
عدو الله (حبیب سهاب) سربازی سکولار و مرتد میان بلوچها و ترویج اشتراک گذاری زنان و…
کاتب: سلیمان عبدالرحمن
جالب است بدانید ابولهب، عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و ابوجهل نیز پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم و نضر بن حارث هم پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
هر سه از سرسخت ترین دشمنان اسلام و رسول الله صلی الله علیه وسلم، پس اگر یکی از هم زبانان یا هم محله ای یا از اقوام و اطرافیان خود را دیدید که از سکولاریسم دفاع می کند و با بهانه های پوچ و بی ارزش در برابر قانون شریعت الله ایستاده است اصلاً تعجب نکنید.
نضر بن حارث شخصی بود که داستانها عبرت آموز موجود در قرآن را افسانه های قدیمی می دانست که ابن عبارس رضی الله عنهما می گوید: هشت آیه از آیات سورهی قلم دربارهی او نازل شده است، بهویژه این آیه که میفرماید: إِذا تُتْلی عَلَیْهِ آیاتُنا قال أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ (قلم/15) چون آیات ما بر او خوانده میشود، میگوید اسطورههای نخستین است.[1]
بر این اساس بود که نضر بن حارث (پسر خاله ی رسول الله صلی الله علیه وسلم) به منظور بازداشتن مردم از رفتن به حضور رسول الله صلی الله علیه و سلم و تشکیک در آیات قرآن و رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه وسلم، داستانهایی از رستم و اسفندیار و… از ایران باستان را می خرید و برای مردم می گفت.
الله جل جلاله این تاریخ باستان و داستانها را سخنان پوچ و یاوه می داند و در این زمینه در قرآن کریم می فرماید: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْتَرِی لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَیَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ (لقمان/6) در میان مردم کسانی هستند که خریدار سخنان پوچ و یاوهاند (مانند: خرافات، افسانههای بیفایده، حرفهای مضحک و…) تا با چنین سخنانی (بندگان خدا را) جاهلانه از راه خدا منحرف و سرگشته سازند و آن را مسخره کنند . آنان عذاب خوار و رسوا کنندهای دارند.
پس شک نداشته باشیم که تمام افسانه ها و حتی تاریخ باستان ایران که از تیسفون عراق تا خراسان بزرگ و مرزهای چین و بخشهای بزرگی از آسیای میانه گسترش داشت جزو سخنان بیهوده و یاگوئی است، حالا چه فاشیستهای باستان پرست ایرانی خوششان بیاید یا نیاید؛ البته این به معنی تبرئه ی افسانه ها و یاگوئی های سایر ملل نیست بلکه چون بحث ما منحصراً در مورد این یاوه ها و بیهوده گوئی هائیست که آیه ی قرآن هم آنرا تأئید کرده، بر ایران باستان تاکید داریم.
تا کنون کسی نیامده که افسانه های موجود مثلاً در شاهنامه ی فردوسی را مبنای تاریخی قرار دهد مگر کسی که خودش را مورد تمسخر قرار داده باشد، به همین دلیل در هیچ یک از دانشگاههای ایران و جهان هم شاهنامه ی فردوسی به عنوان منبع تاریخی معرفی نشده است.
غیر از این، تاریخ ایران باستان را نیز نگاه کنیم، اکثریت مطالب آنچه به عنوان منبع در دانشگاههای ایران و جهان معرفی می شوند بر اساس ظن و گمان است؛به عنوان مثال، دیاکونوف مولف تاریخ مادها، رومن گيرشمن مولف تاریخ خاخام منشی ها (هخامنشی ها)، کالج، مالکوم کالج مولف تاریخ اشکانیان(پارتیان)، آرتور کریستنسن مولف تاریخ در مورد ساسانیان را نگاه کنیم بر اساس ظن و گمان مطالب خود را نوشته اند نه یقینی؛ حالا چه رسد به مطالب امثال هرودوت که هم به عنوان پدر تاریخ شناخته شده هم پدر دروغ یا مطالب تحریف شده ی تورات در مورد خامام منشی ها و پارتها و…
الله جل جلاله در مورد ظن و گمان می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ [الحجرات/12] ای کسانی که ایمان آوردهاید ! از بسیاری از گمانها بپرهیزید ، که برخی از گمانها گناه است.
رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز می فرماید: إيَّاكُمْ والظَّنَّ، فإنَّ الظَّنَّ أكْذَبُ الحَديثِ.(متفق علیه) از گمان برحذر باشید و پرهیز کنید، زیرا گمان دروغترین سخن است.
این حکم صریح اسلام در مورد تاریخی است که بر اساس ظن و گمان درست شده است حالا چه رسد به افسانه هائی که هیچ قیمت و ارزش تاریخی هم ندارند و الله تعالی آنها را «لَهْوَ الْحَدِیثِ» سخنان پوچ و یاوه نامیده است.
با این وصف، عدوالله (حبیب سربازی) سکولار و مرتد با چنگ زدن به افسانه های گفته شده توسط شاهنامه ی فردوسی می خواهد ثابت کند و به مخاطب خود بفهماند که بلوچهای باغیرت و باشرف جزو مزدکی هائی بودند که مال و زنان خود را به اشتراک گذاشته اند و….
این شخص سکولار و مرتد می گوید: “مزدکیان/ بلوچها را میتوان نخستین جنبش سوسیالیستی دانست. بر اساس منابع تاریخی، تنها مردمی که بهطور آشکار بهدلیل پیروی از آیین مزدک مورد کشتار قرار گرفتند، بلوچها بودند. مزدک جنبشی عدالتخواه و ضد نظام طبقاتی بنیان گذاشت و بر برابری زن و مرد تأکید داشت.”
در تائید دروغ و اتهام خودش به قوم باشرف بلوچ به این شعر فردوسی استناد می کند که در داستان کشتار مزدکی ها توسط نوشن روان (انوشیروان) آمده است: ببود ایمن از رنج شاه جهان …. بلوچى نماند آشکار و نهان.
این اتهام بزرگ عدوالله سربازی با آنکه هیچ مبناری تاریخ ندارد،چیزی جز عادی سازی فرهنگ بی بندوباری اخلاقی سکولاریستی در میان قوم مومن و باغیرت بلوچ با شعار برابری زن و مرد نیست.
سکولاریسم آفتی است که نزدیک به یک قرن است سرزمینهای اسلامی را از درون مورد تهاجم قرار داده است و سکولاریستهای میان مسلمین هم جزو پست ترین موجودات سرزمینهای اسلامی هستند که قصد داشته اند این آفت را عادی سازی و فرهنگی و مردمی کنند.
[1] ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق:السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبدالحفیظ، ج ۱، ص ۶۴۴، بیروت، دارالمعرفة، بیتا.