فرار مولوی کوهی و کلی گوئی و جنجنال سازی تکراری مولوی عبدالحمید به جای شفافیت  

فرار مولوی کوهی و کلی گوئی و جنجنال سازی تکراری مولوی عبدالحمید به جای شفافیت  

 کاتب: مولوی محمد رخشانی بادینی

بزرگترین صدماتی که مردم عادی اهل سنت و جماعت دنیا دیده اند از سوی مولو یها و شیخهائی بوده است که به دلایل مختلف از گفتن شریعت الله که حق و سخنان اساسی را می آموزد دوری کرده اند و از این دستور الله جل جلاله فاصله گرفته اند که می فرماید:  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (احزاب/70) ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الهی پیشه کنید و سخن استوار و محکم بگویید.[1]

در طول هفته ی قبل شایعاتی مبنی بر فرار مولوی کوهی همچون فرار مولوی عبدالغفار نقشبندی در بین بلوچها رایج شد تا اینکه این هفته و مولوی عبدالحمید در خطبه ی نماز جمعه ی 11 اردیبهشت این فرار را تأئید کرد و شروع کرد به گفتن سخنانی که برای مخاطب بیشتر توصیف و کلی گوئی و جنجال سازی بود تا شفافیت در مورد علت احضار و حکمی که بر مولوی کوهی صادر شده و اینکه در فقه اهل سنت و جماعت این احضار و حتی بازداشت و حکم دادنها چه اشکال فقهی و شرعی دارد؟

به همین دلیل بار دیگر شاهد بودیم که مولوی عبدالحمید در واکنشی کلی و بدون ارائه هیچ‌گونه سند و دلیلی، احضار برخی از خطبا و علما به دادگاه ویژه روحانیت را محکوم کرد. این رویه، یادآور مواضع مولوی در جریان آشوب‌ها و اغتشاشات گذشته و حتی جنگ شهری دی ماه 1404ش است که در آن بدون تفکیک میان مطالبات و اغتشاشات، از کسانی دفاع کرد که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین آمریکا و اسرائیل و امثال موشه ربع پهلوی و گروه رجوی وسایر خائنین و دشمنان دین و وطن بازی کردند.

ما خواهان تطبیق شریعت الله هستیم، بخصوص در مورد کفار محارب خارجی و تمام خائنین و مرتدینی که در اختیار این کفار محارب خارجی قرار گرفته اند و برایمان فرق ندارد الله خودش با بیماری و زلزله و صاعقه و سیل و طوفان آنها را از بین می برد یا با لگد یک الان و یا توسط سگ یا تصادف رانندگی یا در عامل دیگری، و یا این دشمنان توسط خودشان از بین می روند یا توسط مومنین اهل دعوت و جهاد، برای ما مهم نابودی این دشمنان است.

حالا، در این راستا، مسئولین قضائی دارالاسلام ایران تشخیص داده اند که فلان آخوند یا مولوی نیز با سخنان و اعمالش به نفع کفار محارب خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی خارج نشین فعالیت می کند و آنها را احضار می کند؛ مولوی عبدالحمید در همین نماز جمعه مدعی است این احضارها به خاطر «مسائل پیش‌پاافتاده» است. اگر چنین است، چرا به جای کلی‌گویی، دلیل اصلی احضار این افراد را برای افکار عمومی و جامعه اهل‌سنت روشن نمی‌کنید؟

آیا اتهام این افراد ارتباط با جریانات معاند، جاسوسی برای بیگانگان یا تحریک به فتنه‌گری علیه امنیت دارالاسلام است یا مسائل سلقیه ای و اذیت کردنهای بی جا و … در میان است؟ عقل و بصیرت جامعه اهل‌سنت ایجاب می‌کند که ابتدا «علت» را بدانند و سپس قضاوت کنند. فرار از بیان دلیل و پناه گرفتن پشت کلمات مظلوم‌نمایانه، تنها به سود رسانه‌هایی است که دشمنی‌شان با اصل اسلام ،چه شیعه و چه سنی، بر همگان عیان است.

مولوی عیدالحمید خود را پیشوای مذهبی و پیرو امام اعظم ابوحنیفه رحمه‌الله می‌داند. اما در کجای فقه حنفی، دفاع از «اغتشاشگران سکولار» و «خائنین به دارالاسلام» مجاز شمرده شده است؟

در مذهب حنفی، حفظ امنیت دارالاسلام و پرهیز از هرگونه اقدامی که منجر به فتنه و تضعیف اقتدار دارالاسلام در برابر کفار محارب خارجی و گروه مرتدین و اهل بغی داخلی شود، از اصول قطعی است.چگونه می‌توان مدعی پیروی از فقهی بود که بر «نظم و جماعت» تأکید دارد، اما همزمان با جریانات هرزه و جاسوسان آمریکا و اسرائیل که هدفشان نابودی دارالاسلام و اشغال سرزمین مسلمین است، در یک جبهه ایستاد؟

ما هم اکنون برای پیروان مذهب حنفی نمونه ای داریم که با چشم سر آنرا می بینیم و آنهم امارت اسلامی افغانستان است که بر اسا فقه امام ابوحنیفه مدیریت می شود که اگر کسی کوچکترین حرکتی علیه امنیت ملی و مصالح نظام حاکم انجام بدهد، با سخت‌ترین و قاطع‌ترین مجازات‌های تعیین شده در شریعت الله روبرو می شود. فقط کافی است بدانید با جبهه ی بغاوت احمد مسعود و … چه برخوردی دارد.

این معقول نیست که اگر دارالاسلام ایران هم همان برخورد قضائی و شرعی را با این این مجرمین داشت آنرا «ظلم»‌نامید، اما در برابر قوانین جدی مذهب اهل سنت و جماعت خودمان در امارت اسلامی افغانستان سکوت کرد یا آن‌ها را نادیده گرفت؟ آیا این برخوردها صرفاً برای جلب رضایت مخاطبان رسانه‌های سکولارغربی  و اپوزیسیون سکولار ایرانی نیست؟

مردم و علمای دلسوز اهل‌سنت، خواهان شنیدن حقایق هستند، نه بیانیه‌های سیاسی دشمن پسند و عوام جاهل به شریعت پسند. اگر این مولوی‌ها بابت فعالیت‌های دینی و مذهبی بر اساس فقه اهل سنت و جماعت احضار شده‌اند، اسناد آن را منتشر کنید. اما اگر احضار آن‌ها بابت جرم رسانه ای و خیانت به دین، ملت و همسوئی با سرویس‌های بیگانه است که در فقه اهل سنت و جماعت مجازات خاص و مشخص و قاطع و شدید خود را دارد، دفاع شما از آن‌ها نه تنها وجهه شرعی ندارد، بلکه ضربه‌ای مهلک به جایگاه مولوی گری و و اهل‌سنت و شریعت گرائی در ایران و خدمت به اسلامی آمریکائی و ضد شریعت است.

ای کاش مولوی عبدالحمید به جای تبدیل شدن به تریبونی برای جریانات سکولار و ضد قانون شریعت الله، بر اساس همان فقهی که مدعی‌اش هست (فقه حنفی)، مصلحت امت و وحدت دارالاسلام را بر خوش‌آمد بیگانگان ترجیح می‌داد.

 مردم اهل سنت حق دارند با دلیل و مستندات شرع پسند بدانند پشت پرده‌ی این احضارها چیست و آیا شما واقعاً از مظلوم دفاع می‌کنید یا از مهره‌های نفوذی؟


[1]  سديد: سد: بستن و اصلاح كردن «سد الثلمة: اصلحها و وثّقها» قول سديد: سخن صواب و محكم كه باطل را در آن راهى نيست/  «قول سديد» سخنى است كه در آن سستى و لغو و دروغ و نفاق نباشد. سخنى كه همچون سدّى محكم، جلو شكّ و شبهه و فساد را بگيرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *