سکولاریستی در میان قوم مومن و باغیرت بلوچ با شعار برابری زن و مرد نیست.

سکولاریسم آفتی است که نزدیک به یک قرن است سرزمینهای اسلامی را از درون مورد تهاجم قرار داده است و سکولاریستهای میان مسلمین هم جزو پست ترین موجودات سرزمینهای اسلامی هستند که قصد داشته اند این آفت را عادی سازی و فرهنگی و مردمی کنند.


[1]  ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق:السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبدالحفیظ، ج ‌۱، ص ۶۴۴، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

پاسخی ساده و کوتاه بلوچهای اهل سنت ایران به تهدیدات مجازی و خیالی سرخوش سهاب

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

 گروه مجازی و سکولار سهاب که این روزها سرخوش بیشتر از دیگران بلندگوی گزافه گوپی های آن شده اخیراْ با تهدیداتی توخالی ادعاهای بزرگی کرده و بخصوص در مورد کاهش خشونت در بلوچستان دست به عوام فریبی و هزیان گویی زده است.

همه می دانیم که ایران دارای استانهای متعددی است اما اینکه در میان تمام این استانها باید تنها شاهد گروههای مختلف مسلح و راهزنانی تحت پوشش پاکستان در میان بلوچهای حنفی مذهب و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان باشیم جای سوال دارد.

آمریکا در ایالت سیستان و بلوچستان پاکستان دارای پایگاه نظامی است که از آنجا حملاتی را به ا.ا.افغانستان و وزیرستان و تمام جاهایی که مجاهدین ضد آمریکایی حضور دارند انجام می دهد اما گروههایی چون جیش العدل که در لباس جبهه مبارزین مردمی خودش را بازتعریف کرده در امنیت کامل در پاکستان و بیخ گوش آمریکا به سر می برد.

نکته ی طنز گونه ی این بازی هم این است که آمریکا گروه جیش العدل را جزو گروههای تروریستی معرفی کرده تا از گندکاری آن خودش را مبرا نشان دهد و گرنه اگر مثل گروههای دیگری چون حماس و جهاد اسلامی که آنها تروریستی می داند و سگ هارش یعنی رژیم صهیونیستی را با انواع تجهیزات و خدمات ماهوراه ای و جاسوسی یاری می کند تا این گروهها را با زنان و کودکان و پیر و جوان نابود کند به همین شکل حداقل به حکومت دست نشانده ی پاکستان هم چنین دستوری را می داد یا خودش مستقیماْ آنها را نابود می کرد اما می بینیم که در کنار هم و در یک استان با هم پایگاه دارند.

آیا همین کافی نیست تا بدانیم ریشه های ناامنی در استان سیستان و بلوچستان به حکومت دست نشانده ی پاکستان و آمریکا برمی گردد؟

پس مهیم سرخوش باید بداند که کاهش خشونت در بلوچستان پیش از هر چیز مستلزم نابودی آمریکا به عنوان سر افعی از منطقه و سپس جارو شدن حاکمیتهای دست نشانده و گروههای همسو با سیاستهای آمریکا در منطقه است. تا زمانی که آمریکای اشغالگر و حاکمیت دست شنانده ی پاکستان از گروههایی چون جیش العدل حمایت می کنند و پایگاه راهزنان گردنه گیر هم شده است، حتی نابودی گروههایی چون جندالله ریگی و سرکوب چند راهزن باز به تکرار چرخه‌ی بحران و ناامنی در استان سیستان و بلوچستان و تولید دسته ها و گروههای جدید خواهد انجامید.

بلوچهای حنفی مذهب باید یکبار برای همیشه متوجه شوند تا زمانی که ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی و حکومتهای دست نشانده ی عربی مثل آل سعود قرار دارد وجود گروههای مختلفی چون جبهه ی مبارزین مردمی در راه آمریکا و شرکای آمریکا و انواع راهزنی ها در استان سیستان و بلوچستان امری اجتناب ناپذیر خواهد بود اما جارو کردن این دست نشانده های دشمنان با آگاهی بلوچها از آنچه وجود دارد بسیار ساده است.

بلوچهای اهل سنت باید به ماهیت حقیقی این مزدوران تاریخ دار دقت داشته باشند و شعارهای مختلف قومیتی و اقتصادی و مذهبی آنها باعث نشود هیزم جنگ این گروهها و دسته ها و اسباب ناامن سازی منطقه برای آمریکا و سایر شرکای آمریکا شوند.

مبارزه ی نهادهای حکومتی ایران با وجود ناامنی در میان بلوچهای حنفی مذهب اگر بدون مشارکت مردم بلوچ و بی‌اعتنایی آنها و تماشاچی بودن آنها پیش برود، افراد و دسته های همسو با جبهه ی آمریکا به سادگی خواهند توانست دسته هایی از جوانان را با خود همسو کنند و همین تماشاچی بودن مردم خود به عاملی تازه برای تنش بدل خواهد شد که تداوم آن، تنها به معنای استمرار چرخه‌ای است که قربانی اصلی آن همواره مردم و جوانان حنفی مذهب بلوچ و سپس سایر قومیتهای ایرانی بوده‌اند۰

پس شک نداشته باشیم که مسئولیت اصلی وضعیت ناامنی، بی‌ثباتی در استان سیستان و بلوچستان، متوجه آمریکا و گروهها و دسته های همسو با آمریکا و شرکای آمریکاست و سکوت و تماشاچی بودن مردم در برابر ناامن سازی منطقه توسط این مزدوران آنها را نیز شریک جرم خواهد کرد.

پس هشدار همه ی ما باید متوجه آمریکا و حاکمیت دست نشانده پاکستان و گروههای مزدور و افرادی چون سرخوش و حبیب شود که مسئولیت هرگونه ناامن شدن استان مستقیماً بر عهده طراحان و مجریان آن خواهد بود که اگر این ھشدارھا را جدی نگرند باید زیر پایشان گرم کرد و منطقه توسط مومنین اهل دعوت و جهاد برایشان تبدیل به جهنمی شود که در سراسر سرزمینهای اسلامی نزدیک به دو قرن است برای مسلمین درست کردہ اند و باید مزہ ناامنی را بچشند.

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

گروهکهای بلوچ مستقر در ایالت بلوچستان پاکستان و فدا کردن بلوچها برای منافع دشمنان

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

در جریان جنگ 12 روزه ایران با اسرائیل و آمریکا دیدیم که کشور سکولار هند از رژیم صهیونیستی حمایت کرد؛ کشور هند هم از بزرگترین تمویل کننده ها و هدایت کننده های گروههای سکولار بلوچ در ایالت بلوچستان پاکستان است.

هماهنگ با این اقدام کشور سکولار هند، باز مدتی قبل دیدیم که کشور سکولار چین و کشور سکولار و دست نشانده ی پاکستان طرحی به سازمان ملل ارائه دادند که طی آن گروه سکولار و مسلح  بلوچ  BLA  جزو گروههای تروریستی محسوب شود اما حکومت سکولار آمریکا این طرح را وتو کردند و اجازه ندادند این گروه سکولار جزو گروههای سکولار محسوب شود.

به این شکل و به صورت واضح می بینیم که این گروههای سکولار یا اسلامگرای موجود در ایالت بلوچستان پاکستان که در امنیت کامل و در کنار پایگاههای آمریکا به فعالیتهای خود بر علیه حکومت پاکستان و ایران می پردازند همگی به نحوی تحت حمایت و هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.

در تازه ترین اقدام دیدیم که  گروه مرتد و سکولار بلوچBLA   زنی بلوچ به نام رزینه رفیق را در یک کار انتحاری بر نیروهای حکومت سکولار پاکستان منفجر کرد.

قوم مسلمان و با غیرت بلوچ در برابر دشمنان متجاوز حاضر است خودش را فدای ناموسش کند نه اینکه ناموسش را در برابر متجاوزین قرار دهد و ناموسش را فدای خودش کند.

سکولاریستهای بی غیرت و بی ناموس از لختی گری شروع به بازی با ناموس خود و مردم می کنند تا به اینجا می رسند که جسد تکه تکه ی زن بلوچ باید در اختیار نیروهای دشمن قرار بگیرد.

قوم مسلمان بلوچ باید بداند که جنگ گروههای به ظاهر اسلامگرا به همراه گروههای سکولار که با نام قومیت و خاک و یا با نام اسلام و اهل سنت و … در زیر پرچم آمریکا شروع کرده اند ربطی به قوم بلوچ ندارد بلکه قوم بلوچ را فدای اهداف و سیاستهای آمریکا و اسرائیل و هند می کنند.

رسانه ی امارت اسلامی افغانستان هم باید هوشیار باشد و دشمنی امارت اسلامی با پاکستان باعث نشود کفر و ارتداد این گروههای سکولار نادیده گرفته شود و چنین نشان داده شود که جنگ این مرتدین بلوچBLA  و این حمله انفجاری و انتحاری این زن بلوچ بر مرکز رژیم پاکستان در ایالت بلوچستان نتیجه ی ظلم پنجابی ها بر مردم قبایلی است چون همه ی دنیا می دانند اسکلت حکومتی و بخصوص امنیتی پاکستان در دست پشتونها است و در ایالت بلوچستان پاکستان هم باز اسکلت حاکمیت در اختیار پشتونها و بلوچهاست و جنگ مرتدین بلوچBLA  هم همچون جنگ ترکی و نجیب الله و دوستُم ربطی به قوم مسلمان و عقاید اسلامی مسلمین ندارد.

آیا هنوز نمی دانی احزاب بلوچ مزدور آمریکا و غرب هستند؟

آیا هنوز نمی دانی احزاب بلوچ مزدور آمریکا و غرب هستند؟

کاتب: بالاچ عُمَرزهی

عده ای هنوز نمیخواهند باور کنند که احزاب مسلح بلوچ موجود در ایالت بلوچستان پاکستان همگی مزدور آمریکا و غربند که بلوچها را در راه اهداف و برنامه های غربی ها خرج می کنند.

غربی ها برایشان مهم نیست این حزب بلوچ خائن حزبی سکولار مثل ارتش آزادیبخش بلوچ BLA) ) است یا حزبی به ظاهر اسلامگرا مثل جیش العدل پاکستان نشین.

آمریکا و غرب اینها را همچون دستمال توالت مورد استفاده قرار می دهد و اصلا برایش مهم نیست این احزاب با شعارهای قومیتی و نژاد پرستی سکولاریستی و داشتن واحد انتحاری تیپ مجید به پیش می روند یا با شعارهای اسلامگرایانه و جهادی و واحد فدائی دارند؛ بلکه مهم برایش منافع مقطعی خودش و گرفتن امتیازات لازم از طرفهای مختلف است.

آشکار ترین علامتی که همه دیدیم این بود زمانی که پاکستان و چین در مورد BLA در سازمان ملل خواستار تروریستی نامیدن آن شدند، آمریکا و و فرانسه قطعنامه پاکستان برای تعیین ارتش آزادیبخش بلوچ (BLA) و واحد انتحاری آن، تیپ مجید، به عنوان سازمان‌های تروریستی جهانی را رد کردند و به این شکل حمایت خود از این حزب بلوچ را اعلام و آشکار کردند.

پاکستان و چین مدعی بودند همچنانکه داعش و القاعده به عنوان سازمانهای تروریستی جهانی معرفی شده اند BLA نیز باید معرفی شود چون هم اردوگاهی خارج از پاکستان و در افغانستان دارد و عملیات آن در آن سوی مرز پاکستان انجام می‌شود که ثابت می‌کند یک سازمان تروریستی جهانی است و گروه انتحاری دارد.

 با این معیارها حکومتهای پاکستان و چین باید جیش العدل را هم جزو گروه تروریستی جهانی معرفی می کردند چون هم گروه فدائی ( به قول آنها انتحاری) دارد و هم خارج از مرزهای ایران و در پاکستان اردوگاه آشکار دارد و از آنجا عملیاتهایش را رهبری و مدیریت می کند، اما تمام این کفار جهانی دارای سیاست یک بام و دو هوا هستند و تمام سیاستهایشان حول محور منافعشان می چرخد نه حقایق و واقعیتها.

همه ی ما می دانیم که ادعای چین و حکومت دست نشانده ی پاکستان مبنی بر داشتن پایگاه حزب سکولار و مرتد (BLA)  دروغ محض است اما در کنار این نه تنها ما بلکه تمام دنیا می داند و خود جیش العدل هم اقرار دارد که در پاکستان پایگاه دارد و پنجگور تنها یکی از مراکز آشکار سکونت خانواده های آنهاست.

آیا هنوز نمی خواهی بپذیری که جیش العدل مزدور آمریکا و غرب است و در حال معامله بر سر جان و ناموس و مال و خاک و امنیت بلوچها و سرزمینش؟  

‍  شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (5)

‍  شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (5)

کاتب: براهندک بلوچ

کسی خیال نکند این سکولاریستهای بلوچ  ملی گرا و ناسیونالیستی که خود را  طرفدار فدرالیسم و دموکراسی می دانند چیز جدیدی آورده اند، بلکه اینها به همراه سایر سکولاریستها ادامه دهندگان راه مشرکین (سکولاریستها) باستان هستند و طبق نقشه ی به بن بست رسیده و فاسد و قدیمی حرکت می کنند که اجداد سکولار آنها در طول تاریخ طی کرده اند.

-اگر سهاب و حبیب سربازی برای پارلمان و دموکراسی سکولاریستی تبلیغ می کنند قرنها قبل از میلاد و حتی در صدر اسلام و در میان عربها هم پارلمان وجود داشت هم سیستم  دموکراسی. عربها در مکه اسم پارلمان خود را گذاشته بودند «دارالندوه» و در مدینه اسم آن «سقیفه بنی ساعده» بود.

-اگر سهاب برای دموکراسی و آزادی سکولاریستی دعوت می دهد، علاوه بر قومهای قرون باستان، در میان همین اعراب صدر اسلام نیز تا زمانی کسی مخالف  قوانین سکولاریستی آنها عمل نمی کرد، برای همه آزادی وجود داشت و قوانین هم توسط همین مردم و برای همین مردم در «دارالندوه» ها و «سقیفه بنی ساعده» ها تصویب و اجرا می شد و انسان محوری به جای الله محوری کاملاً حکمفرما بود.

-اگر سهاب بر اساس همین دموکراسی برای آزادی جنسی و زنا به شرط رضایت جنسی طرفین و برای آزادی همجنس بازان دعوت می دهد باید بداند این کار را قرنها قبل عده ای از اجداد سکولار آنها انجام داده اند و آنها ادامه دهنده ی اقوامی سکولار چون قوم لوط هستند و بس و چیز جدیدی نیاورده اند. هر چند به جای کلمه ی لوطی کلمه ی همجنس باز و دگرباش و … را جایگزین کرده باشند اما، ماهیت عمل یکی است. 

-و …  

 پس، سهاب سکولار و مجموعه ی مجازی آن برای هر مفسده ای که تبلیغ کنند حتماً سابقه ای در میان ملل باستان داشته و الله جل جلاله در قرآن تمام جاهلیت ها و مفاسد را به همراه شیوه ی مبارزه و درمان و نابودی این مفاسد بیان کرده است.

البته، امروزه سکولاریستهای سهاب و مجموعه ی مجازی آنها به دلیل ضعف در اندیشه و تفکر، کورکورانه در مسیری قدم گذاشته اند که حداقل ۸۰ سال است بلوچهای پاکستان آن را طی کرده اند که همین الان بلوچستان پاکستان و تاریخ این چند دهه به فساد این مسیر گواهی داده است، همچنانکه نزدیک به 80 سال فعالیت کوردهای سکولار و حاکمیت 30 ساله ی همین الان آنها در اقلیم شمال عراق و حاکمیت چند ساله ی آنها در بخشهایی از شمال شرقی سوریه به فساد این مسیر گواهی داده است.

اگر دقت داشته باشید شیطان و یارانش برای مسلمین تنها به فقر و فساد و فحشائی وعده می دهند که:

– ما با چشم سر در تمام سرزمینهای اسلامی اشغال شده توسط کفار سکولار جهانی و مزدوران سکولار آنها این فقر و فحشای تحمیلی را می بینیم.

– ما با چشمان خود در بلوچستان پاکستان این فقر کشنده و فحشای گسترده را می بینیم.

– و فحشا و بی اخلاقی و بی بندوباری طرفداران سهاب و سایر ملی گرا ها را نیز در جامعه ی بلوچهای ایران مشاهده می کنیم.

– همچنانکه مفاسد اخلاقی و عقیدتی و رفتاری که احزاب سکولار کورد به بار آورده اند بر کسی پوشیده نیست چون: الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ (بقره/۲۶۸) شیطان شما را وعده ی تهیدستی و فقر می‌دهد و به انجام گناه و فحشا شما را دستور می‌دهد.

آیا با وجود این همه دلایل روشن و با وجود آنچه که با چشم خود می بینی:

– تو به دستور الله عمل می کنی و در مسیر قوانین شریعت الله حرکت می کنی؟

– یا به دستور شیطان و یارانش در مسیر کفر سکولاریسم و ضدیت با قوانین شریعت الله و ضدیت با فرهنگ اسلامی و غیرت و اخلاق اسلامی قومت می تازی؟

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (4)

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (4)

کاتب: براهندک بلوچ

جهاد و مجاهد برای مومنینی به کار می رود که در راه الله و برای پیاده کردن قوانین شریعت الله و برتری دادن به قوانین شریعت الله بر سایر قوانین کفری به کار می رود . از رسول الله صلى الله عليه وسلم درباره ی مردی پرسيده شد که از روی شجاعت می جنگد (انگیزه ی وی از جنگیدن، اظهار شجاعت و دلیری است)، از روی تعصب قومی یا ملی می جنگد يا از روی ريا و خودنمايی می جنگد. اینکه کداميک در راه الله است؟ فرمود: مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ الله هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ الله (بخاري123/ مسلم1904) کسی که برای اعلای کلمه ی الله (و سرافرازی قوانین شریعت الله) بجنگد، در راه الله است.

 مشخص است که یک شخص کافر سکولار قومیت پرست برای برتری دادن قوانین کفری سکولاریسم و برقراری دموکراسی سکولاریستها می جنگد و قطعاً نمی تواند و نمی خواهد از اصطلاحاتی چون جهاد و مجاهد استفاده کند، به همین دلیل از اسامی ساختگی دیگری استفاده می کند که هیچ سابقه ای در میان ملت مسلمان خودش هم ندارد؛ مثل پیشمرگ یا گریلا یا سرمچار یا مزاران و …

 «شهید» هم مثل جهاد و مجاهد اصطلاحی شرعی و اسلامی است و تنها برای مومنینی به کار می رود که در راه قوانین شریعت الله زندگی کرده اند و در این مسیر هم جان خود را به طرق مختلف از دست داده اند که بالاترین آنها کسی است که در جهاد و جنگ مسلحانه جانش را فدای قوانین شریعت الله می کند و «با خونش گواهی و شهادت می دهد که قوانین شریعت الله از تمام قوانین کفری دیگر همچون قوانین یهودی ها و نصرانی ها و مجوسی ها و صابئی ها و سکولاریستها (مشرکین) برتر و بالاتر هستند و حاکمیت دارالاسلام بر حاکمیت تمامی دارالکفرها برتر و بالاتر است.» 

اما، کافری یهودی اگر در راه عقایدش بجنگد و کشته شود با خونش گواهی باطل و دروغینی داده است که قوانینش از قوانین اسلام و سایرین برتر و بهتر هستند، به همین ترتیب کفار سکولار (به زبان عربی معادل سکولار می شود مشرک) با خونشان گواهی باطل و بیهوده و پوچی می دهند که قوانین کفری سکولاریستی از قوانین شریعت الله بهتر و برتر و بالاتر هستند و دارالکفری سکولار و دموکراسی خواه از حکومتی اسلامی و دارالاسلام بهتر است.

اینها هرگز شهید در معنی اسلامی آن نیستند بلکه در واقع «یاران شیطان» هستند. چون الله تعالی واضح و ساه و آشکارا می فرماید: الَّذِینَ آمَنُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِیَاء الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفاً ‏(نساء/76) کسانی که ایمان آورده‌اند ، در راه الله می‌جنگند، و کسانی که کفرپیشه‌اند و کافر هستند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بی گمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف بوده است.‏

پس، شخص یا مومنی است که در راه الله و قوانین شریعت الله با کفار می جنگد یا مومنی خطاکار و اهل بغی است که باز تابع قوانین شریعت الله است و برای دارالاسلام تلاش می کند اما در مواردی پا در جای پاهای شیطان « ُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ» (بقره/168)  گذاشته و از شیطان پیروی می کند و بر علیه برادر مومنش وارد جنگ شده است (هر دو مومن هستند و در واقع هر دو فِی سَبِیلِ اللّهِ می جنگند و هر دو یک دسته محسوب می شوند اما یکی دچار اجتهاد اشتباه یا گناه شده است) و یا کافری است که در راه قوانین کفری و شیطان با مومنین شریعت گرا و دارالاسلام می جنگد و گروه سومی وجود ندارد.

ادامه دارد …. ان شاء الله

دست پاچگی و فتنه انگیزی جریان مجازی و سکولاریستی «سهاب» در میان پشتونها و بلوچهای ایالت بلوچستان پاکستان

دست پاچگی و فتنه انگیزی جریان مجازی و سکولاریستی «سهاب» در میان پشتونها و بلوچهای ایالت بلوچستان پاکستان

 کاتب: بالاچ عُمَرزهی

جریان مجازی و سکولاریستی «سهاب» ویدیویی از نیروهای امارت اسلامی افغانستان منتشر کرده که در آن نقشه‌ای نشان داده می‌شود که «خط فرضی و مصنوعی دیورند» میان دارالاسلام افغانستان و پاکستان سکولاریستی حذف شده و بلوچستان پاکستان تا بندر مکران به افغانستان ادغام گردیده است.

این فتنه‌انگیزان با پخش چنین مطالبی می‌خواهند میان اقوام مسلمان منطقه نفاق و دشمنی بیافرینند.

به این گروه سکولاریستی می‌گوییم: زمان تشکیل افغانستان و جدایی آن از ایران و زمان تشکیل پاکستان توسط انگلیس نیز مشخص است و انگلیسِ استعمارگر زمانی که شبه‌قاره هند را اشغال کرده بود، با یک مرز فرضی و استعماری به‌نام «خط دیورند» میان مسلمانان تفرقه انداخت.

همچنین بر مردم منطقه واضح و روشن است که از زمان تشکیل پاکستان تا امروز، مردم این مناطق هرگز زیر بار این خط مرزی مصنوعی نشده اند و سعی داشته اند مرزهای دارالاسلام را محدود به این خط فرضی نکنند.

مردم بلوچ مثل سایر قومیتهای تقسیم شده دوست دارند دوباره در دارالاسلام و همچون شهروندی مسلمان به زندگی خود ادامه دهند و دارالاسلامهای ایران و امارت اسلامی افغانستان نیز به نژاد، قوم یا زبان خاصی نگاه دشمنی‌آمیز ندارند. امارت اسلامی همه اقوام از جمله قوم بلوچ، پشتون، تاجک، ازبک، ترکمن و دیگران را برادران مسلمان خود می‌داند و خود را متعلق به همه اقوام مسلمان منطقه می‌شمارد.

هدف امارت اسلامی تفرقه نیست، بلکه وحدت امت اسلامی و احیای عزت دارالاسلام است حالا چه اشکالی دارد بلوچهای ایالت بلوچستان که تحت ستم سکولاریستهای پاکستانی و بخصوص گروههای مختلف و متفرق سکولار بلوچ هستند خود را به یکی از دارالاسلامها ملحق کنند و از شر هر نوع سکولار بومی و غیر بومی خلاص شوند؟

جریان مجازی سهاب و بخصوص عدوالله سربازی باید بداند که علت اینکه امارت اسلامی در مورد بلوچهای ایران چیزی نگفته و آنها را مشمول آن نقشه نکرده این است که امارت اسلامی به حکومت ایران همچون یک دارالاسلام نگاه می کند و اینکه اقوام در هر دارالاسلامی باشند برایش بهتر از آن است که در دارالکفری طاری تحت حاکمیت سکولاریستها باشند.

امارت اسلامی افغانستان همان حقی را که برای خود قایل است برای دارالاسلام ایران هم قایل است و هیچ وقت با حاکمیت  اسلامي اختلاف ندارد بلکه سعی دارد که بر سرزمین های اسلامي علمای دین اسلام  بر مسند قدرت برسند و سکولارهای مزدور محلی را بردارند و قوانین اسلام را حاکم کنند.

پس امارت اسلامی چشم به خاک بلوچها ندارد بلکه بلوچها را نیز بخشی از مردم دارالاسلام می داند و همچون سایر اقوام این حق بلوچهاست که از شر سکولاریستهای بومی و غیر بومی نجات پیدا کنند.

پس این نقشه ای که سربازان امارت اسلامی در جلسه رسمی فارغ التحصیلی نیروهای نظامی ارایه داده اند و یا سخنان امثال ژنرال مبین در مورد بلوچهای ایالت بلوچستان تحت حاکمیت پاکستان منهجی و برنامه ریزی شده و آرزوی هر مسلمان بلوچی است.

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (3)

شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (3)

کاتب: براهندک بلوچ

…. به همین دلیل می بینیم که در چرخشی 180 درجه سهاب و حبیب سربازی و دارودسته ی مجازی اش که می خواستند نقش نلسون ماندلا و گاندی را بازی کنند یک شبه تبدیل شدند به قاضی محمد کوردها و برای چند جوان فریب خورده ی مجازی مشی مسلحانه را بر علیه دارالاسلام ایران انتخاب کرد و در اساسنامه ی خود اعلام کرد که: ضمن مخالفت با «تروریسم» با رژیم ایران می جنگد. 

فقط کافی است بدانید که اصطلاح «تروریسم» که برای سرزمینهای اسلامی توسط کفار سکولار جهانی و احزاب سکولار و مزدور محلی به کار می رود یعنی جنگ و مبارزه با تمام آزادیخوان و شریعت گرایانی که در برابر اشغالگران خارجی و مزدوران داخلی آنها به دفاع از قوانین شریعت الله و مردم مسلمان خود ایستاده اند.

البته بزرگتر و سابقه دارتر از سهاب و حبیب سربازی در میان بلوچها، یعنی دکتر الله نظر بلوچ، رهبر (بی ال اف) از سرمچاران پاکستان، در نامه ای سرگشاده برای ترامپ  همین وعده ی مبارزه با تروریسم را داده بود و با قتل عام بلوچهای شریعت گرا آنرا عملی کرد؛ همچنانکه سازمان سکولار بلوچ پاکستان (بی آر ای) و  گروه مسلح سکولار و ملی گرای یو.بی.ای (ارتش متحد بلوچستان) همین کار را در برابر بلوچهای شریعت گرا انجام داد همچنانکه کوردهای سکولار در برابر کوردهای شریعت گرا انجام می دهند و ازبکهای سکولار در برابر ازبکهای شریعت گرا انجام داده اند و به همین ترتیب سایر مزدوران سکولار داخلی در برابر هم وطنهای شریعت گرای خود انجام داده و می دهند.

واضح است که سهاب و مشخصاً حبیب سربازی در واقع قبل از آنکه جنگ بر علیه جمهوری اسلامی ایران را شروع کند وعده ی جنگ با بلوچهای شریعت گرا تحت عنوان مبارزه با «تروریسم» را داده است و آن چند جوان بلوچِ تنها و فریب خورده ی سکولار و مجازی را ابتدا برای جنگ با بلوچهای شریعت گرا آماده می کند.

حبیب سربازی مثل تمام سکولارهای بومی میان مسلمین در همان قدم اول برای طرفدران مجازی اما اسماً مسلحش، اسمی جدا گانه انتخاب کرد که بتواند عنوان «مجاهد» که به صورت سنتی در میان مسلمین برای جنگجوهای مسلمان به کار می رفت را به حاشیه براند .

به همین دلیل ابتدا به تقلید از سکولارهای بلوچ پاکستان اسم این چند جوان مجازی بلوچ ایرانی که قرار است برایش بجنگند را گذاشت «سرمچار»، اما به ناگاه اسم «مزاران» را انتخاب کرد. کوردهای سکولار ایرانی هم در سال 1324ش اسم «پیشمرگ» را برای سربازان خود انتخاب کردند اما اوجالان سکولار کورد ترکیه جهت تمایز مریدانش اسم «گریلا» را انتخاب کرد. گريلا از ريشه لاتينی  گری به معنای جنگ مي آيد  و گريلا نيز اسم فاعل آن به معنای جنگجو است.

سهاب و سکولارهای تازه از تخم بیرون آمده ی بلوچ دقیقاً قدم به قدم جا پای احزاب سکولار کهنه و قدیمی سرزمینهای اسلامی دیگری می گذارند که چندین دهه قبل از حبیب و بهمن این مسیر را رفته اند و هم اکنون یا مثل لیبی و عراق و سومالی و یمن و غیره از بین رفته و منفور ملت خود شده اند یا در حال از بین رفتن توسط ملت بیدار شده ی خود هستند و تنها قدرتهای سکولار جهانی و منطقه ای هستند که این سکولاریستهای مزدور بومی را بر علیه ملت خودشان سرپا نگه داشته و بر مردم همزبانشان تحمیل کرده اند.

ادامه دارد …. ان شاء الله

 شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (2)

 شناختی کلی بر «مزاران» در میان بلوچهای ایران (2)

کاتب: براهندک بلوچ

سکولاریسم کلاً یعنی کنار گذاشتن و جدا کردن قوانین شریعتهای آسمانی از مسائل حکومتی، چون قوانین دادگاهای مختلف و مسائل اقتصادی و امنیتی و اجتماعی و فرهنگی و کلاً هر چه متعلق به زندگی اداری و اجتماعی انسانها باشد. به همین دلیل می بینیم که حبیب سربازی خودش به صراحت به رد قوانین شریعت الله می پردازد و می گوید:

« قوانین صدر اسلام نظیر دیه و میزان بهره مندی از ارث که در آن برهه از زمان با توجه به شرایط آن دوره عادلانه و قابل درک بوده ولی امروزه این قوانین بنابر مقتضیات زمان و پیدایش مدرنیته، صنعت، تکنولوژی….. لازم است این قوانین بازنگری شوند … هر چیز عصر و زمانی دارد، بپذیریم یا نپذیریم اکنون عصر سکولاریسم و دموکراسی و نظام های این چنین است.»

دموکراسی (democracy) هم یک ابزار مثل «شورا» نیست که مثل اسلحه و ماشین و موبایل هم مسلمین بتوانند از این ابزار استفاده کنند و هم کمونیستهای چینی و هم سکولاریستهای لیبرال غربی و غیره؛ بلکه دموکراسی در تعریف دقیق آن عقیده ای است که در برابر تئوکراسی قرار گرفته است؛ یعنی حاکمیت قوانین مردم بر مردم به جای حاکمیت قوانین الله بر مردم .

 در این صورت دموکراسی عقیده و دینی است در برابر دین اسلام که با قوانین سکولاریستی و با مرکزیت قرار دادن انسان و انسان محوری (اومانیسم = انسانیت) به جای الله محوری آشکارا در برابر الله و قوانین الله صف آرائی و سنگربندی کرده است.

3-  تمرکز بر برخی از شخصیتهای سکولار خارج نشین و عده ای از سرداران و روسای قبیله های بلوچ و به حاشیه راندن علمای حنفی و خطبای مساجد، جهت از بین بردن مرکزیتی که توسط علمای حنفی مذهب برای قرنها در میان بلوچها با اتحاد اقشار مختلف مردم و سرداران به وجود آمده بود.

چند نفر از این سرداران حتی توانستند دسته هائی از این جوانان فریب خورده و جدا شده و تنها را با «سرمچاران» (عنوانی برای ملی گراهای سکولار مخالف پاکستان که با روپیه های حکومت سکولار هند شارژ می شوند) همراه نموده و جهت جنگ با ارتش پاکستان روانه قتلگاه بلوچستان پاکستان کنند همچنانکه مزدوران سکولار شناخته شده ی حزب کارگران اوجالان هم در میان کوردهای ایران عده ای از جوانان ملی گرا و سکولار را روانه ی قتلگاه سوریه و عراق و ترکیه کرده اند.  

 تا اینجا ثمره ی واحد و خدشه ناپذیر فعالیتهای سهاب و حبیب سربازی و بهمن و سایر هم مسیران آنها تولید تفرق و ایجاد چنددستگی در میان بلوچها و قرار دادن بلوچها در برابر بلوچها و رواج انواع بی بندوباری عقیدتی و فکری و اخلاقی و رفتاری در میان بلوچهای حنفی مذهب و در کل ضایع کردن تمام زحماتی بود که رهبران اسلامی بلوچ در طول قرنهای متمادی برای بلوچستان کشیده اند.

این روند جنگ نرم و زمینه سازی ها و بستر سازی ها ادامه داشت تا اینکه در شبکه ی «کلمه» چندین روز برای راه اندازی شبکه ی ماهواره ای دیگری تحت عنوان شبکه «آزادی» تبلیغ شد که خبر از وقایع و مسائل پشت پرده  و نوعی چرخش حرکتی این جریان را نشان می داد و پشت صحنه و دستهای پنهان و دم خروسی را آشکار می کرد که عده ای پنهانش کرده بودند.

شبکه «آزادی» به سبک سازمان سکولار دارودسته ی رجوی و با تجربیات چند دهه ای این خائنین در جنگ روانی، مردم ایران را به تخریب و درگیری و جنگ مسلحانه دعوت می کرد و زمینه های توجیه اغتشاش و ترور و رویاروئی مسلحانه آنهم در میان حنفی ها و شافعی ها و سایر فرقه های اهل سنت ایران را ترویج می داد و مشخص می کرد که اگر شبکه های ماهواره ای چون کلمه و نور و وصال حق و غیره با هزینه ی آل سعود جهت «جنگ نرم و روانی» با ج.ا.ایران راه اندازی شده اند قرار است بی تجربه ها و مترسکهای سکولار میان بلوچها نیز با هدایت و خط دهی و سازماندهی دارودسته ی رجوی در مسیر خشونت طلبی و «جنگ مسلحانه» هدایت و مدیریت شوند. 

ادامه دارد …. ان شاء الله

شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (1)

‍  شناختی کلی بر جریان ارتدادی «مزاران» در میان بلوچهای ایران (1)

کاتب: براهندک بلوچ

در بلوچستان ایران مثل تمام سرزمینهای اسلامی در طول تاریخ اسلام افرادی از دارودسته ی منافقین (ضالین) هستند که مثل عبدالله بن ابی در زمان صدر اسلام آشکار می شوند و عده ای از آنها دارالاسلام را ترک می کنند و آشکارا در جبهه ی سکولاریستها قرار گرفته و برای سکولاریسم و دموکراسی سکولاریستها فعالیت می کنند (سکولاریستها درادبیات قرآن و سنت فقه مذاهب اسلامی معادل مشرکین و احزاب هستند).

 البته دارودسته ی منافقین میان بلوچها به دلیل قدرت بازدارندگی اسلامی میان بلوچها خیلی دیر شروع کرده اند و در بسیاری از سرزمینها رفقای سکولارشان نزدیک به یک قرن پیش به راه افتاده اند و به بن بست رسیده اند و بلوچهای سکولار به دلیل سهل انگاری و دنیا دوستی و غفلت علما و بزرگان و عوام بلوچ، فرصت را غنیمت شمرده و ابراز وجود کرده اند و تازه می خواهند مسیر رفته ی رفقایشان در طول تاریخ اسلام و در میان سایر قومیتهای مسلمان معاصر را از صفر شروع کنند.

به صورت واضح و روشن سکولاریسم در میان بلوچها با فعالیت های تبلیغی و جنگ روانی جریان سهاب در شبکه های ماهواره ای وابسته به آل سعود و امارت چون کلمه و نور و شبکه های اینترنتی و مجازی استارت خورد که در ابتدا به حرکات مسالمت آمیز و نافرمانی مدنی و تحصن و اعتصاب و مغازه بستن و صدور بیا نیه و محکوم کردن و سایر بازیهای رایج سیاسی سکولاریستها دعوت می داد و معتقد بود جنگ مسلحانه عملی جذباتی است که تنها باعث تشدید خشونت و امنیتی تر شدن منطقه و به معنای سوریه و افغانستان کردن بلوچستان می شود و تنها از سوی دوستان جاهل صورت می گیرد.

این روند تا چهار سال ادامه داشت؛ در این چهار سال توانست بر بخشی ناچیز از جوانان نا آگاه بلوچ دو تاثیر مهم بگذارد:

1-  با ترویج قوم پرستی و ملی گرایی و ناسیونالیسم این بخش از جوانان را از بدنه ی جامعه ی اهل سنت ایران و جهان جدا کرده و آنها را تنها و ضربه پذیر کند.

 البته احزاب سکولار کورد هم 70 سال قبل همین مسیر را پیمودند و ما مثل یک فیلم، تراژدی کسانی که به این احزاب سکولار دل بسته اند را به صورت زنده می بینم. همچنانکه جهت تجزیه ی عثمانی کفار سکولار جهانی هم ناسیونالیسم و قومیت گرائی را بهترین گزینه جهت ضربه زدن به عثمانی و این قومیتها می دانستند و مزدورانی داخلی را جهت پیاده کردن این پروسه انتخاب و تقویت کردند.

2-  رواج دین سکولاریسم و قرار دادن جوانان سکولار در برابر قوانین شریعت الله و علمای دینی و مردم مسلمان بلوچ که بالاجبار منجر به تولید تفرق میان بلوچهای حنفی مذهب و قرار گرفتن بلوچهای شریعت گرا در برابر بلوچهای سکولار شد.

اگر ناسیونالیسم این دسته از بلوچها را از بدنه ی جهان اسلام و اهل سنت جدا کرد سکولاریسم این دسته از بلوچها را نیز از جامعه ی مذهبی و حنفی بلوچستان جدا کرد و باعث ایجاد چند دستگی در میان بلوچها شد و بلوچ را در برابر بلوچ قرار داد.

مرجع تقلید حبیب سربازی جهت نهادینه کردن سکولاریسم در میان بلوچهایی که پایبندی سنتی عجیبی به شریعت و قوانین الله دارند عبدالکریم سروش است که در توهمات خودش سکولاریسم را به فلسفی و سیاسی تقسیم کرده است که مثلاً سکولاریسم سیاسی مغایر با قوانین شریعت و مسلمانانه زندگی کردن نیست و تنها سکولاریسم فلسفی مخالف قوانین شریعت و مسلمانانه زندگی کردن است و خودش را سکولاری سیاسی نامید.

این توهمات را اگر برای یک اسکلت هم تعریف کنی خنده اش می گیرد چه رسد به کسی که الفبای سکولاریسم را بداند. خود سکولاریستهای غربی هم به چنین توهماتی که دارودسته ی منافقین آشکار شده میان مسلمین برای فریب مسلمین تولید کرده اند می خندند.

ادامه دارد …. ان شاء الله