
چهره ی واقعی دارالکفر طاری پاکستان در انکار ریاکارانه و دشمنی آشکار با دارالاسلام ایران
کاتب: صدیق عثمانی
حکم اخیر قاضی فدرال پاکستان که دارالاسلام ایران را در کنار چند کشور دیگر «دولت تروریستی» نامیده، پرده از حقیقتی برداشت که سالها با نقاب دیپلماسی پنهان شده بود و آنهم دشمنی ساختاری نظام سکولار پاکستان با هر نوع حاکمیت اسلامی مستقل.
اعتراض رسمی سفارت دارالاسلام ایران در اسلامآباد، واکنشی منطقی به حکمی توهینآمیز و سیاسی بود؛ حکمی که نه بر اساس حقوق بینالملل، بلکه در چارچوب منهج فکری سکولار و همسو با غرب صادر شده است.
انکار وزارت خارجه پاکستان و دروغی دیپلماتیک و ادعای وزارت خارجه پاکستان مبنی بر اینکه این حکم «نظر شخصی قاضی» است، چیزی جز انکار ریاکارانه نیست.
وقتی دستگاه قضایی یک کشور، که خود بر مبنای قانون سکولار بنا شده، چنین حکمی میدهد، این نشاندهنده خطمشی واقعی حاکمیت است، نه یک اشتباه فردی.
حقیقت همان است که از زبان قاضی کفری بیان شد، نه آنچه وزارت خارجه برای آرامسازی فضا میگوید.
دشمنی مشترک غرب و مزدوران منطقهای و همزمانی این حکم با اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهعنوان «سازمان تروریستی» از سوی اروپا و ناتو، تصادفی نیست.
این یک پروژه واحد است که آمریکا و صهیونیستها طراحی میکنند و ناتو پشتیبانی میکند و دولتهای سکولار و دست نشانده ی منطقهای اجرا میکنند
دارالکفر طاری و سکولار پاکستان هرگز حاضر نیست دارالاسلام امارت اسلامی افغانستان بهصورت مستقل و اسلامی باقی بماند و دارالاسلام ایران نیز بهعنوان قدرت اسلامی منطقه تثبیت شود چون حاکمیت اسلامی مستقل، پایان نفوذ امریکا، ناتو و نظم سکولار غربی در منطقه است.
تجربه تاریخی ثابت کرده است سکولاریستها ـ چه در لباس قاضی، چه دیپلمات، چه روشنفکر وابسته ـ هیچگاه حاکمیت قرآن و شریعت الله را نپذیرفتهاند و هرجا که اسلام به قدرت نزدیک شده، همانجا برچسب «افراط»، «خشونت» و «تروریسم» زدهاند.
پس آنچه امروز از اسلامآباد شنیده شد، لغزش زبانی نبود؛ اعتراف ناخواسته بود و دارالکفر طاری پاکستان، همانند دیگر مزدوران غرب، با اصل حاکمیت اسلامی دشمن است؛ چه در ایران، چه در افغانستان، و چه در هر نقطهای که اسلام بخواهد مستقل بایستد.
این حقیقت باید برای اهل دارالاسلام روشن بماند که دشمن، با لبخند دیپلماتیک عوض نمیشود.