مسئولیت مولوی عبدالحمید و مولوی های بلوچستان در برابر گروههای فتنه گر و محافظت از جوانان بلوچ

مسئولیت مولوی عبدالحمید و مولوی های بلوچستان در برابر گروههای فتنه گر و محافظت از جوانان بلوچ

کاتب: محمد اسامه

در تاریخ 17/3/1405  در منطقه برنجینان شهرستان سراوان  چند نفر از گروههای اهل بغی قصد ورود به دارالاسلام ایران را داشتند که قبلاً رسد شده بودند به همین دلیل در کمین نیروهای نظامی و امنیتی دارالاسلام ایران افتاده و  4 نفر از آنها کشته شده و با جای گذاشتن مقادری اسلحه بقیه دوباره به پاکستان فراری شدند.این اتفاقی تازه نیست اما هر بار با سکوت مولوی ها و بخصوص مولوی عبدالحمید مواجه هستیم .

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: کُلُّکُمْ رَاعٍ وَکُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ .[1] هر کدام از شما مسئول است،و از هریک از شما،درمورد زیر دستانش سؤال خواهد شد. بدون شک زمانی که یک مولوی یا آخوند صحبت می کند در برابر مخاطبین خودش مسئول است و در روز قیامت باید پاسخگوی سخنان و آگاهی هایش باشد.

به عنوان مثال حق ندارند به خاطر عوام زدگی یا هر دلیل نفسانی دیگری حکم و شریعت الله را از مردم مخفی و کتمان کنند چنانچه الله جل جلاله می فرماید:  إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۙ أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (بقره/174)

قطعاً کسانی که آنچه را الله از کتاب نازل کرده پنهان می کنند، و در برابر این پنهان کاری بهای اندکی به دست می آورند، جز آتش به شکم های خود نمی ریزند. و الله روز قیامت با آنان سخن نمی گوید، و [از گناهان و زشتی ها] پاکشان نمی کند، و برای آنان عذابی دردناک است.

پس ای مولوی، اگر سکوت شما باعث شود جوانان مسلمان بلوچ فریب گروه‌های فتنه‌انگیزسکولاری چون جبهه ی مبارزین مردمی(نقاب جدید جیش العدل) یا گروههای شبه جهادی چون انصارالفرقان را بخورند و به راه انحرافی و هدر دادن خودشان و خدمت به کفار محارب آمریکائی – صهیونی کشیده شوند، شما نزد الله مؤاخذه خواهید شد.

شما باید به صورت روشن و واضح و با آوردن اسم و روشنگری در مورد عقاید و عملکرد انحرافی این گروههای متفرق به این جوانان هشدار دهید که پیوستن به گروه‌های مساوی است با افساد فی‌الارض و مزدوری برای کفار محارب خارجی و حرام و موجب نابودی حرکت و منهج صحیح دعوت اصلاحگرایانه در میان بلوچها و نابودی دنیای آنها و در صورت همسو شدن با کفار سکولار جهانی و مرتدین سکولار داخلی باعث نابودی ایمان و قیامت آنها نیز خواهد شد.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: مَنْ دَعَا إِلَى هُدًى کَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أُجُورِ مَنْ تَبِعَهُ، لَا یَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْئًا، وَمَنْ دَعَا إِلَى ضَلَالَةٍ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ الْإِثْمِ مِثْلُ آثَامِ مَنْ تَبِعَهُ، لَا یَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ آثَامِهِمْ شَیْئًا.[2] هرکس به راه هدایت دعوت کند، پاداشی مانند پاداش پیروانش دارد که از پاداش آنها چیزی کم نمی‌شود و هرکس به راه گمراهی دعوت کند، گناهی مانند گناهان پیروانش بر اوست که از گناهان آنها چیزی کم نمی‌شود.

اگر شما با سکوت خود زمینه گمراهی جوانان را فراهم کنید، شریک گناه آنها خواهید بود.پس از خدا بترسید و جوانان بلوچ را از دام دشمنان اسلام و وطن آگاه کنید. در غیر این صورت، سکوت شما خیانت به امانت الهی و سبب خشم خداوند خواهد بود.

ای مولوی عبدالحمید زاهدانی، شما به عنوان یک خطیب دینی که بخشی از مردم بلوچ سخنانت را پذیرا هستند، مسئولیتی سنگین در قبال دین و ایمان این مردم دارید. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ (آل‌عمران/ ۱۸۷) و (یاد کن) هنگامی که خدا از کسانی که کتاب (آسمانی) به آنها داده شد پیمان گرفت که حتماً آن را برای مردم روشن کنید و آن را کتمان نکنید.

شما نباید با دین و ایمان مردم باغیرت بلوچ بازی کنید. چرا جوانان باغیرت بلوچ را از خطر گروه‌های فتنه‌انگیز و مزدور آمریکا و صهیونیست‌ها آگاه نمی‌کنید؟

شما اگر از این جوانان که در دام کفار محارب خارجی و مرتدین سکولار داخلی و منافقین بومی می‌افتند و به ارتداد و شورش علیه کشیده می‌شوند، متنبه نسازید و هشدار ندهید، در قبال خون و ایمان آنان مسئول خواهید بود.

اگر سکوت شما باعث شود جوانان مسلمان بلوچ به سوی گروه‌های فتنه‌انگیز و مفسدان فی‌الارض کشیده شوند که جان و ایمان خود را از دست می‌دهند، این سکوت همدستی با آنها محسوب می‌شود. پس صادق باشید و از حق دفاع کنید وگرنه این سکوت شما همدستی با دشمنان اسلام و مفسدان فی‌الارض محسوب خواهد شد.


[1]  أخرجه البخاري (2554)، ومسلم (1829)، وأبو داود (2928)، والترمذي (1705)

[2]  مسلم 2674

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *