
مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی در مسجد مکی از دعوت به سکولاریسم تا تضعیف امنیت مردم و جامعه (1)
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
مسجد مکی زاهدان، به عنوان یکی از بزرگترین مراکز مذهبی حنفی مذهبها در ایران، همواره محل خطابههای تأثیرگذار بوده است. اما در سالهای اخیر، سخنان مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، امام جمعه این مسجد، گاه از چارچوب فقه اسلامی خارج و به مفاهیم سکولاریسم و اومانیسم( = انسانیت- انسانمحوری به جای الله محوری) گرایش یافته است.
ایشان در برخی خطبهها و مصاحبهها تصریح کردهاند که «انسانیت مهم است» و اگر مردم اسلام را نخواهند، «من از اسلام میگذرم» و «باید به خواست مردم توجه کرد». این سخنان که عملاً اسلام را تابع خواست و رأی مردم قرار میدهد، مصداق بارز سکولاریسم (جدایی شریعت آسمانی از حاکمیت و مسلط کردن قوانین بشری بر احکام الهی) است.
در ایالت بلوچستان پاکستان نیز همین تفکر سکولار و قومگرا زمینهساز شکلگیری گروهکهای مرتد شده و در بلوچستان ایران نیز گروهکهایی چون جیشالعدل یا همین جبهه ی مبارزین مردمی از همین ایده تغذیه میکنند.
اسلام دین خداست، نه تابع رأی مردم و باید قوانین الله حاکم شوند نه قوانین ساخته شده توسط مردم؛ الله تعالی می فرماید:
- إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ (یوسف/۴۰)
- وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ (مائده/۴۴)
قرار دادن خواست مردم به جای حکم الله، مصداق شرک در حاکمیت وکفر آشکار است.
الله تعالی خطاب به پیامبرش می فرماید: وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ۙ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (بقره/145) اگر پس از دانشی که [قرآن و احادیث] برایت آمده از هوا و هوس های آنان پیروی کنی، مسلماً در آن صورت از ستمکاران خواهی بود.
اگر جاهلی بگوید «اگر مردم اسلام را نخواستند من اسلام را رها میکنم»، در حقیقت ایمان خود را مشروط به رأی مردم کرده و این با توحید در حاکمیت منافات دارد.
اسلام تعریف مشخصی از انسان دارد و کرامت ذاتی انسان (وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ – اسراء/۷۰) در چارچوب بندگی الله و اطاعت از قوانین شریعت الله معنا مییابد. اگر کسی به اومانیسم (Humanism) یا انسان مداری و انسان محوری یا همان انسانیت افتاده که ریشه در سکولاریسم دارد در واقع در کفر آشکار افتاده است.
در اسلام، «شورا» و «رأی مردم» در محدوده احکام شرعی معنا دارد، نه اینکه خود احکام الهی تابع رأی مردم شوند. الله تعالی فرموده:
وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ ۗ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا (احزاب/36) و هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد هنگامی که خدا و پیامبرش کاری را حکم کنند برای آنان در کار خودشان اختیار باشد؛ و هرکس خدا و پیامبرش را نافرمانی کند یقیناً به صورتی آشکار گمراه شده است.
پس اگر مردم اسلام را نخواستند، وظیفه مؤمن همچون تمام پیامبران و صالحین و ادامه دهندگان راه آنان دعوت و جهاد است، نه تسلیم شدن به خواست آنان.
نکته ی مهم: دقت داشته باشید که مولوی عبدالحمید از عبارت «مردم» برای اقلیتی بسیار ناچیز سکولار و سکولار زده استفاده می کند که در برابر سیل عظیم مردم ایران حتی کف روی آب هم نیستند.
امروز 101روز است این مردم در خیابانها هستند و در برابر تهدیدات آمریکا و صهیونیستها ایستاده اند، آن هرزه های سکولار و پستی که در اغتشاشات دی ماه 1404ش دست به اغتشاش و هرج و مرج طلبی و جنگ شهری و آشوب زده بودند تا جاده صاف کن جنگ رمضان 1404ش شوند در تمام این روزها کجا هستند؟
پس زمانی که امثال مولوی عبدالحمید می گویند «مردم» بدانید منظورش چند نفر از جمعیت نزدیک به 90ملیونی دارالاسلام ایران است.