
انحراف فکری و لغزش اعتقادی؛ نقد سکولاریسم پنهان در سخنان مولوی عبدالحمید(1)
کاتب: محمد اسامه
مولوی عبدالحمید مدیر و خطیب مسجد مکی زاهدان سالها است دستهایی او را نماینده اهلسنت بلوچستان معرفی میکند، اما مدتهاست سخنان او دربارۀ «برابری مطلق حقوق مسلمان و غیرمسلمان» و «اهمیت ندادن به مسائل دینی مسئولین حکومتی و اینکه از چه دینی هستند» و هم مسیر شدن با دارودسته ی منافقین ایرانی تحت عنوان اصلاح طلب و… نشان میدهد که او عملاً از اسلام فقها فاصله گرفته و به سمت اسلام سکولاریستیِ آمریکایی حرکت کرده است؛ اسلامی که نه ریشه در قرآن دارد و نه در سنت خلفای راشدین به همین دلیل پیشنهاداتی که در مورد چگونگی برخورد با آمریکا و غرب و صهیونیستها می دهد بیشتر به سمت سازش و امتیاز دادن و عقب نشینی از ارزشها و اصول و مبانی و خط قرمزها گرایش دارد که نتیجه ای جز لیبی و سوریه ای شدن و شکست و ذلیلی و زیر دستی برای مومنین دربرنداشته و ندارد.
در اینجا بهصورت موردی و در حد توان این متن و مختصر، دقیق و استدلالی نشان میدهیم که چرا دیدگاههای مولوی عبدالحمید با شریعت اسلامی منافات دارد.
۱. اسلام = دینِ الله محوری و شریعت؛ نه دینِ انسان محوری و تابعِ شهروندی
مولوی عبدالحمید میگوید:
«ملاک حقوق و مشارکت در حکومت، ایرانی بودن است، نه مسلمان بودن.»
این دقیقاً همان اصل سکولاریسم است؛ چون اسلام بر الله محوری بنا شده است و سکولاریسم بر انسان محوری یا همان انسانیتی (اومانیسم) که مولوی عبدالحمید بارها همچون افراد کوچه بازاری گفته که انسانیت مهم است.
البته در این انسان محوری و اومانیسم و انسانیت نیز عامل هویت بخش مسائل نژادی است؛ یعنی با محور قرار دادن انسان و نژاد، دین از حکومت جدا شود و هویت نژادی و ملی جایگزین ایمان گردد و زمینه برای تسلط کفار بر مومنین فراهم می شود در حالی که الله جل جلاله میفرماید: وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا () خالله راهی قرار نداده که از آن راه کافر بر مؤمن ولایت و سلطه داشته باشد.
این نصّ صریح قرآن است؛ نه برداشت مذهبی.
پس چگونه عبدالحمید میگوید: انسانیت (اومانیسم) مهم است نه دین، و غیرمسلمان باید با مسلمان در حاکمیت و امور حکومتی حقوق برابر داشته باشد، و حتی میتواند در قانونگذاری دخالت کند؟
این همان کاری است که هم اکنون جولانی در سوریه در حال انجام آن است و برخلاف اساس دین است.