مولوی عبدالحمید گرامی:  تدرّج؛ نه نسبی‌سازی شریعت

مولوی عبدالحمید گرامی:  تدرّج؛ نه نسبی‌سازی شریعت

کاتب: ابراهیم یعقوبی

مولوی عبدالحمید مدتهاست در مورد تغییر قانون اساسی ایران که بر اساس مذهب تشیع تدوین شده است صحبت می کند اما حتی یکبار نگفته است که این قانون مثلاً بر اساس فقه امام ابوحنیفه رحمه الله تغییر کند یا کدام یک از مذاهب اسلامی؟

اما در عوض تماماً سخنش بر این است که قانون باید بر اساس رضایت مردم و شرایط روز تدوین شود.

خوب، این دقیقاً سخن سکولاریستهاست که سالها با این ادبیات و تبلیغ آشنا هستیم.

مولوی در این راستا به مساله ی تدرج اشاره کرد و نماز را مثال آورد . باید گفت که مثال نزول تدریجی قرآن یا فرض شدن تدریجی نماز و روزه مربوط به دوران تأسیس شریعت است نه مجوزی برای تغییر احکام بعد از استقرار دین.

اهل سنت و جماعت اجماع دارند که «لا اجتهاد مع النص» وقتی نص قطعی وجود دارد، اجتهاد وجود ندارد، و کسی که بگوید فلان نص از کلام الله و رسولش صلی الله علیه وسلم با روح زمانه سازگار نیست سخن باطل و بیهوده ای گفته که خطر ارتدادش از اسلام وجود دارد.

در این صورت نصوص «شرایط‌محور» نسیتند که متناسب با شرایط عوض شوند یا کنار زده شوند بلکه جامعه باید با محوریت نصوص شرعی تغییر کند و اسلام برای همین آمده است که جامعه را تغییر دهند نه اینکه مثل نصرانیت و… متناسب با شرایط جامعه تغییر  کند و تحریف شود.

وقتی مولوی به صورت کلی می گوید: «قوانین باید بر اساس شرایط و رضایت مردم تغییر کنند» باید گفت این سخن باطل و خطرناکی است که می خواهد احکام و حدود شرعی و نظام ارزشی جامعه تابع هوا و هوس و خواست مردم شود و این این همان دروازه‌ای است که در غرب به حذف دین از قانون انجامید.

در این صورت تدرج به معنی مرحله به مرحله نازل شدن قوانین شریعت الله و رعایت اولویتهای شریعت الله در جامعه است نه نسبی سازی شریعت الله.

نکته ی دیگر سخنان مولوی به جوان گرائی در جامعه اشاره داشت؛ در این زمینه هم باید گفت که جوان گرائی واقعیتی در شریعت الله است که رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز الگوی آن بوده است و نمونه ی فرمانده شدن اسامه بن زید رضی الله عنه برای خاص و عام آشکار است، با این وجود جوان‌گرایی، با معیار تقوا و امانت داری و تخصص « إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ »(قصص/ 26)؛ نه با حذف معیار تقوا، نه صرفاً بر اساس سن و سهل انکاری سیاسی.

جوانِ بی‌ریشه ی عقیدتی و فکری اسلامی، بسیار خطرناک‌تر از پیرِ معتقد به مبانی اسلامی اما فاسق است.

پس تعمیم تدرّج تشریع به تغییر احکام توسط مولوی عبدالحمید، القای نسبی بودن شریعت و همسو شدن ناخواسته با گفتمان سکولاریستی دارودسته ی منافقین در میان مسلمین است.

این‌ها لغزش‌های جدی فکری هستند. اسلام، دینِ رحمت است اما رحمتِ منضبط با وحی، نه مطابق میل دسته های از مردم زمانه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *