مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

مُلک‌گرایی معاویه و انحراف از خلافت نبوی ریشه‌های پریشانی در امت اسلامی تا کنون

کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

عده ای می پرسند که چرا این اتفاق برای سیدنا حسین بن علی رضی الله عنه نوه ی رسول الله صل یالله علیه وسلم افتاد؟ بعد از آن هم مسلمین یا توسط همدیگر کشته شده اند؛ ریشه ی اینهمه پریشانی و اضطراب و تشویش در میان مسلمین از قرنهای گذشته تا امروز چیست؟

بررسی تاریخی و شرعیِ دورانِ پس از رحلت رسول الله صلی الله علیه وسلم نشان می‌دهد که ریشه‌های اضطراب و پریشانی در پیکره‌ی امت اسلامی، بسیار عمیق‌تر از دوران یزید بن معاویه است. اگرچه دوران یزید نقطه‌ی اوج فجایع در صدر اسلام بود، اما حقیقت شرعیِ این انحراف را باید در آغاز بدعت «شاهی‌گری» جستجو کرد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم به عنوانِ پیامبر رحمت که از آینده‌ی امت خبر داشت، مرز میان دوران خلافت مورد پذیرش شریعت الله و دوران پادشاهی را چنین ترسیم فرمودند: الْخِلافَةُ فِي أُمَّتِي ثَلاثُونَ سَنَةً ثُمَّ مُلْكٌ بَعْدَ ذَلِكَ.[1]

این دوران سی‌ساله با خلافت امیرالمؤمنین حسن بن علی رضی الله عنهما به پایان رسید و با صلحی که بر امیر المومنین حس رضی الله عنه تحمیل شد به عنوان آخرین خلیفه‌ی بر منهاج نبوت، صفحه تاریخ ورق خورد و دورانی آغاز شد که با معیارهای خلافت راشده تفاوت زیر بنائی داشته است.

بسیاری از مسلمانان تصور می‌کنند که اولین شکاف، مربوط به دوران یزید است؛ اما حقیقت شرعی مورد تایید محدثان و فقها، به وقایع دوران خلافت امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه بازمی‌گردد. در حدیثی متواتر و صحیح که در صحیح بخاری (۴۴۷) و مسلم (۲۹۱۵) روایت شده، رسول الله صلی الله علیه وسلم معیار حق را در آن دوران چنین تعیین فرمودند: وَيْحَ عَمَّارٍ، تَقْتُلُهُ الفِئَةُ البَاغِيَةُ، يَدْعُوهُمْ إِلَى الجَنَّةِ، وَيَدْعُونَهُ إِلَى النَّارِ. وای بر عمار، که گروه سرکش و باغی او را می‌کشند؛ عمار آن‌ها را به بهشت (اتحاد و حق و دفاع از خون مومنین) دعوت می‌کند و آن‌ها او را به آتش (تفرقه و بغی و کشتن مومنین) می‌خوانند.

شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه رحمه الله در مجموع‌الفتاوی (جلد ۴، ص ۴۳۷-۴۳۸) با استناد به فقهای مذاهب، تصریح می‌کند که اطلاق عنوان «باغی» بر معاویه و گروهِ همراهش در برابر خلیفه برحق، یک حقیقت شرعی است که قابل توجیه و کتمان نیست. این همان نقطه‌ی آغازی بود که نظم دینی حاکم بر مومنین را به پریشانی و تفرقه کشاند که تا کنون ادامه دارد و فقط الله می داند که این سنت سیئه ای که معاویه به وجود آورده است تا چه وقت ادامه دارد و تا چه اندازه از مسلمین قربانی می گیرد و تا چه میزان برای مسلمین مصیبت درست می کند تا اینکه مومنین باذن الله دوباره به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت دست پیدا کنند.

امت اسلامی از آن زمان تا کنون، با مصائبِ شاهی‌گری، ظلم حکام و تفرقه‌ی ناشی از آن دست‌به‌گریبان است. این وضعیتی است که جهان اسلام امروز با چشمان خود در سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کند. با این حال، مومنان هرگز نباید از اصلاح وضعیت موجود ناامید شوند، زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم نوید بازگشت امت به جایگاه حقیقی‌اش را داده‌اند: ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ. (مسند احمد۱۸۴۰۶) سپس خلافتی بر منهاج و روشِ نبوت برپا خواهد شد.

پریشانیِ امت، محصول گذار از «خلافت شرعی» به «استبداد پادشاهی» است. یزید تنها یکی از ثمرات تلخِ این بدعت بزرگ (تغییر نظام خلافت به پادشاهی) بود. برای عبور از این پریشانی‌ها و مصائب تاریخی، راهی جز بازگشت به خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ نُبُوَّةٍ و نفی بدعت شاهی‌گری و سایر حاکمیتها وجود ندارد.

از الله جل‌جلاله مسألت داریم که امتِ اسلامی را از یوغ این بدعتِ تاریخی نجات داده و توفیقِ بازگشت به خلافتِ مبتنی بر عدالت و نبوت را نصیبِ مسلمانان گرداند.


[1]  أخرجه الترمذي (2226)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *