
مروری بر خاطرات شیخ انور دهواری؛ پیشگام بیداری اسلامی معاصر و ترویج فرهنگ کتاب در بلوچستان (بخش اول)
نویسنده:محمد صدیق دهواری
ورود به فضای انقلاب و شکلگیری مسیر فکری
سال اول و دوم راهنمایی را گذراندم. این سالها مصادف با ۱۳۵۷ بود؛ سالی که شعلههای انقلاب در سراسر ایران زبانه کشیده بود. فضای شهرها دگرگون شده بود. همهجا سخن از انقلاب بود؛ شعار، بحث، نشست و رفتوآمدهای سیاسی و اجتماعی. بیش از همه، جوانان درگیر این فضا بودند. من نیز، مانند بسیاری از همنسلانم، بهتدریج وارد این جریان شدم و بیشتر به سوی نیروها و جریانهای اسلامی گرایش پیدا کردم.
در آن سالها، مفتی خالد دهواری تأثیر عمیقی بر اندیشه و نگرش من گذاشت. او از عالمان و چهرههای فعال منطقه بود و در حوزه علمیه گُشت تدریس میکرد. شخصیتی آرام، اهل اندیشه و در عین حال اثرگذار داشت و سخنانش مرا به فکر و تأمل وامیداشت.
در سراوان، آسپیچ و محمدی، گروهها و جریانهای مختلفی فعالیت میکردند. فضای منطقه سرشار از شور و تحرک بود؛ نشستهای گوناگون برگزار میشد، بحثهای فراوان در جریان بود و برنامههای مردمی رونق داشت. بسیاری از بستگان ما نیز در این فعالیتها حضور داشتند و هر یک به گونهای در فضای اجتماعی آن روزگار نقش ایفا میکردند. من نیز در همین بستر رشد کردم و آرامآرام مسیر فکری و اجتماعیام شکل گرفت.
آن دوره، یکی از مهمترین مقاطع زندگی من بود. همان سالها دریافتم که مسیر آیندهام تنها به درس خواندن محدود نخواهد شد. بهتدریج احساس کردم زندگیام با دین، جامعه و مسئولیت اجتماعی گره خورده است. دوست داشتم در کنار مردم باشم، دردهای آنان را از نزدیک لمس کنم و تا آنجا که در توان دارم، در خدمت جامعه باشم.
حضور در صحنه تحولات بلوچستان
در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، بلوچستان نیز همچون دیگر نقاط ایران، تحولات گسترده سیاسی و اجتماعی را تجربه میکرد. آن روزها نوجوانی پرشور بودم. حوادث را تنها از دیگران نمیشنیدم، بلکه خود در متن بسیاری از رخدادهای سراوان حضور داشتم؛ در خیابانها، در نشستها و در میان مردم. صداها، شعارها و التهاب آن روزگار هنوز هم در ذهنم زنده است.
در آن مقطع، گروهها و جریانهای سیاسی متعددی در بلوچستان فعالیت میکردند. از جمله میتوان به سازمان مجاهدین خلق، سازمان چریکهای فدایی خلق (شاخههای اقلیت و اکثریت)، حزب توده، جبهه آزادیبخش بلوچستان، جبهه خلق برای آزادی بلوچستان، جنبش آزادیبخش بلوچستان و برخی گروههای دیگر اشاره کرد.
بخش قابل توجهی از اعضای این جریانها را جوانان بلوچِ دانشجو تشکیل میدادند. آنان در دانشگاههای کشور تحصیل میکردند و پس از تعطیلی دانشگاهها، به مناطق خود بازگشته بودند. با انگیزه، شور سیاسی و اندیشههای گوناگون وارد عرصه فعالیت شدند. بلوچستان نیز در آن روزها فضای خاص و پرالتهابی را پشت سر میگذاشت.
من از نزدیک شاهد این رفتوآمدها و دگرگونیها بودم؛ نشستهای پنهانی، بحثهای داغ، توزیع اعلامیهها و حضور پیوسته گروههای مختلف در سطح شهر. هر روز، حادثهای تازه در راه بود و بسیاری از جوانان احساس میکردند که باید در سرنوشت آینده جامعه خود نقشی ایفا کنند.
ادامه دارد… ان شاءالله