
ایراد بزرگ ما مسلمین در رها کردن اولویتهاست
کاتب: مولوی سید محمد رخشانی بادینی
با آنکه بعد از تکمیل شدن دین اسلام، دوران مکی و مدنی در آن شکل تدریجی اش باقی نمانده است با این وجود اولویتهایی که الله قبل از سایر احکام قرار داده است در هر حال برایی مومنین اولویت هستند و باید دعوت و آموزش و یادگیری از این اولویتها شروع شود.
اولویت اول «الا اله – الا الله» از کانال «محمد رسول الله» صلی الله علیه وسلم است. یعنی کفر به طاغوت و تولیدات فکری و عقیدتی و رفتاری طاغوتها که مخالف شریعت الله است و بعد، ایمان به الله و آنچه که الله از طریق آخرین فرستاده اش فرستاده است.
در هر جای قرآن و احادیث صحیح اسمی از طاغوت آمده است یعنی کافر، پس کفر به طاغوت یعنی کفر به کفار که این کفار بعد از شیطان بر اساس آیه 17 سوره حج 5 دسته هستند: 1- الَّذِينَ هَادُوا 2- وَالصَّابِئِينَ 3- وَالنَّصَارَىٰ 4- وَالْمَجُوسَ 5- وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا (مشرکین = سکولاریستها)
ایین یعنی توحید و کسی که به صورت کلی و مجمل تسلیم این مفهوم شود مسلمان است و کسی که به این مفهوم ایمان بیاورد مومن میان مسلمین است.
بر اساس آیات اولیه ی سوره ی روم و آیات متعلق به شوری که همگیی مکی هستند اولویت دوم دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان و آموزشهای سیاسی قبل از دست یافتن به حاکمیت است.
یعنی مسلمین در همان دوران مکی بر دشمن شناسی و درجه بندی شرعی دشمنان آشنا بودند و می دانستند که امور خود را باید بر اساس شورا به پیش ببرند و تمام این موارد قبل از تشکیل دارالاسلام و حاکمیت مدینه بود و قبل از آن بود که «اهل جماعت» شوند.
به محض تشکیل دارالاسلام و حاکمیت و جماعت مسلمین هم، اولویت اول هجرت به این دارالاسلام و «اهل جماعت شدن» است.
هم اکنون اکثریت مسلمین از این اولویتها غافل و جاهل شده اند نه اولویتهای فقهی بعدی. یعنی می توان گفت اکثریت مطلق مسلمین هنوز نمی دانند طاغوت چیست یا چگونه کفر به طاغوت کنند که کلید و دروازه ی ورود به ایمان و دین اسلام است؛ و حتی با آنکه اکثیرت مسلمین می گویند ما اهل سنت و جماعت هستیم معنی این اصطلاح«اهل جماعت» را هم نمی دانند و اصلا نمی دانند چگونه «اهل جماعت» شوند و با «اهل جماعت» شدن چه تکالیفی متوجه آنها می شود!
مسلمین صدر اسلام با رعایت این اولویتها، در حد خود سایر امور فقهی شخصی را نیز یاد می گرفتند و یک زندگی که طبق برنامه ی اسلام است را به پیش می بردند و دستورات الله را تا حد توان در زندگی پیاده می ساختند.
یعنی صدها مومن چون سمیه و یاسر و حمزه و مصعب و… بودند که هنوز یا این احکام نازل نشده بودند به شهادت رسیدند یا فوت کردند یا هنوز تکمیل نشده بودند به شهادت رسیدند یا وفات کردند.
اولویت ما هم همین است و باید دقیقا مثل صدر اسلام ایمان بیاوریم تا هدایت پیدا کنیم چنانچه الله می فرماید: فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ ۖ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (بقره/137) اگر آنان ایمان بیاورند، بمانند آن چیزهائی که شما ایمان دارید، بیگمان رهنمود گشتهاند، و اگر پشت کنند پس راه اختلاف و دشمنانگی را در پیش گرفتهاند، و الله تو را بسنده خواهد بود و او تو را ازایشان نجات خواهد داد، و او شنوا و بینا است .
این مسیر صحیح دعوت و ایمان و «اهل جماعت» شدن است که اگر درست طی شود دیگر مسلمین به خاطر مسائل ریز فقهی مذاهب با هم درگیر نمی شوند و یا مسائل تاریخی گذشته آنها را از هم جدا نمی کند و ابزار دست دشمنان خارجی و دارودسته ی منافقین داخلی نمی شوند.