دیپلماسی بیراهه در مسقط و ژنو  و صدای «واشنگتن» از منبر مسجد «مکی» زاهدان

  دیپلماسی بیراهه در مسقط و ژنو  و صدای «واشنگتن» از منبر مسجد «مکی» زاهدان

کاتب: مجیب الرحمن  بلوچ (دانشجو)

در حالی که تیم مذاکره‌کننده دارالاسلام ایران به ریاست عراقچی، چمدان‌های خود را برای سفرهای دور و دراز به مقصد مسقط و سوئیس می‌بندند تا با پاسداری از عزت و استقلال کشور شاید گرهی از کلاف سردرگم روابط با آمریکا بگشایند، یک واقعیت میدانی در جنوب شرق کشور، تمام این تکاپوها را زیر سوال می‌برد و می بینیم که هزینه‌های گزاف دیپلماتیک و سفرهای برون‌مرزی، در کوتاه‌ترین مسیر در داخل مرزها تعبیه شده است و زاهدان تبدیل به پایتخت غیررسمی دیپلماسی ترامپ شده است.

پس دیگر نیازی به پیمودن هزاران کیلومتر تا کوه‌های آلپ یا سواحل دریای عمان نیست. امروز «مسجد مکی زاهدان» به فرستنده‌ای قدرتمند تبدیل شده است که فرکانس‌های آن مستقیماً از کاخ سفید تنظیم می‌شود و مولوی عبدالحمید، با صراحتی بی‌سابقه، عملاً به تریبون و نماینده‌ای تبدیل شده که خواست‌ها، استانداردها و مطالبات مد نظر دونالد ترامپ و هیئت حاکمه آمریکا را به صورت زنده و مستقیم از فراز منبر به گوش جهانیان می‌رساند و منبرِ مکی  پلی میان تهران و واشنگتن شده است.

اگر هدف از مذاکرات مسقط و سوئیس، شنیدن مطالبات آمریکا است، مولوی عبدالحمید پیشاپیش این وظیفه را به عهده گرفته است. او به کانون مخابره‌ای تبدیل شده که نیازی به مترجم و واسطه‌های عمانی و سوئیسی ندارد. پیام‌هایی که او در خطبه‌های جمعه صادر می‌کند، همان کدهایی است که تیم آمریکائی ماه‌ها در هتل‌های گران‌قیمت اروپا به دنبال آن می‌گردد.

عراقچی و تیم همراه باید پاسخ دهند که چرا وقتی «صدای مستقیم آمریکا» در زاهدان طنین‌انداز است، به دنبال سایه‌ها در مسقط می‌گردند؟ حضور مولوی عبدالحمید به عنوان یک تریبون داخلی که آشکارا با سیاست‌های ترامپ همپوشانی دارد، واقعیتی است که دیپلماسی رسمی ایران نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. هر آنچه ترامپ بخواهد از طریق قطعنامه‌ها و فشارهای بین‌المللی دیکته کند، پیش‌تر از زبان مولوی عبدالحمید به عنوان «حقوق مردم و مطالبات جهانی» تئوریزه و پخش شده است پس صرفه‌جویی در زمان و هزینه مذاکره  را در « مسجد مکی» زاهدان برگذار کنید.

پیشنهاد منطقی این است که به جای سرگردانی در راهروهای سازمان ملل یا اتاق‌های سری در مسقط، میز مذاکرات به زاهدان منتقل شود. جایی که می‌توان بدون واسطه، با کسی سخن گفت که خوسته های آمریکا و صهیونیستها و نبض سیاست‌های جدید آمریکا (به ویژه در دوران ترامپ) را در دست دارد و آن را با ادبیاتی بومی و مذهبی بازتولید می‌کند؛ فقط حیف که مثل سخنان آمریکا پشتوانه اجرائی ندارد.

در این صورت سفرهای عراقچی به سوئیس و عمان، در سایه وجود تریبون پرنفوذ زاهدان، چیزی جز «موازی‌کاری بیهوده» نیست. وقتی دونالد ترامپ سخنگویی غیررسمی اما پرقدرت در داخل مرزهای ایران دارد که پیام‌های او را رسمی و علنی مخابره می‌کند، جستجوی راه حل در خارج از مرزها، تنها نشان‌دهنده سردرگمی در دستگاه دیپلماسی است. وقت آن رسیده که واقعیت «کانال زاهدان» به عنوان تریبون و مترجم خواسته های کفار سکولار و اشغالگر خارجی و اپوزیسیون سکولار و مرتد داخلی به رسمیت شناخته شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *