توصیه‌های مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی در واکنش به جنایات جدید رژیم صهیونسیتی در غزّه

توصیه‌های مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی در واکنش به جنایات جدید رژیم صهیونسیتی در غزّه

الحمد لله وكفى والصلاة والسلام على نبيه المصطفى وعلى آله وصحبه

برادران و خواهران مسلمان!

بار دیگر صهیونیست‌های كينه‌توز در ماه مبارك رمضان و در آستانهٔ عشرهٔ اخير، با اجازه بلکه با دستور مستقیم آمريكا عليه مسلمان مجروح و غمزدهٔ فلسطين جنايت و قتل عام را آغاز كرده‌اند.

به طور جدی می‌طلبد همهٔ مسلمانان:

۱.از خواب گران برخیزند.

۲.همه مسلمانان و مخصوصا جوانان به سوی الله رجوع کنند و به مساجد روی آورند و از غفلت و گناهان توبه كنند. و هر روز هزار بار «حسبنا الله ونعم الوكيل» خوانده با تضرع برای حفاظت و نصرت مسلمانان فلسطین و‌ به ویژه غزه دعا كنند.

٣.امامان مساجد قنوت نازله را از فردا آغاز كنند.

٤.همه و مخصوصا اهل ثروت كمك‌هاى مالى شايسته به مظلومان و مجاهدان اختصاص دهند.

٥.علما و خواص مردم را آگاه کنند و از جهاد و دفاع و اهمیت مسئله سخن گویند.

انتساب کتاب کلامی الفقه الأکبر به امام شافعی

انتساب کتاب کلامی الفقه الأکبر به امام شافعی

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

همچنانکه کتابی منسوب به امام ابوحنیفه رحمه الله تحت عنوان «الفقه الأكبر» وجود دارد مجله‌ی الأزهر نیز کتابی با عنوان «الفقه الأكبر» را چاپ کرد و روی آن اسم امام شافعی رحمه الله را نوشت که در آن به مسائل کلامی غیر سازگار با منهج امام شافعی پرداخته شده است.

بعد از نشر این کتاب، اهل بدعت به محتوایش استدلال کردند تا بدعت‌های کلامی خود را توجیه کرده و از مکانت این امام بزرگوار در میان مسلمانان سوء استفاده کنند.

نسبت این کتاب به امام شافعی رحمه الله قطعاً کذب است و در کتاب «کتب حذر منها العلماء» (2/293) دلایلی آمده که بعضی را به اختصار ذکر می‌کنیم:

  1.  کسانی که بیوگرافی امام شافعی را نوشته‌اند، آن را ذکر نکرده‌اند و علماء نیز از آن چیزی نقل نکرده‌اند.
  2. ناشر و کسی که کتاب را آماده کرده، نسخه‌های خطی که در تحقیق بر آن اعتماد شده را ذکر نکرده است.
  3. اسلوب کتاب، با اسلوب امام شافعی رحمه الله مغایرت دارد.
  4. مسائلی در این کتاب آمده که در زمان امام شافعی رحمه الله شناخته‌شده نبوده است.
  5. احادیث کتاب مسند نیست.
  6. حاجی خلیفه در کشف الظنون (1/1288) گفته است: «نسبت این کتاب به شافعی مشکوک است و ظن غالب این است که از تألیف یکی از کبار علماء می‌باشد!»

بر این اساس باید گفت که این کتاب ربطی به امام شافعی رحمه الله ندارد و همچنانکه در طول تاریخ افراد خیرخواه جهت خدمت به دین و یا بدخواهان جهت ضربه زدن به دین و بزرگان آثاری را تالیف کرده و به علما نسبت داده اند این اثر نیز در همین راستا توسط دیگران نگاشته شده و به امام شافعی رحمه الله نسبت داده شده است.

معیار مسلمان کردن دیگران است یا رساندن پیام دعوت؟

معیار مسلمان کردن دیگران است یا رساندن پیام دعوت؟

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

زمانی که با بعضی از برادران و بخصوص برادران «جماعت تبلیغ» در مورد اهمیت دعوت و کار صحیح عقیدتی و فکری با جوانان منطه ی خودمان جهت جلوگیری از غلطیدن آنها به دام افکار سکولاریستی امثال حبیب سربازی و سرخوش  و غیره و یا جهت جلوگیری از غلطیدن آنها به دام گروهکهای مختلف مسلح به ظاهر اسلامگرایی چون جیش العدل و یا جلوگیری از افتادن آنها به انواع مفاسد اخلاقی و رفتاری صحبت می شود جهت طعنه، با ذکر اینکه گروه آنها مثلا چند بودائی و … را در فلان کشور مسلمان کرده اند می گویند: تو چند نفر را مسلمان کرده‌ای؟!

اولاً چنین چیزی معیار نیست، چنانکه الله متعال فرموده است: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا (عنکبوت/14) و نوح را به سوی قومش فرستادیم، او نهصد و پنجاه سال در میان آنها ماند . و فرموده است: وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ (هود/40) و جز افراد اندکی بدو ایمان نیاورده بودند!

همچنین  رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: عُرِضَتْ عَلَيَّ الأُمَمُ، فَرَأَيْتُ النبيَّ ومعهُ الرُّهَيْطُ، والنبيَّ ومعهُ الرَّجُلُ والرَّجُلانِ، والنبيَّ ليسَ معهُ أحَدٌ (بخاری 5725 – مسلم 220)  امت‌ها بر من عرضه شدند و پیامبری را دیدم که با او جماعتی (رهط یعنی گروهی تا ده‌نفر) بودند، و پیامبری را دیدم که یک یا دو نفر با او بودند، و پیامبری را دیدم که کسی با او نبود!

پس وظیفه‌ی داعی، دعوت است و نتیجه بر عهده‌ی او نیست؛ آنهم دعوتی که بر اساس آگاهی باشد و به آنچه دعوت می‌دهد آگاه باشد چنانکه الله فرموده است: قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (یوسف/108) بگو: این راه من است که من با آگاهی و بینش به سوی الله می‌خوانم و پیروان من هم [چنین‌اند]، و الله را منزه می‌دانم و از سکولاریستها ( =مشرکان = احزاب)  نمی‌باشم!

نکته ی دوم اینکه تقریباً تمام کافرانی که امروزه با آنها بحث می‌کنیم، مرتد سکولار شده هستند و نه کافر اصلی؛ یعنی زمانی مسلمان بوده‌اند و سپس کافری سکولار شده‌اند، نه اینکه از ابتدا کافر بوده باشند. پس یکی از مهمترین وظایف اهل دعوت این است که بذر ایمان را در دل مسلمانان کنونی بکارند و به تقویت ایمانشان بپردازند تا به دام کفر و گمراهی نیفتند و از ارتدادشان پیشگیری شود.

حتی اجداد دور کسانی چون ذکری هایی بلوچ نیز زمانی مسلمان بودند تا اینکه به دین جدید و کتاب جدید ایمان آوردند و کافر شدند.

 پس زمانی که می بینی امروزه اقوام مسلمان نزدیکت به عقاید و رفتارهای کفری سکولاریستها آلوده شده اند اولویت اول همین نزدیکان خودت هستند.

لگورهای بلوچ مانعین توسعه اقتصادی مناطق بلوچ نشین

لگورهای بلوچ مانعین توسعه اقتصادی مناطق بلوچ نشین

کاتب: براهندک بلوچ

یکی از اقدامات ترامپ پس از رسیدن به دور دوم ریاستش جمهوریش بر آمریکا، خارج ساختن بندر چابهار از معافیت تحریمهای آمریکا بود.

 بندر چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران و متصل به آبهای آزاد بین المللی دارای دو بندر بزرگ شهید کلانتری و شهید بهشتی و منطقه ای آزاد تجاری است که فرصتهای سرمایه گذاری فراوانی را برای فعالان اقتصادی بخش خصوصی داخلی و خارجی فراهم کرده است.

توسعه ی این بندر و ساخت زیر ساختهای مختلف چون ساخت ترمینال نفتی و پتروشیمی، خطوط انتقال فرآورده‌های نفتی و پتروشیمی، ساخت انبار کالاهای خشک، ایجاد مخازن فرآورده‌های نفتی و خوراکی، ساخت سیلوی غلات، صنایع غذایی مرتبط با صنعت شیلات، صنایع جانبی محصولات کشاورزی، تولید انرژی، انبار رو باز و محوطه ترمینال و اسکله مسافری دریایی، مراکز رفاهی و خدماتی، محوطه‌های نگهداری لجستیک کانتینر، کارخانه کشتی سازی و اوراق کشتی، ایجاد مرکز خدمات رسانی به کشتی‌ها (تعمیرات، آذوقه و سوخت رسانی) و ایجاد صنایع کوچک پایین دستی پتروشیمی و… در آن، نه تنها آینده درخشانی را برای سیستان و بلوچستان و استانهای شرقی و جنوب شرقی مژده می دهد بلکه برای کشورهای محصور درخشکی مثل افغانستان و ترکمنستان و غیره هم فرصت مناسبی برای توسعه اقتصادی و مبادلات تجاری در آبهای آزاد بین المللی است چون بندر چابهار امن ترین و کم هزینه ترین مسیر برای صادرات و واردات و همچنین ترانزیت کالاهای متعلق به سایر کشورها نظیر هند و افغانستان و کشورهای حوزه CIS است…

هر قوم و ملت پیشرفته و آینده نگری که به رشد و توسعه ی اقتصادی جامعه و آینده ی فرزندان خود اهمیت بدهد سعی می کند جهت پیشبرد این اهداف تلاش و کوشش کند نه اینکه با پیروی از طرح دشمنان خارجی همچون مانعی عمل کند.

در تمام دنیای مدرن مراکزی از این دست معمولا چند قومیتی و حتی بین المللی هستند، شما تصور کنید که در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۱۷ درصد از جمعیت دبی را اتباع اماراتی تشکیل می‌داد. همچنین حدود ۸۵ درصد (۷۱ درصد از جمعیت کل امارات) از جمعیت مهاجر این شهر را اتباع آسیایی تشکیل می‌دهند که عمدتاً هندی (۵۱٪)، پاکستانی (۱۶٪)، بنگلادشی (۹٪)، فیلیپینی (۳٪) و جمعیت قابل ملاحظه‌ای از سومالی که نزدیک به ۳۰،۰۰۰ نفر می‌باشند هستند. یک چهارم از جمعیت کل امارات هم اصلیت ایرانی دارند.

لگوران سکولار بلوچ حتی کارگران ساده ی پاکستانی حنفی مذهب در بلوچستان را نیز به شیوه های مختلفی ربوده و ترور می کنند چه رسد به سایر قومیتها و ادیان جهان. این انتهای توحش و حماقت یک گروه و تفکری را می رساند.

امارات تنها یک نمونه است و مراکز تجاری چین و آمریکا و غیره هم تمام تلاش آنها جذف سرمایه گذاران خارجی است چون به آینده ی اقتصادی خود و آینده ی جامعه ی خود اهمیت می دهند اما لگوران خائن و مزدور خارج نشین و دسته ای از مولوی های نفهم بلوچ در برابر این طرح بزرگ اقتصادی چابهار چکار کرده اند؟

از اینکه ترامپ فرمان اجرایی لغو معافیت چابهار از تحریمهای بین المللی را اعلام کرده  لگوران خائن و مزدور خارج نشینی چون مهیم بلوچ – سرخوش، حبیب سربازی و … چنان از این جنایت اقتصادی ترامپ در حق مردم بلوچ ایران و منطقه ذوق زده شده اند که خواستار آنند که اتحادیه اروپا، انگلیس ، کانادا و دیگر کشورها نیزهمین مسیر ظالمانه ی ترامپ را ادامه داده و از سیاست فشار حداکثری بر مردم منطقه پیروی کنند.

این خیانت آشکار لگوران بلوچ در کنار خیانت مزدورانی چون ربع پهلوی و سایر احزاب و دسته های سکولار در تاریخ این ملت خواهد ماند و ملت ما هرگز این خائنین را فراموش نخواهند کرد.

 دلیل دنیاپرستی، عدم یقین به آخرت است

 دلیل دنیاپرستی، عدم یقین به آخرت است

کاتب: ماهدیم بلوچ

آسیه در داخل قصر زندگی می کرد اما زمانی که با قلبش خوشی های آخرت را درک کرد…

قصرهای فانی دنیا در مقابل چشمانش بی ارزش شد و گفت:ربِّ ابنِ لِي عندكَ بَيتا في الجَنَّة. (تحریم/11) پروردگارا برایم نزد خود خانه ای در بهشت بنا کن.

وقتی در قلب انسان نسبت به حقیقت آخرت یقین حاصل شد، حاضر می شوی بهترین داشتنی های دنیایت را با آن عوض کنی!!

خواهر و برادر مسلمانم :

همه ی ما روزانه نیاز به بازنگری در افکار و رفتارهای خود هستیم تا هر وقت گفتیم « مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ » (فاتحه/4) یاد قیامت و نعمتهای آن بیافتیم به مصیبت دنیاپرستی آلوده نشویم.

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

برطرف کردن جهل و کسب علم مهمتر از رقابت برای به دست آوردن دنیا

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

امروزه رقابت برای به دست آوردن مال دنیا بین عده ای تبدیل به آفتی شده است که نه تنها قناعت را از بین برده بلکه آرامش را نیز در این ایین عده از بین برده است. یعنی با آنکه به آسایش قابل توجهیی دست پیدا کرده اند اما آرامش ندارند.

عقبه بن عامر رضى الله عنه  می گوید:  روزی ، رسول الله صلي الله عليه وسلم بيرون رفت و بر شهدای احد ، نماز جنازه خواند. سپس برگشت و بالای منبر رفت و فرمود: من روز قیامت جلوتر از شما خواهم بود و براي شما  گواهي خواهم داد. به الله سوگند ، همین حالا حوض خود (كوثر) را مي بينم. و كليدهای  تمام خزانه های  روی زمين، به من داده شده است و به الله سوگند، ترس من از این نیست که شما بعد از من مشرك شويد، بلكه از اين می  ترسم كه شما برای  بدست آوردن مال دنیا ، به رقابت برخیزید. (بخاری – ١٣٤٤)

آنچه باعث می شود شخص به این بیماری آلوده نشود کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی است؛عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:هیچ گاه انسانی دانشمند نمی‌ شود مگر آنکه به بالاتر از خود حسد نورزد، و به پايین‌ تر از خود در علم بسنده نکند، و در مقابل علم خود از کسی مزدی دریافت نکند (فرائد الکلام، ص 135).‏

و می گوید: تفقّهوا قبل أن تسودوا (فتح الباري1/ 199)‏ علم را فرا گیرید قبل از این که سردار شوید.

و می گوید: موت ألف عابد أهون من موت عالم بصير بحلال الله وحرامه (مفتاح دار السعادة1/121)‏ مرگ هزار عابد آسانتر از مرگ یک عالم آگاه به حرام و حلال الله است.

کسب «العلم» (قرآن + احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم) و فقه اسلامی، یعنی کسب هدایت و دور شدن از آفتهای درونی؛ بنابراین هر آنکس علم بیشتری نسبت به دینش داشته باشد، به هدایت نیز نزدیکتر است و احتمال اغوای او توسط شیاطین، جن و انس کاهش می‌یابد، از اینرو کسب علوم شرعی راه خوبی برای حفظ ایمان و خصلتهای پسندیده ای چون قناعت و عزت نفس و … است.

ایبن قییم رحمه الله می گوید: كل ما كان في القرآن من مدح للعبد فهو من ثمرة العلم، وكل ‏ما كان فيه من ذم للعبد فهو من ثمرة الجهل (مفتاح السعادة 1/ 108)

هر جا در قرآن از عبدی مدح و تمجید شده است بخاطر ثمره ‏علم (او) بوده است، و هر جایی که در قرآن بنده ای مورد ذم و سرزنش قرار گرفته، به دلیل ثمره ‏جهل (او) بوده است.‏

امروزه هم اکثر انحرافات عقیدتی و رفتاری به دلیل جهل افراد به «العلم» است و تنها دسته ای اندک هستند که ضمن آگاهی، دچار این انحرافات می شوند.

دشمنان داخلی و خارجی ما بر این جهالت مردم ما انگشت گذاشته اند و از این جهالت مردم ما بهره برداری می کنند.

احزاب سکولاری چون سهاب و مولوی های همسو با آنها قابل احترام نیستند

احزاب سکولاری چون سهاب و مولوی های همسو با آنها قابل احترام نیستند

ارائه دهنده: محمد اسامه

امروزه دسته ای از مولوی های رسانه ای تبلیغ می کنند که این سکولاریستها هم قابل احترام هستند و قصد دارند با پشتوانه ی تریبونی که در اختیار دارند و همچنین با بهره گیری از احساسات قومیتی مردم زمینه های پذیرش این موجودات را در میان قوم بلوچ فراهم کنند؛ اما واقعاً:

  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج با حیوانات را قانونی کرده و اگر دختر یا پسر یک سکولار بخواهد با یک الاغ یا سگ و هر حیوان دیگری ازدواج کند قانون هم از چنین ازدواجی حمایت کرده و کسی نمی تواند جلویش را بگیرد و انسان را تا این اندازه پست و بی ارزش کرده که خودش را در اختیار یک حیوان قرار دهد؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج مرد با مرد و زن با زن را قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که ازدواج محارم را در کشوری چون سوئد قانونی کرده ؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که قوانین خودش را صحیح تر از قوانین الله تعالی می داند؟
  • سکولاریسم کی قابل احترام است که درهای تمام مفاسد اخلاقی و اجتماعی را بر روی مفسدین باز کرده؟

حالا بفرمائید در سرزمینهای اسلامی چه کسانی از دین سکولاریسم حمایت می کنند غیر از مجرمین اخلاقی و مزدوران و وطن فروشان و دارودسته ی منافقینی که حتی از نظر اخلاقی و خانوادگی نیز در جامعه منفور و فاسد تشخیص داده شده اند؟

فقط کافی است که اطراف خودتان را نگاه کنید تا بدانید مبلغین دین سکولاریسم چه کسانی هستند؟ بی اخلاق، بی ناموس، نگاه کنید چگونه زنان و دختران و خواهران خود را به نمایش گذاشته اند؟ بد زبان، بی حیا، غیر قابل اعتماد، مشروب خور، مریض روحی و روانی و….

یعنی واقعاً ملت مسلمان، متمدن و بزرگ ما تا این اندازه سبک مغز شده است که به این موجودات فاسد دل خوش کند؟ حاشا و کلا

  سکولارنجسی که قوانین خودش را بهتر از قوانین الله می داند و به این شکل به الله توهین می کند چه احترامی دارد؟ الله تعالی خطاب به مومنین می فرماید : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ» و این سکولاریستها را نجس نامیده است. نجس چه احترامی دارد؟

زمانی که الله و رسولش از سکولاریستها بری هستند : وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ۙ وَرَسُولُهُ ۚ  (توبه/3) و اعلامی است از سوی خدا و پیغمبرش به همه مردم در روز بزرگترین حجّ ( یعنی عید قربان) که خدا و پیغمبرش از سکولاریستها (  یا به زبان عربی از مشرکان) بری و بیزارند .

به همین دلیل ما ابتدا از خود این سکولاریستها برائت و بیزاری می جوئم بعد از عقایدشان : «إِنَّا بُرَآءُ مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ» (ممتحنه/4) ما از شما و از چیزهائی که بغیر از خدا می‌پرستید ، بیزار و گریزانیم ، و شما را قبول نداریم و در حق شما بی‌اعتنائیم ، و دشمنانگی و کینه‌توزی همیشگی میان ما و شما پدیدار آمده است ، تا زمانی که به خدای یگانه ایمان می‌آورید و او را به یگانگی می‌پرستید.

به همین دلیل الله تعالی دستور داده که  :

  • با دختران و زنان سکولاریستها ازدواج نکنیم مگر اینکه از عقاید کفری خود دور شده و مومن شوند : وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ
  • نباید به پسران و مردان سکولار هم زن داد مگر اینکه از عقاید کفری خود خارج شده و تسلیم شریعت الله شوند : وَلَا تُنكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا ۚ

چون آنها به سمت آتش جهنم دعوت می دهند: أُولَٰئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ (بقره/221)

علاوه بر این خوردن طعام و ذبیحه ی سکولاریستها درست نیست و از سکولاریستها جزیه هم قبول نمی شود. حتی رسول الله صلی الله عليه و سلم در زمانی که دارالاسلامی وجود دارد می‌فرمايد: «أنا بريءٌ مِن كُلِّ مُسلِمٍ يُقيمُ بَينَ أظهُرِ المُشرِكينَ»«من ازهر مسلمانی كه بين مشركين اقامت می‌گزيند، بری و بيزارم».

برادران و خواهران گرامی! دقت کنید، ما در مورد کفار یهود، نصارا، مجوس و صابئین صحبت نمی کنیم، ما داریم در مورد یکی از مخلوقات الله صحبت می کنیم که خود الله در قرآن آن ها را نجس نامیده است. الله متعال در هیچ جای قرآن کفار یهود، نصارا و مجوس و صابئین را نجس ننامیده؛ اما سکولاریستها را نجس نامیده است. یعنی این سکولاریستها را الله در حد خوک، حیوان مردار، چرک ناشی از زخم، ادرار، مدفوع، استفراغ، پس مانده ی خوراک سگ و خوک و سایر نجاسات قرار داده است. حالا، کدام انسان عاقلی خودش را با چنین نجاستی آلوده می کند و یا اجازه می دهد چنین نجاستی به او نزدیک شود و یا حتی به چنین نجاستی تکیه می کند؟

نباید اجازه داد چنین نجاساتی به مسلمین برسد، بلکه باید راهی برای پاک کردن و دورانداختن نجاست از خود و خانواده و جامعه پیدا کرد.

مولوی عبدالحمید و هموار کردن راه ولگردی اعتقادی و هموارسازی راه بدعت و شرک

مولوی عبدالحمید و هموار کردن راه ولگردی اعتقادی و هموارسازی راه بدعت و شرک

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

مولوی عبدالحمید گاه از بهائی ها دفاع می کند و گاه از سکولارها و گاه می گوید هر عقیده ای محترم است و دین فقط رابطه بین انسان و الله است و… تا به این شکل نشان دهد حقهای مختلفی وجود دارد و همه قابل احترام هستند و نوعی ولگردی اعتقادی را در میان بلوچهای حنفی مذهب دامن بزند

اما، مامسلمین راه غیر خودمان را اشتباه می‌دانیم، آیا شما راه دیگران را هم درست می‌دانید؟!

پس لازمه‌ی این دیدگاهتان درست‌شمردن راه کفار است!

ابوالمعالی جوینی اشعری ملقب به امام‌الحرمین (478 ه‍ــ) در اثر مشهورش «الورقات» می‌گوید: «ممکن نیست که هر مجتهدی در اصول کلامی مصیب باشد، زیرا چنین چیزی منجر به صواب‌شمردن راه گمراهان و حتی مجوس و کفار و ملحدین خواهد شد!»

ابوجعفر طحاوی (321 ه‍ــ) در پایان عقیده‌ی مشهورش می‌گوید:

«فهذا ديننا واعتقادنا ظاهرا وباطنا ونحن براء إلى الله من كل من خالف الذي ذكرناه وبيناه ونسأل الله تعالى أن يثبتنا على الإيمان ويختم لنا به ويعصمنا من الأهواء المختلفة والآراء المتفرقة والمذاهب الردية مثل المشبهة والمعتزلة والجهمية والجبرية والقدرية وغيرهم من الذين خالفوا السنة والجماعة وحالفوا الضلالة ونحن منهم براء وهم عندنا ضلال وأردياء»

 یعنی: آنچه گذشت، دین و اعتقاد ما در آشكار و نهان است و از هر کسی که مخالف مطالبی که ذکر کردیم و تبیین نمودیم باشد، در پیشگاه الله متعال اعلام برائت و بیزاری می‌کنیم و از الله می‌خواهیم که ما را تا دم مرگ بر ایمان ثابت قدم دارد و از هواهای نفسانی و آرای گوناگون و مذاهب پست همچون مشبهه، معتزله، جهمیه، جبریه، قدریه و دیگران حفظ کند؛ کسانی که با جماعت مسلمانان مخالفت ورزیده‌اند و با گمراهی پیمان بسته‌اند. ما از آنان بری و بیزاریم و آنان از نظر ما گمراه و پست هستند!

این را با سخنان کسانی چون مولوی عبدالحمید خطیب مسجد مکی که به ولگردی اعتقادی دعوت می‌دهند و در هموارسازی راه بدعت و شرک می‌کوشند مقایسه کنید!

این مولوی های رسانه ای باید به خود آیند و قرار نیست جهت جمع کردن فالور بیشتر تن به هر سخنی و گمراهی بدهند که در نهایت باعث انحرافات عقیدتی و رفتاری در میان مردم و دامن زدن به بدعتها و حتی شرکیات مختلف خواهد شد.

تا زمانی‌که مسلمین صهیونیستهای اشغال‌گر را بیرون نکرده باشند، همگی گناهکار هستند!

تا زمانی‌که مسلمین صهیونیستهای اشغال‌گر را بیرون نکرده باشند، همگی گناهکار هستند!

کاتب: محمد اسامه

هجرت از دارالکفر به دارالاسلام فرق دارد با ماندن در دارالاسلام و جهاد با کفار اشغالگر و بیرون راندن این کفار اشغالگر از سرزمینهای اسلامی.

امام نووی رحمه الله درباره هجرت از دارالکفر که مسلمان از اقامه دینش عاجز شده باشه، فرموده:

«المسلم إن كان ضعيفا في دار الكفر لا يقدر على إظهار الدين، حرم عليه الإقامة هناك، وتجب عليه الهجرة إلى دار الإسلام.»[1]

اگر شخص مسلمان در دار الکفر ضعیف باشد، به صورتی که نتواند دینش را ظاهر کند، اقامت در آنجا برایش حرام بوده و هجرت به دار الاسلام بر او واجب می‌شود.

شیخ نوح نجاتی البانی رحمه الله در فتوایی که شیخ محمد شقره نقل کرده، گفته است:

«هل في قرى فلسطين أو في مُدَّتها قرية أو مدينة يستطيع هؤلاء أن يجدُوا فيها دينهم، ويتخذوها داراً يدرءون فيها الفتنه عنهم؟ فإن كان، فعليهم أن يهاجروا إليها ولا يخرجوا من أرض فلسطين.»[2]

شیخ البانی رحمه الله می گوید که اگر جایی در داخل فلسطین باشد که اهل فلسطین بتوانند در آنجا ساکن بشوند و فتنه را از خودشان دفع کنند، باید به آنجا بروند و از فلسطین خارج نشوند.

عقیده شیخ البانی رحمه الله درباره فلسطین در تعلیقات ایشون بر عقیده طحاویه خیلی واضح‌تره که گفته:

«اعلم أن الجهاد على قسمين: الأول فرض عين وهو صد العدو المهاجم لبعض بلاد المسلمين كاليهود الآن الذين احتلوا فلسطين: فالمسلمون جميعا آثمون حتى يخرجوهم منها.»[3]

بدان که جهاد بر دو نوع است: اولین فرض عین است که منع دشمن مهاجم در بعضی از سرزمین‌های اسلامیست، مانند یهودیانی که اکنون فلسطین را اشغال کرده‌اند: بنابراین مسلمانان تا زمانی‌که یهودیان اشغال‌گر را بیرون نکرده باشند، همگی گناهکار هستند!

هم اکنون که غزه به مدت 15 ماه بدترین جنایات را در برابر صهیونیستهای اشغالگر تحمل کردند، صهیونیستهایی که نماینده ی آمریکا و ناتو و هند و … در قتل عام مسلمین غزه بودند؛ چه کسانی در کنار این مجاهدین ایستادند؟

ابوعبیده سخنگوی حماس در بیانیه ای که به مناسبت پیروزی بر صهیوینستها صادر کرد جواب این سوال را داد.

تو در کدام جبهه بودی؟ جبهه ی حامیان غزه یا …؟


[1]  روضة الطالبين للنووي، الناشر: المكتب الإسلامي، ج 10، ص 282

[2]  فتاوى الشيخ الألباني ومقارنتها بفتاوى العلماء، ص 29

[3]  متن الطحاوية بتعليق الألباني، الناشر: المكتب الإسلامي، ص 71

حمایت قاطع مسلمین بلوچستان از حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در برابر هرزه های سکولار

حمایت قاطع مسلمین بلوچستان از حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در برابر هرزه های سکولار

کاتب: براهندک بلوچ

اخیراً حاجی موسی سعیدی «امیر جماعت تبلیغ» در محفلی به ذکر تجربه ای در برخورد با دسته ای از هرزه های سکولار بلوچ در اغتشاشات «زن، هرزگی، فاحشگی» پرداخته است که واکنش هرزه های سکولار را در پی داشته است.

حاجی موسی سعیدی به این زنان هرزه ی سکولار که حجاب خود را کنار زده اند گفته است: مگر شما گجر(غیر بلوچ و غریبه) هستید؟ چرا حجاب خود را رعایت نمی کنید؟ و این زنان بی حیا هم به سخنان او اهمیت نداده اند و او هم بعد از رساندن حکم اسلام به آنها، این هرزه ها را به حال خود رها کرده است.

ذکر این تجربه ی حاجی موسی سعیدی باعث شده است هرزه های رسانه ای سکولار چنین نشان دهند که حجاب امری شخصی است نه حکم الله و آیا روحانیون و افراد مذهبی حق دخالت در انتخاب شخصی زنان درباره حجاب و تجاوز به حریم آزادی‌های فردی را دارند؟

اما حجا مثل نماز و روزه و … حکم الله است و این حکم برای مسلمین حکم قانون اساسی را دارد و در عمل به قانون اساسی هیچ کسی در هیچ جای جهان نمی گوید شخص در عمل به قانون اساسی آزادی دارد که انجام دهد یا انجام ندهد.

نکته ی دوم اینکه، امر به معروف و نهی از منکر در شریعت اسلام یک وظیفه و واجب شرعی است. از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«‌مَنْ ‌رَأَى ‌مِنْكُمْ ‌مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ»[1]هریک از شما که منکری دید آن را با دستش تغییر دهد، پس اگر نتوانست با زبانش آن را تغییر دهد و اگر نتوانست با دلش آن را (بد بداند)، و آن ضعیف‌ترین (مرتبه‌ی) ایمان است.

بر این اساس:

حاجی موسی سعیدی به دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم به وظیفه ی شرعی خودش عمل کرده است که وظیفه ی هر مومن صادق و باغیرتی است و تمام مسلمین بلوچستان از این عمل شرعی حاجی موسی سعیدی حمایت و پشتییبانی می کنیم و یکصدا در برابر آن عده ناچیز از هرزه های سکولار می ایستیم و به این عده ی ناچیز بی ارزش می گوئیم شماها هیچ جایگاهی در میان ملت مسلمان و باغیرت بلوچ ندارید.


[1] مسلم 49