ایران دارالاسلام است و دفاع از آن در برابر کفار محارب خارجی فرض عین

ایران دارالاسلام است و دفاع از آن در برابر کفار محارب خارجی فرض عین

ارائه دهنده: نذیر احمد بلوچ


این مطالب با توجه به مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله برای شما ارسال شده است؛ لطفاً با دقت مطالب را مطالعه کنید و بعد از فهم مطالب حرف بزنید، اگر در فهم مطالب مشکلی بود بپرسید، کسانی که آگاهی هائی داشته باشند می توانند پاسخ دهند.
در هر صورت به خاطر جهالت و کینه ی نابجا عدالت و انصاف را کنار نزنید و سخنی نگوئید که توهین به بزرگان مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله نیز محسوب شود.
تعریف دارالاسلام در مذهب حنفی :
السرخسی حنفی مذهب رحمه الله از بزرگان این مذهب چون ابویوسف و محمد شیبانی رحمهما الله نقل می کند که دار الاسلام یعنی: هر جائی که در آن حکم اسلام حاکم باشد «وَكُلُّ مَوْضِعٍ كَانَ الظَّاهِرُ فِيهِ حُكْمُ الْإِسْلَامِ ( المبسوط ۱۲-۲۵۸) السرخسی رحمه الله در جای دیگری می گوید: و سرزمینی با اجرای احکام و قوانین اسلامی تبدیل می شود به «دارالمسلمین» سرزمین مسلمین(السیر الکبیر ۵/۲۱۹۷) .
الکساني رحمه الله نیز می گوید: هر «دار» يا به اسلام مضاف می گردد يا به كفر، و دار به اسلام اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام اسلام تطبيق شود، و به كفر اضافه می شود هنگامی كه در آن احکام كفر تطبيق شود،… زيرا ظهور اسلام و يا كفربخاطر ظهور احکامشان است . (بدائع الصنائع للکاسانی ۹/۴۳۷۵)/
ابن عابدين حنفی مذهب می گوید: دارالحرب تبدیل به دارالاسلام می شود با اجراء کردن احکام اسلامی در آن. (الدر المحتار ۴/ ۳۵۶ )
الكاساني در “بدائع الصّنائع” می گوید: در بین اصحاب ما (یعنی در بین حنفی مذهبها) در اینکه دارالکفر با مسلط شدن احکام اسلام تبدیل به دارالاسلام می شود اختلافی وجود ندارد.
به این شکل حنفی ها در تعریف دارالکفر هم می گویند: سرزمينی كه در آنجا امر و حکم رئيس كافران جاری می شود و در آنجا مسلمانان از كفار می ترسند، بنابراين دارالکفر آن سرزمينی است كه در آنجا سلطان برای حاكم مسلمان نيست (یعنی حکومت اسلامی وجود ندارد) و غلبه در آنجا برای احکام کفر است. (اصطلاحات الفنون۲/۲۶۵، و المبسوط ۱۰/۱۱۴)
در جمع بندی آیات قرآن و سنت صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم و اقوال مختلف اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم و آراء مذاهب مختلف اسلامی به نکته ی حساس، مهم، قابل توجه و برجسته ای پی بردیم و آنهم اینکه: مناط، معیار و ملاک واحدی برای تعیین «دارالکفر» یا«دارالاسلام» بودن سرزمینی وجود دارد به نام «قانون» و «حاکمیت» که به دنبال خود اطاعت زیر دستان و تعیین مجازت و پاداش این زیر دستان را نیز به همراه دارد، و این یعنی همان مفاهیم و محتوای چهار گانه ی دین که عبارت بودند از: ۱- قدرت حکومتی ۲- قانون و برنامه ۳- اطاعت و فرمانبرداری ۴- مجازات و پاداش .
حالا در سرزمینی که این چهار معنی و محتوای دین، مختص دین «اسلام» است و توسط مسلمین رهبری می شود«دارالاسلام» است و سرزمینی هم که این ۴ معنی و محتوای دین مختص «کفر» است و توسط یکی از «کفار۶گانه» ی آشکار یعنی: ۱- الَّذِينَ هَادُوا ۲- وَالصَّابِئِينَ ۳- وَالنَّصَارَىٰ ۴- وَالْمَجُوسَ ۵- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین یا به زبان امروزین سکولاریستها) و ۶- مرتدین [ ۷- وحتی توسط مسلمانی چون نجاشی رضی الله عنه] اداره می شود «دارالکفر» است.
پس «قانون و حکم» و «سلطه و حاکمیت» معیار و ملاک تشخیص «دارین» در دنیا می شوند و آنچه که به عنوان خون در رگ حاکمیت جریان پیدا می کند و به آن حیات می دهد «قانون و حکم» است و «قانون و حکم» مناط، ملاک و معیار زیر بنائی جهت تشخیص «دارالاسلام» از «دارالکفر» می شود.

قانون اساسی ایران را نگاه کنید تا بدانید بر اساس یکی از مذاهب اسلامی است .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *