
حق گوئی مولوی عبدالحمید در بیان مشکلات اقتصادی، نردبانی برای تغییر قوانین اسلامی به قوانین کفری سکولاریستی
کاتب: محمد اسامه
کسی نمی تواند انکار کند که جامعه ی ایران مثل تمام جوامع دیگر دارای مشکلات خاص اقتصادی و اجتماعی و امنیتی و فرهنگی و حتی هویتی و فکری خاص خودش است و توصیف وضعیت معیشتی مردم بهعنوان «یک مشکل که باید رفع شود» سخنی واقعی است.
در امور کلان، اسلام، حاکمان را مسئول مستقیم تأمین عدالت اقتصادی میداند اما این عدالت هم باید بر اساس قوانین شریعت الله تعریف شود.
به عنوان مثل در میان سکولاریستها عده ای وجود دارند که بر این باورند عدالت اقتصادی تنها از کانال کمونیسم اجرا می شود و دسته ای هم هستند که عدالت اقتصادی را در سرمایه داری و کاپیتالیسم می بینند و دسته هائی هم هستند که سوسیال دموکراسی را بهترین گزینه می دانند؛ به همین شکل می بینیم که از نگاه عقاید مختلف تعاریف مختلفی از عدالت اقتصادی و بسیاری دیگر از مفاهیم و اصطلاحات مثل آزادی و حقوق فردی و تروریسم و… وجود دارد.
در جامعه ی اسلامی کسی که ادعای عدالت اقتصادی دارد لازم است بر اساس مبانی و قوانین شریعت الله ابتدا بگوید عدالت اقتصادی در اسلام اینگونه است، و در وضع موجود هم این مشکلات مشخص وجود دارند، و راهکار اصلاح هم این است. یعنی هم نقد شده و هم راهکار نشان داده شده است.
اینکه مولوی عبدالحمید تنها گلایه و نقد و کلی گوئی می کند و بعد می گوید قوانین باید بر اساس رضایت مردم عوض شوند این نه تنها هنر نیست بلکه نوعی زمینه سازی برای گرایش مردم به قوانین سکولاریستی و عوض کردن قوانین شرعی در جامعه نیز هست.
یک کائیتالیست غربی یا یک کمونیست و سوسیالیست برای تغییر مشکلات اقتصادی هرگز نمی گوید ببینیم مردم چه قانونی را می خواهند بلکه می گوید باید این وضع بر اساس قوانین اقتصادی خودم که به آن اعتقاد دارم عوض شود.
اینکه مولوی عبدالحمید مساله نازل شدن تدریجی نماز و سایر احکام را بهانه ای برای این قرار می دهد که اگر مردم راضی نبودند قوانین باید کنار گذاشته شوند و قوانین جدیدی درست کرد یک خطر عقیدتی بزرگ و یک انحراف خطرناک است.
قوانین شریعت الله ثابت هستند و اجتهادات متغیر و تغییر احکام و تغییرشریعت «متناسب با زمان» دقیقاً به معنای سکولار کردن جامعه است.
الله جل جلاله می فرماید: وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ (مائده/49) و (به تو ای پیغمبر فرمان میدهیم به این که) در میان آنان طبق چیزی حکم کن که خدا بر تو نازل کرده است، و از امیال و آرزوهای ایشان پیروی مکن، و از آنان برحذر باش که (با کذب و حقپوشی و خیانت و غرضورزی) تو را از برخی چیزهائی که خدا بر تو نازل کرده است به دور و منحرف نکنند (و احکامی را پایمال هوی و هوس باطل خود نسازند) . پس اگر (از حکم خدا رویگردان شدند و به قانون خدا ) پشت کردند، بدان که خدا میخواهد به سبب پارهای از گناهانشان ایشان را دچار بلا و مصیبت سازد (و به عذاب دنیوی ، پیش از عذاب اخروی گرفتار کند) . بیگمان بسیاری از مردم (از احکام شریعت) سرپیچی و تمرّد میکنند (و از حدود قوانین الهی تخطّی مینمایند) .
در این صورت نه مولوی عبدالحمید نه هیج بشری حق ندارد سخن از کنار زدن قوانین شریعت الله به بهانه ی اینکه دسته هائی از مردم به آن راضی هستند یا نیستند داشته باشد.