
مولوی عبدالحمید گرامی، از نگاه اهل سنت معاویه با مرتدین سکولار قابل مقایسه نیست و فتنه، جنگ شهری و جنگافروزی جبهه ی آمریکا و رژیم صهیونیستی اعتراض نیست و مفسد فی الارض زندانی سیاسی نیست (2)
کاتب: محمد اسامه
مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان این خطبه ی جمعه خود با مخلوط کردن «مردم معترض» به مشکلات ارزی و اقتصادی و معیشتی که از حمایت مسئولین حکومتی و از حافظت نیروهای امنیتی برخوردار بودند با آشوب طلبان مجری جنگ شهری که از جزئی ناچیز از مردم ایران و از حمایت آمریکا و صهیونیستها برخوردار بودند و آنهمه جنایت و توحش از خود برجای گذاشتند می گوید:
“ملت ایران صاحبان وطن و ولی نعمت همه ما و مسئولین هستند … لذا باید رضایت مردم جلب شود، اما متاسفانه در طول این مدت حرف مردم شنیده نشد. در خیزش اخیر که مردم به صحنه آمدند … “
نیاز به تکرار نمی بینم که توضیح داده شود که ملت و مردم ایران با این آشوب طلبان مجری جنگ مسلحانه و خائن مزدور یکی نیستند، همچنین معترضین میان مردم ایران با این آشوب طلبان فرق دارند که همین الان و در همین نماز جمعه ی مسجد مکی زاهدان هم عده ای از معترضین با همان شعارهای اغتشاشگران هرزه و مرتد در خروجی مسجد که ازدحام بیشتر است شعارهائی می دهند بدون آنکه همچون آشوب طلبان خشونت طلب با آنها برخورد شود.
علاوه بر این دیدیم که چند روز قبل و در 22دی همین مردم ایران چگونه با حضور ملیونی خود، نشان دادند مردم ایران با این خائنین اجاره ای اغتشاشگر فتنه گر فرق دارند.
پس می توان رضایت این مردم را جلب کرد و حرف آنها را شنید، اما در طول تاریخ کدام حاکمیتی تا کنون توانسته است رضایت خائنین داخلی و مزدوران دشمنان خارجی را جلب کند؟ یا کدام حاکمیت در صورت داشتن قدرت خواسته است که سخنان خائنین به وطن را بشنود آنهم زمانی که این خائنین اصل قوانین شریعت الله و نظام و حاکمیت بر جامعه را به نفع کفار محارب و اشغالگر خارجی و دشمنان همین ملت هدف گرفته باشند؟
مولوی عبدالحمید زمانی که می گوید: ” کسانی که در راس قدرت قرار دارند حرف مردم را بشنوند و خواسته ی مردم و رضایت مردم بر آورده شود.”
ما همگی شعارها و خواسته های معترضین و آشوب طلبان و پیامهای اربابان آنها چون ترامپ و نتانیابو و رئیس سیاتسگذاری اتحادیه اروپا و احزاب سکولار و مرتد و از جمله ربع پهلوی و سلطنت طلبان را دیده ایم؛ در اینجا لازم است مولوی عبدالحمید با آنالیز و دسته بندی میان مردم معترض ایران با اغتشاشگران فتنه گر و آشوب طلب اجاره ای موجود در جبهه ی آمریکا و صهیونیستها مشخص کند که خواسته های کدام یک باید برآورده شود و رضایت کدام یک باید برآورده شود؟
آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم توانست رضایت سکولاریستهایی چون ابوجهل و ابولهب را جلب کند که از اقوام نزدیک خودش بودند؟ آیا توانست خواسته های آنها را برآورده کند؟
حتی زمانی که در مدینه حاکمیت داشت و از قدرت حکومتی برخوردار بود آیا توانست خواسته های دارودسته ی منافقین و افرادی چون عبدالله ابن ابی را حتی در داشتن یک مسجد برآورده کند؟ آیا توانست رضایت آنها آنها را برآورده کند؟
قطعاً خیر؛ چون معیار برای ما جهت کسب رضایت یا برآورده کردن خواسته های دیگران «حکم و شریعت الله» است نه نژاد و قومیت و….
الله تعالی در مورد کفار اهل کتاب که غیر از شهر نزدیک به یک هزار نفری واتیکان، هم اکنون صاحب هیچ قدرت حکومتی در روی زمین نیستند می فرماید: وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ (بقره/120) یهودیان و نصرانی ها هرگز از تو خوشنود نخواهند شد، مگر این که از ملت ایشان پیروی کنی؛ و الله تعالی در مورد سکولاریستها (= مشرکین= احزاب) نیز می فرماید: وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ (بقره/217) (سکولاریستها (= مشرکین= احزاب)) پیوسته و همیشه با شما خواهند جنگید تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند.
این زبان گفتمانی کفار سکولار با مومنین است: اسلحه و جنگ مسلحانه و زور و کشت و کشتار؛ تا کی؟ تا زمانی که ما دست از آن چهار معنی و مفهوم دین یعنی 1- قدرت حکومتی اسلامی 2- قانون و برنامه ی اسلام 3- اطاعت از این قدرت حکومتی و قانون و برنامه 4- مجازات کردن و پاداش دادن بر اساس این قوانین شریعت الله و توسط این قدرت حکومت اسلامی، بکشیم و این 4 معنی و مفهوم دین را به این کفار سکولار تقدیم کنیم، تازه آنوقت است که کفار سکولار لیبرال دست از سر ما برمیدارند اما کفار سکولار چپ و کمونیست به بقای این مقدار از اسلام توخالی و تهی شده نیز راضی نیستند بلکه به نابودی کامل دین اسلام حتی در رفتارهای کاملاً شخصی و قلب مومنین راضی خواهند شد.