نگاهی به مواضع مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در برابر امارت اسلامی افغانستان و ایران (1)

نگاهی به مواضع مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی در برابر امارت اسلامی افغانستان و ایران (1)

کاتب: عبدالرحمن براهویی

 خداوند متعال می‌فرماید: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳) پس اسلام دین وحدت است و هر سخنی که باعث تفرقه میان مسلمانان شده و خواسته‌های دشمنان اسلام را تأمین کند، باید با دقت نقد شود. اخیراً مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، عالمی از اهل سنت ایران، مواضعی اتخاذ کرده‌اند که با سیاست‌های امارت اسلامی افغانستان در مسئله تطبیق شریعت و نیز با جمهوری اسلامی ایران در برخی مسائل حکومتی و اجتماعی هم‌خوانی ندارد و متأسفانه این مواضع با گفتمان رسانه‌های غربی و سکولار همسو است.

الله جل جلاله می‌فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (نساء/ ۵۹). فقهای مذاهب 4گانه ی اهل سنت و جماعت (امام ابوحنیفه، امام مالک، امام شافعی و امام احمد بن حنبل) «اولی الامر» را به حاکمان مسلمان تفسیر کرده‌اند، حتی اگر عادل نباشند (تا زمانی که به کفر آشکار فرمان ندهند) و آنهم بر اساس احادیثی چون این حدیث است که از عُبادة بن الصامِت ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: بايَعْنا رسولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وسلَّمَ على السَّمعِ والطَّاعةِ في العُسرِ واليُسرِ، والمَنشَطِ والمَكرَهِ، وألَّا نُنازِعَ الأمْرَ أهلَه، وأنْ نَقولَ بالحَقِّ حيثما كنَّا، ولا نَخافَ في اللهِ لَومةَ لائمٍ.[1] با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی و خوشی و ناخوشی و بر ترجیح دیگران بر ما بیعت کردیم و اینکه دربارهٔ امر (حکمرانی) با اهل آن درگیر نشویم و اینکه هرجا باشیم حق را بگوییم و در راه الله از سرزنش سرزنشگری نترسیم.

 امارت اسلامی افغانستان هرچند ممکن است در برخی سیاست‌ها با افکار و تاویلات عده ای اختلاف داشته باشد، اما اساساً یک حکومت اسلامی است که احکام شریعت را بر اساس فقه رایج بین مردم افغانستان اجرا می‌کند. انتقاد از حکومت اسلامی به سبک غرب‌گرایان سکولار و همراهی با رسانه‌های بیگانه، مصداق نافرمانی از اولی الامر و هماهنگی با کفار علیه مؤمنان است.

الله جل جلاله می‌فرماید: لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ (آل عمران/ ۲۸). مواضع مولوی عبدالحمید که در رسانه‌های غربی و گروه منافقین داخلی مثل شبکه کلمه و…  بازتاب گسترده دارد و با خواسته آمریکا و صهیونیستها و اروپا برای «افغانستان سکولار» هم‌خوانی دارد، عملاً نوعی هم‌پیمانی با کفار علیه حکومت اسلامی افغانستان محسوب می‌شود.

در مورد مساله ی حجاب که این روزها عده ای بخصوص با دروغپردازی در مورد زنان هرات جنگی روانی بر علیه امارت اسلامی راه انداخته اند باید بگوئیم که الله جل جلاله می فرماید: يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ (احزاب/ ۵۹) پس حجاب یک حکم قطعی قرآنی است. حکومت اسلامی وظیفه دارد برای اجرای این حکم تلاش کند. انتقاد از سیاست حجاب امارت اسلامی با ادبیات سکولاریستی «حقوق زنان» و «آزادی» که برگرفته از گفتمان فمینیستی غرب است، در حقیقت نادیده گرفتن یک حکم الهی است. آیا عالمی که از اجرای حکم الله انتقاد می‌کند، شایسته عنوان «عالم» است؟

نکته ی دیگر اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: يدُ المسلمينَ علَى مَن سِواهم تتَكافأُ دماؤُهم وأموالُهم ويُجيرُ علَى المسلِمينَ أدناهم ويردُّ علَى المسلِمينَ أقصاهم.[2]یعنی مسلمانان در برابر دشمنان مشترک (کفار) یک دست و یکپارچه‌اند. هر کس در برابر دشمنان اسلام – که امروز آمریکا و اسرائیل در رأس آن‌ها هستند – صف مسلمانان را بشکند و با سخنان خود از حکومت اسلامی انتقاد کند که خوراک تبلیغاتی دشمن شود، مرتکب گناه کبیره شده است.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: لا تكونوا عونَ الشيطانِ على أخِيكمْ (لا تَكونوا عونًا للشَّيطانِ على أخيكُم) [3] کسی که از اختلافات میان مسلمانان (مثلاً بین شیعه و سنی) سوءاستفاده کرده و با سخنان خود بهانه به دست دشمنان بدهد، در حقیقت یاور شیطان علیه برادر مسلمان خود شده است.

با این وجود تاریخ اسلام مملو از نمونه‌هایی است که برخی علمای ظاهربین و دنیاطلب، به نام «اصلاح» و «انتقاد»، با کفار محارب خارجی هم‌صدا شدند. به عنوان مثال: در زمان حمله مغول، برخی علمای درباری به جای جهاد، با مغولان همکاری کردند و در دوره استعمار انگلیس در هند، مولوی عبدالحی و برخی دیگر از علما، فتوای همکاری با انگلیس علیه مجاهدان مسلمان دادند و در دوره پهلوی، برخی از «علمای درباری» به جای حمایت از روحانیت مبارز، خواستار «اسلام میانه‌رو» و «جدایی دین از حاکمیت» شدند و کسانی چون سیاف و محقق همین الان نیز در کنار کفار محارب خارجی و بر علیه امارت اسلامی هستند.

امروز نیز مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی با طرح مسائلی مانند «آزادی حجاب»، «حقوق زنان به سبک غربی» و «انتقاد از محدودیت‌های آموزشی دختران در افغانستان»، دقیقاً همان گفتمانی را تکرار می‌کند که رسانه‌های سکولارغربی برای تضعیف حکومت‌های اسلامی طراحی کرده‌اند. این همان «خیانت علمانماها» است که در طول تاریخ، دشمن را برادر اسلامی خود ترجیح می‌دهند.


[1]  أخرجه البخاري (7056) ، ومسلم (1706)، والنسائي (4149)، وابن ماجه (2866)، وأحمد (22725) واللفظ له

[2]  الألباني، صحيح ابن ماجه 2191

[3]  أخرجه البخاري (6781) ، وأبو داود (4477)، وأحمد (7985) باختلاف يسير تامًا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *