جهاد شرعی امارت اسلامی افغانستان و فتنه گری جیش العدل بلوچ

جهاد شرعی امارت اسلامی افغانستان و فتنه گری جیش العدل بلوچ

کاتب: عبدالملک اربابی مکرانی

از رسول الله صلی الله علیه وسلم دربارهٔ شخصی پرسیده شد که از روی شجاعت می‌جنگد و از روی تعصب می‌جنگد و از روی ریا می‌جنگد، اینکه کدام‌یک در راه الله است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللهِ» هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است.[1]

برتری کلمه ی الله یعنی شریعت الله و هر آنچه در امور عرفی که موافق شریعت الله باشد برتر شود. نگاه کنیمی در نتیجه ی اقدامات جیش العدل غیر از ناامنی و دزدی و … چه چیزی برتر شده است؟

به صورت مشخص در مورد حمله جیش العدل به بنیاد مسکن چابهار و ترور کارمند بنیاد مسکن که نهادی غیر مسلح و خدمت رسان مدنی است باید گفته شود که راه تخریب و ترور در این زمینه نمی تواند دردی از دردهای مردم را درمان کند.

بر این اساس است که می بینیم امارت اسلامی افغانستان در دوران جهاد وحاکمیت 5 ساله ی مُلا محمد عمر رحمه الله و در دوران 20 ساله ی جهاد با آمریکا و متحدین آمریکا و مزدوران داخلی آمریکا هرگز به کارمندان افغانی و یا حتی نهادهای خدمت رسانی خارجی که واقعا به امور انسان دوستانه و ساختن پل یا جاده یا بیمارستان و غیره مشغول بودند هیچ آسیبی نرساند بلکه آنها را تشویق به خدمت رسانی بیشتر به مردم می کرد و اگر عیب و ایرادی هم داشتند از کانالهای مختلف مردمی و تبلیغ سعی در اصلاح این عیبهای آنها می کرد.

امارت اسلامی افغانستان به مردم افغانستان نشان داد که واقعا دلسوز مردم افغانستان است و دنبال کوچکترین راهی است که بتواند به این مردم خدمت کند؛ اما بلوچهای به ظاهر اسلامگرا و یا ملی گرای ما چکار کرده اند؟

این بلوچها نه تنها در ایالت بلوچستان پاکستان بلکه در ایران هم حتی پنجابی های هم مذهب خود را که مشغول کارهای مکانیکی و ساختمانی و … هستند صرفا به دلیل پنجابی بودن ربوده و شکنجه کش می کنند حالا چه رسد به سایر قومیتها و مذاهب را.

جیش العدل هم به بهانه ی تخریب منازلی غیرقانونی در حاشیه شهرها به اداره ای حمله کرده وفردی را ترور کرده که وظیفه ی این نهاد و افراد این نهاد تنها سروسامان دادن به وضعیت مطلوب روستاها و شهرسازی است و در هر کشورکافر یا مسلمانی چنین سروسامان دادنی جهت جلوگیری از تلفات احتمالی ناشی از زلزله و سیل و خدمت رسانی مناسبتر مورد توجه و تأئید است.

جیش العدل قصد دارد با این اقدام خود را حامی مردم بلوچ نشان دهد اما هر عقل سلیمی به سادگی می داند که جیش العدل تنها دنبال توجیه فتنه گری های خود با نام قوم بلوچ است و در عرض این چند سال فعالیتی که داشته کوچکترین خیری برای مردم بلوچ نداشته غیر از شر ناامنی و ترورهای کور و آدم ربائی و ناامن شدن جاده ها و دزدی و گردنه گیری و…. و این یعنی جنگ او فی سبیل الله نیست.

امارت اسلامی افغانستان در راه الله جهاد می کرد و به مردم خدمت می کرد و مردم هم با چشم سر این حقیقت را می دیدند اما جیش العدل با نام بلوچ و فی سبیل آمریکا و شرکای منطقه ای آمریکا جنگ می کند به همین دلیل مردم با چشم سر فقط از آن تخریب و ناامنی می بینند و مشتی شعار احساساتی قومیت گرایانه و مذهبی.

آیا می توان چنین فتنه ای را فی سبیل الله نامید؟


[1]  البخاري (123)، ومسلم (1904)

با ارتباط و کارفرمای مشترک جیش العدل و جولانی سوریه آشنا شوید

با ارتباط و کارفرمای مشترک جیش العدل و جولانی سوریه آشنا شوید

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

در تاریخ ۳ آبان ۱۳۹۲ گروه جیش العدل به یک گشت مرزبانی در منطقه سراوان حمله ی غافلگیرانه کردند که در پی این کمین ۱۴ نفر از اعضای پلیس مرزبانی ایران کشته شده و ۷ تن دیگر نیز مجروح شدند.

جیش العدل در بیاینه ی خود یکی از دلایل این حمله را دفاع از انقلاب سوریه تحت رهبری جولانی اعلام کردند و اینکه ایران در سوریه مداخله می کند.

اگر بسیاری از مردم در آن زمان متوجه نبودند که جنگ ایران در سوریه جنگ با آمریکا و ناتو و اسرائیل است بدون شک هم اکنون کم هوشها نیز متوجه شده اند که جولانی عامل آمریکا و ناتو و اسرائیل بوده است و هم اکنون این سه کافر بخشهایی از خاک سوریه را نیز به اشغال خود در آورده اند.

جیش العدل در آن زمان هم در جبهه ی آمریکا و ناتو و اسرائیل قرار داشت و در راستای اهداف این دشمنان اقدامات خود را برنامه ریزی می کرده است.

ارتباط رسانه ای بین جیش العدل و گروه چند نفره ی مُلا عبدالرحمن فتاحی از سربازان جولانی و حمایتهای آنها از همدیگر نیز در همین راستا بوده است.

جولانی هم اکنون نه تنها به تمام وعده های خود مبنی بر تشکیل حکومت اسلامی پشت کرده است بلکه با هدف قرار دادن و زندانی کردن مجاهدین و مومنین شریعت گرا انقلاب مردم سوریه را به آمریکا و شرکای آمریکا چون اسرائیل فروخته است و جامعه را به سمت و سوی جامعه ای لیبرال و سکولار به پیش می برد.

علاوه بر این، جولانی تبدیل به یکی دیگر از سپرهای اسرائیل در برابر مجاهدین شریعت گرا شده است و راههای کمک مجاهدین فلسطین از سوریه را به کلی مسدود کرده و محاصره ی مسلمین غزه را به نفع اسرائیل تکمیل کرده است.

امروزه اگر کسی بگوید هنوز نمی داند جیش العدل مزدور آمریکا و اسرائیل و شرکای منطقه ای آنهاست یا انسانی جاهل است که باید آگاه شود یا دروغگوی دغل بازی است که قصد فریب افکار عمومی مردم را دارد.

جوان بلوچ حق ندارد فریب شعارهای مکارانه ی اقتصادی و قومیتی و مذهبی این گروهک دست نشانده را بخورد و خودش را در راه اهداف دشمنان اسلام ومسلمین خرج کند.

جیش العدل گروهکی است که به دفاع از جولانی بر ضد ایران عملیات انجام داد و ایرانی ها را برای جولانی و اربابان جولانی به قتل رساند، حالا نگاه کنید کارفرمایان جولانی چه کسانی هستند تا متوجه شوید کارفرمای جیش العدل با کارفرمای جولانی یکیست.

ارتباط کانال مجازی بردگان ظالم با عبدالغفار نقشبندی فراری

ارتباط کانال مجازی بردگان ظالم با عبدالغفار نقشبندی فراری

کاتب: عبدالرحمن براهویی

در فضای مجازی و با شماره های فیک گروهها و کانالهای مختلفی وجود دارند که با گندگوئی هائی ادعاهای بزرگی از خود بروز می دهند.

یکی از این کالهای مجازی کانالی با عنوان « جنبش دادخواهان و آزادگان » است که از همان ابتدا توسط مولوی عبدالغفار نقشبندی فراری راه اندازی شده است و چون تعریف و تمجیدهای زیادی از نقشبندی در آن وجود دارد و با القاب قلمبه سلمبه ای که به قواره ای نمی خورد خودش را خطاب قرار می دهد قصد دارد چنین نشان دهد که کانال توسط خود نقشبندی اداره نمی شود بلکه توسط ادمین دیگری مدیریت می شود!

تنها کافی است بدانیم که مولوی نقشبندی جهت مشهور شدن و رسانه ای شدن خودش و با کنار زدن تمام ادله ی فقهی مورد تائید تمام مذاهب اسلامی در اثبات جرم زنا، آبروی آن دختر بلوچ را بر باد داد.

زمانی هم که اهل سنت و جماعت از او خواستند اگر می گوید این جرم برایش محرز شده است، چگونه و با استناد به چه دلیل فقهی؟ فرار را برقرار ترجیح داد و روانه ی پاکستان شد؛ چون فقط انحراف در استدلال و ضعف در اثبات شرعی نداشت بلکه با تحریک جوانان باغیرت و احساسی بلوچ باعث آنهمه خونریزی هم شده بود و باید حساب پس می داد.  

پس کار این کانال ظلم است نه دادخواهی، و گرداننده ی آن هم برده ی هوای نفسش و سایر اربابانش است نه آزاده ای که تابع ادله ی فقهی اسلامی و حتی ادله عقل سلیم عقلای جامعه باشد؛ بر این اساس باید اسم کانال مجازی نقشبندی را گذاشت کانال بردگان ظالم.

نقشبندی در این پیام آخرش می گوید که یاران قسم خورده ی ما در این کانال در حال فعالیت میباشند و از مردم می خواهد با خیالی آسوده به کانال بپیوندند!

 با چه خیال راحتی؟ زمانی که بزرگان مسلح شما با آنهمه ادعا و گردوخاک کردن توسط کارفرمایتان پاکستان و بحرین و دیگران مورد معامله قرار می گیرند الان انتظار داری مردم در فضای مجازی به امثال تو که در دامان سرویس جاسوسی پاکستان هستید و یا خودتان را به دارودسته ی رجوی چسپانده اید اعتماد کنند؟ در حالی که اعضای گروه رجوی را در قلب اروپا دستگیر و تحویل ایران می دهند و از کانال نفوذی های میان این گروهک تمام رسانه های آنها تحت اشراف اطلاعاتی ایران است.

تو مردم مسلمان و هوشیار بلوچ را چه فرض کرده ای؟

البته عبدالغفار اعلام می کند که هدف او دادخواهی از خون شهدای بلوچ و عفت ناموس بلوچ بوده و …

عبدالغفار باید بداند که این مردم اهل سنت بلوچ هستند که او را عامل تحریک جوانان و از مهمترین عامل فاجعه ی مسجد مکی زاهدان و … می دانند و علاوه بر آن او را مایه ی ننگ بلوچ ها در آبروریزی ناموسی آن خواهر بلوچ معرفی می کنند .

به یاد بیاوریم که یک یهودی نزد عمر بن خطاب رضی الله عنه که خلیفه ی مسلمیین بود آمد و گفت که برای دخترم خواستگار آمده و دخترم قبل از این، دچار جرم زنا با یکی دیگر شده است آیا این مساله را به داماد بگویم؟ عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت اگر چنین کاری کنی تو را چنان می کشم که مایه ی عبرت تمام مردم شوی و دستور به پنهان کردن این جرم کرد.

علاوه بر این عمر بن خطاب رضی الله عنه سه صحابی رضی الله عنهم که شاهد جرم زنا بودند را شلاق زد چون به حد نصاب چهار نفر نرسیده بودند. این منهج اهل سنت و جماعت در مورد اثبات جرم زنا و پنهان کردن آن در صورت نرسیدن آن به حد شرعی یا اقرار طرفین است. عبدالغفار از منهج کدام شیطان برای این آبروریزی و تحریک جوانان احساسی نماز خوان استفاده کرد؟

تاریخ در کنار ظلم دیگران این خیانت و ظلم آشکار و بزرگ نقشبندی به خون و ناموس بلوچهای مسلمان را نیز ثبت خواهد کرد.

زبان امثال ترشابی و احراری و امثالهم زبان ما نیست اما ….

زبان امثال ترشابی و احراری و امثالهم زبان ما نیست اما ….

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

سالهاست که افرادی چون ترشابی و احراری و … در شبکه های ماهواره ای معلوم الحال کلمه و نور و غیره با روشی لیبرال و سکولاریستی به سبک غربی ها اما با ادبیاتی شبه اسلامی در حال گفتمان سازی برای آشتی دادن اهل سنت با احزاب مرتد سکولار محلی و پذیرش حاکمیت سکولاریستهای جهانی و محلی بر مسلمین و پذیرش حقوق به اصطلاح بشر سکولاریستی سازمان ملل هستند.

این اشتباه آشکار بلکه گمراهی و تباهی است که به دنبال حل قضیه‌ی جامعه ی خود و سایر بلاد مسلمین در سایه‌ی دموکراسی، اومانیسم و دیگر مکاتب باطل و سازمان سکولار ملل باشیم. بله، می‌توانیم کشورهای شرق و غرب و فاحشه‌های سیاسی را متوجه نفاقشان کنیم و مردم را از آنها متنفر سازیم، اما زبان خود ما این نیست.

باید مثل شخصی باشیم که یک زبان مادری دارد و گاهی برای حاجت از زبان دومی استفاده می‌کند؛ زبان مادری ما در حل مشکلات مسلمین، زبان شریعت است که پشیزی برای سازمان ملل و اعلامیه‌هایش ارزش قائل نیست و زبان دوم، زبان خودشان است تا تناقضشان هویدا شود.

هرکس مثال می‌خواهد، به ابراهیم احراری خلف و دیگر جاهلانی بنگرد که از زبان دموکراسی برای دفاع ظاهری از حقوق اهل سنت استفاده می‌کنند. اینها مجبور شده‌اند که حکومت شیطانی (نمی‌گویم بشری زیرا کلمه‌ی بشر را بسیار تقدیس کرده‌اند) را ستایش کنند، زیرا استفاده از زبان دموکراسی هزینه دارد و هزینه‌اش در اینجا گمراه‌ساختن اهل سنت مظلوم است.

لازم است بدانیم که به قول الشيخ أبوعبدالله رحمه الله (نوامبر 2001) :

“کشتار دسته‌جمعی بوسنی در مقابل چشمان و پیش گوش‌های تمام جهان و بلکه در قلب اروپا صورت پذیرفت و ملل متحد هم خبر داشت و بلکه همکارشان بود! کسانی که می‌خواهند مصیبت‌های امروز ما را در سازمان ملل متحد حل کنند، منافقانی‌اند که می‌خواهند با الله و پیامبرش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین خدعه کنند. مگر مصیبت ما از جانب کسی جز سازمان ملل متحد است؟ قطعنامه‌ی تقسیم فلسطین را چه کسی در سال 1947 صادر کرد؟ چه کسی سرزمین فلسطین را به یهودیان بخشید؟!”

آیا می‌دانید: تقسیم فلسطین معلول قطعنامه‌ی 1947 سازمان ملل بود؟

بیایید به قوانین حق‌ستیز این کافران از اعلامیه‌ی 1948 (موسوم به اعلامیه‌ی حقوق بشر) گرفته تا دیگر حکم‌های ظالمانه‌شان کافر شویم. فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى [البقرة: 256]

پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل: آمریکا، چین، روسیه، فرانسه و انگلیس هستند، هرکدام از دیگری ظالم‌تر و فاسدتر است و عدوانش علیه اسلام و مسلمانان آشکارتر!

اینها نمونه های دموکراسی و مجری آنچه هستند که امثال ترشابی ترشیده و احراری ناخلف و دیگران قصد فرهنگی کردن آن در میان اهل سنت را دارند.

مواظب این مجریان جنگ روانی دشمن در میان اهل سنت باشیم.

سخن گفتن با کسانی چون عبدالغفار نقشبندی آویزان کردن مروارید برگردن خوک است

سخن گفتن با کسانی چون عبدالغفار نقشبندی آویزان کردن مروارید برگردن خوک است

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

عبدالغفار نقشبندی زمانی که در ایران بود مردم را تحریک می کرد و خودش از دور فقط نگاه می کرد، بعد از آنکه فرار کرد با مردم را تحریک به کشتن و خون دادن می کند اما خودش تنها نظاره گر است و حراف.

روش این شخص شبه انقلابی هم جالب است، ابتدا می گوید:

  •  درب سرخ آزادی فقط با دستان سرخ و آغشته به  خون گشوده خواهد شد .
  • برای آزادی سرزمین باید خون داد و از خون خود گذشت .

در انتها هم می گوید: نخستین گام عضویت و مشارکت در تشکیلات مجازی من است.

هههههه.

این شخص که اگر خون ببیند فورا از ترس غش می کند و حتی در یک عملیات همراه گروههای مسلح شرکت نکرده است و تجربه ی میدانی صفر دارد اینهمه خون خون می کند سخن گفتن با او در مورد «فقه» انقلاب که علم است و سخن گفتن با او در مورد «فقه» قواعد عام و خاص جنگ مسلحانه که علم است و سخن گفتن با او در مورد چگونگی برخورد با دارالاسلام «تَلْزَمُ جَمَاعَةَ المُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ» و پرهیز از تفرق و فرقه بازها «فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الفِرَقَ كُلَّهَا»[1] و سایر امور شرعی متعلق به امور عمومی مسلمین که او جالانه به آن وارد شده است بی فایده بوده و انداختن مروارید بر گردن خوک است.

شعبه رحمه الله فرموده است: «اعمش مرا دید که برای گروهی حدیث نقل می‌کردم [یا سخن می‌گفتم]، به من گفت: ای شعبه! وای بر تو! مروارید را به گردن خوک‌ها می‌آویزی؟»[2]

امثال نقشبندی با سابقه ای که دارند و اینکه آگاهانه مسیر انحرافی را می روند گفتن آیه و حدیث برایشان فایده ای ندارد و تنها زمانی برمی گردند که به بن بست برسند و یا مجبور به بازگشت شوند و گرنه تنها زور و مرگ است که مانع تخریبات این افراد می شود.

عبدالفغار نقشبندی علم بسیاری از چیزی هایی که با عقل خودش در مورد آنها صحبت می کند را نخوانده است و به قول بعضی از سلف، گذاشتن علم نزد نااهلان از ضایع‌ساختن آن است.

 امام بخاری رحمه الله در صحیح خود بابی تحت عنوان «باب من خص بالعلم قوما دون قوم كراهية أن لا يفهموا» گشوده است، یعنی: باب کسی که گروهی از مردم را به علم اختصاص داده و گروهی را نه، زیرا از اینکه آن را نفهمند کراهت داشته است!

نقشبندی نسبت به بسیاری از مفاهیم دعوت نااهل است به همین دلیل صحبت کردن با او ضایع ساختن علم است و هدف از این نوشتارها نیز تنها آگاه کردن جوانان بلوچ از دامی است که این انسانهای اجاره ای بر اساس خواست و برنامه و اهداف دشمنان ملت ما برایشان پهن کرده اند.


[1] متفق علیه / البخارى (3606 ، 7084) ومسلم (1847)

[2]  جامع بيان العلم وفضله، الناشر: دار ابن الجوزي، ج 1، ص 446

عبدالغفار نقشبندی و خیانت به «السنوار» رهبر افسانه ای حماس هم

عبدالغفار نقشبندی و خیانت به «السنوار» رهبر افسانه ای حماس هم

کاتب: براهندک بلوچ

یکی از بزرگترین مشکل اهل بدعت و «الرویبضه» که اکثراً انسانهای پست و بی ارزشی هستند این است که در امور عامه صحبت می کنند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید:

سيأتِي على الناسِ سنواتٌ خدّاعاتٌ؛ يُصدَّقُ فيها الكاذِبُ، ويُكذَّبُ فيها الصادِقُ، ويُؤتَمَنُ فيها الخائِنُ، ويخَوَّنُ فيها الأمينُ، وينطِقُ فيها الرُّويْبِضَةُ . قِيلَ: وما الرُّويْبِضةُ ؟ قال: الرجُلُ التّافِهُ يتَكلَّمُ في أمرِ العامةِ.[1]

بزودی بر مردم سالهایی خواهند رسید که در آن سالها دروغگو صادق شمرده می شود و راستگو، تکذیب می شود و به خائنین اطمینان می شود و امانت داران به خیانت متهم می شوند و رویبضة بدینگونه سخن می گوید.گفته شد: رویبضة چیست؟ فرمود: مردی پست و فاسد که در امور عامه (مردم) سخن می گوید.

برای پست و بی ارزش بودن کسی که ادعای دکتری دارد همین کافی است که در چیزی که نمی داند وارد شود و برای مردم نسخه ببیچد، برای پست و بی ارزش بودن کسی که ادعای رانندگی دارد همین کافی است که رانندگی بلد نباشد و پشت فرمان بنشیند و جان خود شو مسافرانش را در خطر بیاندازد و به همین شکل برای پست و بی ارزش بودن شخصی که ادعای تبحر در علوم دینی را دارد اما در چیزی متعلق به امور عامه وارد شود که در آن فقه و فهم درک شرعی اش را ندارد.

مساله ی امر به معروف و نهی از منکر که در سطوح مختلف فردی و اجتماعی و حکومتی انجام می شود یکی از این موارد است که شخص باید در آن تخصص داشته باشد تا به این امر شرعی آنگونه که الله خواسته عمل کند.

امثال عبدالغفار نقشبندی با توجه به سطح علمی و درسهایی که خوانده نهایتش باید در سطح امور فردی چون آداب طهارت و نماز و حج و زکات و… وارد شوند نه سطوح بالاتر اجتماعی و حکومتی؛ اما این انسانهای پست و فاسد به سطحی وارد می شوند که در آن تخصص ندارند به همین دلیل همیشه منبع فساد و انحراف از منهج صحیح اسلامی بوده اند.

نقشبندی با «تحریش»(تحریک مکارانه ی مردم به شر) مردم، زمینه ساز اصلی فاجعه ی جمعه ی خونین زاهدان و حوادث سرباز شد و چون از دادن دلیل شرعی برای اهل سنت و جماعت عاجز ماند فرار کرد و باز در موقیعتهای مختلف هم جوانان بلوچ را به کشتار و خونریزی جاهلانه دعوت کرده است که در تازه ترین اقدام و با آوردن عکسی از السنوار رهبر افسانه ای حماس متحد ایران باز قصد «تحریش» جوانان بلوچ به خونریزی را دارد.

این کذاب خائن خودش می داند که السنوار متحد ایران بود و می داند که ابوعبیده سخنگوی حماس هم به بهانه ی پیروزی بر صهیونیستها از ایران به عنوان حامی جهاد مردم غزه تشکر و قدردانی کرد، اما با سوء استفاده از نام السنوار قصد دارد مردم را بر علیه ایران «تحریش» کند.

واضح است که او طرفدار السنوار و راه السنوار نیست، السنوار در جبهه ی ایران بر علیه صهیونیستها جنگید و نقشبندی در جبهه ی صهیونیستها و بر علیه جبهه ی السنوار می جنگد، پس او تنها قصد دارد دغلبازانه از السنوار جهت «تحریش» و تحریک مکارانه ی مردم بلوچ به شر سوء استفاده کند.

نقشبندی در شرایطی جوانان بلوچ را به کشت و کشتار و «قتال الفتنه» دعوت می دهد که بر اساس رای تمام مذاهب اسلامی و بر اساس عمل تمام اهل دعوت و جهاد از میان اهل سنت چون شیخ اسامه بن لادن، رها کردن آمریکا به عنوان سر افعی و رهاکردن سایر کفار اشغالگر چون ناتو و صهیونیستها و غیره و مشغول شدن به ایران خیانت آشکار به تمام مومنین و خدمت آشکار به کفار اشغالگر خارجی و مرتدین محلی آنهاست.

 نقشبندی به عنوان سرباز جنگ روانی دشمنان با بازی با احساسات مذهبی و قومیتی بلوچها مشغول چنین خدمتی به کفار اشغالگر و مرتدین محلی است، مواظب باشیم و اجازه ندهیم برادران احساسی و فریب خورده ی ما خوراک چنین فتنه و خیانتی شوند.


[1] ابن ماجه (4036) أحمد (7912) الألباني، صحيح الجامع  (3650)

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

الگوهای جیش العدل و الفرقان و… در درکات اسلام آمریکائی – صهیونی

کاتب: عبدالرحمن براهوئی

برایتان جالب نیست که چرا گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ مثل جیش العدل و انصارالفرقان و غیره در برابر تحولات اخیر سوریه سکوت کرده اند؟

با آنکه عقلای مسلمان و کافر می دانستند که جولانی جاسوس و مزدور ترکیه و آمریکا و صهیونیستها است اما این گروههای مسلح بلوچ برای چندین سال از گروههای مسلحی چون دارودسته ی جولانی به عنوان مجاهد تعریف و تمجید می کردند؛ تا اینکه طی معملاتی حاکمیت دمشق به جولانی یو گروهش سپرده شد و چهره ی واقعی جولانی هم کم کم آشکار شد.

مشخص شد که جولانی همان جاسوس ترکیه و آمریکا و صهیونیستهاست که با جان و ناموس و مال مسلمین تحت عنوان جهاد تجارت کرده است و هم اکنون در لباس یک شخص لیبرال و با همان قوانین سکولاریستی زمان بشار اسد حاکم شده است.

سه روز پیش در دمشق افرادی توسط امنیت ملی رژیم جدید سوریه دستگیر شدند که پوسترهای آموزشی مربوط به حجاب شرعی را به دیوار می زدند و در معابر و میادین عمومی بین مردم پخش می کردند.

اسعد الشیبانی وزیر خارجه دولت جدید سوریه امروز پنج شنبه هم اعلام کرد: کشور ما هرگز تهدیدی برای هیچ کشوری از جمله اسرائیل نخواهد بود و آنها همانگونه که می‌خواهند امنیتشان را حفظ کنند، باید از امنیت دیگران نیز حفاظت کنند.

این همان اسلام آمریکائی صهیونی جدید است که خروجی و نتیجه ی  تمام فعالیتهایش به نفع آمریکا و صهیونیستها تمام می شود.

گروههای جیش العدل و انصارالفرقان هم با شعارهای به ظاهر اسلامی در همان مسیری در حرکت هستند که جولانی حرکت کرده است با این تفاوت که این گروههای بلوچ توسط بحرین و پاکستان و آمریکا و غیره تنها به عنوان یک اهرم فشار به کار می روند و هر وقت نیاز به واگذاری آنها باشد بعد از انجام ماموریت آنها را مورد معامله قرار می دهند و یا همچون دستمال توالت آنها را رها می کنند چون در برابر این گروهها و اربابان این گروهها، ایران به قدرت بزرگ منطقه قرار گرفته است.

بلوچهای مسلمان پاکستان هم به دست نشانده بودن این گروههای مسلح به ظاهر اسلامگرای بلوچ ایرانی ساکن در پاکستان پی برده اند به همین دلیل به جای آنکه به اینها کمک کنند به طالبان پاکستان و سایر جماعتهای اسلامی پاکستان ملحق می شوند؛ به عنوان مثال امروز یک گروه از منطقه مستونگ ایالت بلوچستان به رهبری مولوی شعیب بلوچ، با رهبر تحریک طالبان پاکستان بیعت نموده و به صفوف این گروه پیوسته است.

جیش العدل و انصار الفرقان و سایر گردنه گیرها و گروههای ریز و درشتی که شعارهای شبه اسلامی و قومیتی و احساسی می دهند مستقل نیستند و تابع دستور خارجی ها هستند به همین دلیل هیچ انسان عاقلی به آنها دل نمی بندد چه رسد به خارجی هایی که دنبال منافع خود هستند.

مسلمین بلوچ باید هوشیار باشند و اجازه ندهند دشمنان اسلام و مسلمین به واسطه ی این گروهها با شعور آنها بازی کنند و بلوچها را اسباب بازی برنامه ها و سناریوها و طرحهای خود کنند.

اقدام مداح حاشیه‌ساز مزدور سر به شیعیان انگلیسی در سیستان و بلوچستان محکوم و شکایت قضایی از وی نیز پیگیری شد

اقدام مداح حاشیه‌ساز مزدور سر به شیعیان انگلیسی در سیستان و بلوچستان محکوم و شکایت قضایی از وی نیز پیگیری شد.

کاتب:جواد شاهوزهی بامری
آیت الله خامنه ای امام کنونی دارالاسلام ایران می گوید: لازم به یاد آوری است مقام معظم رهبری در رابطه با ایجاد تفرقه در میان مسلمانان می‌فرمایند: آن کسی که ندای تفرقه بین شیعه و سنی را سر می‌دهد و به بهانه‌ی مذهب، می‌خواهد وحدت ملی را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنی، مزدور دشمن است، چه بداند، چه نداند.
پس از انتشار کلیپ یکی از مداحان سر به شیعیان انگلیسی که موجب آزرده خاطر شدن مردم استان سیستان و بلوچستان شده، آیت الله محامی، نماینده امام انقلاب و دارالاسلام ایران در استان سیستان و بلوچستان با صدور پیامی در صفحه مجازی ایکس خود نوشت: ‏مصداق بارز فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی و تذکرات معظم له نسبت به خطر تشیع انگلیسی، همین است که از حنجره برخی به اسم طرفداری از اهل بیت علیهم السلام، ندای تفرقه در جامعه اسلامی بیرون می‌آید.
همچنین وی در پیامی دیگر در این شبکه اجتماعی، نوشت: رفتارهای مزدورانه عده‌ای برای ضربه زدن به وحدت جامعه اسلامی، در هر نقطه‌ای از عالم از سوی شیعه و اهل سنت محکوم است و صاحبان بصیرت و نخبگان موقعیت شناس، این تهدید را با همدلی و وحدت به فرصت تبدیل خواهند کرد.
شایان ذکر است بالافاصله پس از انتشار این کلیپ در فضای مجازی در راستای برخورد با اینگونه اقدامات از جانب سازمان اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان، پیگیری شکایت قضائی صورت گرفته و پرونده قضائی در حال تشکیل برای وی است.

دعوت مولوی نقشبندی، دعوت به آب، علف، چراگاه و خاک؛ بهای آزادی یا بهای جهنم؟

دعوت مولوی نقشبندی، دعوت به آب، علف، چراگاه و خاک؛ بهای آزادی یا بهای جهنم؟

کاتب: براهندک بلوچ

سید قطب تقبله الله عامل تمایز بین جامعه ی جاهلی با جامعه ی اسلامی را «عقیده» معرفی می کند و می گوید: حیوانات را آب و علف و چراگاه و زمین دور هم جمع می کند اما انسانها و بخصوص مومنین را عقاید آنها دور هم جمع می کند.

مولوی نقشبندی که پس از آن فاجعه ای که به بار آورد و پس از آن آبروریزی که برای قوم بلوچ در تاریخ به ثبت رساند و جهت فرار از پاسخگوئی در برابر شریعت و مردم فراری شده است در تازه ترین سخنان خود بهای آزادی را جنگ در راه علف و خاک و چراگاه و حرکت در مسیر حیوانیت معرفی کرده است. دقیقا همان کاری که ناسیونالیستهای ملی گرائی چون سربازی و دیگران انجام می دهند اما با ادبیاتی شبه اسلامی .

از ابوموسی رضی الله عنه روایت است می گوید که :

از رسول الله صلى الله عليه وسلم درباره ی مردی پرسيده شد که از روی شجاعت، از روی تعصب (برای قومیت یا خاک) يا از روی ريا و خودنمايی می جنگد. اینکه کدام يک در راه الله است؟ فرمود: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ الله هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ الله» «کسی که برای اعلای کلمه ی الله (و سرافرازی و اجرای قوانین دينش) بجنگد او در راه الله است».( البخاري 123 / مسلم 1904)

پس بهای آزادی دنیا و قیامت جهاد در راه قانون شریعت الله است نه در راه خاک و علف و عصبیت و جاهلیت.

دین الله هم به مومنین امر می کند که از گروههای متفرق دوری شود و هر کسی که به سوی این گروههای متفرق دعوت دعوتگر به سوی آتش جهنم و دعوتگر به سوی «قتال الفتنه» است.

رسول الله صلی الله علیه و سلم در پاسخ به سوال حذیفه رضی الله عنه می فرماید: دُعَاةٌ علَى أبْوَابِ جَهَنَّمَ، مَن أجَابَهُمْ إلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا، بله، دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارندهركس دعوت آن ها را بپذيرد او را در آن مي اندازند؛ عرض كردم: اي رسول الله، آن ها را براي مان توصيف نماييد؟ فرمود: هُمْ مِن جِلْدَتِنَا، ويَتَكَلَّمُونَ بأَلْسِنَتِنَا، آن ها از جنس ما هستند و با زبان ما سخن مي گويند (یعنی با نام اسلام و با ادبیات اسلامی و در قالب مبلغ و دعوتگر خود را نشان می دهند)؛ گفتم اگر آن ها را درک نمودم چه دستوري به من مي دهيد؟ فرمود: تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ، با جماعت مسلمانان و امام شان باش.گفتم: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ، اگر مسلمانان جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ. در آن صورت از همه ی آن گروه ها و فرقه ها دوري کن اگر شده تنه ی درختي را محکم بگير تا مرگت فرا رسد، و تو بر همان حال باشی(أخرجه البخاري 3606 / ومسلم 1847/ وابن ماجه/ صحيح الجامع 2994) .

امثال مولوی نقشبندی فراری از دادگاه شریع و مردم مجموعه ای از فرقه ها و گروههای متفرقی هستند که با ادبیاتی شبه اسلامی مردم را به سوی جهنم دعوت می دهند چون در دعوت این اشخاص مردم به ناحق کشته می شوند و الله از خون به ناحق ریخته شده گذشت نمی کند حتی اگر شخصی خودش را بکشد.

به همین دلیل است که می بینیم رسول الله صلى الله عليه وسلم می فرماید: لَنْ يَزَالَ الْمُؤْمِنُ فِي فُسْحَةٍ مِنْ دِينِهِ، مَا لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَامًا؛ (بخاری ۶۸۶۲)انسان مومن تا زمانی در دینش از گشایش -و توفیق بهره مندی از بخشایش الله و شفاعت شفاعت کننده ها و پاک شدن گناهان با انجام عمل صالح و غیره – برخوردار است که خون حرامی نریزد. عبدالله بن عمر نیز می گوید: إِنَّ مِنْ وَرَطَاتِ الأُمُورِ، الَّتِي لاَ مَخْرَجَ لِمَنْ أَوْقَعَ نَفْسَهُ فِيهَا، سَفْكَ الدَّمِ الحَرَامِ بِغَيْرِ حِلِّهِ .(بخاری ۶۸۶۳)از مهلکه ها و ورْطه های نابودی انسان که هیچ راه نجاتی از آن نیست ریختن نابجای خونی است که حرام شده است.

پس مولوی نقشبندی در مورد بهای جهنم و عذاب وعده می دهد و دعوتگری است به سوی آتش جهنم.  

هر شخصی را ماموستای دینی ننامید: سید محمد محمدی میرالی پاوه ای برای نمونه

هر شخصی را ماموستای دینی ننامید: سید محمد محمدی میرالی پاوه ای برای نمونه

کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی

نزدیک به یک هفته پیش یکی از رسانه های مجازی شناخته ی شده ی سکولار بلوچ اعلام کرد: بازداشت خشونت‌آمیز یکی از علمای اهل سنت کرُد (ماموستا « محمد محمدی »، اهل روستای میراولی از توابع شهرستان پاوه) توسط نیروهای امنیتی در پاوه. البته اضافه کرده بود که: او به دلیل خطابه‌های اعتراضیش در جنبش زن زندگی آزادی، چندین بار احضار شده است.

با آنکه ا به اخباری که کفار اصلی و احزاب سکولار محلی و گروه منافقین بومی نشر می دهند اصلاً اعتمادی ندارم و تا روشن نشدن و تبیین آن توسط مومنین به آن اهمیت نمی دهم با این وجود اگر متوجه شوم که مولوی یا آخوند یا شیخ و ماموستایی به دلیل مشارکت در فتنه ها و جریانات سکولاریستی دچار مشکلی از سوی مردم یا مسئولین حکومتی شده است غیر از خوشحالی، اهمیت نمی دهم که این شخص کیست و چه فکری دارد و…؟

در مورد محمد محمدی میرالی پاوه ای هم به محض آنکه فهمیدم در آن اغتشاش و فتنه ی هرزه های سکولار کُردستان به نحوی مشارکت داشته دیگر اهمیت ندادم که کیست تا اینکه یکی از برادران دیشب در مورد این شخص نکاتی را بیان کرد که من را برد به فتنه گران و تفرقه اندازان دوران عباسیان در بغداد و دمشق و خراسان و ….

در دورانی در بغداد و دمشق مقلدینی از میان حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها وجود داشتند که به سادگی همدیگر را تکفیر می کردند و حتی بعضی از علمای حنفی بودند که شافعی ها را چیزی مثل کفار اهل کتاب می دانستند که می شود از آنها زن گرفت اما نمی توان به آنها زن داد و می گفتند اگر توانش را داشته باشیم از آنها جزیه هم می گیریم.

جنگهای بین حنبلی های بغداد با حنفی ها و شافعی ها و فتنه هایی که برپا کردند نیز در تاریخ به عنوان لکه ی سیاهی وجود دارد، در خراسان بزرگ هم این فتنه ها وجود داشتند فقط کافی است به زندگانی و مشقات امام بخاری رحمه الله نگاهی بندازید تا به گوشه ای از این مصیبت تفرقه اندازان پی ببرید یا نگاه کنید که امام شافعی رحمه الله که خودش از شاگردان برجسته ی امام مالک رحمه الله بود چگونه در مصر توسط مقلدین جاهل امام مالک مورد ضرب و شتم قرار می گیرد و علیل می شود و بدترین مرگ را تجربه می کند و…

نزدیک به چند قرن است که دسته ای از مسلمین می گویند «4مذهب» و سعی کرده اند به این شکل به هم نزدیک شوند و از اختلافات جزئی صرفنظر کنند و همین امر باعث خاتمه ی این جنگهای میان این مذاهب شد تا اینکه محمد بن عبدالوهاب سربرآورد و دوباره جنگ مذهبی را شعله ور کرد.

 امروزه مسلمین نه تنها می گویند «4مذهب» بلکه می گویند «تمام مذاهب اسلامی و امت اسلامی»؛ حالا در این بین، محمد محمدی میرالی در جامعه ی شافعی مذهب کُردستان خودش را مقلد امام احمد حنبل رحمه الله و علمای متقدم حنبلی مذهب می داند؛ اما قصد دارد نقش یکی از علمای آن دوران را در این زمان بازی کند.

محمد محمدی میرالی به سبک منحرفین میان مذهب حنبلی ابتدا به تکفیر امام ابوحنیفه رحمه الله می پردازد و بعد با زنده کردن چیزهایی که مرده اند خودش را به مسلمین صوفی و سلفی و… دلخوش کرده است و حتی یک جمله هم در مورد کفار اصلی و بخصوص کفار اشغالگر خارجی نمی گوید بلکه به تکفیر و لعن کردن مجاهدینی می پردازد که با این کفار اشغالگر جهاد کرده اند یا در حال جهاد هستند!.

یعنی: فقط 1- تکفیر به ناحق مسلمین 2- تولید تفرق و مشغول کردن مسلمین به مسلمین و 3- رها کردن دشمنان اصلی و 4- نشان دادن اینکه بله منم اینم و متفاوت از دیگران تا دیده شود.

این اشخاص باید بیدارشان کرد و متوجهشان کرد که در پازل و جبهه ی دشمنان بازی می کنند.

ماموستای دینی یعنی استادی که دین را فهم و درک کرده و آگاهانه و دلسوزانه ومخلصانه آنرا به دیگران منتقل می کند؛ تکفیر به ناحق ائمه ی مسلمین و تولید تفرق میان مسلمین و مشغول کردن به مسلمین به مسلمین و رها کردن دشمنان جنایتکار اشغالگر و لعن و نفرین مجاهدینی که در برابر این کفار اشغالگر ایستاده اند کار یک ماموستای دینی نیست.