فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

 فتنه ی جدید اغتشاشگران به بهانه ی تورم و مسولیت امثال مولوی عبدالحمید در جلوگیری ازهدر رفتن دوباره جوانانِ با‌غیرتِ مسجدی و سوق دادن آنها به جبهه ی مطلوب آمریکا

کاتب: محمد اسامه

وقتی از «جبهه» صحبت می کنیم یعنی افراد و گروهها و حتی کشورهایی با افکار و عقاید مختلف برای رسیدن به هدفی واحد هم مسیر می شوند.

در این صورت نباید تعجب کنید که گاه خواسته یا ناخواسته گروههایی اسلامگرا مثل داعش و جیش العدل  با حزب کمونیست ایران و سهاب و ربع پهلوی و گروه رجوی و … که همگی از مزدوران آشکار آمریکا و صهیونیستها هستند با هر بهانه ای بر علیه ایران «هم جبهه ای» می شوند، هر چند همه یقین دارند به فرض محال اگر این حاکمیت مذهبی نباشد حاکمیتی ارتدادی سکولار سرکار می آید.

در این میان افرادی چون مولوی عبدالحمید با شعارهای شبه اسلامی و دلسوز مآبانه خواسته یا ناخواسته در همان مسیر قرار می گیرند و در میان بسیاری از جوانان متدین و اهل مسجد این سوال مطرح است که چرا گفتمان مولوی عبدالحمید زاهدانی به‌جای تقویت هویت اسلامی و سیره ی نبوی و پرهیز از گروههای همسو با آمریکا و صیونیستها، عملاً در مسیر سکولارسازی و هم‌سویی با منافع غرب حرکت می‌کند؟

ما از مولوی عبدالحمید انتظار داریم که متوجه شود با آنکه مثلاً مشکلات اقتصادی وجود دارد اما راه صحیح یک مومن این نیست که مردم را دلسرد از حاکمیت اسلامی و حتی با بزرگ نمائی مشکلات اقتصادی مردم را به همسویی با اغتشاشگران سوق دهد.

اگه دقت کنیم در سخنان او، مرجعیت شریعت و بخصوص اهل جماعت شدن و پرهیز از تفرق به‌تدریج کنار می‌رود و مفاهیم انسان‌گرایی سکولار همسو با برنامه های دشمنان غربی جای آن را می‌گیرد. وقتی ایمان، اخلاق و سیاست از وحی جدا شود، نتیجه چیزی جز سکولاریسم نرم نیست؛ هرچند با الفاظ دینی آراسته شود.

وقتی معیارهای اهل سنت و جماعت در چگونگی برخورد با حاکمیت بر دارالاسلام در زمانی که در معرض تهدیدات کفار محارب و اشغالگر خارجی و مرتدین محلی است کنار زده می شود و منهج اسلامی از عرصه ی عدالت و مقاومت کنار گذاشته شود، سیاست با معیارهای بیرونی که از سوی دشمنان در جنگ نرم و روانی و با پشتوانه ی بی سابقه ی رسانه ای وارد شده است تعریف می‌شود. در چنین چارچوبی، جوانان به‌جای نقش‌آفرینی آگاهانه و مستقل، به مهره‌های یک نظم تحمیلی دشمنان تبدیل می‌شوند؛ نظمی که نهایتاً به نفع آمریکا و هم‌پیمانانش است.

بدون شک این رویکرد، بسیاری از جوانان مسجدی را سردرگم می‌کند، چون از این دست از مولوی ها و آخوندها نه اسلامِ جامع و صریح را می‌یابند و نه راه عزتمندانه ی عمل اسلامی را. نتیجه، هدررفتن ظرفیت‌ها و قرارگرفتن در مسیرهایی است که سودش به دیگران می‌رسد و هزینه‌اش را خود جوانان می‌پردازند.

اهل سنت و جماعت در این اغشاشاتای که عده ای خائن به دین و ملت در آرزوی طرح ریزی آن هستند نباید کوچکترین مشارکتی داشته باشند و باید مواظب باشند بار دیگر دشمنان و مجریان جنگ روانی دشمنان سناریوهائی چون جمعه مسجد مکی زاهدان و… را جهت کشاندن اهل سنت و جماعت به این توطئه اجرا نکنند.

دشمنان در آورزوی فریب جوانان ما با شعارهای احساسی و قومیتی و مذهبی و … هستند.

پرهیز از این فتنه گران و پرهیز دادن سایر مومنین یکی از نیازهای اساسی مومنین در چنین موقیعتی است.

فراموش نکنیم فتنه همچون آفتاب پرست رنگ عوض می کند، اگر در قضیه مسجد مکی زاهدان آن بلوچ شیعه و آن دختر حنفی مذهب اسباب و ابزار تحریک جوانان غیرتی اهل مسجد شدند ممکن است اینبار سناریوهای دیگری با بهانه ی دیگری مطرح شوند.

پس هوشیاری خود را حفظ کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *