ادعای پوچ حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان و رسوایی مزدوران سکولار افغان و ایرانی و پاکستانی

ادعای پوچ حکومت سکولار و دست نشانده ی پاکستان و رسوایی مزدوران سکولار افغان و ایرانی و پاکستانی

کاتب: محمد اسامه

در یک تحول میدانی و راهبردی، مولوی نور ولی مسعود، رهبر تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، در منطقه کرم در پاکستان در کنار نیروهای رزمنده‌ی خود ظاهر شد. این حضور، سیلی محکمی بر ادعاهای پوچ و توخالی دستگاه امنیتی حکومت سکولار پاکستان و رسانه‌های وابسته به آن است که مدعی بودند رهبران مجاهدین نابود شده‌اند یا در حال فرار هستند. ظهور نور ولی مسعود در قلب منطقه‌ی عملیاتی، نشانه‌ی روشنی از تحکیم وحدت، پایداری اراده و زنده بودن روحیه‌ی جهاد در صفوف مجاهدین است.

این حضور نمادین و راهبردی، چند پیام مهم دارد:

۱. نفی اخبار دروغین دشمن: رسانه‌های تحت کنترل ارتش سکولار پاکستان و لابی‌های امنیتی حکومت سکولار پاکستان، بارها مدعی شکست و پراکندگی تی‌تی‌پی شده بودند؛ حضور علنی رهبر، تمام این سناریوها را باطل کرد.

۲. تقویت روحیه رزمندگان: دیدن رهبر در کنار نیروها در منطقه عملیاتی، یعنی “من با شمایم” و این قوی‌ترین انگیزه برای ادامه راه است.

۳. به چالش کشیدن حاکمیت سکولار و دست نشانده پاکستان در مناطق قبیله‌ای: این ظهور، نشانگر نفوذ عمیق و ناامنی راهبردی برای ارتش پاکستان در مناطق مرزی است و ثابت می‌کند که “خاک” تحت کنترل واقعی مجاهدین است، نه اسلام‌آباد.

در نقطه‌ی مقابل این عزت و حضور میدانی، اخباری از گردآوری اربکی‌های پیشین حکومت جمهوری افغانستان در ولایت بلوچستان پاکستان و دیگر مناطق به دست می‌آید. این افراد که زمانی به‌عنوان نیروهای مزدور محلی در خدمت اشغالگران آمریکایی و هم‌پیمانانشان فعالیت می‌کردند، اکنون نه‌تنها به ابزاری برای ایجاد تنش میان کشورهای همسایه تبدیل شده‌اند، بلکه با اقدامات خود، تیشه بر ریشه‌های ثبات سیاسی منطقه می‌زنند.

به‌کارگیری این نیروهای مزدور آمریکا توسط دستگاه‌های امنیتی حکومت سکولار افغانستان، صرفاً به‌عنوان “کارت فشار” علیه کشورهای اسلامی همسایه (نظیر ایران و افغانستان) طراحی شده است.

اربکی‌ها هرگز یک هویت مستقل و آرمانی نداشته‌اند؛ آن‌ها صرفاً “سربازان اجیرشده” برای جنایت‌های اشغالگران بودند و امروز نیز به‌عنوان ابزار بی‌ارزش در معاملات پشت‌پرده‌ی امنیتی مصرف می‌شوند.

در تضاد کامل با سبک زندگی جهادی مولوی نور ولی مسعود که در سنگر و خاک حضور دارد، رهبران به‌اصطلاح “بُغات” (ناراضیان و مخالفان مسلح سابق) که روزگاری ادعای مبارزه داشتند، اکنون یکی در آمریکا و دیگری در فرانسه، در هتل‌های لوکس و در ناز و نعمت غربی زندگی می‌کنند. این صحنه‌ها نشان می‌دهد که این افراد هیچ‌گاه به دنبال آرمان نبوده‌اند؛ بلکه به دنبال منافع شخصی و حفاظت از ثروت خود بوده‌اند و آن‌ها از سنگر و خاک گریخته‌اند و به آغوش همان استعمارگری پناه برده‌اند که مبارزه با آن را ادعا می‌کردند.

در نهایت باید بدانیم که چهره ی خائنین کوچک و بزرگ از حکومت سکولار پاکستان تا جوجه سکولارهائی چون BLA و اربکی های افغان و جبهه ی مبارزین مردمی ایران یا همان جیش العدل سابق برای همه روشن شده است و لازم است اینها هم بدانند هر که به دامان دشمن دین و مردم پناه ببرد، هویت خود را باخته و محکوم به فناست.

البته مومنین ایران و امارت اسلامی افغانستان و مجاهدین پاکستان هم لازم است بدانند که وحدت و ایستادگی در میدان، تنها راه نجات است؛ نه دلخوش کردن به وعده های آمریکا و صهیونیستها که از کانال حکومتهای خائنی چون آل سعود و امارات متحده صهیونی و ترکیه و پاکستان و قطر و امثالهم عرضه می شوند. عزت فقط در جهاد و استقامت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *