این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

این در ایران یعنی چه؟ ثمره ی اعتماد به آمریکا و غرب، از اغتشاش خیابانی تا توهین به قرآن

کاتب: مولوی نذیر احمد بلوچ

آنچه این روزها در خیابان‌های ایران و خبرها می‌بینیم، نتیجه ی مستقیم سیاست اعتماد به آمریکا، غرب و رژیم صهیونیستی است؛ همان مسیری که برخی ملاها و شیخ‌نماها سال‌ها با عنوان «سازش»، «تعامل» و «همسویی» تبلیغ کردند.

 در اینجا نظری به  نمونه‌های آشکار از واقعیت میدان در خیابنهای ایران بیندازیم:

• هشدار نهادهای امنیتی ایران درباره تحرکات مشکوک موتورسواران اطراف اماکن حساس، در اوج تنش ایران–آمریکا–اسرائیل.

• حمله ی معترض‌نمای اغتشاشگر سکولار به داروخانه‌ای در قزوین به نام اعتراض به گرانی.

• آتش‌زدن قرآن و ادعیه در همدان؛ توهین آشکار به مقدسات.

• درخواست خانواده‌های قربانیان لردگان برای مجازات اغتشاشگران؛ اعتراف به سوءاستفاده ی دشمن از شرایط.

• حمله به حافظان امنیت در همدان و ایرانشهر و…

• گزارش رسانه ی اسرائیلی از آمادگی برای جنگ هم‌زمان در چند جبهه (ایران، لبنان، کرانه ی باختری). البته با توجه به آمادگی های ایران و احتمال حمله ی به صهیونیستها کانال 14 اسرائیل اعلام کرد: به وزرای اسرائیلی دستور داده شده است که هیچ اظهار نظری در مورد مسئله ایران نکنند

پس این‌ها اعتراضِ مسالمت آمیز و قانونمدار مردمی نیست بلکه اغتشاش و پروژه ی بی‌ثبات‌سازی است که توسط دشمنان خارجی کارگردانی می شود و مشتی نفوذی و خائن داخلی به همراه گله ای از فریب خورده ها بازیگران این پروژه هستند.

به جاست که بار دیگر خطاب به مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی و دیگر ملاهایی که از سازش می‌گویند این نکته را یادآوری کنیم که این همان چیزی است که دشمن می‌خواست، همان مسیری که شما تبلیغ کردید یعنی اعتماد به آمریکا و غرب.

حالا بگویید: این یعنی چه؟

آیا هنوز هم می‌گویید «گفت‌وگو» و «همکاری»؟ وقتی نتیجه‌اش غدر و خیانت و اغتشاش، توهین به قرآن، ناامنی و ریختن خون بی‌گناهان است و حتی تهدید به مداخله ی نظامی این کفار محارب خارجی به بهانه ی جنایات این اغتشاشگران خائن داخلی و پروژه ی کشته سازی که در جریان است؟

شما که خود را «شیخ» و «مولوی» می‌نامید، آیا تجربه ی امت اسلامی را که آمریکا و شرکای آمریکا در آن دخالت کرده اند ندیده‌اید؟

• افغانستان: اشغال، تحقیر، ویرانی.

• عراق: جنگ، تفرقه، خون‌ریزی.

• سومالی و مالی و نیجر و سودان : تخریب، قتل عام وحشیانه، آوارگی.

• یمن: محاصره و قحطی و جنگهای نیابتی.

• لیبی: فروپاشی.

• غزهٔ باعزت: قتل‌عام و محاصره.

بگویید: آمریکا و غرب چه خیری برای امت اسلامی آورده‌اند که ما ندیده‌ایم؟ جز کشتار، اشغال، ویرانی، تحقیر، و توهین به خدا، رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن چه مانده است؟

پس ای مولوی و شیخ و ماموستا و آخوند گرامی این را به یقین بدانید که: 

• اعتماد به دشمن، امنیت نمی‌آورد؛ فتنه می‌آورد.

• سازش با غرب، معیشت نمی‌آورد؛ تحقیر می‌آورد.

• سکوت در برابر توهین به مقدسات، دیانت نیست؛ بی‌موضعی است.

امروز که اغتشاشگران به خیابانها ریخته اند و آمریکا تهدید به مداخله به نفع این اغتشاشگران سکولار کرده است دیگر زمان شفافیت صف‌هاست، یا کنار ایمان، قرآن و کرامت امت می‌ایستید، یا—خواسته یا ناخواسته—در مسیر پروژه‌ای ویرانگر و خیانتبار قدم می‌گذارید که نتیجه‌اش را همه دیدند.

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (3)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

انتشار ناموفق پرونده‌های سانسور شده صرفاً نشانه‌ای از بی‌کفایتی اداری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از چگونگی محافظت شبکه‌های نخبگان از خود است.

شبکه اپستین – از ارتباط روسیه، خانواده حاکم قطر، سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل گرفته تا روسای جمهور آمریکا – به عملیات اطلاعاتی و اعمال نفوذ اشاره دارد که فراتر از جرایم جنسی ساده است.

با پنهان کردن کل پرونده‌ها، دولت ترامپ همان ابهامی را که به اپستین اجازه پیشرفت داده بود، حفظ می‌کند و عدالت را از قربانیان سلب می‌کند و از پاسخگویی به جامعه خودداری می‌کند.

از نظر سیاسی، انتشار فایل‌های سانسور شده به عنوان یک عامل حواس‌پرتی تلقی می‌شود. متحدان ترامپ مشتاقانه از عکس کلینتون استفاده کردند و نظراتی مانند “خدای من!” را منتشر کردند، در حالی که ارتباطات ترامپ با اپستین و عکس‌های حذف شده را نادیده گرفتند.

اردوگاه کلینتون با حمله متقابل، تصاویر را “منسوخ” خواند و دولت را به قربانی کردن ارتباطات ترامپ متهم کرد. این تبادل ضربات، توجه را از نکته اصلی منحرف می‌کند: چرا حقایق به این شدت و به طور علنی پنهان می‌شوند، در حالی که قانون خلاف آن را الزامی می‌داند؟

ویرایش خام پرونده‌های اپستین توسط دولت ترامپ نشان می‌دهد که چگونه دولت حقایق را تحریف می‌کند و جستجوی عدالت را به یک بازی افشاگری‌های گزینشی تبدیل می‌کند. قربانیان با آنچه منتشر شده احساس “تبرئه” می‌کنند، اما عدالت واقعی مستلزم حقیقت کامل است.

اساساً، کنگره باید کاخ سفید را از طریق احضاریه‌ها، تحقیقات و بی‌اعتنایی به اتهامات دادگاه، مجبور به رعایت قانون کند. با این حال، تردیدهای جدی وجود دارد که هنوز نیروهایی در ایالات متحده باقی مانده باشند که بتوانند آشکارا مافیای پورنوگرافی و کودک‌آزاری را که در تمام ساختارهای قدرت آمریکا ریشه دوانده است، به چالش بکشند.

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

هوشیاری مومنین جهان و بخصوص اعضای دارالاسلامهای ایران و افغانستان در برابر تجاوزات امریکا، غرب و صهیونیسم جهانی

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

جهان امروز وارد مرحله‌ای خطرناک و بی‌سابقه شده است؛

مرحله‌ای که در آن، قانون، اخلاق، انسانیت و مرزهای بین‌المللی تنها ابزار تبلیغاتی قدرت‌های سلطه‌گر هستند، نه اصولی الزام‌آور.

عبدالله عزام، رئیس دفتر معاون اقتصادی دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان، با صراحت هشدار می‌دهد که نظام جهانی کنونی به جنگلی بی‌قانون تبدیل شده است؛ جایی که تنها منطق حاکم، منطق زور، فشار و تحمیل است.

  • افشای واقعیت نظم سکولار جهانی

امریکا، جهان غرب و صهیونیسم بین‌الملل:

▪️ قانون را فقط زمانی می‌پذیرند که در خدمت منافع‌شان باشد

▪️ از «حقوق بشر» برای توجیه تحریم، اشغال و تجاوز استفاده می‌کنند

▪️ دولت‌ها و ملت‌های مستقل را با تهدید، فشار اقتصادی و عملیات امنیتی هدف قرار می‌دهند

آن‌چه امروز در ونزوئلا رخ می‌دهد، نمونه‌ای روشن از این رویکرد تجاوزکارانه است؛ و فردا می‌تواند هر کشور مستقل دیگری هدف قرار گیرد.

  • پیام هشدار به ملت‌ها

تجربه‌ی تاریخ معاصر نشان داده است:

• ضعف، کشورها را قربانی می‌کند

• وابستگی، استقلال را می‌بلعد

• و اعتماد به وعده‌های قدرت‌های سلطه‌گر، خطای راهبردی است

در جهان سکولاری که قانون تابع قدرت شده، تنها ملت‌های آگاه، مستقل و متکی بر توان خود می‌توانند از عزت و موجودیت‌شان محافظت کنند.

  • مسئولیت ملت‌های آزاده

ملت‌ها باید:

 ▪️ فریب شعارهای بزک‌شده‌ی غرب سکولار را نخورند

▪️ استقلال سیاسی و اقتصادی خود را تقویت کنند

▪️ در برابر تحمیل و فشار، هوشیار و متحد باشند

زیرا در این جهان، آن‌که قدرت دفاع از خود را نداشته باشد، موضوع معامله قدرت‌ها می‌شود.

بدون شک این یک دعوت به جنگ نیست؛ این هشدار عقلانی به بیداری، خوداتکایی و ایستادگی سیاسی است.

جهان امروز، جهان ساده‌لوحی نیست. یا ملت‌ها واقعیت را می‌بینند و خود را آماده می‌کنند، یا قربانی نظمی سکولار می‌شوند که رحم نمی‌شناسد.

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

چهره  ی واقعی آمریکا پشت بهانه های هسته ای بودن ایران و اغتشاشات اخیر و مواد مخدری بودن مادورو و…

کاتب: محمد اسامه

ونزوئلا کشوری است در شمال آمریکای جنوبی با پایتختی کاراکاس و جمعیتی حدود ۲۸ میلیون نفر. نظام سیاسی آن جمهوری سوسیالیستی است، دین غالب مردم مسیحیت و زبان رسمی‌شان اسپانیایی است. اقتصاد این کشور به‌شدت به نفت وابسته است و سال‌هاست که زیر فشار تحریم‌های سنگین آمریکا و هم‌پیمانانش قرار دارد؛ تحریم‌هایی که نتیجه‌اش تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول، کمبود کالاهای اساسی و مهاجرت میلیونی مردم بوده است.

آمریکا که همواره خود را مدافع «حقوق بشر» و «صلح جهانی» معرفی می‌کند، با ربودن مادورو که خیانتکاران داخلی او را تحویلش دادند بار دیگر نشان داد این شعارها چیزی جز نقاب فریبکارانه نیست و تنها از زبان زور و قانون جنگل تبعیت می کند.

البته تاریخ معاصر به‌روشنی گواهی می‌دهد که آمریکا هرگاه منافعش اقتضا کند، با بهانه‌های تکراری به کشورهای مستقل به‌ویژه کشورهای نفت‌خیز و دارای منابع معدنی یورش برده است مثلا:

  •  در ونزوئلا با ادعای مبارزه با مواد مخدر
  • در عراق با دروغ سلاح‌های کشتار جمعی
  • در افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم
  • در ایران با ادعای تهدید هسته‌ای
  • و در فلسطین با حمایت مطلق از اشغالگری صهیونیستی

این ادعاها  و اتهامات و ویرانگری ها هرگز از سر دلسوزی برای ملت‌ها نبوده است بلکه پوششی برای غارت منابع، تغییر رژیم‌های مستقل و تسلط ژئوپلیتیک بوده و هست.

آنچه امروز در ونزوئلا می‌گذرد، آیینه‌ای از نقشه دائمی آمریکا و غرب سکولار است؛ نقشه‌ای که اگر فرصت یابد، فردا در هر سرزمین دیگری از جمله سرزمین‌های اسلامی تکرار خواهد شد.

در این صورت واضح است که با تمام ادعایی که آمریکا و کسانی که کاخ سفید قبله ی آنها شده است دارند اما آمریکا حافظ صلح نیست بلکه بزرگ‌ترین تهدید صلح جهانی است.

در همین اعتراضاتی که در ایران توسط مزدوران داخلی تبدیل به اغتشاش شد باز دیدیم که آمریکا و صهیونیستها از اغتشاشگران حمایت کردند و حتی وعده ی حمایت از این اغتشاشگران سکولار را دادند و چنانچه از قدرت نظامی ایران نمی ترسیدند قطعا دست به هر جنایتی می زدند و از انجام هیچ جنایتی دریغ نمی کردند.

اینجاست که امثال مولوی عبدالحمید باید متوجه شوند که قدرت هسته ای ایران که برای امور علمی استفاده می شود برای این کفار تنها بهانه است مثل بهانه های مختلفی که برای نابودی کشورهای مختلف به کار برده اند هر چند این کشورها مثل عراق و لیبی و امارت اسلامی افغانستان و … بری از اتهامات وارده بوده باشند.

در برابر این بهانه جویی ها و تخریبات آمریکا هم تنها یک قاعده و تنها یک اصل بازدارنده وجود که الله تعالی در مورد آن می فرماید:

وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ (انفال/60) ‏برای ( مبارزه با ) آنان تا آنجا که می‌توانید نیروی ( مادی و معنوی ) و ( از جمله ) اسبهای ورزیده آماده سازید ، تا بدان ( آمادگی و ساز و برگ جنگی ) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمی‌شناسید و خدا آنان را می‌شناسد .

پی دشمن وحشی آمریکایی از ادب و علم ما نمی ترسد بلکه تنها از اسلحه ی ما می ترسد مثل یک دزد نابکار که هیچ نصیحی او را از دزدی منع نمی کند اما یک اسلحه ی ساده مانع دزدی او می شود.

با دیدین چنین واقعیتهایی وای بر آن ملاها، شیخ‌ها و مولوی و مفتی‌هایی که یا از سر نادانی یا از سر وابستگی، هنوز نسخه اعتماد به آمریکا و غرب را برای امت می‌پیچند و نسخه ی عقب نشینی و امتیاز دادن و دست کشیدن از قدرت نظامی و بازدارنده را برای جاهلها ارایه می دهند.

هر جا آمریکا احساس کرده که می تواند با کمک خیانتکاران داخلی وارد سرزمینی شود قطعا این کار را انجام خواهد داد اما هرجا آمریکا قدم گذاشت، ویرانی، تجزیه، فقر و تحقیر به‌جا گذاشت و هرجا وعده داد، خیانت کرد و هرجا دخالت کرد، ایمان، امنیت و استقلال را نشانه گرفت.

امت اسلامی و بخصوص اهل سنت و جماعت ایران باید بیدار باشد. دشمن، دشمن است؛ چه با بمب، چه با تحریم، چه با رسانه و چه با لبخند دیپلماتیک و چه با یک مولوی که مجوز هم مسیری با کفار محارب خارجی را با دامن زدن به اغتشاشات داخلی می دهد.

آنان که هنوز از آمریکا و غرب تصویر «منجی» می‌سازند، یا تاریخ نمی‌دانند یا در صف فریبکاران ایستاده‌اند.

آیا وقت عبرت گرفتن نرسیده است؟

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (2)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

علیرغم ویرایش‌ها، مطالب منتشر شده تصویری تکان‌دهنده از «دنیای اپستین» ترسیم می‌کنند که تجمل را با هرزگی ترکیب می‌کند و به دسیسه‌های بین‌المللی اشاره دارد.

روزنامه‌نگاران و محققانی که پرونده‌ها را بررسی کردند، مجموعه‌ای از عکس‌ها و اسناد را کشف کردند که در بهترین حالت عجیب و غریب هستند و در بدترین حالت به شبکه‌های عمیق‌تر استثمار اشاره دارند.

از جمله نگران‌کننده‌ترین تصاویر، تصاویری با مضامین ژئوپلیتیکی هستند: اپستین با مردانی با لباس نظامی روسیه در کنار یک شیخ قطری، که به ارتباط با قدرت‌های خارجی اشاره دارد.

عکس دیگری او را با تی‌شرت ارتش اسرائیل نشان می‌دهد که سوالاتی را در مورد روابط احتمالی «اسرائیلی» در بحبوحه ارتباطات شناخته‌شده اپستین با اطلاعات مطرح می‌کند.

تصاویر اپستین که توسط کودکان خردسال احاطه شده، دستورالعمل‌هایی برای «ماساژ کودکان»، فهرست دختران مسکو برای «مشتریان» و سفارش کتاب‌هایی در مورد برده‌داری جنسی، حتی نگران‌کننده‌تر هستند.

یک تصویر به‌خصوص عجیب و غریب، مجسمه‌ای از یک زن سیاه‌پوست است که با طناب آویزان شده و مضامین خشونت نژادی و شیطان‌پرستی را تداعی می‌کند.

بیل کلینتون به طور برجسته‌ای در این عکس‌ها دیده می‌شود: عکس‌های بدون تاریخ از او بدون پیراهن در جکوزی، شنا در استخر با گیسلاین مکسول و یک زن خط‌خطی شده، معاشرت با مایکل جکسون و دایانا راس، و حتی با اپستین در شام.

تصاویر بیشتر، کلینتون را در سفرهای آسیایی نشان می‌دهد که روابط او با اپستین را بیشتر تقویت می‌کند. افراد مشهور دیگری نیز در این عکس‌ها دیده می‌شوند: میک جگر در کنار کلینتون، کریس تاکر در کنار مکسول روی صحنه، پرنس اندرو (که به عنوان اندرو مونتباتن-ویندزور شناخته می‌شود) که روی پاهای خط‌خطی شده با مکسول لم داده است.

این تصاویر، دسترسی اپستین به نخبگان جهانی و سهولت جذب آنها به شبکه جنسی خود را برجسته می‌کند.

نکته مهم این است که عناصر نگران‌کننده پرونده‌ها – مکاتبات مربوط به ایجاد یک “حرمسرا جنسی”، شکایات اولیه به اف‌بی‌آی از سال ۱۹۹۶ – بر شکست‌های سیستماتیک تحقیقات اولیه اپستین تأکید می‌کنند.

با این حال، ماهیت جزئی آنها باعث گمانه‌زنی می‌شود: چه چیزی در بخش‌های خط خورده پنهان است؟ تمرکز دولت بر توزیع عکس‌های کلینتون در رسانه‌های اجتماعی در حالی که دیگران را نادیده می‌گیرد، نشان دهنده تعصب حزبی به جای عدالت بی‌طرفانه است.

 دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

دشمن شناسی (آمریکا سر افعی) ، پرونده‌های بد نام اپستین، اسرار کثیف طبقه‌بندی‌شده ترامپ (1)

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵، وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) بخش کوچکی از گنجینه اسناد مربوط به پرونده بدنام جفری اپستین را تحت فشار قانون شفافیت اپستین منتشر کرد.

این قانون دو حزبی، افشای کامل تمام اسناد وزارت دادگستری در مورد اپستین را ظرف ۳۰ روز الزامی می‌کرد تا شبکه گسترده قاچاق جنسی و ارتباطات این سرمایه‌دار با نخبگان روشن شود.

با این حال، آنچه در ۱۹ دسامبر به طور عمومی منتشر شد، صرفاً گزیده‌ای به شدت ویرایش شده، پر از خط‌خوردگی، حذف و اضافه بود.

این انتشار جزئی – هزاران صفحه، اما با صدها متن کاملاً ویرایش‌شده، عکس‌های سیاه‌شده و فایل‌های حذف‌شده – خشم عمومی را نسبت به دولت ترامپ برانگیخته و اتهاماتی مبنی بر عدم تمایل به اجرای قانونی که خود تصویب کرده بود، مطرح شده است.

منتقدان، از جمله قانون‌گذاران هر دو حزب، استدلال می‌کنند که چنین شفافیت گزینشی از چهره‌های تأثیرگذار محافظت می‌کند و همزمان از پرونده‌ها به عنوان سلاحی علیه مخالفان سیاسی مانند رئیس جمهور سابق بیل کلینتون استفاده می‌کند.

با بررسی انتشار پرونده‌های ویرایش‌شده، مشخص می‌شود که رویکرد دولت ترامپ قانون را تضعیف می‌کند، نظریه‌های توطئه را تقویت می‌کند و سوالات عمیقی را در مورد پاسخگویی در بالاترین تالارهای قدرت آمریکا مطرح می‌کند.

پرده ویرایش‌ها: نقض قانون زیر نقاب احتیاط

قانون شفافیت اپستین بدون ابهام بود: همه اسناد را منتشر کنید، و ویرایش‌ها فقط برای محافظت از هویت قربانیان، افراد زیر سن قانونی یا تحقیقات در حال انجام باشد. با این حال، اولین دسته از اسناد وزارت دادگستری به شدت بی‌ارزش شد.

بیش از ۵۵۰ صفحه به طور کامل ویرایش شدند، از جمله کل فایل‌های PDF مربوط به هیئت منصفه که در مجموع ۱۰۰ صفحه یا بیشتر بودند. با وجود الزام قانونی برای ارائه توجیه، هیچ توضیحی برای این ویرایش‌ها ارائه نشد.

حتی فاحش‌تر اینکه، حداقل ۱۶ فایل – از جمله عکس‌های ترامپ – اندکی پس از آپلود شدن از وب‌سایت وزارت دادگستری حذف شدند و این امر باعث شد دموکرات‌های مجلس نمایندگان خواستار توضیح شوند. کاخ سفید و وزارت دادگستری هیچ پاسخ فوری ارائه ندادند و این امر به سوءظن‌ها در مورد پاکسازی عمدی دامن زد.

این فقط یک بی‌تحرکی بوروکراتیک نیست؛ بلکه الگویی از طفره رفتن است. تاد بلانش، معاون دادستان کل، از این ویرایش‌ها به عنوان ضروری برای «بررسی محافظت از قربانی» دفاع کرد و قول داد که صدها هزار صفحه اضافی «ظرف چند هفته» منتشر شود.

اما قربانیانی مانند ماریا فارمر، هنرمندی که شکایت اف‌بی‌آی او در سال ۱۹۹۶ در مورد دزدی عکس‌های خواهران زیر سن قانونی اپستین تا حدی (با حذف نام او) افشا شد، نسبت به انتشار ناقص ابراز تردید و خشم کرده‌اند.

قانون‌گذاران نیز خشمگین هستند. رو خانا، دموکرات، به همراه توماس ماسی، جمهوری‌خواه، مقامات وزارت دادگستری را به دلیل عدم رعایت قانون، به استیضاح یا پیگرد قانونی تهدید می‌کنند.

حتی برخی از جمهوری‌خواهان ابراز نگرانی کرده‌اند که این سانسورها می‌تواند وجهه دولت را خدشه‌دار کند و اعتماد عمومی را تضعیف کند.

نکته مهم این است که چنین پنهان‌کاری با لفاظی‌های خود ترامپ در مورد شفافیت در تضاد است. دولت او ادعا کرد که این انتشار «شفاف‌ترین دولت کاخ سفید در تاریخ» را نشان می‌دهد، اما قبل از تصویب قانون، مقامات وزارت دادگستری در برابر افشای بیشتر مقاومت کردند و تنها تحت فشار کنگره تسلیم شدند.

طنز ماجرا قابل توجه است: رئیس جمهوری که زمانی به خود می‌بالید که اپستین را «مانند هر کس دیگری در پالم بیچ» می‌شناسد، اکنون بر فرآیندی نظارت دارد که ارتباطات مستند خود، مانند گزارش‌های پرواز جتش را پنهان می‌کند.

یک سند دادگاه حتی توضیح می‌دهد که چگونه اپستین در دهه ۱۹۹۰ دختری ۱۴ ساله را در مار-ئه-لاگو به ترامپ معرفی کرد. چنین ویرایش گزینشی، بوی تئاتر سیاسی می‌دهد و دفاع ترامپ را بر حقیقت اولویت می‌دهد.

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

نقش آمریکا در فتنه‌سازی منطقه‌ای؛ آمریکا بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد

کاتب: محمد اسامه

در پاکستان گروههای مختلفی وجود دارند اما این گروهها به صورت عمده به دو دسته تقسیم شده اند:

  1. دسته ای اسلامگرا و سکولار که مخالف حاکمیت پاکستان هستند
  2. دسته ای دیگر که در زیر پرچم پاکستان و آمریکا بر علیه هند و ایران و افغانستان در حال فعالیتند

آمریکا با سناریو سازی های تکراری که در تمام سرزمینهای اسلامی تحت نفوذش انجام داده دست به تولید فتنه و بحران می زند تا نه تنها از دوستانش بلکه از دشمنانش نیز امتیاز بگیرد.

شما فقط به این فکر کنید زمانی که پاکستان و چین درخواست تروریستی بودن گروه سکولار و مرتد BLA در ایالت بلوچستان پاکستان را می دهند چرا آمریکا چنین درخواستی را وتو می کند؟ تا از پاکستان که آنرا دوست و متحد و زیر دست خودش می داند امتیاز بگیرد.

آمریکا از کانال دستهائی که در حاکمیت پاکستان دارد باز از کانال گروههائی چون لشکر طبیه برای کشمیر تحت اشغال هندوستان و از کانال گروههائی چون جیش العدل جدید و قدیم و انصارالفرقان و… برای ایران فتنه و بحران تولید می کند تا بتواند از ایران به عنوان دشمن اصلی خودش در منطقه امتیازی بگیرد.

این یک واقعیت است که واشنگتن هرگاه در مهار واقعیت‌ها ناتوان می‌شود، بحران‌سازی نیابتی را فعال می‌کند: تهدید، ناامنیِ کنترل‌شده و جنگ روانی.

در این میان، مومنین اهل دعوت و جهاد و دارالاسلامهای ا.ا.اسلامی افغانستان و ایران با شناخت این الگو، باید برای هر سناریوی فشارِ طراحی‌شده در اتاق‌های فکر آمریکا و اجراشده توسط مزدوران منطقه‌ای هوشیار باشند. تجربهٔ دهه‌ها مداخله نشان داده است که آمریکا از «مبارزه با تروریسم» به‌عنوان برچسب سیاسی استفاده می‌کند؛ هدف، مهار استقلال تصمیم و کشاندن بازیگران به پیمان‌های امنیتیِ مطلوب غرب است.

اسم عوض کردن جیش العدل به «جبهه ی مبارزین آمریکائی – پاکستانی» هم نه بحران مشروعیت آن در میان اهل سنت و جماعت بلوچستان و ایران را حل می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه گواه است:

اتکا به واشنگتن سقوط مزدوران را متوقف نمی‌کند؛ فقط زمان می‌خرد و هزینه را بر دوش ملت‌ها می‌اندازد. آمریکا هرگاه منافعش ایجاب کند، همان متحدان دیروز را قربانی می‌کند.

این روش و سنت آمریکاست که بحران می‌سازد تا امتیاز بگیرد، برچسب امنیتی می‌زند تا استقلال را محدود کند و نیابتی می‌فرستد تا مسئولیت را پنهان کند.

در برابر این راهبرد، مومنین اهل دعوت و جهاد و آگاهان به توطئه های آمریکا در منطقه و بخصوص در میان بلوچها که گروههای نیابتی آمریکا در آن فعال هستند لازم است بر پایبندی بر منهج صحیح اهل سنت و جماعت، انسجام داخلی، استقلال سیاسی و هوشیاری در برابر فشار نرم و سخت آمریکا و مزدورانش ایستادگی کنند و هوشیاری خود را حفظ کنند.

و حقیقتی که بارها تکرار شده، دوباره تکرار خواهد شد:

ملت‌های مستقل با تهدید نمی‌شکنند و با معامله از مسیر خود منحرف نمی‌شوند.

آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

آمادگی دارالاسلام  ا.ا. افغانستان در برابر توطئه‌ها؛ دیدارهای واشنگتن مانع سقوط مزدوران نمی‌شود

کاتب: مُلا نور احمد (کوټه)

حملهٔ دیروز به یکی از مراکز ارتش پاکستان در وزیرستان و هم‌زمانی آن با سفر عاصم منیر به ایالات متحده، بار دیگر پرده از بحران امنیتی–سیاسی مزمن در ساختار حاکمیتی پاکستان برداشت. این رخدادها نشان می‌دهد که ناامنی داخلی و ماجراجویی‌های بیرونی، دو روی یک سکه‌اند که سال‌هاست سیاست‌های وابسته را به بن‌بست کشانده‌اند.

در چنین فضایی، دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان با درک واقع‌بینانه از محیط پیرامونی، اعلام می‌کند که برای هرگونه سناریوی فشار، فتنه‌سازی و توطئهٔ طراحی‌شده از سوی آمریکا و مزدورانش هوشیار و آماده است. این آمادگی، برآمده از تجربه، انسجام داخلی و استقلال تصمیم‌گیری است؛ نه هیاهوی رسانه‌ای.

دیدار و رفت‌وآمد مقامات وابستهٔ پاکستان با چهره‌هایی چون ترامپِ جنایتکار، نه بحران مشروعیت را درمان می‌کند و نه جلوی فرسایش ساختار وابسته را می‌گیرد. تاریخ منطقه بارها نشان داده است که تکیه بر کاخ سفید، سقوط مزدوران را به تعویق نمی‌اندازد؛ فقط هزینه‌ها را برای ملت‌ها سنگین‌تر می‌کند.

همه باید بدانند که فشار بیرونی جای ثبات را نمی‌گیرد و اتکا به بیگانه، امنیت پایدار نمی‌سازد و فتنه‌سازی علیه همسایه، ناامنی را به خانهٔ خود بازمی‌گرداند.

و در برابر این واقعیت‌ها، دارالاسلام بر استقلال، هوشیاری و صیانت از منافع مشروع خود ایستاده است.

ان‌شاءالله، آینده از آنِ جریان‌های شریعت‌گرا و مستقل است؛ جریانی که بر آمریکا (به عنوان سر افعی) و مزدوران آمریکا تمرکز کرده است ونه با تهدید می‌شکند و نه با معامله از مسیر خود منحرف می‌شود.

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

ژنرالان پاکستانی که به اخور آمریکا بسته‌اند و خودشان هم در میان بلوچهای ایرانی مزدور پرورند

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

این اصلاً قابل تصور نیست که کسی خیال کند حکومتهای دست نشانده ی پاکستان و عربستان سعودی که ارباب مشترک آنها آمریکاست در برابر دشمنان آمریکا چون ایران و حماس و جهاد اسلامی فلسطین و اتحادیه شافعی ها و زیدی های یمن و القاعده و سایر گروههای جهادی ضد آمریکائی موضع یکسانی نداشته باشند.

چند سال پیش به صورت اتفاقی از شبکه العربیه وابسته به آل سعود گزارشی مفصل از پایگاههای حزب کمونیستی کومله کُردستان ایران و اهداف و جنگهای مسلحانه ی آنها بر علیه ایران دیدم، در کنار این باز همه می دیدیم که العربیه اولین شبکه ای بود که گزارش فعالیتهای جندالله وابسته به عبدالمالک ریگی را نشر می داد؛ یعنی باید فهمید اینها که خودشان سر در آخور آمریکا و تحت فرمان آمریکا هستند برایشان اصلاً فرقی ندارد از گروهی کمونیستی چون کومله ها بر علیه ایران حمایت کنند یا از گروهی شبه اسلامی چون جند الله ریگی.

به صورت مستقیم و در برخورد با امارت اسلامی افغانستان و حتی ایران هم گاه ادبیات آنها مشترک و ثابت است چنانچه 3 روز پیش فرمانده ارتش دارالکفر طاری پاکستان، عاصم منیر گفت: «طالبان افغانستان باید یا پاکستان را انتخاب کنند یا طالبان پاکستانی را»، یعنی بار دیگر همان حرفی را تکرار کرد که در هفتاد سال گذشته همهٔ مزدوران نظامی پاکستان از حلقوم بیگانگان خوانده‌اند.

اما تاریخ این صحنه را بارها دیده است، هر زمان که در کاخ سفید تازیانه ی فرمان حرکت می‌کند، در ریاض و راولپندی و اسلام آباد صدای پارس و فرمانبرداری اوج می‌گیرد.

این ژنرال‌ها هیچ‌گاه با ارادهٔ خود سخن نگفته‌اند، هر بار که آمریکا دانه‌ای تازه در اخورشان می‌ریزد، از شدت وجد و خوشی عربده می‌کشند و نقاب استقلال از چهره می‌افتد.

ارتشی که خود از ضربه ی یک گروه داخلی در لرزه می‌افتد، اما می‌خواهد برای ملت مجاهد افغانستان خط تعیین کند؟

کدام عزت؟ کدام غیرت؟ کدام استقلال؟

ملت افغانستان با دو قرن تجربه ی استعمار، خوب می‌فهمد صدای اصلی از واشنگتن می‌آید، نه از دهان ژنرال‌های گوش به فرمان مزدور.

اهل سنت و جماعت بلوچستان هم هر گاه سخنان تحریک آمیز گروههایی چون جیش العدل سابق و جدید را شنید بداند که در حال شنیدن ترجمه ی بلوچی فرمانی است که از آمریکا صادر شده و حاکمیت دست نشانده ی پاکستان آنرا به این گروهها رسانده است.

اهل سنت و جماعهت بلوچستان همچون اهل سنت و جماعت افغانستان بر سر اسلامیّت خود معامله نمی‌کند و هم اکنون که جیش العدل نقاب عوض کرده و به جبهه ی مرتدین سکولار ایرانی ملحق شده اهل سنت و جماعت بلوچستان هیچ گاه هم صف با کفار و مزدوران محلی آمریکا وغرب نمی شوند .

تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد: آنانی که برای آمریکا شمشیر زدند، با همان شمشیر ذلیل شدند.

قوم بلوچ و ندای وحدت و تمرکز بر آمریکا به عنوان دشمن اصلی

                ندای وحدت و تمرکز بر آمریکا به عنوان دشمن اصلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

باید برای ما جای سوال باشد که چگونه است آمریکا در میان آنهمه سرزمین پاکستان آمده و در ایالت بلوچستان پاکستان پایگاه نظامی ساخته است و از اینجاست که سه روز پیش چند ولایت شرق افغانستان را مورد حملات پهبادی قرار داد و بیشتر از 9 زن و کودک بی گناه مسلمان را قتل عام کرد؟

باز در همین ایالت بلوچستان پاکستان است که گروههایی چون جیش العدل هم اردوگاه و مکان سکونت برای خودشان و خانواده هایشان دارند و هم پایگاه نظامی و در زیر چتر امنیتی حکومت دست نشانده ی پاکستان و در بیخ گوش پایگاه نظامی آمریکائی ها اینها آزادانه فعالیت دارند و هر چند وقت یکبار هم به خاک ایران حمله می کنند و دوباره اگر زنده بمانند به خاک پاکستان و در جوار پایگاه آمریکائی ها دوباره سکونت می کنند.

اینها تماماً نشانه های دست نشاندگی و خیانت آشکار است .

ای قوم بیدار و مسلمان بلوچ، سید قطب رحمه‌الله فریاد زد و هشدار داد: نصرت و پیروزی الهی همیشه آماده است، اما تنها به دست شما تحقق می‌یابد! این نصرت، مانند باران معلق الهی است، آماده فرو ریختن بر امت حق‌طلب، اما شرط آن ایمان، جهاد و عمل درست است!

جهاد باید بر آمریکا تمرکز پیدا کند و عمل درست اتحاد با تمام مسلمین و حرکت در مسیر صحیح جهاد بر علیه آمریکا و مزدورانش است.

قوم مسلمان بلوچ گوش کنید:

  •  ایمان خود را استوار کنید و از خداوند پروا داشته باشید.
  • دست از تفرقه و گروههای اهل تفرق چون جیش العدل بردارید و صفوف خود را مانند یک شمشیر در برابر آمریکا به عنوان دشمن اصلی محکم کنید.
  • در مسیر شریعت و حق قدم بردارید و از هیچ کافر محارب و اشغالگر خارجی هراسی نداشته باشید.
  • با آمریکا و مزدورانش با دست و زبان و مال جهاد کنید، و دست به عمل درست بزنید، تا نصرت الهی بر شما نازل شود.

بدانید، هر ضربه‌ای که امروز آمریکای وحشی و رژیم صهیونیستی به صورت مستقیم یا از کانال مزدورانش بر مومنین می‌زنند، فردا با نصرت خداوند علیه خودشان بازخواهد گشت. و هر مسلمان که کوتاهی کند، ضعف کند یا از عمل درست دست بردارد، محروم از نصرت مهلق الهی خواهد شد!

ای قوم مسلمان بلوچ، امروز که آمریکای وحشی در ایالت بلوچستان پاکستان پایگاه ساخته و گروههای جیش العدل و انصارالفرقان و… هم در پناه چتر حمایتی آمریکا  به فعالیت می پردازند زمان امتحان است، زمانی است برای جهاد با آمریکا و هوشیاری در برابر شعارهای گروههای اهل تفرق پاکستان نشین که گاه با سوء استفاده از احساسات مذهبی وارد می شوند و گاه با مطرح کردن مسائل قومیتی و گاه با برجسته کردن مسائل اقتصادی و ….

در برابر این جبهه ی مشترک آمریکا و صهیونیستها و مزدوران بومی آنها به پا خیزید، صفوف خود را متحد کنید، شمشیر ایمان را بر دست بگیرید و اجازه ندهید دشمنان الله و مردم با شعور و موجودیت ما بازی کنند.