
بصیرتِ تازهمسلمان و نهیب حق بر پیکر بیتفاوت مصلحتاندیشان
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
داستان اسلام آوردن «روبرت مارتین»، روزنامهنگار استرالیایی، فراتر از یک تغییر دین ساده است؛ این واقعه، آیینهای است که تفاوت میان «ایمانِ از روی تحقیق» و «مسلمانیِ از روی عادت» را به رخ میکشد.
یک تازهمسلمان مانند روبرت مارتین، با ذهنی خالی از تعصبات موروثی و از دل دنیای سکولار غرب، به دنبال حقیقت میگردد. او وقتی به اسلام میرسد، چون حق را با تمام وجود یافته است، به راحتی میتواند مرز میان حق و باطل را تشخیص دهد. او میبیند که اسلام واقعی در جبهه مظلومان فلسطین است و باطل در جبهه ستمگران؛ لذا با شجاعت اعلام میکند که تا آخرین نفس صدای اسلام و فلسطین خواهد بود. این همان بصیرتی است که از «ایمان آگاهانه» سرچشمه میگیرد.
بسیارند کسانی که نسلاندرنسل مسلمان بودهاند و عناوین پرطمطراقی چون «مولوی»، «شیخ» و «عالم» را با خود یدک میکشند، اما در عمل، بویی از غیرت دینی نبردهاند. برای این افراد، دین به مجموعهای از تشریفات و جایگاههای اجتماعی تبدیل شده است. در حالی که یک روزنامهنگار تازهمسلمان برای دفاع از ارزشهای اسلامی هزینه میدهد، برخی از این مدعیان در برابر جنایات دشمنان اسلام سکوت کرده یا به دنبال جلب رضایت قدرتهای بیگانه هستند.
نکته تکاندهنده اینجاست که برخی چهرههای مذهبی، مانند مولوی عبدالحمید، به جای تکیه بر مبانی اصیل و مقتدرانه اسلام، دچار «سکولارزدگی» شدهاند. این افراد به نام تسامح یا همراهی با جریانهای سیاسی سکولار، عملاً شعارهای سکولار را تکرار میکنند و مرزهای اعتقادی را کمرنگ میسازند.
زمانی که یک لیدر مذهبی به جای ترویج غیرت اسلامی و ایستادگی در برابر نفوذ فرهنگی و سیاسی دشمن، به سازِ جریانهای متمایل به غرب میرقصد، در واقع نشان میدهد که از حقیقت دین فاصله گرفته است.
در این صورت می توانیم بگوئیم که روبرت مارتینها ثابت میکنند که اسلام نوری است که اگر در قلبی بتابد، شجاعت و بصیرت میآورد. اما اگر کسی تنها نام اسلام را یدک بکشد و قلبش درگیر مصلحتهای دنیوی و اندیشههای سکولار باشد، حتی اگر در بالاترین جایگاه مذهبی هم باشد، در تشخیص صف حق از باطل ناتوان خواهد بود.
غیرت ایمانی، در عمل و ایستادگی مشخص میشود، نه در القاب و عناوین.