
حذف یا کم رنگ شدن «العلم» در خطبههای مساجد اهل سنت بلوچستان
به قلم: سلیمان عبدالرحمن
بین «العلم» و«الرأي» فرق وجود دارد و بزرگان فقیه ما به قرآن و حدیث می گفتند «العلم» و هر چه غیر از آن بود را «الرأي» می نامیدند. ابن حجر می گوید: و الحاصل اگر رأی مستند به نقل از قرآن و سنت باشد پسندیده است « وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم» و چنانچه از «العلم» جدا باشد ناپسند و مذموم است چنانچه حدیث عبدالله بن عمرو اشاره دارد که بعد از نبود «العلم» جاهلها با رای خودشان فتوا می دهند. [1]
الله جل جلاله از طریق وحی به رسولالله صلیاللهعلیهوسلم، برای تمام امور زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی رهنمود کرده است. هیچ امر مهمی که برای اداره مسلمانان لازم باشد، نادیده گرفته نشده و همه جوانب بیان گردیده است چنانچه الله تعالی می فرماید:
- وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَىٰ لِلْمُسْلِمِينَ (نحل/89) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانکننده هر چیزی است و هدایت و رحمت و بشارتی برای مسلمانان است.
- الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينا (مائده/3) امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیدم.
این آیات گواهی بر جامعیت و کمال دین اسلام و کتاب آسمانی آن است که تمام نیازهای بشر را در همه اعصار پوشش میدهد.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید:
- إنِّي تارِكٌ فيكُم ما إن تمسَّكتُمْ بِهِ لن تضلُّوا بَعدي أحدُهُما أعظَمُ منَ الآخرِ: كتابُ اللَّهِ حَبلٌ ممدودٌ منَ السَّماءِ إلى الأرضِ. وعِترتي أَهْلُ بيتي، ولَن يتفرَّقا حتَّى يَرِدا عليَّ الحوضَ فانظُروا كيفَ تخلُفوني فيهِما.[2]
- إني قد تركتُ فيكم ما إن اعتصمتُم به فلن تَضِلُّوا أبدًا ، كتابَ اللهِ ، و سُنَّةَ نبيِّه.[3] من در میان شما چیزی را بر جا گذاشتم که اگر به آن چنگ زنید، هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب الله و سنت من.
با این اوصاف نقش عالمان دین و کسانی که ادعای شیخالاسلام و مولوی بودن دارند، تبیین مسائل از منظر قرآن و سنت است. اهل فقه و درک و حکمت وارثان انبیا هستند و مسئولیت دارند که امت را بر اساس شریعت الهی راهنمایی کنند، نه همچون خطبای رسانه ای بر اساس شکم و هوا و هوس نفسانی.
ما در سخنرانی های این خطباء بیشتر از آنکه از قرآن و احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه و سلم بشنویم از رای و نظر آنها آگاه می شویم، در حالی که اگر رای و نظری هم وجود داشته باشد ابتدا باید آیه و حدیث صحیح آورده شود و بعد گفته شود: بر این اساس رای و نظر بنده چنین است، تا مردم فرق بین حکم الله و نظر این شخص را متوجه شوند.
این نکات بخصوص برای امثال مولوی عبدالحمید که رسانه دارد و رسانه ای شده است اما بر اساس سکولاریسم و عوام سکولار زده دیدگاههایش را ارائه می دهد بسیار مناسب هستند که اگر مورد رحمت الله قرار گرفته باشند به خود آیند و توبه کنند و به مسیر اهل «العلم» برگردند.
دیدگاههای آلوده ای که از یکطرف رنگ و بوی نجدیت دارد و از سوی دیگر جاده صاف کن سکولاریسم و عادی سازی پذیرش مرتدین سکولار در میان مسلمین است نمی تواند دیدگاه یک مومن دارای «العلم» باشد.
همه لازم است بدانیم قرار نیست مولوی عبدالحمید با چنین تفکرات آشفته ای در داخل ایران کپی امثال ترشابی و کیانی و خدمتی شود و برای رسانه های آنها گله جمع کند.
اهل سنت و جماعت باید با پیش کشیدن «العلم» جلو این مفسدین را بگیرند که ابتدا ایمان مسلمین را هدف گرفته و بعد قصد دارند آنها را مثل گوسفند رام کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی کنند.
[1] أحمد بن علي بن حجر العسقلاني (1407 هـ/ 1986م). فتح الباري شرح صحيح البخاري كتاب الاعتصام بالكتاب والسنة، باب ما كان النبي ﷺ يسأل مما لم ينزل عليه الوحي فيقول لا أدري. حديث رقم: (6879). دارالريان للتراث./ «والحاصل أن الرأي إن كان مستندا للنقل من الكتاب أو السنة فهو محمود وإن تجرد عن «العلم» فهو مذموم، وعليه يدل حديث عبد الله بن عمرو المذكور، فإنه ذكر بعد فقد العلم أن الجهال يفتون برأيهم»
[2] الألباني، صحيح الترمذي 3788
[3] الألباني، صحيح الترغيب 40