
جهادِ شعاری، پروژهای سکولاریستی از بلوچستان تا سوریه یک الگوی تکراری برای فریب امت
کاتب: براهندک بلوچ
با بررسی کارنامه ی بسیاری از گروههای مسلح میان مذاهب معروف به اهل سنت متوجه می شویم که در سالهای اخیر، گروههایی با نام جهاد، شریعت و دفاع از اهلسنت ظهور کردهاند، اما در عمل نهتنها خدمتی به دین و امت اسلامی نکردهاند، بلکه عملاً در چارچوب پروژههای سکولاریستی و امنیتی دشمنان اسلام حرکت کردهاند.
این جریانها از دین فقط شعار را گرفتهاند، اما محتوا، روش و هدفشان کاملاً غیراسلامی و سکولار است؛ اسلامی که باید موجب عزت امت شود، در دست اینان به ابزاری برای آشوب، خشونت بیضابطه و تضعیف جامعه اسلامی و در نهایت خدمت به پروژه های کفار سکولار اشغالگر خارجی و مزدوران محلی آنها تبدیل شده است.
با بررسی دقیق این گروهها می توانیم بگوئیم که تغییر نام، تغییر ماهیت نیست و ادعاهایی مانند «ادغام»، «بازسازی تشکیلات» یا «تغییر ساختار» چیزی از واقعیت کم نمیکند.
وقتی مبنا سکولاریستی است، خروجی هم ضدّ شریعت خواهد بود؛ چه با نام جندالله، چه جیشالعدل، و چه جبهه مبارزین مردمی و چه هر عنوان جدید دیگر.
خشونت کور، گروگانگیری، ریختن خون بیگناه و ایجاد ناامنی برای خودِ مسلمانان و خدمت به برنامه ها و اهداف کفار محارب خارجی، هیچ نسبتی با جهاد مشروع اسلامی ندارد.
در اسلام، حقانیت یک جریان با نتیجهی عملی و عملکردش سنجیده میشود که آیا موجب تقویت امت و دارالاسلام میشود یا تفرقه و تضعیف دارالاسلام؟ آیا دشمنان اسلام و کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار محلی را تضعیف میکند یا مسلمانان و قدرت بازدارندگی مسلمین را؟ آیا به شریعت پایبند است و برای تشکیل حاکمیتی اسلامی و ارتقای حاکمیت کنونی به حکومت اسلامی بر منهاج نبوت تلاش می کند یا اسلام را ابزار اهداف سیاسی سکولاریستی میکند و برای حاکمیتی ارتدادی سکولار در تلاش است؟
جریانهایی که محصول کارشان تفرقه، افراطگرایی و مشروعیتبخشی به سرکوب مسلمانان و حرکت به سوی حاکمیت سکولار است، هرچند نام جهاد بر خود بگذارند، در واقع از مسیر اهلسنت و حتی در مواردی که همچون جبهه ی مبارزین مردمی میان بلوچها که با اپوزیسیون سکولار ایران همسو و یکی شده است از مسیر اسلام خارج شدهاند.
وقتی به جبهه مبارزین مردمی نگاه می کنیم که با اپوزیسیون سکولار و مرتد ایرانی متحد شده است مثل سایر خائنین به دین و ملت و وطن در ظاهر از دین مردم خود سخن میگویند، اما در عمل مرز حلال و حرام را حذف میکنند و شریعت را تابع مصلحت سیاسی سکولاریستی میسازند و خواسته یا ناخواسته در زمین آمریکا، غرب و صهیونیسم بازی میکنند، این دقیقاً همان سکولاریسم عملی است؛ یعنی کنار زدن احکام واقعی اسلام، با حفظ ظواهر فردی و شخصی دینی.
سوریه نمونهی روشن و آینه ی عبرت این فریب بزرگ است. گروههایی که با شعار جهاد، شریعت، آزادی و حتی فلسطین به میدان آمدند، اما خیلی زود روشن شد که هماهنگ با اتاقهای عملیات آمریکا و غرب عمل میکنند و اولویتشان نه حاکمیت اسلامی و اجرای شریعت الله و فلسطین، بلکه اجرای پروژههای خارجی است و نهایتاً به همپیمان آمریکا در جنگ با دشمنان آمریکا تحت شعار مبارزه با ترروریسم و ابزار غیرمستقیم صهیونیستها تبدیل شدند.
نتیجه چه شد؟ فروش جهاد و اهداف و اهل آن، سرکوب و کشتار مجاهدین صادق، تفرقهی امت و تقویت دشمنان اسلام و تولید یک صهیونیست عرب دیگر جهت محافظت از سرزمینهای اشغال شده ی فلسطین و محاصره ی بیشتر مجاهدین حماس و جهاد اسلامی و سایر مومنین اهل دعوت و جهاد در فلسطین.
پس بدانیم که هر گروهی چون جیش العدل جدید (جم) یا جولانی خائن و مرتد در سوریه که به نام جهاد، اما با روشهای سکولاریستی عمل کند و به جای دشمن، شمشیرش را علیه مسلمانان بکشد و خروجیاش خدمت به کفار باشد هرگز جهادی و اسلامی نیست بلکه انحرافی خطرناک است که باید افشا شود، نه تطهیر.
خداوند سبحانه و تعالی حق را روشن، باطل را رسوا و امت اسلامی را از جهادهای دروغین و پروژههای سکولاریستیِ نقابدار محفوظ بدارد.