مولوی عبدالحمید و  صیانت از «دارالاسلام ایران» و فتنه‌ی جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی

مولوی عبدالحمید و  صیانت از «دارالاسلام ایران» و فتنه‌ی جبهه ی کفار خارجی و مرتدین داخلی

کاتب: سلیمان عبدالرحمن

مولوی عبدالحمید خطیبی است که در جایگاه علماء قرارش داده اند اما این جابجائی تاثیری در واقعیت امر ندارد، با این وجود جای تأمل و تأسف است که شخصی در قامت سخنگوی مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله در خاک «دارالاسلام ایران»، چشم به دستان خون‌آلود کفار محارب و اشغالگر خارجی و جبهه کفر و ارتداد دوخته باشد. آیا گمان می‌برید آمریکا و صهیونیست‌ها که دشمنی‌شان با اساس اسلام و قوانین شریعت الله و نام  رسول الله صلی الله علیه وسلم بر همگان عیان است، به دنبال خیرخواهی برای ملت ایران اعلم از شیعه و سنی و غیره هستند؟ قطعاً خیر، و بدون شک آنچه رسانه‌های فتنه‌گر (مانند ایران اینترنشنال و کلمه و امثالهم) به عنوان آزادی تبلیغ می‌کنند، سرابی است که جز فتنه و کفر و ارتداد و نابودی زیرساخت‌های این سرزمین اسلامی هدفی ندارد.

کمی به کارنامه ی سیاه آمریکا و صهیونیستها و شرکای آنها نگاه کنید تا بدانید که آمریکا و شرکایش برای جان هیچ مسلمانی ارزش قائل نبوده و نیستند چه رسد به ارزش قائل شدن برای مومنین اهل دعوت و جهاد و آزادیخواهانی که نمی خواهند برده ی آنها باشند. نگاهی به ویرانه‌های هیروشیما، ویتنام، افغانستان، عراق، سومالی، مالی، یمن و امروز غزه، نشان‌دهنده «عدالت به سبک آمریکایی» است. آمریکا نه نجات‌بخش، بلکه ویرانگری است که هر جا قدم گذاشته، جز فقر، جنگ مذهبی و هتک حرمت نوامیس مسلمین چیزی به جای نگذاشته است. چگونه می‌توان ردای سفارت چنین جنایتکارانی را در داخل مرزهای اسلام بر تن کرد؟

ایران، به عنوان قلب جبهه ی مقاومت اسلامی در برابر چنین جرثومه ای در خاورمیانه، دارای تنوع قومی و مذهبی بی‌نظیری است که تحت پرچم اسلام قرن‌ها با مسالمت زیسته‌اند. تجربه تلخ «عراقِ زمان بوش و پس از آن» پیش روی ماست. کسانی که با طناب پوسیده بیگانگان به دنبال تغییرات ساختاری هستند، بدانند که پتانسیل ایران برای درگیری‌های داخلی به دلیل این تنوع، بسیار بالاتر از عراق است. نتیجه‌ی این مسیر، نه آزادی، بلکه ئر خوشبینانه ترین برداشت «سوریه‌ای‌سازی» و «لیبی سازی» ایران و تبدیل مساجد و مدارس به میدان جنگ‌های نیابتی است.

پس نمی‌توان مدعی سخنگوی مذهبی بود اما با جریانی سکولار و ارتدادی هم‌صدا شد که در آشوب‌های خود، کتاب الله و مساجد الله را به آتش می‌کشند و به شعائر الهی توهین می‌کنند. حمایت از «اغتشاشگران قرآن‌سوز» و تبدیل شدن به تریبون صهیونیست‌ها در مرکز استان سیستان و بلوچستان، خروج از مسیر تقوا و مصلحت مومنین بلوچ و غیر بلوچ در ایران است.

بدون شک امنیت و آرامشی که امروز در دارالاسلام ایران برقرار است، ثمره خون شهیدانی است که در برابر همین شیاطین (آمریکا و صهیونیزم) ایستادند. پیش از آنکه نیت‌ها بر ملا شود، به داده‌های تاریخی و واقعیات میدانی  نگاه کنید و بدانید که صلح و پیشرفت در سایه «وحدت کلمه» و «حفظ حاکمیت اسلام» محقق می‌شود، نه با خوش‌رقصی برای کفار سکولار و اشغالگر خارجی و مرتدین سکولار داخلی و گروه منافقین بومی که خواب ویرانی این مرز و بوم و تبدیل کردن دارالاسلام به دارالکفری طاری و حاکم کردن قوانین ارتدادی و کفری سکولاریستی را می‌بینند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *