
چگونه در کنار اهل سنت بودن اهل جماعت هم شویم؟ (2)
بسم الله و الحمد لله، اما بعد:
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
در این نگرش که به ما می گوید: اهل سنت یعنی: اهل اسلام، می توانیم احادیث و سیره ی رسول الله صلی الله علیه وسلم را در اصطلاح «منهج= راه و روش» و«راهنمائی = خَيْرَ الْهَدْىِ هَدْىُ مُحَمَّدٍ»[1] قرار دهیم؛ منهج: مثل منهج و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم در «خلافةٌ على مِنهاجِ النُّبُوَّةِ» حکومت داری بر اساس منهج و روش نبوت و…؛ راهنمائی: مثل راهنمائی های رسول الله صلی الله علیه وسلم در تبیین آیات، راهنمائی یعنی جریانی که به ما کمک می کند آیات قرآن و احکام شریعت را آنگونه که مورد رضایت الله و مقصود شریعت و سنت است بشناسیم و درک کنیم.
سنت هر قومی هم، شریعت و برنامه و کلیت نظام آن قوم و ملت را می رساند، چنانچه شریعت یا سنت ما اسلام است و شریعت و سنت آمریکا سکولاریسم؛ ما اهل سنت اسلام هستیم و آنها اهل سنت کفر یا اهل سنت سکولاریسم هستند و سایر یهودی ها و نصرانی ها و مجوس و صابئین نیز دارای سنت خاص خودشان هستند؛ سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ (نساء/26) و قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِکُمْ سُنَنٌ (آل عمران/۱۳۷) یعنی هر کدام دارای شریعت خاص و عقاید و نظام خاص خودشان بودند و از زمان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم تا کنون 6 سنت وجود دارد: الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (حج/17) 1- مومنین 2- یهودی ها 3- مندائیان ستاره پرست 4- نصرانی ها یا به قول عوام مسیحی ها 5- زرتشتی ها 6- سکولاریستها (یا مشرکین یا احزاب)؛ بر این اساس می توان از لحاظ لغوی گفت که «ولکلِّ قومٍ سُنَّه ٌوإمامُهَا»[2]و هر قومی برای خودش دارای سنت، شریعت، برنامه و نظام و حاکمیت و دارای رهبریت خاص خودش است. پس شخصی که در آمریکا یا اروپا یا هر یک از کشورهای سکولار زندگی می کند اهل قوانین و سنت و شریعت همان کشور است نه اهل سنت و شریعت و قوانین شریعت الله. اهل سنت هست اما اهل سنت سکولاریستها نه اهل سنت اسلام.
یعنی زمانی که می گوئیم سنت کفار سکولار(مشرک) یعنی نظام و شریعت حاکم بر آنها که در این نظام و شریعت، هم جبت وجود دارد هم صنم و وثن و انواع قوانین و راه و روشهای جاهلی که این کفار سکولار برای خود تولید کرده اند که از مجموعه ی این قوانین و آداب و رسوم و عقاید و خورده فرهنگها و رفتارهای مختلف، «سنت» این کفار سکولار یا مشرک شکل می گیرد، همچنین و می توانیم بگوئیم سنت قوم سکولار زمان نوح یا سنت قوم سکولار زمان عاد و ثمود و یا سنت قوم سکولار قریش یا سنت قوم سکولار آمریکا و انگلیس و چین و غیره که شکل کلان آن در نظام حکومتی و حاکمیت قوانین آنها خودش را نشان می دهد و زمانی که ما کفر به طاغوت می کنیم یعنی به اصل نظام و سنت این کفار کفر کرده ایم.
البته در داخل نظام و سنت اسلامی نیز که شریعت الله تعالی است و از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم شکل گرفته و در الجماعة خودش را نشان می دهد ممکن است خورده سنتهای متعددی نیز وجود داشته باشند موافق با سنت اصلی که الجماعه است. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: ” مَن سَنَّ في الإسْلَامِ سُنَّةً حَسَنَةً، فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَن عَمِلَ بهَا بَعْدَهُ، مِن غيرِ أَنْ يَنْقُصَ مِن أُجُورِهِمْ شَيءٌ، وَمَن سَنَّ في الإسْلَامِ سُنَّةً سَيِّئَةً، كانَ عليه وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَن عَمِلَ بهَا مِن بَعْدِهِ، مِن غيرِ أَنْ يَنْقُصَ مِن أَوْزَارِهِمْ شَيءٌ.” [3] هر کس سنت نیکویی را در اسلام پایه ریزی کند (روشی مشروع برای رسیدن به چیزی مشروع) پاداش آن و پاداش هر کس که بعد از او بدان عمل کند به وی می رسد بدون این که چیزی از پاداش آنان کم شود و هر کس بنیانگذار سنت بدی در اسلام باشد، گناه آن و گناه هر کس که بعد از او بدان عمل کند بر وی خواهد بود بدون این که چیزی از گناه آنان کم شود.
پس در میان مومنین نیز، در کنار سنت اصلی که اسلام و أصل نظام حاکم بر جامعه است که در الجماعة شکل ظاهری به خودش گرفته، در چارچوب قانون شریعت الله سنتهای حسنه ی زیادی ممکن است از سوی انسانهای مختلف و متعددی به وجود بیایند که قابل پیروی کردن باشند که در واقع همگی در مسیر سنت اسلام و أصل نظام و الجماعة و در راه الله تولید شده اند: قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِیرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ (یوسف/108) بگو: این راه من است که من با آگاهی و بینش و بصیرت به سوی الله دعوت می کنم و پیروان من هم (چنین میباشند)، و الله را منزّه میدانم، و من از زمره سکولاریستها (=مشرکان = احزاب) نیستم.
این «هَذِهِ سَبِیلِی» (این راه من است) در واقع همان سنت اسلام و «کلیت راه و نظام اسلامی» و «طريقة النبي صلى الله عليه وسلم» در تبیین و حرکت در چارچوب این نظام است؛[4] به همین دلیل می بینیم که در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز «سنت» تعریفی خاص و ویژه ای دارد: رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:
- أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِنْ كَانَ عَبْدًا حَبَشِيًّا فَإِنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ بَعْدِي فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ فَتَمَسَّكُوا بِهَا وَعَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ؛[5] وَكُلَّ ضَلاَلَةٍ فِي النَّارِ .[6] شما را به تقوای خداوند و اطاعت و فرمانبري سفارش مي كنم هرچند بنده اي حبشی باشد. هركس از شما بعد از من زنده باشد اختلافات بسياری را مشاهده مي كند پس به سنت من و سنت جانشينان هدايت يافته بعد از من تمسك جوييد و محكم آن را بگيريد و بر این سنت سخت پایبند باشید، حواستان باشد از امورات ايجاد شده در دين بپرهيزيد چون هر نوآوري بدعت و هر بدعتی گمراهي است، و هر گمراهي در آتش جهنم.
اگر به کلیت این حدیث نگاه کنیم و مثل بعضی از افراد دچار قیچی کاری نشویم متوجه می شویم که کلیت حدیث در مورد «السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ» از رهبر و امیر و پیوستن و چنگ زدن به الجماعة و پرهیز از فرقه گرائی و تفرقه اندازان در حکومت اسلامی سفارش شده است، که سنت و روش خلفای راشدین هم همین «اصل و کلیت نظام» بود که همان سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در مساله ی حاکمیت و«السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ» داشتن برای رهبر و امیر است نه خارج از آن[7]؛ هر گونه تخطی از این سنت و به وجود آوردن چیزهای جدید در این زمینه «بدعت» است که تمام این چیزهای جدید در مساله ی حاکمیت و «السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ» از رهبریت و تفرق از جماعت مومنین، در «آتش» است.
سنت خلفای راشدین در «اصل و کلیت نظام» و الجماعة و عدم سهل انگاری در انتخاب امام و رهبر الجماعة[8] چیزی غیر از تبعیت از شریعت نیست؛[9]چون: وقد عُلِمَ بالضرورةِ من دينِ الإسلامِ، أن لا دينَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بإمامة، ولا إمامة إلا بسمع وطاعة؛ که در واقع همان سخن عمر بن خطاب است که می گوید:لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[10] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با رهبریت و رهبریت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.
زمانی که بعد از بعثت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم و تکمیل اسلام «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا» (مائده/3) وجود دین اسلام به الجماعة گره خورده و وجود الجماعة نیز به رهبریت و وجود رهبریت نیز به اطاعت و فرمانبرداری از او گره خورده، یعنی: سنت پیروان پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم در الجماعة ای است که آنها باید اطاعت خودشان را به رهبریت این الجماعة بدهند و تطبیق و عمل کردن به اسلام کامل و پیاده کرده دین اسلام در هر 4 معنی و مفهوم آن یعنی 1- قدرت حاکمیت و حکومتی 2- قانون و برنامه 3- اطاعت کردن و فرمانبرداری 4- مجازات و پاداش تنها در صورت وجود «أصل نظام» است، که در جماعت خودش را نشان می دهد، و جماعت هم تنها با داشتن رهبری واحد معنی پیدا می کند و این رهبر هم با «السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ» حرفشنوی و اطاعت زیر دستان است که جایگاه شرعی خودش را به دست می آورد و هر کسی برای این «سنت» چیز تازه ای جایگزین کند دچار «بدعت» از لحاظ شرعی شده است.
«أصل نظام» رسول الله صلی الله علیه وسلم که بر پایه های قرآن و احادیث صحیح بناشده شکل ظاهری آن بر اساس حکومت اسلامی بر منهاج نبوت پایه ریزی شده است که در الجماعة واحد مسلمین و رهبریت واحد آن خودش را نشان می دهد؛ جایگزین کردن هر نظامی به جای این نظام یعنی تولید بدعت.
ادامه خواندن “چگونه در کنار اهل سنت بودن اهل جماعت هم شویم؟ (2)”