جنگ زرگری حکومت سکولار پاکستان با صهیونیستهای اشغالگر

جنگ زرگری حکومت سکولار پاکستان با صهیونیستهای اشغالگر

کاتب: محمد اسامه

بر کسی پوشیده نیست که حکومت سکولار پاکستان یکی از حکومتهای دست نشانده ی آمریکاست که حتی بخش زیادی از حقوق نظامیان آن توسط آمریکا و آل سعود پرداخت می شود.

همچنین بر کسی پوشیده نیست که آل سعود نیز یکی از گاوهای شیرده و غلام حلقه به گوش آمریکا و یکی از صهیونیستهای مشهور عرب است که روابط تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی دارد

و در نهایت، بر کسی پوشیده نیست که ارباب پاکستان و آل سعود در واقع حامی اصلی رژیم صهیونیستی در تمام جنایات و اقداماتش در تمام منطقه و سراسر جهان است.

حالا پاکستان جنگ زرگری را جهت فریب جاهلها راه انداخته به این مضمون که اخیراً، رئیس سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) بیان می کند اسرائیل نباید برای حمله به نیروها و هواپیماهای پاکستانی مستقر در عربستان سعودی برنامه‌ریزی کند و در صورت هرگونه حمله به نیروهای پاکستانی، کشورش پاسخ فوری و قاطع خواهد داد و «پاکستان بلافاصله با موشک، جت‌های جنگنده و پهبادها تلافی خواهد کرد.»

همکاری‌های دفاعی پاکستان با عربستان سعودی، به منظور مقابله با تهدیدات امنیتی است اما غیر از مجاهدین اهل دعوت و جهاد و جبهه ی مقاومت چه کسانی برای خائنین آل سعود تهدید هستند؟

این صحیح است که تنش‌ها میان اسرائیل و سرزمینهای اسلامی همیشه در دستور کار بوده اما آل سعود یکی از جاده صاف کنهای رژیم صهیونیستی بوده است.

در نهایت، با توجه به تحولات کنونی، مومنین اهل دعوت و جهاد باید به دقت این اوضاع را زیر نظر داشته باشند و اجازه ندهند دشمنان با شعور آنها بازی کنند.

ضرورت دیپلماسی و گفتگوهای سازنده در این شرایط میان تمام مومنین اهل دعوت جهاد در چگونگی جهاد با آمریکا به عنوان سر افعی، بیشتر از هر زمان دیگری احساس می‌شود تا با جهاد فی سبیل الله و تمرکز بر دشمن اصلی و اتحاد میان تمام نیروهای جهادی و بر اساس منهج صحیح اسلامی صلح و امنیت پایدار در سرزمینهای اسلامی برقرار گردد.

دغل بازی حکومت سکولار پاکستان در برابر آمریکا و صهیونیستها

دغل بازی حکومت سکولار پاکستان در برابر آمریکا و صهیونیستها

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

این روزها دولت پاکستان با ژستی دلسوزانه مسلمانان را فرامی‌خواند که در برابر تجاوز و سیطره‌طلبی صهیونیست‌ها «منسجم» شوند؛اما این دعوت بیش از آن‌که صداقت باشد، خنده‌آور و دوچهره است؛ زیرا همان پاکستان میزبان  پایگاه نظامی آمریکا به عنوان حامی اصلی صهیونیستها و همچنین میزبان گروههایی چون جیش العدل و انصارالفرقان به عنوان پیاده نظام آمریکا و صهیونیستها در ضربه زدن به حامی اصلی جهاد اهل غزه در خاک خود است.

از همان خاک، با حمایت همین خائنانِ پاکستان و سعودی خون مسلمانان ریخته می‌شود و جنگ‌های ویرانگر به پا می‌شود. چرا سعودی؟ چون چند روز پیش پاکستان و آل سعود با هم پیمان امنیتی بستند.

پاکستان اگر واقعاً صداقت دارد، ابتدا پایگاه‌های دشمنان اهل غزه را از سرزمین‌های خود بیرون کند و دست از یاری ظالمان بردارد، سپس مردم را به مقاومت در برابر همان متجاوزان دعوت کند.

امت اسلامی باید این دوچهرگی را بشناسد و فریب شعارهای توخالی را نخورد؛ وحدت واقعی تنها با صداقت، اخلاص و ایستادن در برابر دشمنان اسلام محقق می‌شود، نه با میزبانی متجاوزان و ریختن خون مسلمانان.

ای بلوچها، ای مسلمانان، ای اهل توحید!

پیش از آن‌که فاجعه‌ای بزرگ‌تر رخ دهد بیدار شوید و حرکت کنید و اجازه ندهید آمریکا و مزدورانش شما را در راه اهداف خود و ضربه زدن به حامی اصلی جهاد اهل غزه ، یعنی ایران خرج کنند.

غزّه شما را به یاری می‌خواند، شما را صدا می‌زند، شما را به غیرت و ایمان فرامی‌خواند.

امروز روز آزمون ایمان و شرف است.

مگر نمی‌شنوید سخن خداوند را که فرمود:وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ (انفال/۷۲) و اگر در دین از شما یاری خواستند، بر شماست که یاری‌شان کنید.

پس یاری رساندن به مظلومان و دفاع از خون بی‌گناهان، واجب ایمانی و انسانی ماست.

تأخیر، خیانت و سکوت، شکستن عهد برادری و بی‌وفایی به فرمان الهی است.

امروز روز عمل است، نه شعار.

کسانی که به یاری اهل غزه نمی شتابند واقعاً مایه ی شرم است که به امنیت و منافع اقتصادی ایران به عنوان بزرگترین حامی اهل غزه ضربه می زنند و خودشان را در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها قرار می دهند.

به امثال جیش العدل باید گفت: بیدار شوید لطفاً. بس است حماقت و خیانت به دین و ملت.

خون جوانان بلوچ هدیه ی مولوی نقشبندی به تقویت جبهه ی آمریکا و صهیونیستها، اما ….

خون جوانان بلوچ هدیه ی مولوی نقشبندی به تقویت جبهه ی آمریکا و صهیونیستها، اما ….

کاتب: عبدالرحمن براهویی

کسی شک ندارد که اغتشاشات 1401 ایران از سوی اطاقهای فکر غربی ها برنامه ریزی شده بود که توسط احزاب خارج نشین و رسانه های قوی آنها جهت نابودی حاکمیت ایران دامن زده می شد.

 زمانی که ایران بیشتر از چند ماه در تب و تاب این اغتشاشات به سر می برد و بلوچهای اهل سنت تنها نظاره گر این هرج و مرج و فتنه بودند مولوی نقشبندی با سناریویی احساسی و با تحریک جوانان مومن و نمازگذار بلوچ، در نهایت موفق شد بعضی از مردم بلوچ را به جبهه ی اغتشاشاگران ملحق کند.

الله جل جلاله می فرماید:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ (مائده/51) ای مؤمنان! یهود و نصاری را دوستان و تکیه‌گاه و سرپرست خود نگیرید، و هر کس از شما به آنان تکیه کند، از آنان خواهد بود.

مولوی نقشبندی با سوء استفاده از جو به وجود آمده در ایران، بلوچهای ساده و احاساسی را وارد جبهه ی آمریکا و صهیونیستها کرد و به وعده های آنها در سرنگونی حاکمیت ایران تکیه و اعتماد کرد اما ثابت شد که اربابان نقشبندی هم در مورد حاکمیت ایران و هم در مورد مردم ایران دچار اشتباه محاسباتی شدند؛ به همین دلیل با شکست فاجعه باری مواجه شدند.

اما ثمره ی خونهای اهدائی مولوی نقشبندی چه شد؟

آمریکا و صهیونیستها به سادگی این مولوی و دهها مورد دیگر را رها کردند که یا گرفتار قانون و زندان شده اند یا فراری، چون کفار:وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/120) یهود و نصاری هرگز از شما راضی نخواهند شد مگر آنکه از آیین آنان پیروی کنید.

حتی اگر مثل قطر هم به آمریکا و صهیونیستها و غرب تکیه کنند باز وعده های پوشالی آنها، نه محافظ است و نه ضامن عزت؛ بلکه تنها فدا کردن مسلمین و اهداف و آرزوهای حق طلبانه ی آنهاست.

پس دربرابر این کفار اشغالگر خارجی و مزدوران داخلی آنها بایستیم و از ایمان و اتحاد خود دفاع کنیم و بدانیم که ایمان و اتحاد، قدرت و ایستادگی واقعی است؛ نه فرمانبرداری از اربابان آمریکا.

فاجعه ی خونین مسجد مکی زاهدان و سایر مکانهایی که بلوچهای حنفی مذهب به خاطر تحریکات مولوی نقشبندی خون خود را فدای جبهه ی اغتشاشاگران همسو با ایران در سال 1401 کردند، بزرگترین درس و عبرت برای حال و آیندگان ماست که به جوانان خود اجازه ندهیم بدون تحقیق تابع سخنان تحریک آمیز دارودسته ی منافقین سوء استفاده چی بیافتند.

آمریکا قطر را فروخت، حالا جیش العدل را به قیمت بخس واگذار نمی کند؟

آمریکا قطر را فروخت، حالا جیش العدل را به قیمت بخس واگذار نمی کند؟

کاتب: براهندک بلوچ

مسلمینی که از منهج صحیح اسلامی در برخورد با دشمنان آگاهی های شرعی لازم را ندارند و یا از گذشته ی تاریخی برخورد دشمنان با آنها خبر ندارند باید از آنچه هم اکنون با چشم سر می بینند عبرت بگیرند.

قطر میلیاردها دلار از سرمایه‌ی امت اسلامی را خرج کرد و چهار سامانه‌ی پیشرفته‌ی غربی خرید:

پاتریوت آمریکایی، NASAMS نروژی، Rapier انگلیسی و Roland فرانسوی–آلمانی.

اما در روز آزمایش و میدان عمل، همه‌ی این سامانه‌ها با یک فشار دکمه از کار افتادند!

آیا این چیزی جز خیانت آشکار آمریکا و غرب است؟!

دیدید که آمریکا و غرب سکولار چگونه قطر را به سادگی به صهیونیستهای سکولار واگذار کردند؟

این یک واقعیت است که کفار اهل کتاب از ما راضی نمی شوند: وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/120) یهود و نصاری هرگز از شما راضی نمی‌شوند تا آنکه از ملت آنان پیروی کنید.

اما کفار سکولار (مشرک) تنها در صورتی از ما راضی می شوند و دست از جنگیدن با ما بر می دارند که از مفاهیم چهارگانه ی دین خود یعنی 1- قدرت حاکمیت 2- قانون و برنامه 3- اطاعت و فرمانبرداری  4- مجازات و پاداش، دست کشیده و در این مفاهیم تابع دین سکولاریستها( مشرکین) شویم که سکولاریسم است.

با این وجود، دیده شده که این کفار هر وقت لازم دیده اند این مسلمین ذلیل شده و زیر دست را نیز جهت حفظ منافع خود به دیگران واگذار کرده اند.

پس این سلاح‌هایی که در اختیار کشورهای دست نشانده ای چون قطر قرار می دهند نه برای دفاع از مسلمانان، بلکه برای ریختن خون مسلمانان ساخته شده‌اند.

فاجعه حمله صهیونیستها به رهبران حماس در قطر زمانی رسواتر شد که معلوم گردید دستور بمباران دوحه را خودِ ترامپ صادر کرد؛ همان کسی که چندی قبل ۱.۲ تریلیون دلار باج و جزیه از حاکمان قطر گرفته بود و نخست‌وزیر قطر با زبان خود اعتراف کرد که سامانه‌های دفاعی کشورش حتی نتوانستند هواپیماها و موشک‌های صهیونیستی را شناسایی کنند!

پس ای مسلمانان! عبرت بگیرید. سلاحِ ایمان و جهاد و وحدت و استقلال، هزار بار برتر از سلاح‌های پوشالی غرب و دل خوش کردن به وعده های غرب سکولار است.

جیش العدل که به عنوان پیاده نظام و واگنرهای غرب سکولار در میان بلوچهای حنفی مذهب استان سیستان و بلوچستان عمل می کند در برابر قطر که آنهمه برای غرب سکولار سود دارد چیزی نیست و بدون شک هر وقت لازم شد طی معامله ای از کانال پاکستان یا هر واسطه ی دیگری آنرا واگذار کرده و مورد معامله قرار می دهد.

بلوچها نباید با شعارهای شبه جهادی و به بهانه های مذهبی و قومیتی و بزرگ نمائی مشکلات اقتصادی تاریخی، ابزار دست دشمنان خود شوند.  

اگر عاقل باشیم، عمل جیش العدل و گروههای بلوچ ما را به سوی اتحاد واقعی دعوت می دهند

اگر عاقل باشیم، عمل جیش العدل و گروههای بلوچ ما را به سوی اتحاد واقعی دعوت می دهند

کاتب: جواد شاهوزهی بامری

تمامی این احزاب و گروههای بلوچ مسلح و غیر مسلح اسلامگرا در شعار خواهان اتحاد تمام مسلمین جهان هستند اما در عمل در یک تکه زمین کوچک از سرزمینهای اسلامی دقیقا در مسیر تفرق و چند دستگی در حرکت هستند.

البته گروههای مسلح و غیر مسلح بلوچ سکولار در ایالت بلوچستان پاکستان و ایران نیز خواهان تشکیل حکومتی از بلوچهای ایران و پاکستان و افغانستان هستند اما تنها در ایالت بلوچستان پاکستان دهها حزب سکولار وجود دارد که هیچ یک آن دیگری را قبول ندارد و پس از دهها سال هنوز نتوانسته اند در تنها یک شهر آنهم شهر کویته یا حتی در پنجگور همه ی طرفدارا سکولاریسم را متحد کنند چه رسد به دهها حزب ریز و درشت اسلامی که وجود دارند و آنها را مرتد می نامند.

 واضح است که این گروههای مختلف بلوچ همگی چه اسلامگرا و چه سکولار تماما در مسیر تفرق و چند دستگی قوم بلوچ در حرکتند نه اتحاد آنها.

پس ای مسلمانان! ای اهل ایمان!

قرآن ما را هشدار داده است:إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ (انعام/۱۵۹) کسانی که دین خود را پاره‌پاره کردند و فرقه فرقه شدند، تو ای پیامبر هیچ نسبتی با آنان نداری.»

اگر واقعاً به روز حساب ایمان داریم؛اگر آخرت برای ما حقیقت است؛باید از تفرقهٔ و درگیری‌های فرسایشی دست بکشیم و در برابر دشمن آشکار دین اسلام، یعنی سکولاریسم و آمریکا و صهیونیسم اشغالگر و هر متجاوز اشغالگر خارجی به خون و خاک مسلمانان، یک صف واحد بسازیم.

مگر ندیدیم که آمریکا و صهیونیستها به ایران حمله کردند؟ جیش العدل در حالی که پایگاههای آمریکا در پاکستان هستند چکار کرد؟

همزمان با حمله صهیونیستها و آمریکا به ایران او هم دستور جنگ بر علیه ایران داد و در جبهه ای واحد با صهیونیستها و آمریکا بر علیه کشور خودش وارد جنگ شد و عملیات انجام داد!

جیش العدل این است و اینگونه به ما فهماند که پیاده نظام آمریکا و صهیونیستهاست.

پس بیایید دشمنان آشکار خارجی و دشمنان داخلی خود را که در قالب دوست و دلسوز قوم بلوچ خود را به ما نشان داده اند بشناسیم و صفوف خود را محکم کنیم؛ مذهب و قوم و قبیله را بر حق مقدم نکنیم؛ بر محور قرآن و سنت، اخوت اسلامی را زنده کنیم و در برابر دشمن دین و ملت در کنار تمام مذاهب و قومیتهای ایران، یک امت شویم.

مقایسه ای بین قتال صهیونیستها و جیش العدل با دارالاسلام ایران

مقایسه ای بین قتال صهیونیستها و جیش العدل با دارالاسلام ایران

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

دارالاسلام یعنی سرزمینی که قانون اساسی آن بر اساس فقه یکی از مذاهب اسلامی باشد هر چند هم مذهب ما نباشد. بر این اساس ایران دارالاسلام است .

رژیم صهیونیستی به دارالاسلام ایران حمله کرد و آنهمه از بزرگان نظامی و حکومتی ایران را ترور کرد اما چه اتفاقی افتاد؟ فورا جایگزین آنها انتخاب شد و ایرانی ها اختلافات را کنار زدند و با هم متحد شدند و تمام امیدهای آمریکا و صهیونیستها را نقش بر آب کردند.

در برابر صهیونیستها، جیش العدل و قبل از آن جندالله و منشعبات آن تا کنون هرگز نتوانسته اند و نخواهند توانست چنین ضربه ای به ایران بزنند و نهایت کاری که کرده اند چند سرباز و درجه دار رده پایین را به قتل می رسانند که جایگزین کردن آنها برای چنین نظامی اصلا مشکل نیست و مثل این است مثلا جیش العدل در ساحل چابهار بنشیند و با قابلمه اش آب دریا را در شوره زار ساحل بریزد و خیال کند مثلا دریا را خشک می کند.

پس راه اصلاحگری در ایران به صورت عام و بخصوص در میان بلوچهای حنفی مذهب اصلا ربطی به گزینه ی نظامی ندارد بلکه مسیر صحیح به محافظت از اتحاد اسلامی و پرهیز از تفرق و امر به معروف و نهی از منکر بر اساس منهج اهل سنت و جماعت گره خورده است.

الله جل جلاله می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل‌عمران/ ۱۰۳) همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید.

از نُعمان بن بَشیر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى(بخاری 6011- مسلم 2586) مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند.

پس هدف اصلی وحدت، حفظ انسجام امت و توانمندی در مقابل دشمنان و فتنه‌ها بوده است. این مسیر صحیحی است که بلوچهای حنفی مذهب ایران به همراه سایر برادران و خواهران خود در داخل ایران باید بروند و همیشه به خاطر بیاوریم:

رژیم صهیونیستی و جیش العدل یک هدف در برابر ایران دارند اما صهیونیستها با تکنولوژی برتر و قدرت نظامی آمریکا و اتحادیه اروپا وارد جنگ با ایران شد و ثابت کرد که با زبان اسلحه صحبت کردن با ایران جواب نمی دهد، پس جیش العدل با کلاشینکف و نهایتش با آرپی جی خودش چه برای گفتن دارد؟

جیش العدل کدام مسیر را در میان بلوچهای حنفی مذهب می رود؟

جیش العدل کدام مسیر را در میان بلوچهای حنفی مذهب می رود؟

کاتب: محمد اسامه

اینکه جیش العدل در رسانه های خود ادعا می کند هدفش حاکمیت و حکم الله در جامعه است ادعای تمام گروههای اسلامگرای مستقل و نفوذی بوده که در تمام سرزمینهای اسلامی اعلام موجودیت کرده اند اما هر یک جهت رسیدن به این هدف اعضای خود را به مسیرهای جداگانه ایی برده اند:

– برخی از آنها انتخابات سکولاریستها را راه رسیدن به این هدف می‌دانند و پس از رسیدن به قدرت، اجرای شریعت را از طریق همان قوانین سکولاریستی که هرگز تغییر نمی کنند آغاز می‌کنند. آنها توسط اسلام آمریکائی لیبرال نمایندگی می‌شوند و در این امر شکست خورده‌اند و هر چه از موجودیت آنها می گذرد محافظه‌کاران در جامعه به ارزش‌های خود متعهدتر شده‌اند و سکولارها به سکولاریسم خود متعهدتر شده‌اند و جوانان به سمت مدل غربی، نه مدل اسلامی، متمایل شده‌اند.

– برخی از آنها جهاد مسلحانه و تغییر زیربنائی جامعه را باتوجه به زمینه های اجتماعی که وجود دارد را وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت و سپس اجرای شریعت بر اساس فقه و مذهب خود می‌دانند. اینها همچون ج.ا.ایران و ا.ا. افغانستان الشباب سومالی و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و… موفق به کسب قدرت و ادامه ی مسیر تا زمانی که الله بخواهد بوده اند

– برخی از آنها ایجاد مؤسسات خدماتی اسلامی را می‌بینند که در مجموع نمایانگر حکومت اسلامی هستند، مانند مدارس اسلامی، بانک‌های اسلامی، بیمارستان‌های اسلامی و دانشگاه‌های اسلامی. آنها توسط گروههای مختلف سلفی و اخوانی و … نمایندگی می‌شوند. این گروه‌ها در نابود کردن حاکمیت سکولاریستها و در رسیدن به قدرت تماما شکست خورده‌اند.

– برخی چون احمد الشرع(جولانی) در سوریه بعد از آنهمه شعارهای جهادی و عملیاتهای استشهادی و… به صفر بازگشته اند، یعنی به الگوی حاکمیت رسمی بر حاکمیتهای مرتد و دست نشانده  که همان وابستگی به نظام سکولار جامعه بین‌المللی و پایبندی به پارامترهای سیاست غربی ها در جامعه است.

این دسته با شعارهای شبه جهادی بر علیه احزاب مختلف سکولار و حتی مذهبی های وابسته و اهل دعوت و جهاد مستقل می تازند اما در نهایت سر از آخور آمریکا و دشمنان اصلی و دولت ملی لیبرال سنتی در می آورند و ابزار و دست نشانده ای جدید برای این دشمنان در میان قوم خود می شوند.

این جریان از همان ابتدا با تمام شعارهائی که می دهند برای این نیامده اند که ایدئولوژی جدید یا وسیله جدیدی برای کسب قدرت بیاورند، چون رهبران و گروههائی تولید شده توسط دشمنان هستند که خروجی و نهایت آنها از همان ابتدای قیام و شورش و فعالیتهایشان ورای تمام شعارهای جهاد یو انقلابی و … که می دهند مشخص و واضح است و آنهم: وارد ترتیبات بین‌المللی شدن تحت مدیریت آمریکا و در همه چیز به اقتدار بین‌المللی سکولاریستی هم مسیر با آمریکا و شرکای آمریکا پایبند بودن.

اصلا نباید به آزاد بودن و مظاهر نماز و روزه و حج و بالارفتن تعداد کلاسهای قرائت و حفظ قرآن و مسائلی از این دست توسط این افراد اهمیت داد چون در دوران زین العابدین تونس و حسنی مبارک مصر و قذافی لیبی و… این مظاهر وجود داشتند (لیبی بالاترین درصد حافظان قرآن را داشت) و حتی بیشتر در کشورهای خلیج فارس وجود دارند.

اینجاست که تنها با یک سوال ساده می توانیم بفهمیم که جیش العدل در میان بلوچها در کدام یک از این مسیرهای می رود؟

جیش العدل که خودش را بخشی از ایران و اپوزیسیون مخالف حکومت فعلی ایران می داند، همین الان اگر حاکمیت ایران برود چه حاکمیتی جایگزین آن خواهد شد؟ حاکمیتی با فقه حنفی یا شافعی یا هر یک از مذاهب معروف به اهل سنت یا حاکمیتی سکولار و ارتدادی؟

این نهایت جیش العدل در میان بلوچهاست البته اگر مثل ایالت بلوچستان پاکستان احزاب قدرتنمند سکولار و مرتد بلوچ وجود نداشته باشند و او توان زنده ماندن و ابراز وجود داشته باشد، همان بلائی که در کردستان ایران بر سر گروههای اسلامی ابتدای انقلاب ایران آمد و همگی توسط احزاب سکولار قلع و قمع شدند و در نهایت اعضای باقی مانده ی آنها ( مثل مکتب مفتی زاده) جهت زنده ماندن به مناطق تحت حاکمیت حکومت مرکزی ایران پناه آوردند.

جوانان آگاه بلوچ لازم است آینده نگر باشند و سرنوشت خود را دست کسانی ندهند که خون و آبرو و احساسات آنها را در مسیری غیر شرعی هدر دهند؛ ما با هزینه های کمتری و با تحمل مشکلات خاص دعوت می توانیم در جامعه و در چاچوب قوانین حاکم بر جامعه و بر اساس منهج صحیح اهل سنت و جماعت دست به امر به معروف و نهی از منکر و اصلاحگری به اندازه ی توان خود بزنیم . ان شاء الله  

هم سنگری با صهیونیستها از جیش العدل تا احمد الشرع

هم سنگری با صهیونیستها از جیش العدل تا احمد الشرع

کاتب: نذیر احمد بارکزایى

هم سنگری و یا هم جبهه ای شدن گاه ممکن است به صورت مستقیم و روشن انجام شود گاه ممکن است به صورت غیر مستقیم و حتی ناخواسته صورت گیرد.

به عنوان مثال زمانی که یکی از اعضای داعش در سینا به مجاهدین حماس در نواز غزه اسلحه می فروشد تا با صهیونیستها بجنگند، داعش فورا فتوای ارتداد این عضو خود را صادر کرده و او را جلو دوربینها به قتل می رسانند. آیا چنین کاری هم جبهه ای شدن با صهیونیستها نیست؟ قطعا هست هر چند خودشان چیز دیگری بگویند.

اگر کسانی چون بن زیاد امارات و ابن‌سلمان آل سعود و سیسی مصر و ملک عبدالله اردن و الهام استان باکو و… آشکارا در جبهه ی صهیونیستها قرار گرفته اند کسانی چون  جولانی (احمد الشرع) در سوریه ابتدا شعارهای جهادی سر می دادند اما در نهایت هم‌سنگر صهیونیست شده‌است.

چرا امثال جولانی و دیگرانی که شعارهای جهادی سر می دهند، با هم جبهه ای شدن با صهیونیستها و آمریکا، دست در دست دشمن خون‌خوار بر علیه اهل غزه و سایر مجاهدین ضد آمریکائی گذاشته‌اند و بوقهای تبلیغی آنها نیز که در قالب هیئتهای شرعی هستند سکوت کرده اند؟

این خیانت آشکار است، این فروختن امت رسول الله صلی الله علیه وسلم است، الله جل جلاله هشدار داده است: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ (بقره/159) بی‌گمان کسانی که پنهان می‌دارند آنچه را که از دلائل روشن و هدایت فرو فرستاده‌ایم، بعد از آن که آن را برای مردم در کتاب بیان و روشن نموده‌ایم، خدا و نفرین‌کنندگان (چه از میان فرشتگان و چه از میان مؤمنان انس و جان)، ایشان را نفرین  و لعنت می‌کنند (و خواستار طرد آنان از رحمت خدا خواهند شد).‏

پس می توان گفت: لعنت بر زبان‌هایی که آگاهانه و عمدا و به میل خودشان و اختیاری و به نفع دشمنان در دهان‌شان مهر سکوت زده‌اند

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: من سُئل عن علمٍ فكتمه ألجمه اللهُ بلِجامٍ من نارٍ يومَ القيامةِ .[1]

از هرکس درباره ی دانشی پرسيده شود و او آن را پنهان کند، روز قيامت با افساری آتشين به لگام کشيده می شود.

ای برادران و خواهران بلوچ، آیا جوانانی که خواهان امر به معروف و نهی از منکر و حتی خواهان جهاد هستند از تمام این مولوی های اطراف خود در این زمینه ها سوال نپرسیده اند؟ آیا مولوی ها و شیخهای اطراف جولانی و گروههای جیش العدل و انصارالفرقان و… نمی دانند که با آمریکا و صهیونیستها بر علیه مجاهدین اهل غزه هم جبهه ای و هم سنگر شده اند؟  

امروز این شیوخ و مولوی ها با سکوتشان در این زمینه و با تحریک جوانان احساساتی با شعارهای جهادی خیانت رهبران و گروه خود را توجیه می‌کنند:

  •  با فتواهای‌شان جنگ با حامیان اهل غزه را حلال می‌سازند،
  •  با سکوت‌شان ظلم آمریکا و صهیونیستها را تقویت می‌کنند.

یمی از فرقهای اسلام آمریکائی – صهیونی جدید که خروجی و ثمره ی تمام فعالیتهایش به نفع آمریکا و صهیونیستهاست، با اسلام آزادی بخشی که پرچمدار جهاد فی سبیل الله و مدافع مظلومین است، همین است.


[1]  أخرجه أبو داود (3658) واللفظ له، والترمذي (2649)، وابن ماجه (266)، وأحمد (7571).

در زمان جنگ با دشمنان اشغالگر، ایجاد تفرقه و پرداختن به مسائل اختلافی خیانت است

در زمان جنگ با دشمنان اشغالگر، ایجاد تفرقه و پرداختن به مسائل اختلافی خیانت است

کاتب: عبدالرحمن براهویی

بدون نگاه به تاریخ گذشته همه شاهد هستیم که صهیونیستها با کم آمریکا سالهاست در فلسطین و ماههاست در غزه جنایت می کند، همچنین دیدیم که در جنگی 12 روزه آمریکا و صهیونیستها مشترکاً به ایران به عنوان مهمترین حامی جهاد اهل سنت فلسطین و غزه حمله کردند.

در چنین وضعیتی ما در شبکه های ماهواره ای منتسب به تشیع و تسنن شاهد شعله ور شدن فعالیت آنها در تولید تفرق و مشغول کردن دسته هائی از شیعه ها و سنی ها به هم هستیم.

در کنار این مجریان آشکار جنگ روانی دشمن، ما شاهد هستیم که جماعتی از علما سوء، این خائنان مزدور و فروخته‌شده، با سکوت ننگین و خیانت آشکارشان نه تنها جبهه ی مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیستها را تنها گذاشته‌اند بلکه در برابر این مجریان آشکار جنگ روانی دشمنان نیز لال شده اند.  اینان در کنار شیاطین ناطق مجری جنگ روانی دشمنان، همان شیاطینِ انسان‌نمای اخرس و لالی هستند که به جای فریاد علیه ظلم و اشغال، و از ترس از دست‌دادن جایگاه و مقام دنیوی، زبانشان را بسته‌اند.

این دو دسته همان گروههایی هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره‌شان هشدار داد و قرآن کریم نیز آنان را به عنوان «احبار و رهبان»ی که دین را به بهای ناچیز دنیا فروختند یاد کرده است. آنان تاجران دین‌اند، تاجرانی که جهاد و خون شهیدان را کالا کرده و در بازار سیاست و دربار اشغالگران خارجی و طواغیت محلی حاکم بر مسلمین به فروش گذاشته‌اند.

این تاجران توحید و دعوت به نام اسلام فعالیت دارند اما در عمل با تولید تفرق و دامن زدن به اختلافات ریز فقهی میان مسلمین شمشیرشان علیه اسلام و امت اسلامی کار می‌کند. اینان نه تنها خیانت‌کارند، بلکه سد راه امت‌اند، چرا که اگر صدای حق می‌بودند، امت اسلام امروز در برابر صهیونیزم و آمریکائی ها و مزدورانشان یکپارچه و متحد می‌بود.

ای مردم، بدانید که این سکوتِ علما سوء خیانت است، خیانت به خون هزاران شهید غزه و فلسطین، خیانت به مجاهدین تمام سرزمینهای اسلامی، خیانت به همه مظلومان جهان. تاریخ این مزدوران را به عنوان «علمای سوء و خائن» ثبت خواهد کرد، همان‌گونه که تاریخ علمای بنی‌اسرائیل را ثبت کرد که آیات خدا را تحریف کرده و به بهای دنیا فروختند.

پس بر ماست که فریب این شیاطین را نخوریم؛ بر ماست که راه قرآن و سنت و راه اتحاد اسلامی و راه صادقان را بگیریم؛ بر ماست که محافظت از اتحاد و وحدت اسلامی را در برابر کفار اشغالگر خارجی و مزدوران آنها با خون و قلم و صدا زنده نگه داریم و بدوانیم زمانی که کفار اشغالگر خارجی به رهبری آمریکا و جلو انداختن توله هارش صهیونیستها، سرزمین ما را تهدید می کنند پرداختن به اختلافات داخلی میان مسلمین و یا مشغول کردن مسلمین به نارسائی ها و مشکلات داخلی و دامن زدن به تفرق میان مسلمین، خیانت آشکار به اسلام و خدمت به دشمنان اصلی است.

جیش العدل حق ندارد از اسامه بن لادن چیزی بگوید

جیش العدل حق ندارد از اسامه بن لادن چیزی بگوید

کاتب: محمد اسامه

با آنکه در مورد اسامه بن لادن دیدگاههای مختلفی وجود دارد اما تمام دوستداران و دشمنان او به این حقیقت اقرار دارند که اسامه بن لادن هرگز به بهانه ی اختلافات مذهبی و فقهی با هیچ مسلمانی درگیر نشد و هرگز بر علیه حکومت شیعه مذهب ایران فتوای جهاد نداد در حالی که بر علیه کرزای افغان و تمام حاکمیتهای دست نشانده ی عرب و عجم فتوای جهاد داد و زمانی که آمریکا به افغانستان حمله کرد به اعضای برجسته ی اطرافش و به دختر و فرزندانش دستور داد به ایران پناه بیاورند و…

با همین منهج بود زمانی که دسته ای از بلوچها قصد داشتند با نام القاعده با ایران وارد جنگ شوند و اعلام موجودیت کردند اما اسامه بن لادن نه تنها بیعت آنها را نپذیرفت بلکه عمل نظامی آنها بر علیه ایران را نیز تائید نکرد و در عوض بر اتحاد تمام مسلمین بر علیه آمریکا به عنوان سر افعی و صهیونیستها تاکید کرد .

در کنار این:

  • اسامه بن لادن هرگز با طالبان، حنفی مذهب دیوبندی، اختلاف مذهبی پیدا نکرد و هیچگاه تفرقه ایجاد نکرد.
  • همیشه بر وحدت امت و اطاعت از امرای امارت اسلامی لبیک می‌گفت و و تمام اعضای جبهه ی مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیستها را به اطاعت از امرای خود دعوت می کرد و می‌دانست که اطاعت، ستون نصرت امت است.
  • او بر اساس مکتب اخوان المسلمین سید قطب رحمه‌الله و منهج صحیح اسلامی حرکت می‌کرد؛ بنابراین تمام تلاشش بر وحدت اسلامی و مبارزه با آمریکا، متحدین غرب و مزدوران محلی آنها متمرکز بود.
  • او هیچگاه خون مسلمانان را برای اختلافات مذهبی نریخت؛ هیچگاه شیعه و سنی را به جان هم نینداخت؛ هیچگاه فرقه فرقه نشد.

اما شما، فرقه های جیش العدل و انصارالفرقان و سایر منشعبات گروهک عبدالمالک:

  • هرگز راه او را نرفته اید و در مسیر تفرقه، تکفیر و اختلاف دشمن شاد کن در حرکت بوده اید
  • شما که خود را جهادی می‌دانید، امروز چه چیزی نصیب امت کرده‌اید؟

جز فرقه فرقه شدن، هدر دادن جوانان بلوچ در راه اهداف دشمنان، خونریزی مسلمانان، و ایجاد ذلت و شکست .

به خدا قسم:

هر جا از منهج امر به معروف و نهی از منکر مورد نظر ائمه ی اهل سنت و جماعت و راه علمای راستین اهل دعوت و جهاد فاصله گرفته‌اید، فقط دشمن شاد و جبهه ی مقاومت و مردم بلوچ تضعیف شده است.

ای پس مانده های جندالله عبدالمالک:

ببینید و عبرت بگیرید،

راه شهید اسامه بن لادن ، راه وحدت با تمام مذاهب اسلامی، عزت و نصرت بر دشمن است

راه شما، راه شکست، تفرقه و ذلت است

پس در رسانه های خود از اسامه بن لادن چیزی نگوئید بلکه از دارودسته ی رجوی و سایر افرادی سخن بگوئید که در جبهه ی آنها قرار گرفته اید و به نفع آنها و با رها کردن آمریکا (سرافعی) به اعضای جبهه ی مقاومت و جهاد غزه ضربه می زنید.