
تاریخ پیدایش گروههای سکولار و مرتد در میان بلوچهای ایران
ارائه دهنده: بالاچ عُمَرزهی
عده ای خیال می کنند کسانی چون حبیب سربازی یا سرخوش که دم از سکولاریسم می زنند چیز تازه ای آورده اند یا جزو اولینها در این کفر و ارتداد آشکار به دین سکولاریسم در میان بلوچهای حنفی مذهب هستند و یا دسته ای از چرخش جیش العدل از گروهی به ظاهر اسلامگرا به اپوزیسیونی سکولار و مرتد در تعجبند، اما اگر به تاریخ پیدایش سکولاریستهای مرتد در میان بلوچها نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ابتدا چگونه سکولارهای مرتد سربرآوردند و بعد از به بن بست رسیدن آنها گروه جند الله با شعار اسلامی سربرآورد و از دل آن کسانی چون حبیب سربازی رسماً به ارتداد سکولاریسم برگشتند و دسته از چون جیش العدل هم بعدها با نازوکرشمه و پیچ دادنهایی در لباس جبهه ی مبارزین مردمی باز به اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی ملحل شد.
در ابتدا به تاریخچه ی پیدایش احزاب سکولار و مرتد و حامیان آنها می پردازیم:
جبهه آزادیبخش بلوچستان (به عربی جبهه التحریر بلوچستان) با حمایت حزب بعث سوریه در سال ۱۳۴۳ توسط بعضی از خانهای بلوچ در دمشق تشکیل شد. در سال ۱۳۴۷ با روی کار آمدن حزب بعث در عراق، تنش بین ایران و عراق شدت گرفت و بعثیهای عراق هم به حمایت سیاسی، مالی، تبلیغاتی و نظامی از این تشکل پرداختند و به تأسیس شاخه نظامی آن «ارتش آزادیبخش بلوچستان» همت گماردند. بهجز عراق و سوریه، کشور مصر و شیوخ کشورهای خلیج فارس هم از بلوچهای ناراضی ایرانی حمایت کردند. جبهه آزادیبخش بلوچستان در بغداد استقرار یافت. بنیانگذاران مهم این تشکیلات جمعه خان (رئیس سابق آکادمی بلوچی در کویته)، عبدالصمد بارکزهی (نویسنده شاعر)، میر عبدی خان (حاکمی از طایفه سردارزهی)، موسی خان (فرد برجستهای از طایفه لاشاری) و رحیم زردکوهی بودند. هدف اصلی این سازمان ایجاد یک بلوچستان بزرگ مستقل بود. برای رسیدن به چنین هدفی جبهه آزادیبخش بلوچستان از روشهای نظامی علیه دولت مرکزی ایران استفاده میکرد.
عبدی خان به همراه جمعه خان برای مدتی در بغداد و زیر سایه حزب ناسوینال سوسیالیست و ارتدادی حزب بعث زندگی میکردند. در آن سالها ناراضیان بلوچ در پایگاههای این جبهه در عراق آموزش میدیدند و سپس برای انجام اقدامات تروریستی در پاکستان مستقر میشدند. حزب بعث عراق در مبارزه با شاه ایران یک ائتلاف متشکل از گروههای زبانی، قومی و مذهبی ایرانی به وجود آورده بود. به این منظور سرلشکر پناهیان، عضو سابق ارتش ایران و فرقه دموکرات آذربایجان و حزب توده، یک گروه سیاسی به نام «جبهه ملی خلقهای ایران» در بغداد تشکیل داد. این گروه شاخهای به نام «حزب دموکراتیک بلوچستان» به وجود آورد.
در سال ۱۳۵۰ مجموعه اقدامات خصمانه کشورهای عربی و بهخصوص رژیم بعثی عراق علیه تمامیت ارضی ایران و همچنین به ثمر نشستن تلاشهای تجزیهطلبان در پاکستان شرقی و تشکیل کشور بنگلادش و همزمان با آن پیروزی حزب عوام ملی بلوچ در اولین انتخابات آزاد ایالتی بلوچستان پاکستان که ایده سرکوبشده استقلال بلوچستان دوباره قوت گرفت، ایران نسبت به فعالیتهای جبهه آزادیبخش بلوچستان احساس خطر کرد. در نتیجه، دولت مرکزی وارد عمل شد. از یکسو به مبارزه با جبهه آزادیبخش بلوچستان جهت سرکوب آن متوسل شد و از سوی دیگر برای رسیدن به مصالحه با رژیم بعثی عراق بهعنوان بزرگترین حامی این جبهه دست به کار شد. سال ۱۳۵۴ که قرارداد الجزایر بین شاه و صدام امضا شد، حدود پنج سال بود که بلوچستان هر از گاهی صحنه اقدامات تروریستیای بود که خوانین بلوچ مستقر در پایگاههای امنشان در پاکستان عامل آن بودند. با امضای قرارداد الجزایر ضربهای کاری به جبهه آزادیبخش بلوچستان که فاقد پایگاه داخلی بود وارد شد. بر اساس آن قرارداد هر دو کشور توافق کردند از گروهای مخالف علیه یکدیگر حمایت نکنند؛ شاه از حمایت کردهای مخالف صدام و صدام هم از حمایت بلوچهای مخالف شاه دست کشیدند.
از میان رهبران جبهه آزادیبخش بلوچستان تنها کسی که تصمیم به ادامه مبارزه گرفت رحیم زردکوهی بود. او گروهی تشکیل داد و مبارزه خود را ادامه داد، اما بهزودی ارتش او را به همراه برخی از دوستانش دستگیر کرد و در زندان کرمان زندانی شد. در آشفتگی اواخر انقلاب مردم به زندانها حمله کردند و زندانیان را آزاد کردند. در نتیجه رحیم زردکوهی نیز آزاد شد. او به بلوچستان بازگشت و گروه خود را با نام «بلوچستان راجی زرومبش» سازماندهی مجدد کرد و از نو و این بار علیه یک انقلاب مردمی شروع به کار کرد.
زردکوهی با این شعار که فرقی نمیکند چه کسی در تهران حکومت کند، برای بلوچ استقلال تنها راهحل است، شروع به اقدامات راهزنی و ترور پاسداران کرد. در سالهای اخیر، برخی از تجزیهطلبان که سعی در دامن زدن به تروریسم در بلوچستان را دارند در توجیه راهزنیهای رحیم زردکوهی مینویسند: «بستن راه و مصادره اموال افراد فارس و غیربلوچ توسط رحیم زردکوهی و یارانش یک شیوه از مبارزه ملی برای دور نگه داشتن افراد غیربلوچ از بلوچستان بوده است!». او در تیرماه سال ۱۳۵۸ پیامی به سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان که تشکیلاتی چپگرا بود میفرستد و میخواهد با رهبری سازمان دیدار و گفتوگو کند. در دیدار دو تن از رهبران سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان با او، رحیم زردکوهی اظهار تمایل به همکاری کرده و میگوید محمدخان میرلاشاری هم از او خواسته است تا با او همکاری کند. ظاهراً مشارکت او در رهبری سازمان پذیرفته نمیشود، ولی نوعی همکاری بین رحیم زردکوهی با سازمان دموکراتیک مردم بلوچستان آغاز میشود. رحیم زردکوهی در ۵ دی سال ۱۳۵۸ توسط سپاه پاسداران ایرانشهر محاصره و کشته شد و در رسانه ی جبهه ی مبارزین مردمی که لباس جدید و سکولار شده ی جیش العدل است دیدیم که از رحیم زردکوهی به عنوانی یکی از الگوهای مبارزاتی خود یاد می شود.