
فتنه احزاب مُدرن و نقاببرداری از نفاق مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی
کاتب: عبدالرحمن براهویی
امروز امت اسلامی شاهد پدیدهای در اطراف ایران است که در تاریخ صدر اسلام تحت عنوان « جنگالاحزاب» یا جنگ سکولاریستها شناخته میشود که با همسوئی گروه منافقین داخلی علیه دارالاسلام میدنه شکل گرفته بود؛ اما این بار، و در اطراف دارالاسلام ایران، نفاق نه در کوچههای مدینه، بلکه در محراب و منبر زاهدان لانه کرده است. کسی که دم از شریعت میزد، امروز به «مار در آستین» دارالاسلام تبدیل شده و به اردوگاه کفار اشغالگر خارجی و مزدوران نجس منطقه ای و داخلی آن پناه برده است.
الله جل جلاله این جنگ را در جاهای مختلفی توصیف کرده است و به عنوان مثال در سوره ی احزاب می فرماید: إِذْ جَاؤُوکُم مِّن فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنکُمْ وَإِذْ زَاغَتْ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا (احزاب/10) ( به خاطر بیاورید ) زمانی را که دشمنان از طرف بالا و پائین ( شهر ) شما ، به سوی شما آمدند ( و مدینه را محاصره کردند ) ، و زمانی را که چشمها ( از شدّت وحشت ) خیره شده بود ، و جانها به لب رسیده بود ، و گمانهای گوناگونی درباره ( وعده ) خدا داشتید ( قویالایمان به وعده الهی مطمئن ، و ضعیفالایمان نامطمئن بود ) .
وَإِذْ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً (احزاب /12) و ( به یاد آورید ) زمانی را که منافقان و آنان که در دلهایشان بیماری ( نفاق ) بود میگفتند : خدا و پیغمبرش جز وعدههای دروغین به ما ندادهاند .
این عین همان چیزی است که گروه منافقین هم اکنون در مورد دارالاسلام ایران بر زبان می رانند.
امروز و در این جبهه، عبدالحمید اسماعیلزهی به مهرهی پیونددهندهی «احزاب خارجی و داخلی» و «گروه منافقین بومی» تبدیل شده است. او با تشکیل ائتلافی از نجسترین جریانات تاریخ ایران، از بازماندگان رژیم سکولار و مرتد پهلوی و مرتدین سکولار میان قومیتهای دیگر تا جریانات فاسد اخلاقی و همجنسبازان و سکولارزده های بومی، بخش داخلی جبهه «احزاب مُدرن» را در کنار آمریکا و شرکایش علیه حاکمیت اسلام تشکیل داده است.
او که روزگاری مدعی فقه امام ابوحنیفه و اهل سنت بود، اکنون به بلندگوی جریانات صهیونیستی و آمریکایی تبدیل شده است. سیاستهای او دقیقاً منطبق بر خواستههای «دونالد ترامپ» و کاخ سفید یعنی تضعیف وحدت و ایجاد شکاف مذهبی و قومی برای فروپاشی کشور از درون و خلعسلاح معنوی و دعوت به تسلیم در برابر غرب سکولار تحت پوشش کاذب «صلح» و «عقب نشینی» است که در حقیقت، «سفیر غیررسمی کفر خارجی و داخلی» در لباس مبلغ مذهب حنفیت است.
چگونه کسی که خود را «مبلغ مذهب» مینامد، با کفار محارب و اشغالگر خارجی و جریان اپوزیسیون سکولار و مرتد خارجنشین همصدا میشود که اساساً با «حکم الله» و «حاکمیت اسلامی» بر اساس تمام مذاهب اسلامی دشمنی خونی دارند؟
الله جل جلاله می فرماید:
بَشِّرِ الْمُنَافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَاباً أَلِیماً (نساء/138) به منافقان مژده بده که عذاب دردناکی دارند .
الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِینَ أَوْلِیَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ العِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً (نساء/139)
این منافقان کسانی هستند که کافران را به جای مؤمنان به سرپرستی و دوستی میگیرند . آیا عزّت را در پیش کافران میجویند ؟ ( چنین چیزی محال است ) چرا که عزّت و شوکت جملگی از آن خدا است ( و هر که از خدا عزّت جوید عزیز شود ، و هر که از غیر او عزّت طلبد ذلیل گردد ) .
جریان همسو با مولوی عبدالحمید با ولایتمداری برای دشمنان قسمخوردهی اسلام، نشان داد که عزت را نه در نزد خدا، بلکه در نزد «ترامپ کافر اصلی» و «پهلوی مرتد» و «احزاب سکولار و مرتد اپوزیسیون ایرانی» میجوید. این سقوط اخلاقی و شرعی، او را در زمره منافقانی قرار داده که عذابی دردناک در انتظارشان است.
مولوی عبدالحمید با حمایت از آشوبطلبان سکولار داخلی که در کنار توهین به قرآن و مساجد و مقدسات اسلامی دستشان به خون جوانان و مردم ایران آلوده است، ثابت کرد که امنیت جانی مسلمین برای او پشیزی ارزش ندارد. او «امنیت ملی» دارالاسلام را به ثمن بخس به رسانه ها فروخته است تا شاید در آیندهی خیالی سکولارها، سهمی از قدرت داشته باشد.
مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی باید بداند که تاریخ اسلام پر است از «عبدالله بن اُبی»ها که گمان میکردند با تکیه بر یهود و احزاب سکولار میتوانند به دارالاسلام ضربه ای بزنند و نور اجرائی شدن قوانین شریعت الله را خاموش کنند و قوانین کفری دشمنان را بر مسلمین تطبیق دهند، اما در نهایت غیر از روسیاهی چیزی برایشان نمانده است هر چند نمی توان صدمات آنها بر دارالاسلام و مومنین را نادیده گرفت.