
وحدت در دارالاسلام ایران در برابر کفار آمریکائی – صهیونی یا تولید بی اعتمادی و ضربه زدن به اطاعت مردم؟
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
انتظار می رفت افرادی همچون مولوی عبدالحمید لااقل در دوران جنگ تحمیلی رمضان 1404ش که هنوز به شیوه های مختلفی ادامه دارد دست از ضربه زدن به اطاعت مردم برمی داشتند و تمام توان خود را بر وحدت و گرفتن اطاعت مردم جهت مقابله با این کفار محارب و اشغالگر آمریکائی – صهیونی می گذاشتند یا اگر نمی توانستند خیر بگوید، سکوت می کردند چنانچه از ابوهريره رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ والْيوْمِ الآخِر، فلْيقُلْ خيراً أَوْ لِيَصمُتْ.[1] «هرکس به الله و روز قيامت ايمان دارد، باید يا سخن نيک بگويد يا ساکت باشد.
مولوی ساکت نشد و به تولید بی اعتمادی مردم نسبت به جهاد با این کفار محارب و اشغالگر خارجی ادامه داد و کار را به جائی رسانده است که می رود به اطاعت مردم از حاکمیت بر دارالاسلام در این فرض عین نیز صدمه بزند که در واقع صدمه زدن به اصل اسلام است چنانچه عمر بن خطاب رضی الله عنه می گوید:لاَ إِسْلاَمَ إِلاَّ بِجَمَاعَةٍ، وَلاَ جَمَاعَةَ إِلاَّ بِإِمَارَةٍ، وَلاَ إِمَارَةَ إِلاَّ بِطَاعَةٍ.[2] قطعاً اسلام وجود ندارد مگر با جماعت و جماعت وجود ندارد مگر با امارت و حاکمیت و حاکمیت وجود ندارد مگر با فرمانبرداری و اطاعت.
دیدید؟ مولوی عبدالحمید درواقع اصل اسلام را مورد هدف قرار داده است، بخصوص زمانی که برای کفر سکولاریسم نیز تبلیغ می کند و کم هوش ترین انسان هم می داند که در حاکمیت کفار سکولار برای تمام قوانین شریعت الله که مخالف قوانین سکولاریستی باشند هیچ جایگاهی وجود ندارد و هیچ مومنی قادر به عمل به اسلام کامل نیست و به این شکل در عمل اسلام کاملی باقی نمی ماند.
چون اسلام تنها یک دین فردی نیست بلکه یک نظام کامل زندگی است که برای اداره جامعه و حکومت نیز برنامه ای جامع و متعالی دارد. قرآن کریم و سنت نبوی، دو منبع اصلی این نظام هستند که در طول تاریخ، الگوی حکمرانی عادلانه و پیشرفت امت اسلامی بوده اند. در عصر حاضر که امت اسلامی با چالش های متعددی مانند اشغالگری، اختلافات داخلی و فساد مواجه است، بازگشت به این دو منبع، تنها راه نجات و بازیابی عزت از دست رفته است.
الله جل جلاله بر اساس دستوراتی چون: وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا (آل عمران/ ۱۰۳) امر شورا را جهت ایجاد وحدت میان مومنین و پیشبرد امور زندگی آنها ارائه می دهد و می فرماید: وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ (شوری/ ۳۸)
رسول الله صلی الله علیه وسلم در مثالی که عینیت وحدت و ثمرات آن را به زیباترین و ساده ترین شیوه ی ممکن نشان می دهد می فرماید: مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ الْوَاحِدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى.[3] مؤمنان در دوستی و مهربانی و عطوفت نسبت به هم، مانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن بیمار شود، سایر اعضا با بیخوابی و تب با او همدردی میکنند.
آیا ما جنایات آمریکا و صهیونیستها در غزه و یمن و ایران و سایر سرزمینهای اسلامی را ندیده و نمی بینم؟ وظیفه ی ما چیست؟ جهت با این کفار محارب اشغالگر و اطاعت از رهبرتی که این جهاد را به پیش می برد چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: عَلَى الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ السَّمْعُ وَالطَّاعَةُ فِيمَا أَحَبَّ وَكَرِهَ، مَا لَمْ يُؤْمَرْ بِمَعْصِيَةٍ؛ فَإِنْ أُمِرَ بِمَعْصِيَةٍ فَلَا سَمْعَ وَلَا طَاعَةَ. [4] بر مسلمان است که (در امور نیک) بشنود و اطاعت کند، چه آن را دوست بدارد چه نپسندد، مگر آنکه به گناه و معصیت فرمان داده شود؛ پس اگر به معصیت فرمان داده شد، نه شنیدنی است و نه اطاعتی.
آیا بخصوص در زمان جنگ دعوت به وحدت و همسو کردن مردم جهت مقاومت در برابر اشغالگران معصیت است یا ناامیدن کردن و تولید بی اعتمادی در میان مردم و ضربه زدن به اطاعت مردم که بزرگترین سرمایه ی هر حاکمیتی در جهان است؟
مولوی عبدالحمید نه تنها بر اساس معیارهای اهل سنت و جماعت بلکه بر اساس معیارهای تمام مذاهب اسلامی و حتی بر اساس معیارهای حاکمیتهای غیر مسلمان نیز در مسیر ضربه زدن به جامعه و خدمت به دشمنان اشغالگر است و این جرمی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
نکته ی مهم آخر این صحیح است که رسول الله صلی الله علیه وسلم در آتش بس مدت دار حدیبیه، نرمش و انعطاف سیاسی به کار گرفتند تا امنیت و فرصت رشد برای جامعه نوپای اسلامی فراهم کنند، اما در برابر دشمنان متجاوز، قاطعانه ایستادگی کردند و زمانی هم این کفار دچار غدر و خیانت شدند بدون پذیرش عذر و بهانه های ابوسفیان به آنها حمله کرد. آیا آمریکا بارها به آتش بسی که با دارالاسلام ایران انجام داده خیانت نکرده است؟
پس اگر امروز امت اسلامی با بحرانهایی مانند تجاوز به غزه، اشغالگری در فلسطین و سایر سرزمینهای اسلامی و تهدیدات متعدد به دارالاسلام ایران و امارت اسلامی افغانستان مواجه است تنها راه نجات، بازگشت به اصول وحدت گرای اسلامی و پرهیز از تفرقه، تکفیرنابجا و بی اعتمادی است.
[1] أخرجه البخاري (6018)، ومسلم (47)
[2] سنن الدارمي، مقدمة باب في ذهاب العلم، 257- 265/ ابوداود(3664)، احمد (2/338)،
[3] أخرجه البخاري (6011)، ومسلم (2586) واللفظ له
[4] أخرجه البخاري (2955 )، ومسلم (1839)